زمانه

بيماريهاي آبزيان

بیماریهای ماهیان در سه گروه بیمارهای ویروسی ، بیماریهای باکتریال و بیماریهای قارچی تقسیم بندی می‌گردد
بیماریهای ویروسی :
1) IPN :مهمترین منبع ویروسی IPN مایع تخمدان ماهی ماده آلوده و مدفوع یا ترشحات روده‌ای آن در هنگام بیماری است . این بیماری باعث اپیدمی وخیمی در بین بچه ماهیان می‌گردد . ماهیانی که از بیماری جان سالم بدرببرند معمولاً ناقل‌های ویروسی هستند . علائم بیماری شامل تاخیر در گرفتن غذا ، از دست دادن تدریجی تعادل ، شنای مارپیچی ، نرم و برآمده شدن قسمت شکمی و لاغری ، تیره شدن رنگ بدن ، تجمع موکوسی روشن در محوطه روده‌ها ، خونریزی در احشا داخلی و بافتهای چربی داخلی وبافت پانکراس ، کبد و طحال معمولا بی‌رنگ و اگزوفتالمی چشمها در این بیماری دیده می شود. این بیماری معمولا در موسسات پرورش ماهی که از منابع آبی با درجه حرارت ثابت استفاده می‌کنند کمتر دیده می شود و بیشتر زمستان و پاییز و بهار در فصولی که قزل‌آلاها از تخم خارج می‌شوند و شروع به تغذیه می کنند ضرر می رساند
2) سپتی سمی هموراژیک ویروسی VHS : قزل‌آلاها در تمام سنین به این بیماری حساسند ولی تلفات سنگین بیشتر در بین قز ل‌آلاهای تا 6 ماهگی ( 200گرم ) مشاهده می‌شود . بیشترین همه گیری ها در فصول زمستان و سپس در بهار رخ می‌دهد. منبع اصلی ویروس قزل‌آلای مبتلا است و مقدار زیادی از اجرام ویروسی از مدفوع و ادرار ماهیان آلوده دفع می‌گردد . علائم بیماری متغیر است و کلا شامل خونریزی‌های وسیع در بافتهای عضلانی ، کبد ، و چربیهای احشاء و گناد ها و سایر اعضای بدن می‌باشد .
کبد رنگ پریده و گاهی اوقات زرد رنگ است کلیه ها و طحال متسع شده و پر خون می‌باشد . لوله گوارشی خالی است و PH آن به 7 ـ 6 میرسد درصورتیکه PH لوله گوارشی در حالت عادی ( 2 ـ 1 ) است .در فر م عصبی بیماری بدن ماهی تاب برمی‌دارد (اسکولیوز )
3 IHN یکی از منابع عفونت تخم‌هاو اسپرم ماهیان مولد آلوده است . رشد بیماری منوط به افزایش درجه حرارتو در درجه حرارت 15 همه گیریها خود بخود ناپدید میگردد، بیرون زدگی چشم ،اتساع ناحیه شکمی ، ایجاد یک خط دراز وطولانی از ناحیه مخرجی ( مدفوع آویزان ) و خونریزی زیر باله‌ها ، رنگ پریدگی اعضا ، خونریزیهای نقطه ای در سطوح و صفاق
و در داخل بافت های چربی بی حالی و حرکات سریع انفرادی و کم خونی
4) عفونت ویروسی بهاره کپور ماهیان SVC : بیماری بسیار خطرناکی است که ماهی کپور ، ماهی قرمز ، اردک ماهی ، لای ماهی وحتی در قزل‌آلای رنگین‌کمان مشاهده می‌شود سابقا علت آنرا باکتریهایی نظیر ایروموناس می دانستند . این بیماری در سنی دیده می‌شود . ماهیها معمولا در قسمت خروجی آب تجمع می‌یابند ، تیرگی بدن ، خونریزیها ی نقطه ای بخصوص در روی پوست آبشش ، از دست دادن تعادل ، اگزوفتالمی اسیت ، مخرج و قسمت شکمی ماهی قرمز شده و در لوله گوارش خونابه جمع می‌شود. براثر تورم فلسها که در حالت عادی خوابیده است بلند شده و برجسته می‌گردد . پوست سر وپس سر سائیده می‌شوند . این بیماری اغلب در بهار زمانی که حرارت آب بین 20 ـ 13 درجه است افزایش می‌یابد . وقتی حرارت از 20 تجاوز کند بیماری فروکش می‌کند .
5) التهاب کیسه شنا SBI : بیماری عفونی در بین کپور ماهیان است . معمولا در حرارت های نسبتا بالا بروز می‌کند و در 13 درجه سانتیگراد فروکش می‌کند . کیسه شنا تحت التهاب بسیار شدید است . این التهاب بخصوص در قسمت تحتانی بروز می‌کند . کیسه شنا کدر و پر خون شده و نقاط خونریزی به تدریج ظاهر شده و دیواره کیسه شنا ضخیم می‌گردد . لکه های قهوه‌ای یا سیاه بر اثر تغییر رنگ خون اغلب بر روی کیسه شنا ظاهر می‌گردد . ماهیان بیمار همواره به عنوان ناقل ویروس شناخته می‌شوند.
 

بیماری‌های باکتریال :
1 ) فرونکلوزیس: یکی از شایع ترین بیماری‌های میکروبی آزاد ماهیان است . این بیماری با افزایش درجه حرارت کم شدن میزان اکسیژن محلول وجمعیت زیاد ماهیان ارتباط و همبستگی دارد . این بیماری ممکن است در هر سنی ماهیان را مبتلا سازد ولی در بین ماهیان انگشت ‌قدی شایع‌تر و خطرناک‌تراست مهمترین علامت این بیماری تغییرشکل طحال است که به شکل قرمز در می آید کبد بی‌رنگ و خونریزیهای وسیع در تمام سروز های سطحی دیده می‌شود .ماهی تغذیه نمی کند و خون به داخل روده‌هاا وارد شده زخم در پوست و ماهی پس از تیره شدن بلافاصله می‌میرد. کورک‌ها در پوست رشد می‌کند ولی به قسمت‌های تحتانی نمی‌رسد درشکل مزمن بیماری کورک‌ها با مواد نکروتیک در پوست مشاهده شده و در این شکل کورک‌ها به قسمت‌های زیرین پوست رفته و به عضلات می‌رسد.
2) بیماری باکتریال آبشش‌ها B.G.O : چندین نوع بیماری آبشش در ماهیان یافت می‌شود . بیماری آبششی میکروبی که در اثر آلودگی به میکسو باکتر ها یجاد می‌شود و بیماری آبشش تغذیه‌ای که در اثر کمبود اسید پانتوتنیک ایجاد می‌شود . بیماری آبشش هموراژیک که با ظهور اتساع‌های شریانی به اندازه دانه های شن در مویرگهای آبششی مشخص است و عامل آن آلودگی‌های شیمیایی ، حشره‌کشها و انگلهای خونی است . برانکیو مایکوزیس بیماری آبششی است که در اثر آلودگی قارچ آبشش ایجاد می‌گردد . در تمام این حالات یکی از بارزترین نشانها افزایش ترشحات موکوسی توسط آبشش‌ها است .
3 )بیماری پوسیدگی باله و دم FR.TR : عامل مستقیم آن را باکتریهای گروه ایروموناس و پزودوموناس می دانند اولین نشانه بروز خط سفیدی است که روی لبه خارجی باله‌ها دیده می‌شود که به طرف پایه باله‌ها در حال پیشرفت است . باظهور زخم لبه خارجی در اثر تحلیل رفتن نسوج نرم بین باله‌ها حالت رشته‌رشته پیدا می‌کند . این حالت در ماهیان آکواریومی و آزاد ماهیان بوفور دیده می‌شود . تراکم زیاد حرارت بالا و بدی تغذیه( کمبود اسید فولیک واینوزیتول) یا افزایش ویتامین A ممکن است باعث گسترش پوسیدگی باله و دم ‌شود .
4 ) بیماری باکتریال کلیه B.K.D : هنگامی که درجه حرارت افزایش یابد بیماری کلیه بیشتر می‌تواند به عنوان یک بیماری مزمن و پنهان بروز کند . بعضی همه گیریها در پاییز و بعضی در بهار رخ می دهد مرگ‌ومیر تدریجی است ولی ناگهانی بالا می رود . برآمدگی حباب مانند در طول خط پهلو ، برجستگی غیر گسیخته به صورت مناطق بیضی و یا دایره‌ای شکل در ناحیه پوست رنگ ماهی تیره شده و به گوشه حوضچه‌ها و یا ورودی آب پناه می‌برند . ماهیها در اثر بدی تغذیه نیم کور یا کور می‌شوند.
بیماری ‌های قرمز روده‌ای ERM : این بیماری در قزل‌آلاهای رنگین‌کمان مشاهده می‌شود . عامل آن یرسینیا راکری است . التهاب و تخریب فکها . سقف دهان در قزل‌آلاها تنها مشخصات بیماری دها ن قرمز نیست بلکه این علائم دربیماری‌هایی نظیر بیماری آب سرد و بیماری زخم نیز دیده می‌شوند. ماهی در این حالت بی‌حال و به رنگ تیره در می‌آید . قرمزی دهان و سرپوش آبشش ساقه دمی و پایه باله‌ها ، در موارد مزمن بیماری کوری اگزوفتالمی حرکت بدون هدف ، اتساع شکمی ، رنگ پریدگی آبشش‌ها و لاغری دیده می شود
بیماری‌های انگلی ماهیان شامل قارچی و انگل‌های کرمی ماهیان می‌باشد .
 

بیماری‌های قارچی ماهیان :
ساپرولگنیازیس : بیماری قارچی ماهیان و تخم‌های آنان است . بیشتر گونه‌های این خانواده روی اعضاء مرده جانوری رشد و نمو می‌کنند . عوامل متعددی زمینه‌ساز علت اولیه و ثانویه و تداوم ‌ساپرولگنیازیس ماهیان می‌باشند که عبارتند از بدی تغذیه ، حضور مواد سمی در آب ، صدمه به پوست ، باله‌ها و آبشش‌ها بر اثر انگل‌های خارجی ، زخم‌های فیزیکی ، استرس‌های فیزیکی نظیر کاهش درجه حرارت افزایش یا کاهش PH و بالا رفتن شوری آب ، سرعت رشددر درجه حرارت 15 ـ 5 درجه کند است ولی در حرارت 26 ـ 18 بسیار تند است . علائم ابتلا شامل حضور توده پنبه‌مانند سفید تا خاکستری ، قهوه‌ای رنگ بر روی پوست ، باله‌ها ، آبشش‌ها یا چشم ماهی یا روی تخم‌های آنان می‌باشد .
انگل‌های تک یاخته‌ای :
کاستیازیس : این تک یاخته به طور عادی در روی پوست و آبشش ماهیان دریایی و آب شیرین به تعداد کم و بدون عارضه‌ای وجود دارد . قسمتی از خوراک این انگل شامل سلولهای پوششی کنده شده وپس مانده‌های سلولی میزبان می‌باشد . در اثر شرایط مناسب این انگل توسعه یافته و تلفات ماهیان افزایش می‌یابد. این انگل به کرات در ماهیان آکواریومی مشاهده و باعث تلفات گردیده است . این بیماری در حرارت بالای 25 درجه سانتیگراد دیده نمی‌شود . بچه ماهیان و ماهیان جوان در زمستان گذرانی انگل به این انگل حساسترند علائم شامل افزایش موکوسی قسمت های الوده بدن عدم تغذیه ، آسیب دیدن پوست و آبشش‌ها ، حرکات کند ماهی آلوده ، معلق بودن ماهی در آب
بیماری لکه سفید یا ایک ICH یکی از شایع ترین بیماری‌های ماهی در بین ماهیان آکواریومی پرورشی و حتی وحشی است . ماهیان به طور دسته جمعی به محل ورود آب استخرها نزدیک می‌شوند. ماهیان در داخل استخر سریعا تغییر محل می‌دهند . ماهیان شدیدا ناراحت بوده و تنه خود را به کف استخر و کناره‌ها می‌مالند . لکه‌های سفید روی سطح بدن ظاهر می‌ گردد که به صورت سر سنجاقی است
تریکودینیازیس : یکی از بیماری‌های شایع مزارع پرورش است ، این بیماری در سنین مختلف بروزکرده و بخصوص در بین بچه ماهیان بیشتر مشاهده می‌شود . بدن ماهی به رنگ مات درآمده و از ترشحات لعاب‌مانند سفید رنگ پوشیده می شود . اضطراب در ماهیها ، مالیدن بدن به کناره‌های استخر، زخم زیر شکم و باله‌‌ها ، لخته‌های خون در بین رشته‌های آبششی ، لاغری ماهیان .از علایم درمانگاهی بیماری است
انگل‌های خارجی ماهیان :
ژیروداکتیلوس : این کرم به عنوان انگل پوست و باله های اغلب ماهیان پرورشی به خصوص کپور ماهیان محسوب می‌گردد و در بعضی از ماهیان در روی آبشش‌ها نیز دیده می‌شود . ویکی از عوامل مهم تلفات بچه ماهیان و نیز ابتلابه بیماری‌های قارچی محسوب می‌شود . انگل بوسیله قلابهای فرو رونده بر روی پوست یا آبشش‌ها ثابت شده و از سلول‌های پوششی تغذیه می‌کند و چسبندگی آنها به بدن ماهی از سایر انگل بیشتر است و حتی پس از مرگ بدن میزبان را رها نمی‌سازد.
داکتیلوژیروس : کرم قلابدار خونخوار آبشش ماهیان است و بیشتر در کپور ماهیان دیده می‌شود . کرم‌های قلابدار آبشش ماهیان از سلولهای پوششی و سپس از خون ماهیان به شدت تغذیه می‌کنند . وسبب خونریزی شدید ، لخته و خلط و تغییر رنگ آبشش‌ها می‌شود و مرگ‌ومیر زیادی به همراه دارد.
کرم چشم یا دیپلوستومیازیس : این متا سرکرها انگل عدسی چشم ماهیان هستند . که سبب کدورت کره چشم و کوری می‌گردد . تعدادمتا سرکر ها در یک چشم ممکن است تا500 عدد برسد . ماهیان کور اغلب یا بسیار روشن یا بسیار کدر هستند . کم وزنی و لاغری از علائم دیگر بیماری می باشد .
دیفیلو بوتریوزیس : بیماری انگلی است از کرمهای نواری شکل که در عضلات ماهی به صورت پلرو سرکویید دیده می‌شود . انگل بالغ در انسان و یا سایر حیوانات که از گوشت ماهی تغذیه می‌کنند یافت شده و این کرم در روده انسان و حیوان به طول 20 ـ 2 متر می‌باشد . تخم‌های کرم همراه مدفوع انسان یا سایر حیوانات دفع شده و سپس به بدن میزبان واسط که یک نرم‌تن است وارد شده و ماهی با بلع نرم‌تن الوده مبتلا به انگل شده و عضلاًت ماهی مبتلا به انگل خواهد شد.اگر گوشت ماهی به حالت نیم‌پخته یا خام مصرف شود باعث آلودگی انسان و یا سگ خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  89/05/15ساعت 12:1  توسط زينب  | 

مراحل رشدعلفهای هرز آبزی

آب خالص وبدون املاح نمی تواند برای مدت طولانی جایگاه مناسبی برای ادامه زندگی موجودات آبزی باشد ولی آبهای طبیعی به دلیل داشتن املاح گوناگون این نیاز موجودات راتامین می کنند .به علاوه این نوع آب ها گازهایی دارند که درآب حل شده اند اکسیژن وکربن دیوکسید (گاز کربنیک )ازمهم ترین گازهای موجود درآب های طبیعی هستند این گازهادریک سطح صاف یعنی همان جا که هوا باسطح آب درتماس است درآب حل می شوندازموادشیمیایی مهم درآب نیتراتها.سولفاتها .کلریدها .فسفاتهای فلزات مختلف ازقبیل سدیم.منیزیم .کلسیم وآهن وهمچنین ترکیبات قابل حل سیلیسی هستند.این موادشیمیایی مختلف درنتیجه ی واکنش های شیمیایی وحل شدن از داخل خاک یاازلجن موجوددرآب به وجودآمده اند.این گونه موادممکن است ازتجزیه ی بقایای گیاهی وحیوانی موجوددرآب به وجودآمده اند.این گونه موادممکن است ازتجزیه ی بقایای حیوانی یاگیاهی موجددراب بوجود امده باشندیابراثرشسته شدن وفرسایش خاک به داخل آب انتقال یافته باشند.

بودن یا نبودن بعضی ازاین مواددرآب تعیین کننده انواع گوناگون یا مجموعه ای از گیا هان وحیوناتی است که در آب و در نقطه خاصی از آن زندگی می کنند مثلا اگر در یک استخرنمک های کلثیم نقصان یابد جانورانی مانند حلزون که برای ساختن لاک مارپیچ خود به این ماده احتیاج دارندنم توانند در آن به زندگی خود ادامه بدهند.این موضوع برای آن دسته از گیاهان آبزیکه به طور معمول به کلسیم بیشتری نیاز دارند مصداق دارد .شرایط زندگی آنهانیز مانند گیاهانی است که در زمین های گچی رشد و نمو می کنند.

در یاچه ها اندازه های مختلف دارند بعضی کم عمق ترند سطح بعضی از آنها کوچک و برخی بزرگتر است.در هر حال آب راکد دریاچه هامحیط خوبی برای رشداکثر گیاهان آبزی است حتی در عمیق ترین قسمت آنها گیاهانی می رویند.

طبقه بندی گیاهان آبزی

گیاهانی که در آب زندگی می کنندبه چند شاخه مختلف تقسیم می شوند.

1-شاخه ی گیا هان ابتدایی

این گیاهان ساختمانی بی نهایت ساده دارند که فقط از یک یاخته تشکیل شده اند.مهمترین آنها باکتری ها هستند این موجودات گیا هان بسیار کوچکی می باشند چون کلروفیل ندارند ساختن مواد غذایی برای آنها غیر ممکن است وبه ناچار به حالت انگل یا گنده خوارروی مواد آلی زندگی می کنند.تولید مثل آنها با تقسیم شدن یاخته است .این نوع تکثیر با سرعت انجام می شود .بطوری که 50باکتری در یک روز 38هزار ودر 3روز 590هزار باکتری می شود .

 2-شاخه ریسه داران

این گیاهان از توده هایی به نام ریسه ساخته شده اندبه همین جهت آنها راریسه داران می نامند و بعضی از آنها کلروفیل دارندو بعضی ندارند.ریسه داران فاقد ریشه ساقه و برگ هستند .

رده هایی از این شاخه که درآب زندگی می کننددر زیر شرح داده می شوند.

الف.جلبک ها گروه عمده ای از گیا هان هستند که معمولا در آب با نقاطمرطوب می رویندودارای کلروفیل اند همان گونه که گیا هن سبز اساس و پایه ی حیات را روی زمین تشکیل می دهند جلبک ها یا الگ هانیز پایه حیات و تولید در آب های شیرین وشور هستند .جلبک ها شامل جلبک های دریایی وبسیاری از انواع دیگری استکه در آب های شیرین به سر می برند.بعضی از آنه یک یاخته دارند که طول
آنها ممکن است به چند سانتیمتر وگاهی تا یک متر برسد ولی اغلب جلبک ها چند یاخته ای اند که ممکن است یاخته ها پشت سر هم قرار گرفته یا دارای انشعاباتی باشند .بعضی از آنها به شکل ورقه های صاف یا دندانه دار هستند برخی جدار سلولی هایشان از سیلیس پوشیده وضغیم شده است.تولیدمثل جلبک هابه دو طریق صورت می گیرد یکی با هاگ ودیگری با تخم.جلبک های میکروسکوپی را همه جا می توان یافت .دربرف هاویخچال های دائمی تابیابان ها اقیانوس هادریاچه ارودخلنه ها صخره هاوخاک هاجلبک هاپایه ی حیات درآب بوده درواقع تاثیربه اندازه خشکی هاروی آب قادربه تولیدموادآلی واکسیژن هستند.

جلبک هارابرحسب وجودماده رنگی وکلروفیل به چندراسته  تقسیم می شوند:

جلبک های سبزکه به دلیل داشتن کلروفیل سبزرنگندواغلب درآب های شیرین زندگی می کنندولی برخی ازآنهانیزدریایی هستند .

جلبک قهوه ای که دارای  کلروفیل وماده زردرنگ مایل به قهوه ای به نام فیکوفئین هستندهی این جلبک هاتقریباقهوه ای هستند همه ی این جلبکها تقریبا دریایی اند .

جلبکهای قرمز که دارای کلروفیل وماده قرمز رنگی به نام فیکواریترین  هستند جلبکهای قرمز را فلوریده نیز مینامند .اغلب انها دریایی هستند ولی بعضی ازانها درآب شیرین زندگی می کنند.

جلبک ها را به علت زندگی در آب تالوفیت اکواتیک نیزمی گویندانهایی که دردریازندگی به نسبت رنگ واحتیاجی که به نورافتاب دارنددراعماق مختلف دریاقرارمی گیردمثلاجلبکهای سبزدرسطح دریابعدازان جلبکهای قهوه ای وبعدجلبکهای قرمزوپاییترازان نوری نمی رسدجلبک نیزوجودنداردیعنی یافت نمی  شود

 ب.قارچهااین گروشامل قارچهای سمی کبکهاوبرخی ذرات ریزگیاهی هستندکه دراب زندگی میکنند تالهای قارچازرشتهای ساده ای به نام میسلیوم تشکیل شده که چون فاقدکلروفیل اندونمی توانندموادغذایی موردنیازخودبسازدبه صورت انگل گنده خواروغیره به سرمی برند .

3-شاخه خزه ایها

گیاهان این شاخه ساقه وبرگ دارند ولی ریشه ندارنداما ریشه یا موهای کوچکی دارند که آنها ریزوئید می نامندکه در حقیقت عمل ریشه را انجام می دهندوبنابرین نسبت به ریسه داران کاملترند.این گیاهان نیز فاقد گل ومیوه هستند.در این شاخه خزه ها وبرخی ذرات ریزگیاهی وجود دارند که در آب های شیرین زندگی می کنند.خزه ها ساقه کوچکی دارند که سادهیا منشعب بوده حامل برگهای ریزی است که بسیار نزدیک به هم قرار گرفته اند.در انتهای زیرین ساقه رشته ای باریک ریزوئیدقرار دارد .تولید مثل آنها با اسپور انجام می شود که از تلاقی دو عضو ماده ونر به نام ارکگن وآنتریدی به وجود می آیند.

4-شاخه سرخس ها

این شاخه که نهانزادان آوندی نیز نامیده می شودگیاهانی هستندکه ریشه ساقه برگ دارند ولی فاقد گل و دانه اند.در واقع حد فاصل بین ریسه داران وبازدانگان هستند سرخس ها دم اسبیان پنچه گرگیان وتعدادی ذرات ریز گیاهی آبزی جزء این شاخه هستند.تولید مثل آنها با اسپور صورت می گیرد.

5-شاخه گیاهان دانه دار

گیاهان گلدارویا دانه دار و نیز بسیاری اززرات ریز آبزی از این شاخه هستند .همه ی گیاهان گلدار بدون استثنا تخمچه دارند که بعد از بارور شدن دانه را بوجود می آورند.بیشتر علف های هرز مزاحم این شاخه اند.

6-گیاهان گلدار آبزی

گیاهان عالی آبزی به یک گروه تنها تعلق ندارند در محدوده آب شیرین بسیاری از گیاهان با خصوصیات خانوادگی گوناگون یافت می شود که به نظرمیرسد بر حسب محل رویش یا رستنگاه به صورت آبزی تغییر حالت داده یا در شرایط خاصی خود را با محیط اطراف وفق داده باشند.

اگر حاشیه ی یک آبگیر بزرگ ونهر آب یا رودخانه آرام به دقت مورد مطالعه قرار گیرد آشکار خواهد شد که گیاهان به طور اتفاقی وتصادفی رشد نمی کنند بلکه در مناطق معلوم یا اعماق مشخص آبدر اجتماعاتی با خصوصیات وصفات مشخص شکل یافته اند.مثلا گیا هان مردابی در مناطق نسبتا خشک تر که فاصله نسبی با آب دارند رشد می کنند و طبیعتا با سیل وطوفان سازگارشده اند گیا هان باتلاقی در آب وحاشیه ی باتلاق ها زندگی می کنند ذرات ریز گیاهی در آب های کم عمق شروع به رشد می کنند که بصورت شناور در می آیند وبالاخره گیاهان غوطه ور در آب تا آنجا که نور در اعماق آب نفوذ کند رشد می کنند وبه نسبت شفافیت آب در عمق30سانتیمتری زیر سطح آب تا 6متری یافت می شود.گیاهان شناور آزاد درست زیر سطح آب زندگی می کنند.گیاهان مردابی ریشه در رسوبات داشته ولی بالای سطح آب رشد می کنندودر رسوبات عمق های کمتر از60تا90سانتیمتری ریشه می دوانند.در زیر در مورد هر یک از گیا هان توضیحاتی داده می شود.

1-گیا هان غوطه ور در آب

این گروه از گیاهان آبزی به نظر می رسدکه بیشترین انطباق را با محیط نشان می دهنداین گیا هان آبزی واقعی هستندوبه آنهاهیدروفیت نیز می گوینداین دسته از گیاهان ساقه های نرم ضیف وشفاف دارند.

گیاهان غوطه وردر آب قادر به محافظت کامل از خود نیستند.اگر ساختمان آنهارا با میکروسکوپ مورد بررسی قرار دهیم در می یابیم که مانند گیاهان خشکی زی بافت ورشته های چوبی دارند.

برگ گیاهان معتبر درآب روزنه نداردولی درگونه هایی مثل نیلوفرآبی که برگ های شناوردارداین گونه منافذ تنها درسطح بالایی برگ هادیده می شود برای اینکه منافذوروزنه هادراین گونه برگ هابهترعمل کنند نباید همه ی قسمت های برگ باآب پوشیده شود زیرا باعث خفه شدن گیاه می شود.درچنین گیاهانی سطح بالایی برگ ممکن است به حدی مومی وچرب باشد که آب روی آن قرارنگیرد.

بیشتر گیاهان آبزی واقعی دائمی هستند زمستان گزرانی وبقا آن هادرسراسر زمستان ازراه های مختلفی حل می شود .برخی ازگیاهان مانند ستاره آبی معمولا درفاضلاب آب های گرم ودرحاشیه ی  آبگیرها وته استخرهاتافصل بهارباقی می مانند.تعدادی مانند فورگبیت ومیریوفیلوم وسیلن درفصل پاییزشکوفه کرده گل های مخصوصی می دهند که وقتی گیاه پوسیده شدوازبین رفت ودرلجن زارفرورفت برخی موادغذایی آنهادربهارباعث شکوفایی ورشدگیاهان جدیدمی گردد.نیلوفرآبی وگونه های اوواش نیز بااستفاده ازموادغذایی ذخیره شده درساقه یاریشه هایشان

که دراجن فرو رفته اند دربهارجوانه های جدیدبوجودمی آورند.

2-گیاهان شناور در آب

هیدروفیتهای حقیقی که برگ های درهم فرو رفته ای دارند در آب شناورند و سطح بالایی آنها که با هوا در ارتباط است می تواند مبادلات گازی را انجام دهند.برگ های این نوع گیاهان معمولا سفت ودر مقابل باد وباران مقاومت بیشتری دارند و به علت چرب بودن آب را ازخود دور می کنند.اکثر گونه های اوواش برگ های بزرگی دارند که در آب شناورندوگاهی مانند پتو سطح بعضی از برگ ها را می پوشانند .این گیاهان گروه بسیار بزرگی هستند که تشخیص اعضای آنها از یکدیگر بسیار مشکل است که بخصوص که بعضی از آنها هیبرید یکدیگرنیز هستند.

گیاه کاشم یکی ازگیاهانی است که در محیط های آبی قابلیت انطباق زیادی دارد گلهای نر وماده آن از یکدیگر جدا هستند  گرده این گیاه در زیر بعمل لقاح انجام می دهد .از نمونه های دیگر گیاهان شناوردر آب دوتریکولاریا است که قسمت دهاند شسبز آنها با ریشه فاصله زیادی دارد .ساقه های درازشان به طور افقی روی آب شناورند برگ هایشان به قسمتهای باریک شبیه مو تقسیم شده که مانند دسته های موی بافته شده در آب شناورند .

لمنامینور یاعدسک آبی یکی از معمولی ترین گیاهانی است که بطور گسترده در همه ی آبهای راکد مشاهده می شود.طول برگ های آن بین 1.5تا4میلیمتر ودارای یک ریشه است .این گیاه درسطح آب شناور است ریشه های آن در آب آویزان است به نظر می رسد که بهترین رشد ونمورا در آب داشته باشند.

لمناپولی ریزا گونه دیگری از عدسک آبی است که در حاشیه نهرهاوبرکه ها مشاهده می شود .طول برگ های آن به 5تا10میلیمتر می رسدومعمولا به رنگ سبزوارغوانی بوده هر یک دارای چند ریشه است.

لمنا تریسو لک گونه دیگری از عدسک های آبی است که معمولا در حاشیه نهر ها و آبگیر ها رشد می کند.هیدرو کاریس موروس –رانه اینگیاه بهطور عمده در آبگیر ها دیده می شود .

استراتیوتس آلوئیدس گیاهی است که آب های آهکی را ترجیح می دهد گل های آن در اوایل تابستان باز می شوند در سایر مواقع سال در زیر آب شناور است.

نیمفا آلبانیلوفرآبی سفیدرنگ که دراکثرآبگیرها ودریاچه هابه صورتزیبا وگسترده ای مشاهده می شود.

نوفارلوتئا نیلوفرآبی زردرنگ کهدربیشترنقاطآبگیرها دریاچه ها وآب های گرم مرداب هامشاهده می شود.

3-گیاهان باتلاقی

گیاهان باتلاقی به طورمعمول برگ های باریک وکشیده ای دارندودراوایل بهار قبل ازگیاهان دیگر شروع به رشدونمو می کنند.باتغییر سطح آب فتوسنتز وتنفس آنهادچاراشکال می شود.این گیاهان درمقابل بادمقاوئمت زیادتری دارند.ازریزوم اکثر آنها گیاهان جدیدی بوجودمی آید.

ک4-گیاهان مردابی

کمی دورترازحاشیه اب معمولامرداب قرارداردوجای گیاهان مردابزی است گیاهان مردابی شاداب اندواغلب برگهای بزرگ دارندزیراازدست دادن رطوبت ارطریق تعرق وتبخیردراین گونه گیاهان مشکلی ایجادنمی کند.این گیاهان ساختمانی اسفنجی دارندتابتوانندبرای ایام خیلی مرطوب وزمانی که خاک رطوب زیاد دارند هوا ذخیره کنند ارتفاع بعضی ازاین گیاهان ممکن است تقریبابه دومتروطول برگ های به یک متر برسد گیاهان مرداب زی عبارتند از:

 

اپیلوبیوم هیرسوتوم که معمولادرمناطق مردابی رشدونمو می کنند ارتفاع آن به130تا170سانتی متر میرسد ودراوایل تابستان گل های آن ظاهر می شود .

فیلیپنودولااولماریانوعی اسپیره است به ارتفاع تقریبا 60سانتی متر که گل هایش در تابستان ظاهر می شود.

کالتا پالو ستریس تقریبا 50سانتی متر ارتفاع دار د وگل های آن که دربهار ظاهر می شوند گل کاسبرگ ندارد گلبرگ های آن زرد رنگ تاطلایی زیبایی دارند .

بیدنس سرنوس نوعی دو دندان که گل های دراوایل تابستان  ظاهر می شود .

کارکس ریپاریا نوعی جگن است که ارتفاع آن به2متر می رسد گل این گیاه دراواخر بهار دیده می شود.

یونکوس افوسوس گونه ای سازوست ارتفاع آن60تا180سانتی متر وموقع ظهور گل هااوایل تابستان است.

لیتروم سالیکاریاتقریبا 60سانتی متر ارتفاع دارد ودرتابستان گل می دهد .

رودخانه ها وگیا هان

معمولا عمر گیاهان درآب های جاری برحسب نوع رودخانه ومیزان جریان آب درهرقسمت آن متغیر است بستر رودخانه هایی که جریان آب درآن ها سریع می باشد اغلب سنگی است زیرا آب ذرات ریز شن وماسه راباخودحرکت می دهد وریشه گیاه نمی تواند خودرادرآن مستقرکند .دررودخانه های ارامتر که شن وماسه باقی می مانندگیاهان رشدمی کنندوبرحسب شدت جریان بریدن علف هاضروری می گردد تاجلوی جریان آب رانگیرد .کلسیم موجود درآب وذرات موادمعدنی موجود دراین قبیل رودخانه هاباعث رشدونمو گیاهان می شودمقدارخیلی زیادموادمعدنی بافضولات صنعتی که دررودخانه ریخته می شود ممکن است برای بعضی ازگیاهان یاجانوران زیان آورباشد.

نورعامل مهمی دررشد ونموگیاهان آبزی دررودخانه هاست درمناطقی که عمق آب زیاد است ممکن است گیاه قادربه ادامه زندگی نباشد.دررودخانه های آرام وکم عمق که شن وماسه هاازجا کنده نمی شوند گیاهان قوی باساقه های محکم وریشه های عمیق می توانندرشد ونمو کنند مثل گونه های آلاله ی آبی استفاده از آب این گونه برای ابیاری مزارع به علت انتقال تخم علف های هرز به مزرع خود عامل بسیار مهمی درگسترش علف های هرز ودرنتیجه بالا بردن هزینه تولید می باشد معمولا مزارعی که با آب رودخانه آبیاری می شوند علف های هرز بیشتری دارند

اکولوژی گیاهان هرزآبزی

درمناطقی که میزان بارندگی زیاد است گیاهان آبزی مزاحمت زیادی بوجود می اورند درکشور ما مزاحمت این گونه گیاهان بیشتر درمزارع برنج یا شالیزار هاجلب توجه می کند .تراکم وتنوع علف های هرز آبزی تحت تاثیربسزییاری ازعوامل اکولوژیکی وآگروتکنیکی قرار داردمانندروش کاشت ومقدار آب وتناوب ودمای هوا وخاک وچگونگی آماده کردن زمین ونوع میزان کود مصرفی و......

روش کاشت برنج متفاوت است درروش غیر مستقیم بوته هایی راکه قبلا درخزانه پرورش داده اند درزمین اصلی نشا می کنند ودرکشت مستقیم بذر برنج رامستقینا درمزرعه می پاشند دراین حالت ممکن بذر خشک برنج را درزمین خشک کشت کنندیادرحالی که مزرعه غرقاب است بذر درداخل آب پاشیده شود یاممکن است بذرراخیسوجوانه دارکرده وسپس بکارند .

پس از نشا کردن ویا کشت بذر درزمین اصلی مزرعه برنج از لحاظ مقدار آب ممکن است شرایط متفاوتی داشته باشد آبیاری می تواند دائمی یا به طور متنائب انجام گیرد کشت درآب های عمیق وکشت به صورت شناور ویا حتی کشت برنج به صورت دیم هریک تاثیری خاص بر جامعه ی علف های هرزدرمزرعه خواهد داشت.

کشت مستقیم برنج درمزرعه ای که غرقاب باشد علف های هرز باریک برگ راکم می کند ولی تراکم علف های هرز آبزی را افزایش می دهد پاشیدن بذری که قبلا خیس وجوانه دار شده باشد درمزرع ای که عمق آب آن از10سانتی متر بیشتر باشد علف هرز سوروف راتاحد زیادی کاهش می دهد ولی باعث افزایش آلک ها وگونه های دیگری از علف های هرز مانند آمانیا وهترانترا می شود علقف های هرز برنج کاشته شده درآب عمیق یا به صورت شناور مشکل آفرینند وباعلف های هرز مزرعه ی برنجی که به صورت غیر مستقم کشت شده اند کاملا متفاوت هستند علف های هرز در کشت دیم برنج که بیشتر در جنوب شرقی آسیا معمول است نیز مساله ساز بوده  باسایر روش های کشت آبی متفاوت انددر ایگون مزارع علف هایی مانند اویارسلام وخلفه غالب هستند

 ازلحاظ دمای آب وخاک نیز  باید گفت که گونه های مختلف علف های هرز برای جوانه زدن به دماهای متفاوتی نیاز دارند درمزارع برنج ژاپن علف های هرز یکساله راازلحاظ مینیمم دمای آب وهواکه برای رشدونمو به عهده دارند به 5گروه تقسیم شده اند :

گونه هایی از جنس های آلیسماوآنیلما زمانی جوانه می زنند که پایین ترین دمای هوا 8و پایین ترین دمای آب13درجه سانتیگراد باشد.

گونه هایی از جنس های روتالا و اکی نوکلوا زمانی جوانه می زنندکه دمای هوا 9تا10ودمایآب14تا15درجه سانتیگرادباشد.

گونه هایی از جنس لیندورنیا و ساگیتاریا موقعی که دمای  هوا 11تا12ودمای آب  16تا17درجه  ی سانتیگراد باشدجوانه خواهد زد.

گونه هایی مانندسیپروس دیفورمیس وقتی دمای هوا13تا14ودمای آب18درجه سانتگراد است جوانه می زنند.

وبالاخره گونه هایی مانندمونوکوریاواگینالیسس زمانی جوانه خواهند زد که دمای هوا15تا16ودمای آب19درجه سانتیگراد باشد.

نحوه تهیه زمین برای نشا کاری یا برای کشت مستقیم بذر برجامعه یعلف های هرز تاثیر مستقیم دارد.آزمایش های انجام شده در فیلیپین نشان می دهد که شخم زمین غرقاب شده در مقایسه باشخم زمین خشک96درصد وزن علف های هرزپهن برگ راکاهش داده است.

از لحاظ حاصلخیز کردنیا تقویت خاک باید گفت که کود دادنبه زمین موجب رشد علف های هرز هم خواهد شد.آزمایش هایی که که در تایوان صورت گرفته نشا ن می دهددرمزارعی که کود نیتروژن دارزیادی مصرف می شود علف های هرز سوروف واوبیارسلام بیشتر از پهن برگ ها خسارت وارد می سازنددر حالی که در اراضی کم نیتروژن خسارت پهن برگ ها بیشتر است.دادن کود فسفر دارقبل از کشت باعث افزایش رشدبسیاری از علف های هرزمانند سوروف و علف های هرز آبزی می شود.
نمونه هایی از مزاحمت گیا هان آبزی

مشکلاتی که علف های هرزآ بزی در مناطق کشاورزی یا مناطق تفریحی وغیر کشاورزی ایجاد می کنندعبارتند از:

1-تراکمزیاد علف های زیاد هرز آبزی سبب بسته شدن سیستم های زه کشی وآبیاری و متوقف شدن جریان آب در کانال هامی شود .این گونه علف ها با انسداد صافی هاو دریچه های کنترل خطوط توزیع آبو لوله های ناقل آب  آب پخش کن های سیستم های آبیاری بارانی وازحرکت اب جلوگیری کرده وباعث پس زدن آب وزه کشی ودر نتیجه انباشته  شدن آبدر مزارع وآبگذر ها می شوند.

2-به علت اینکه علف ای هرز آبزی مواد زائد و معلق در آب را می گیرندسبب پر شدن آبراهه هانیز می شوند.تجمع موادگیاهی ورسوبات در نهرهای طبیعی کانال هاودریاچه ها آن هارابه مردا ب وباطلاق تبدیل می کند.

3-درمقایسه بامیزان تبخیر ازسطح آزادآب بسیاری ازگیاهان هرز آبزی آب راچند برابربیشترتبخیر می کنند وموجب هدر رفتن آب بیشتری می شود.

4-تراکم علف های هرز آبزی از تلاطم آب وموجدار شدن آن جلوگیری می کند ودرمحیط آرام ومحیط مناسبی برای تکثیر حشرات مضر مثل حشرات وموجوداتی مانند زالوهاوحلزون ها ومیزبانان موجودات زیان آور میکروسکوپی فراهم می سازد .

5-آب محتوی مجموعه ای از جلبک های میکروسکوپی سبز-آبی اغلب باعث مصمومیت دام ها وحیواناتی می شود که آن رامی نوشند .

6-بسیاری ازگیاهان آبزی برای قایقرانی دررودخانه ها ایجاد مشکل می کنند این گونه گیاهان باگره خوردن گیاهان درپروانه هاوخراب کردن سیستم های سرد کننده موتور قایق ها می توانند خسارت زیادی به با رآورند .

7-گیاهان آبزی موجب افزایش جمعیت ماهی ها می شوند پوسیده شدن وتجزیه آن ها نیز می تواند مرگ ماهی ها رابه دنبال داشته باشد.

8-گیاهان آبزی فعالیت های تفریحی مانند ماهیگیری شنا قایق سواری واسکی روی آب را محدود واغلب متوقف می کند.وبرای شناگران واسکی بازان خطرهایی ایجاد خواهند کرد دراستخرهای شنا جلبک هابالغزند کردن نردبان ها وپله ها ایجاد مشکل می کنند .

9-بدمزه شدن وتغییررنگ دادن آب های آشامیدنی ذخیره شده در مخازن وآب انبارها وبوجودآمدن بوی  نامطبوع نیز از دیگر زیان های گیاهان آبزی است گاهی بوی گوشت ماهی ها پرورش یافته در این گونه آب ها نامطبوع می شود .

+ نوشته شده در  89/04/01ساعت 10:51  توسط زينب  | 

آبزیان خزری، رویایی در دل آب

بزرگترین دریاچه جهان با وسعت  371000  کیلومتر مربع دارای صدها گونه از ماهی ها در کنار انواع آبزیان است. اما شناخت ما از وضعیت این گونه ها بسیار محدود بوده و تنها از چند گونه شناخته شده آن بهره برداری صورت می گیرد. بحران های زیست محیطی که اغلب نقاط کره زمین را فرا گرفته بسیار جدی است و نمی توان نسبت به آن بی تفاوت ماند.

همه آنچه که هم زیستی روحی و جسمی با طبیعت است دکتر عبدلی را بر آن داشت تا نسبت به بررسی دقیق تری از اجزای اکوسیستم های طبیعی صورت گیرد.

برای انجام این پژوهش با همراهی دکتر نادری و دیگر همکاران از پژوهشکده اکولوژِی دریای خزر گونه های ماهیان این منطقه منحصر به فرد در ایران شناسایی و نمونه برداری می شود.

جهت شناسایی کامل گونه های ماهیان رودخانه می بایست مسافتی از رودخانه که بین 100 تا 1000 متر و وابسته به عرض رودخانه و تنوع ماهیان آن است را مورد بررسی قرار داد.

نمونه برداری و شناسایی ماهیان رودخانه نیاز به ابزار و امکانات خاص خود دارد که  دستگاه الکتروشوکر یکی از آنها است. این وسیله ماهیان را دچار شوک و بیهوشی کوتاه مدت نموده و تمامی گونه ها با اندازه های مختلف را برای شناسایی و مطالعات دیگر در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. این دستگاه تنها با هدف پژوهش به کار گرفته می شود و استفاده از آن برای سایرین ضمن داشتن خطر برق گرفتگی ممنوع و غیر مجاز می باشد.  

حوضه آبریز دریای خزر منحصر به بخش های دریایی این منطقه نیست. رودخانه های منتهی به این دریا دارای تنوع جالب توجهی از گونه های ماهیان است و در اغلب رودخانه های این منطقه 20 تا 30 گونه ماهی را می توان یافت. بسیاری از ماهیان دریایی از جمله ماهیان خاویاری برای تکمیل چرخه زندگی خود نیاز به آب شیرین رودخانه ها دارند که در سالهای اخیر به علت برداشت بیش از حد آب برای کشاورزی و احداث سد ها امکان تکثیر طبیعی آنها وجود ندارد.

برای شناسایی و معرفی گونه های این منطقه، تهیه عکس های رنگی مناسب بسیار ضروری است.

گروه مشغول آماده سازی بستری مناسب برای تصویربرداری از ماهی های رودخانه می شوند و از آنجایی که این آبزیان عموماً کوچک هستند و آب رودخانه به علت آلودگی های موجود تیره و کدر است یافت آنها در حالت عادی در میان رودخانه دشوار و غیر ممکن است.

امروزه برای دیدن ماهیان خاویاری باید به کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان خاویاری رفت. دریای خزر که در سالهای نه چندان دور یکی از بهترین زیستگاههای 5 گونه از این ماهیان بسیار قدیمی و با ارزش اقتصادی بالا بود هم اکنون خالی تر از آن است که بتوان این ماهی زیبا و ارزشمند را که بزرگترین گونه آن در دریای خزر به طول 6 متر و وزن 1000 کیلو گرم می رسد و تا 100 سال عمر می کند را در آن یافت. ماهیان خاویاری با داشتن دهان زیرین و سبیلک هایی در جلوی دهان غذای خود را اغلب از قسمت های بستر دریا که شامل ماهیان و بی مهرگان آبزی     می باشد به دست می آورند. این ماهیان از مناطق ساحلی تا بخش های عمیق دریای خزر مشاهده می شوند.

صید بیش از حد و تخریب زیستگاه ها و از بین رفتن مناطق تخم ریزی این ماهیان در بخش های میانی و فوقانی رودخانه های منطقه، خطر انقراض و نابودی بیش از پیش آن را تهدید می کند. وضعیت نامناسب زیستگاه این گونه ها در کنار فشار صیادی باعث شده است که حتی تلاش کارگاههای تکثیر مصنوعی برای ازدیاد نسل این ماهیان نتیجه لازم را نداشته باشد. ارزش اقتصادی این ماهیان کمتر از ارزش بهره برداری از هکتارها زمین کشاورزی نیست. آیا براستی وقت آن نرسیده است که فکری به حال این گونه های ارزشمند بکنیم؟

آیا ما مجاز هستیم با احداث سد بر روی تمامی رودخانه ها هیچ روزنه ای برای بقای این گونه ها نگذاریم ؟ عوامل تهدید کننده نسل این گونه ها مشخص است، تنها عظمی راسخ برای اصلاح زیستگاههای آنها را می طلبد.

رودخانه شیرود، رودخانه ای کوچک در نزدیکی شهر تنکابن است که علیرغم کوچکی دارای تنوع و تراکم خوبی از ماهیان مهاجر از دریا به رودخانه است. مشاهده بسیاری از گونه های مهاجر در این رودخانه امکان پذیر است. شهرت رودخانه شیرود به دلیل اهمیت آن  برای صید مولدین ماهی سفید که برای تکثیر مصنوعی است، می باشد. همه ساله چندین هزار مولد مهاجر به این رودخانه می آیند و توسط متخصصین شیلات صید شده و برای تکثیر مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرند.لاروها در استخر خاکی پرورش داده شده و بچه ماهیان به رودخانه ها رها سازی می شوند. این فعالیت باعث شده است ماهی سفید از یک گونه در خطر انقراض در ابتدای دهه 60 به یک ماهی فراوان در سالهای اخیر تبدیل شود به طوری که در حال حاضر فراوانترین ماهی است که در جنوب دریای خزر صید می شود! به راستی تکثیر مصنوعی ماهی سفید در این حد برای دریای خزر کار مناسبی است؟ به نظر می رسد توجه به سایر گونه های ماهیان این منطقه برای حفظ این اکوسیستم امری ضروری است در غیر این صورت با کمک انسان دریای خزر تبدیل به استخری برای پرورش ماهی سفید خواهد شد که قطعاً بهره برداری به این صورت دوامی نخواهد داشت و عدم توجه به اصول اولیه اکولوژی مثل رقابت بر سر منابع غذایی، جمعیت سایر گونه های ارزشمند این دریا را محدود خواهد نمود.

هم زمان با تلاش متخصصان شیلات در حفظ بقای ماهی سفید، در آنسوی رودخانه صیادان غیر مجاز مشغول صید آنهایی هستند که موفق به عبور از معبر سخت و سازه های بتونی شده اند.

این به معنای به حداقل رساندن تولید مثل طبیعی گونه های مهاجر اقتصادی از دریا به رودخانه است که تهدیدی جدی برای تنوع زیستی ماهیان این منطقه مهم به شمارمی آید.

مار ماهی دهان گرد دریای خزر تنها گونه دهان گرد است که در دنیا نیز منحصر به دریای خزر می باشد. این گونه در شمال دریای خزر در گذشته مورد بهره برداری قرار می گرفت اما اکنون جمعیت آن رو به انقراض است. باتوجه به اینکه ظاهری مار مانند دارد اما هیچگونه آزاری  به انسان و به هیچ موجود دیگری نمی رساند. مار ماهی خزر با قیف دهانی بادکش مانند خود به سنگ ها می چسبد و با سوراخ های آبششیِ دو طرف سر تنفس می کند. این آبزی که برخی     ویژگی های ماهیان را دارد در دریای خزر و در سن 3 تا 4 سالگی بالغ می شود و برای تخم ریزی به رودخانه ای که در آن متولد شده مهاجرت می کند و بعد از طی مسافتی خود را به قسمت های فوقانی رودخانه می رساند و در مناطقی که بستر سنگلاخی و آب سرد دارد تخم ریزی می کند و پس از آن می میرد. برای رسیدن به مکان های تخم ریزی مجبور است که از پایه های پل که مانعی برای مهاجرت گونه های مختلف است عبور کند که برای این کار مجبور است با قیف دهانی به این پایه های بتنی بچسبد و بعد از تلاش زیاد احتمالاً موفق می شود. متاسفانه برخی از افراد محلی بر اساس باور اشتباه که این ماهی را انگل سایر ماهیان می دانند اقدام به کشتن آن کرده که        می تواند نسل آن را تهدید نماید.

نمونه برداری از ماهیان همواره با سختی زیادی توأم است  وقتی شما طی بازدید از سواحل خزر با تعداد زیادی ویلا و شهرکهای ساحلی برخورد می کنید که حتی راهی برای رسیدن به دریا و نمونه برداری ندارید بی اختیار وقتی روزنه ای پیدا می کنید به سمت ساحل حرکت می کنید و بعد تازه متوجه می شوید که گرفتار ماسه های نرم ساحل شده اید.

صید با تور پره در این نواحی به عنوان یک فعالیت صیادی در طول سواحل دریای خزر در حال انجام است و هزاران نفر را مشغول به کار نموده است. این نوع وسیله صید روش مناسبی برای به دست آوردن گونه های ماهیان ساحلی از قبیل گاو ماهیان، ماهی سفید، کپور و کفال می باشد.

همه این صیادان در زمانی مشخصی از سال در طول 24 ساعت بطور مداوم به برداشت ماهی از دریای خزر اقدام می کنند و زندگی خود را از برکات این دریای خاموش می گذرانند.

اکوسیستم های آبی تا زمانی که مورد نمونه برداری قرار نگیرند نمی توان به تغییرات درونی آن پی برد بنابراین مطالعه مستمر بر روی ماهیان در زیستگاههای اصلی این حوضه در سالهای مختلف امری ضروری است تا تنوع ماهیان خزر حفاظت گردد.

((در ماههای پایانی سال زمانی که مهاجرت گاو ماهیان به عنوان متنوع ترین ماهیان دریای خزر به لحاظ تعداد گونه برای تولید مثل به ساحل نزدیک  می شوند می توان به فراوانی آنها را در تورهای پره مشاهده نمود! این ماهیان زمانی غذای اصلی ماهیان خاویاری بوده اند و حال که جمعیت ماهیان خاویاری شدیداً کاهش پیدا کرده تعداد این گونه به شدت رو به فزونی می رود این نوسانات جمعیت که برخی طبیعی و برخی حاصل دخالت های انسانی است به ما این نکته را یادآوری می کند که بررسی مداوم پویایی اکوسیستم های آبی امری ضروری است.))

زنجیره غذایی گرانبهایی که تعداد زیادی از ساکنین مناطق ساحلی دریای خزر را شامل می شود، اقتصاد نیمی از سال این مناطق را بطور جدی به چرخش در می آورد.

گذشته از تاثیر تنوع زیستی آبزیان و حفظ بقای آنها ، نباید فراموش کرد که دیگر ساکنین ایران بزرگ نیز حق بهره برداری و استفاده از این منبع غذایی ارزشمند را دارند.  

((ماهی آزاد دریای خزر که در اصل همان قزل آلای خال قرمز رودخانه ایست  برای به دست آوردن غذای بیشتر جهت تامین نیازهای زیستی خود به دریای خزر مهاجرت کرده است. بعد از سپری نمودن حدود 4 سال از زندگی در دریای خزر به رودخانه های این منطقه مهاجرت می کند و تلاش می کند که خود را به قسمتهای فوقانی رودخانه ها جایی که آب سرد و پر اکسیژن دارد برساند. شواهد نشان می دهد تعداد کمی از این ماهیان موفق به انجام این کار می شوند چرا که به انواع موانع که شامل تورهای صیادان، پایه های پل های  نصب شده بر روی رودخانه ها، سدهای مخزنی و رودخانه های آلوده برخورد می کنند. نسل این ماهی زیبا و با ارزش اقتصادی که گرانترین ماهی ایران می باشد، در سالهای اخیر رو به انقراض است . اگرچه همانند ماهی سفید تلاشهای زیادی برای تکثیر مصنوعی این ماهی صورت گرفته است اما متاسفانه عدم توجه و درک صحیح از اکولوژی و نیازهای زیستی این گونه در کنار شرایط نا مساعد زیستگاهی باعث شده است که تلاش متخصصین و پرسنل زحمتکش کارگاههای تکثیر مصنوعی خیلی با نتیجه مثبتی همراه نباشد و همچنان این ماهی جزو گونه های در خطر انقراض بوده که صید آن در دریای خزر ممنوع است.))

اغلب گونه های ماهیان مهم و اقتصادیِ این بزرگترین دریاچه جهان، نیاز به آب جاری رودخانه ها دارند. در غیر این صورت دیری نیست که تصاویر تعداد زیادی از ماهیان دریای خزر را تنها در کتابها خواهیم یافت.

نویسنده : پیمان نهان قدرتی

کارشناس : دکتر اصغر عبدلی

+ نوشته شده در  89/03/11ساعت 12:15  توسط زينب  | 

ماهی ها چگونه در آب تنفس می کنند؟

اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!

پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!

بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.

یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.

جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.

پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.

زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.

کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.

برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.

● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب

اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.

این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.

این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.

فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.

این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.

● جریان مستمر از داخل آبشش ها

هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.

این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.

این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.

در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.

در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.

در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.

اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.

ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.

در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.

لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.

دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.

در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.

شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.

برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.

فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.

تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.

● تنفس پوستی در آب

در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.

بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.

بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.

همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 12:10  توسط زينب  | 

غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو

غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو

بعد از ماهیان باله دار(Finfish)، سخت پوستانی مانند میگوی دریایی، میگوی آب شیرین، خرچنگ ، لابستر و ... از اهمیت بالایی در آبزی پروری برخوردارند. سیستم هورمونی – عصبی و ساز و کار کنترل هورمونی سخت پوستان تا حدودی با ماهیان استخوانی اختلاف دارد. دسته نورون های عصبی موجود در مغز، عقده های عصبی سینه ای، رابط اعصاب کناری و ... جزء نورون های ترشحی – عصبی سخت پوستان می باشد. علاوه بر این ، یک اندام تخصصی ترشحی – عصبی به نام اندام ایکس(X-organ) در بخش پایه ی چشمی قرار دارد. پایه ی چشمی واقع در ساقه ی چشمی (eyestalk) شامل سه عقده عصبی به نام های مدولای بیرونی،‌داخلی و انتهایی می باشد
نورون های عصبی – ترشحی در مدولای انتهایی قرار دارند. آکسون های این نورون های عصبی – ترشحی به اندام عصبی – خونی به نام غده ی سینوسی وارد می گردد. این غده به عنوان مرکز نگهداری و آزادسازی هورمون مطرح می باشد. غده ی سینوسی در قسمت کناری بین مدولای بیرونی و داخلی قرار می گیرد. از آنجایی که غده ی سینوسی برای ذخیره و آزاد سازی هورمون های عصبی که توسط نورون های اندام ایکس ترشح می شود، بکار می رود؛ این اندام را "مجموعه ی اندام ایکس – غده ی سینوسی "(complex sinus gland – x-organ) می نامند.
اندام ایکس چند هورمون ترشح می کند که عبارتند از:
۱) هورمون تغییر دهنده ی رنگ چشم (بوسیله ی تحریک رنگدانه ی رتین )
۲) هورمون موثر در تغییر رنگ بدن
۳) هورمون تنظیم کننده ی قند خون (CHH=crustacean hypergliycemic hormon )
۴) هورمون موثر بر جلوگیری از رشد غدد جنسی یا تخمدان GIH/OIH=Gonad or ovary inhibiting hormone
۵) هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازیMIH=Molt inhibiting hormone
از دیگر نوروپیتیدها ،هورمون محرک غدد جنسی (GSH )است که از عقده ی عصبی واقع در قسمت سینه ای ترشح می گردد .نورون های عصبی ترشحی واقع در گره ی عصبی فوق مری ،عامل آزاد کننده ی هورمون محرک غدد جنسی (GSHRF )را که باعث تحریک ترشح هورمون محرک غدد جنسی( GSH ) می شود، را ترشح می کند.
علاوه بر سیستم های عصبی –ترشحی بیان شده ،چهار غده ی درون ریز زیر در بدن سخت پوستان وجود دارد :
۱) تخمدان؛
۲) غده ی آندروژنیک؛
۳) اندام دهانی ؛
۴) اندام Y
اندام Y (Y-organ )دربخش دهانی بدن قرار دارد .این اندام هورمون پوست اندازی (ecdysone )
که یک هورمون استروئیدی است ،ترشح می نماید. فعالیت ترشحی این اندام بوسیله ی اندام ایکس (باترشح MIH =هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازی )و اندام دهانی کنترل می گردد.MIH از ترشح هورمون اندام Y جلوگیری می کند و اندام دهانی باعث تحریک این اندام می شود.
اندام دهانی (mandibular )با ترشح MF (methyl farnesoate )دررشد تخمدان و ویتلوژنزیس (زرده سازی )نقش دارد.فعالیت اندام دهانی تحت کنترل هورمون پایه ی چشمی می باشد(در بسیاری از سخت پوستان )؛چون با ازبین بردن پایه ی چشمی هورمون MF افزایش می یابد. همانطوریکه گفته شد ، MF نقش تحریک اندام Y را برای ترشح هورمون اکدیزون (هورمون پوست اندازی) برعهده دارد .
پوست اندازی پدیده ای منظم در سخت پوستانی از قبیل میگوی آب شیرین ،خرچنگ ، لابسترو .... می باشد که همراه با رشد آنها اتفاق می افتد.چرخه ی پوست اندازی شامل چهار مرحله ی زیر می باشد:
۱) پیش از پوست اندازی premolt ؛
۲) پوست اندازی molt ؛
۳) بین پوست اندازی intermolt ؛
۴) پس از پوست اندازی postmolt
در طول مرحله ی پیش از پوست اندازی مواد معدنی اسکلت قبلی (قدیمی )جذب و در گاسترولیت (قسمت سخت دیواره ی معده )یا هپاتو پانکراس ذخیره می گردد.در ادامه گلیکوژن در زیر پوست ذخیره شده و مصرف اکسیژن به خاطر افزایش فعالیت های متابولیکی زیاد می شود.در مرحله ی پوست اندازی ،کوتیکول قدیمی به خاطر افزایش اندازه بدن در اثر جذب آب ،از بدن جدا می گردد .در مرحله ی پس از پوست اندازی اسکلت خارجی جدید از طریق ته نشینی دوباره ی کتین و نمک های معدنی تشکیل می گردد.مرحله ی بین پوست اندازی ،مرحله ی سکون می باشد.
هورمون پوست اندازی بوسیله ی اندام Y در مرحله ی پیش از پوست اندازی و بین پوست اندازی ترشح می گردد. در مرحله ی پس از پوست اندازی در اثر ترشح هورمون MIH از اندام ایکس ، ترشح هورمون پوست اندازی متوقف می گردد.
غده ی آندروژنیک در جنس نر وجود دارد.بیضه ها به عنوان غدد درون ریز مطرح نبوده ولی غده ی آندروژنیک بصورت غده ی درون ریز عمل می کند. هورمون آندروژنیکی که توسط این غده ترشح می گردد،در ایجاد صفات ثانویه و مراحل اسپرم سازی( اسپرماتوژنزیس) در جنس نر نقش دارد.
اگر غده ی آندروژنیک از جنس نر برداشته شود، ممکن است به جنس ماده تغییر جنسیت دهد و تخمدان درآن شکل پیدا کند.
GIH/OIH که از مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس ترشح می گردد، رشد تخمدان را کنترل می کند. اگر از ترشح این هورمون جلوگیری به عمل آید، تخمدان به سرعت رشد کرده و زرده سازی(ویتلوژنزیس) و رسیدگی جنسی سریعا انجام می گیرد. به خاطر نقش ویژه ی این هورمون در زرده سازی ، آنرا VIH (هورمون بازدارنده ی زرده سازی) نیز می نامند. از این رو ، برای القاء رسیدگی تخمدان در میگو و خرچنگ در سالن تکثیر از تکنیک قطع ساقه ی چشمی استفاده می شود. در هنگام قطع ساقه ی چشمی مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس به همراه ساقه ی چشمی برداشته می شود، در نتیجه تخمدان از اثر بازدارندگی GIH/OIH و MIH رها می گردد.
منبع:

۱- مجیدی نسب، احمد؛ بیماریهای میگوهای پرورشی،انتشارات نوربخش، ۱۳۷۷
۲- Diwan, A.D., Current progress in shrimp endocrinology—A review, Indian Journal of Experimental BiologyVol. ۴۳, March ۲۰۰۵, pp. ۲۰۹-۲۲۳
۳- O&#۰۳۹;Hallora M.J., Color Control in Shrimp, ۱۹۹۰, Association for Biology Laboratory Education (ABLE) ,http://www.zoo.utoronto.ca/able
۴- Thomas P.C., Rath S.C., Mohapatra D.K., Breeding and seed production of Fin fish and Sellfish. Daya puplishing house.۲۰۰۳
http://www.ardalan.id.ir/forum/about2115.html

+ نوشته شده در  89/02/10ساعت 11:38  توسط زينب  | 

بررسي چگونگي تنفس ماهي در آب

بررسي چگونگي تنفس ماهي در آب  

بررسی چگونگی تنفس ماهی در آب
اگر ماهی را از آب بگیرید ، خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد ؟
در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم ار هوا است پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود ، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است
لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تأمین نماید.
یک ماهی صد گرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵ سانتی متر مکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد ، و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد . اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صد در صد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵ تا ۳۰ سانتی متر مکعب آب را از سطح تنفسیش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تأمین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست ، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا ، و غلظت و چسبندگیش هم حدود صد برابر است .
در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰ هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد .
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید ؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد . و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟
قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد . زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود .
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد . برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰ میلی متر مربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است .
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب ، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰ درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته ششها که این عمل در ورزش هایی مثل تای چی چوان و یوگا آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵ درصد اکسیژن موجود در هوا امکان پذیر است .
چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضد جریان تأمین می شود . که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
جریان ضد جریان بین جریان خون و جریان آب:
اصول جریان ضد جریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتذ که بدین وسیله مبادله مؤثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد« ون دام » بود که در سال ۱۹۳۸ چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد .
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد ( بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد ) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد .
این راندمان بالا به همین ضد جریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبور کننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱ درصد به ۹ درصد کاهش می یابد.
برای راندمان حداکثر ، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود . فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد می باشند .
خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبور کننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند.
اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند . و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد .
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تأمین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
جریان مستمر از داخل آبشش ها:
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکافهایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد .
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلا ت تولیدمی شود انجام می گردد . البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است .
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود . زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش ، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لبهای بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید .
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی ، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد .
البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار بر عکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد . لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است . هر چند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند .
این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند .
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاعهای استخوانی اضافی تقویت می شوند می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است .
ماهیانی مثل گربه ماهی آمریکائی (bullhead ) ، گورنارد ( gurnard ) ، دراگونت ( dragonet ) ،‌په لیس ( plaice ) و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند . برای مثال در ماهی دراگونت (dragonet ) انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد. لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود .
در فاز انقباض ،آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود . در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان په لیس ( plaice ) و کفشک ( sole ) توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود .
در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد . لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان ، ساختار برانش ها متفاوت می باشند . ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچکتر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند .
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد .
از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکافهایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هر چه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹ تار در میلیمتر ، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد .
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تأثیر جریانات کشندی قرار می گیرند ، مانند گاو ماهیان ،‌ چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵ رشته در میلیمتر است . انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تأثیر قرار گرفتن در آبهای ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند .
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را ( که در بسیاری از گونه ها وجود دارد ) ندهند . اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰ گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰ هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید .
مقاومت سوراخهای برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست . بلکه متناسب با فعالیت ، انعطاف پذیر می گردد. فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد .
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد . انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
تنفس پوستی در آب :
در بعضی از ماهیان ، مقداری از تبادل گاز در محیط آبی ، از طریق پوست صورت می گیرد . انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد . برای مثال در نوزاد ماهیان سین برانچی فورم(مونوپتروس آلبوس) جنوب شرقی آسیا ، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی ، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد ، صورت می گیرد .
ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی ، آب بشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد . این در حالی است که جهت جریان خون ، از سمت عقب به جلو بدن است . بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب ، موءثر واقع می شود .
وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه ، در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است . اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا" ، تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تأمین شده است . بنابراین ،در ماهی کاراس ، سوف زرد ، قزل آلای جویباری و قزل آلای قهوه ای پوست ، عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافتها نیست . فقط در ماهی بول هد سیاه فاقد فلس (ایکتاروس ملاس )، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵% نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد. همچنین در ماهی پهن دریایی(پلورونکتس پلاتسا)، انتشار اکسیژن از طریق پوست ، با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.
نتیجه گیری:
آن چه گفته شد مختصر و ناچیزی از مکانیزم تنفسی ماهی می باشد . هنوز مسائل متعددی در مورد چگونگی ارتباط جریان آب و خون در طول برانش ها و چگونگی استخراج اکسیژن از آب وجود دارند که بایستی بررسی شوند ،‌بویژه در روی گونه های مختلف ماهیان و بایستی تحت شرایط متفاوت گونه های مختلفی را مورد بررسی قرار داد همچون مسائل متعددی که بوسیله جانورشناسان تحت بررسی است .
و ناشناخته های فیزیکی و فیزیولوژیک هر روز روشنتر می گردد. دانش تاریخ و ساختار طبیعی حیوانات هر روز گسترده تر می شود . به امید روزی که بشر بتواند از این شاهکارهای خلقت خداوند کپی صنعتی تهیه نموده و برای مثال با تهیه دستگاهی برای غواصان که همچون برانش ماهیان بتواند اکسیژن را از آب استخراتج نماید محیط ناسازگار زیر دریا را با طبیعت انسان سازگاری دهد و انسان بتواند بهتر از آن بهره برداری نماید .
سایت علمی دانشجویان ایران

منبع : www.ardalan.id.i

+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 13:3  توسط زينب  | 

بينايي در ماهيان

بينايي در ماهيان

ترجمه و تاليف: سيد مرتضي ابراهيم زاده، كارشناس ارشد شيلات

ساختار چشم ماهيان همانند ساير مهره داران مي باشد. نور ساطع شده از اشياء در ابتدا ، بايد از قرنيه ي شفاف گذر كند. از آنجايي كه شرايط اپتيكي آب خيلي شبيه به مايعات داخلي چشم ماهيان مي باشد، لذا براي ايجاد تصويري واضح در چشم ماهي ، نيازي به شكست نور در هنگام ورود به چشم نمي باشد. بنابراين قرنيه ي ماهي در مقايسه با قرنيه ي مهره داران خشكي زي خيلي ضخامت كمتري دارد. عنبيه ي چشم بوسيله ي افزايش يا كاهش قطر مردمك ، مقدار نور ورودي به چشم را تنظيم مي كند. ماهيان غضروفي مي توانند عنبيه چشم خود را تنظيم كرده و شكل مردمك را تغيير دهند ، اما اين توانايي در ماهيان استخواني وجود ندارد. عدسي چشم ماهيان ، كه بيشتر كروي شكل مي باشند، مانند عدسي محدب مهره داران خشكي زي ، نور دريافت شده از اشياء را در شبكيه ي چشم متمركز مي نمايد. عدسي چشم ماهيان غضرفي تا اندازه اي پهن مي باشد.اين در حالي است كه عدسي چشم مارماهي دهان گرد(لامپري) و ماهيان استخواني گرد و كروي است. ماهي اشياء را در فواصل دور بوسيله حركت عدسي به جلو و عقب ، مي بيند ، اما در مهره داران خشكي زي تمركز تصاوير بر روي شبكيه چشم در اثر تغيير انحناء و خميدگي عدسي انجام مي گيرد.

لايه ي بيروني چشم (صلبيه يا Sclera) وظيفه ي حفظ ساختار ظريف بخش داخلي را بر عهده دارد. صلبيه ي ماهيان فاقد آرواره ، فيبري و سخت مي باشد. در ماهيان غضرفي صلبيه از صفحات غضرفي و در ماهيان استخواني از ساختار استخواني تشكيل شده است.
لايه ي مشيميه يا لايه عروقي در بين دو لايه ي صلبيه (لايه ي حفاظتي ) و لايه ي شبكيه (لايه ي داراي گيرنده هاي نوري ) قرار گرفته است. اين لايه حاوي تامپتوم لوسيديوم (لايه ي انعكاسي) - ساختار تشكيل شده از كريستال هاي انعكاسي گوانين – مي باشد كه حساسيت بينايي را در شرايط نوري پايين ، افزايش مي دهد. لايه ي انعكاسي در بيشتر ماهيان غضرفي ، هولوسفال ها ، كلوكانت ها ، ماهيان خاوياري و بعضي از ماهيان استخواني ديده شده است. تامپتوم ، باعث تابش انعكاسي در چشم كوسه ها و بسياري از ماهيان شب گرد مي گردد.
دريافت نور ساطع شده از اشياء توسط گيرنده هاي موجود در شبكيه انجام مي گيرد. شبكيه داراي ساختار پيچيده اي است كه از هفت لايه تشكيل شده است. اين لايه ها از بيرون به داخل عبارتند از :
اپتليوم رنگدانه اي (رنگدانه ي سطحي ) ؛، كه حاوي رنگدانه هاي نقره اي و سياه مي باشد؛
لايه ي گيرنده هاي نوري؛ كه داراي سلول هاي استوانه اي و مخروطي مي باشد؛
لايه ي دوقطبي ؛ اين لايه از سلول هايي تشكيل شده است كه با سلول هاي گيرنده ي نور سيناپس حاصل مي كنند؛
لايه ي غده اي ؛ سلول هاي اين لايه با سلول هاي دو قطبي اتصال برقرار مي كنند؛
لايه ي رشته هاي عصبي؛ اين لايه حاوي سلول هايي است كه با لايه ي غده اي سيناپس دارند و رشته هاي عصبي را از طريق عصب بينايي به مغز مي فرستند.
لايه ي شبكيه ي چشم در مقايسه با ساير بافت هاي بدن نياز اكسيژني بيشتري دارد. در بيشتر ماهيان استخواني بالاترين سطح اكسيژني در غده ي كوروئيد(Choroid gland) وجود دارد. اين غده ي U شكل ، عصب بينايي را در بخش خروجي چشم مي پوشاند. جريان خون از طريق" رت ميرابل"به غده ي كوروئيد مي رسد. مكانيسم جريان متقابل در رت ميرابل سطح بالاي از اكسيژن را در اين غده فراهم كرده و اكسيژن مورد نياز شبكيه را تامين مي نمايد. غده ي كوروئيد خون اكسيژن دار را از ساختار آبشش مانند در سطح داخلي سرپوش آبششي ماهيان دريافت مي كند. برداشت شبه آبشش در ماهي قزل آلا باعث كاهش اكسيژن در شبكيه و تنزل تصاعدي رنگدانه هاي بينايي شده است.
مانند ساير مهره داران ، شبكيه ي چشم ماهيان داراي دو نوع سلول حساس به نور ؛ يعني سلول هاي مخروطي و استوانه اي مي باشد.سلول هاي استوانه اي به نور كم خيلي حساس مي باشد. ماهياني كه در سپيده دم و غروب در هواي گرگ و ميش فعاليت مي كنند ، در شبكيه ي چشم ، سلول هاي استوانه اي غالبيت دارند. ماهيان قسمت هاي عميق دريا و بسياري از گونه هاي شب گرد ، تنها داراي سلول هاي استوانه اي هستند. در نور شديد، رنگدانه ي ملانين در لايه ي سطحي، از سلول هاي استوانه اي چشم ماهيان استخواني محافظت مي كند. در نور با شدت كمتر، حركات فتوشيميايي رنگدانه ي ملانين ، موقعيت نسبي لايه هاي سطحي و گيرنده هاي نوري را تغيير مي دهد و سلول هاي استوانه اي را در معرض نور موجود قرار مي دهد. بعضي از ماهيان غضرورفي و بيشتر ماهيان استخواني داري سلول هاي مخروطي مي باشند. سلول هاي مخروطي در ماهيان روزگرد بالاترين تعداد را داراست. چهار نوع سلول مخروطي در چشم ماهيان ديده شده است ، كه هر كدام از آنها بيشترين جذب نوري خود را در بخش هاي مختلفي از طيف الكترومغناطيسي نشان مي دهند.
سلول هاي مخروطي قرمز به نورهايي با طول موج 600 نانومتر (نور قرمز) پاسخ مي دهند؛
سلول هاي مخروطي سبز بيشترين حساسيت را به نورهايي با طول موج در حدود 530 نانومتر(نور سبز) نشان مي دهند؛
سلول هاي مخروطي آبي بهترين طول موجي كه به آن پاسخ مي دهند در حدود 460 نانومتر مي باشد؛
سلول هاي مخروطي ماوراء بنفش بيشتري فعاليت خود را در طول موج 380 نانومتر در محدوده ي طيف نوري ماوراء بنفش نشان مي دهند. بنابراين، ماهيان داراي اين نوع سلول هاي مخروطي مي توانند نورهاي ماوراء بنفش را ببينند.
نوع سلول هاي مخروطي با كيفيت نور محيط در ارتباط مي باشد. براي مثال، ماهيان آب هاي كم عمق معمولا سلول هاي مخروطي قرمز ، آبي و سبز را دارا مي باشند. دليل وجود اين سلول ها در اين ماهيان اينست كه ماهي بتواند محدوده ي وسيعي از طيف نوري كه وارد سطح آب مي گردد، را دريافت كند. هرچه عمق آب افزايش يابد از ميزان نفوذ نور ماوراء بنفش كم مي شود، از اين رو ، عجيب نيست كه ماهياني كه سلول هاي مخروطي ماوراء بنفش دارند، در سطح آب زندگي مي كنند.
در مقايسه با انسان ها و ديگر جانوران خشكي زي ، ماهيها ديد كوتاه دارند. چشم آنها فاصله ي كانوني كوتاه تري داشته و اشياء را در فاصله ي يك متري به وضوح مي بينند. با وجود اين ، حداكثر فاصله ا ي كه آنها قادر به ديدن آن هستند ، بيشتر از 15 متر نيست. كروي تر بودن عدسي چشم ماهيان در مقايسه با جانوران خشكي زي دليل اصلي اين پديده است. ميدان ديد افقي ماهيان بالغ 160-170 درجه (در ماهي قزل الا) مي باشد كه در مقايسه با ديد افقي انسان(154 درجه) بيشتر است. ميدان ديد عمودي در ماهيان 150 و در انسان 120 درجه مي باشد. البته قابل ذكر است كه اين نوع ديد ، ديد تك چشمي مي باشد. ميدان ديد دو چشمي در قزل آلا تنها 20 -30 درجه مي باشد كه درمقايسه با انسان (120 درجه) ميدان ديد دو چشمي محدود تري دارند.حداكثر تيز بيني در ماهيان در شدت نور 35 لوكس حاصل مي شود ولي انسان ها در شدت نور 300 لوكس بهترين شرايط تيز بيني را دارا مي باشند.
همانطوري كه در تصوير شماتيك زير ديده مي شود، ماهي بيرون از آب را بصورت يك پنجره ي مدور مي بيند. اين پنجره زماني كه ماهي به اعماق پايين تر مي رود وسيع تر شده و در هنگاميكه به سطح آب مي آيد تنگ تر و محدود تر مي گردد. اكثر ماهيان با زاويه ي 6/97 درجه نسبت به بيرون ديد دارند.




منابع
ستاري، مسعود؛ ماهي شناسي(تشريح و فيزيولوژي)؛ جلد اول، انتشارات نقش مهر،چاپ اول 1381 .

Nikolsky G. V.; Ecology of fish. ALLED SCIENTIFIC PUBLISHERS, P.320

Kumar S., Tembhre M.; Anatomy and Physiology of fish; VIKAS PUBLISHING HOSE PVT LTD.1998

+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 12:54  توسط زينب  | 

اسبله

 

نام فارسی: اسبله
نام بومی : اسبله
نام انگلیسی : Wels , sheat fish
نام علمی: Silurus Glanis
تیره: Siluridae

مشخصات مورفولوژی :

فرم و رنگ بدن : اين ماهی دارای 3 جفت سيبيلک می باشد که يک جفت آن طويل و بر روی فک بالايی و 2 جفت ديگر بر روی فک پايينی قرار دارد و فاقد باله چربی است. سر اين ماهی بزرگ و پهن می باشد.

باله ها : باله دمی گرد ، باله مخرجی کشيده و باله پشتی خيلی کوچک است . تعداد شعاع های نرم باله پشتی 5-3 عدد و باله مخرجی 92 -84 عدد و باله سينه ای دارای يک شعاع سخت و 17 -14 شعاع نرم است. باله شکمی در اين ماهی دارای 13- 11 شعاع نرم می باشد .

فلس : بدن اين ماهی فاقد فلس است .

دندان : دهان بزرگ دارای دندانهای زيادی بر روی آرواره ها است.

طول: بيشينه طول اين ماهی 5 متر و وزن آن به300 کيلو گرم می رسد . طول استاندارد اين ماهی 35 سانتیمتر است.

ساير مشخصات : غشاهای زير آبششی آزاد است.

مشخصات بيولوژی :

مکان زندگی : اين ماهی يک ماهی نيمه مهاجر است و کمتر در مناطق دريايی ديده می شود و اغلب در درياچه ها و رودخانه ها و آبگيرهایی که بيشتر بستری نرم دارند زندگی می کنند و بندرت وارد آب لب شور می شوند . يک ماهي کفزی است که خود را در ميان سنگ ها مخفی می نمايد و شب ها برای صيد فعال می شود و از مخفی گاه بيرون می آيد. 

تغذيه : اين ماهی شکارچی بوده و از ماهيان مختلف سخت پوستان ، قورباغه ، پرندگان و پستانداران کوچک تغذيه می کند .لارو ها به طول 7 ميلیمتر و به وسيله اندامی خود را به ديواره آشيانه می چسباند و از کيسه زرده خود تغذيه می کنند و پس از جذب کيسه زرده به صيد پلانکتون می پردازند .

پراکنش : اين ماهی در گستره های تالاب انزلی رودخانه های ورودی و خروجی آن و در رودخانه های سفيد رود و سرشاخه قزل اوزن مشاهده می گردد .

توليد مثل : تخم ريزی از اوايل فروردين تا ارديبهشت و در مناطق پوشيده از گياهان آبزی در دمای 18 درجه سانتیگراد صورت می گيرد.  جنس  نر وماده در کنار ساحل که پوشش گياهی فراوانی دارد محل

مناسبی را انتخاب می کنند . تخمها برای هر کيلو گرم وزن ماهی در حدود 30 هزار عدد و قطر 3 میلیمتر می باشد که به زمين گياهان آبزی مي چسبد. دوره انکوباسيون تخمها بر حسب دمای آب بين 10 -3 روز می باشد جنس نر تا شکوفايی تخم ها از آن ها حفاظت می کند .

ساير مشخصات : دارای مهاجرت های تخم ريزی و زمستان گذرانی می باشند و به عنوان ماهيان درنده به حساب می آیند. بچه ماهيان به صورت مجتمع وم اهيان بزرگ بصورت منفرد دوره آرامش را در زمستان و فصل سرما میگذرانند . جنس نر در 2-3 سالگی و ماده در 4-3 سالگی بالغ می شود .

ارزش اقتصادی : اين ماهی در درياچه خزر و آرال دارای ارزش اقتصادی است.  گوشت اسبله بدون تيغ بوده و بخصوص گوشت بچه ماهیان  بسيار لذيذ و خوشمزه تر از بالغ می باشد .

صيد : اين ماهی از نظر صيد ورزشی برای علاقمندان جالب می باشد .

+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 12:49  توسط زينب  | 

شیر دریایی استلر / Steller sea lion / Eumetopias jubatus

نام علمی: Eumetopias jubatus

نام لاتین شان را از خصوصیات ظاهری جنس نر گرفته اند: یالداری با پیشانی پهن maned one with the broad forehead

اسامی عمومی: Steller sea lion ( شیر دریایی استلر )

این نام به افتخار عالم علم طبیعی، جرج ویلهلم استلر Georg Wilhelm Steller ، که برای اولین بار در سال 1741 به معرفی این جانور پرداخت ، به این گونه اطلاق شده است. این جانور را با نام شیر دریایی شمالی northern sea lion هم می شناسند هر چند لازم به ذکر است که نام شیر دریایی فقط به یک طبقه بندی واحد اطلاق نمی شود و سیل های خزدار را هم در بر می گیرد.

خانواده: Otariidae



زیستگاه اصلی : این شیرهای دریایی ، متعلق به بخش شمالی اقیانوس آرام هستند.

وضعیت بدنی: شیرهای دریایی استلر Steller ، تنها عضو جنس خود یعنی Eumetopias هستند و در بین سیل های خز دار هم ، بزرگترین گونه محسوب می شوند. بالغین از رنگ آمیزی روشن تری برخوردارند. معمولا" آنها را به رنگ زرد کمرنگ تا گندمی می بینیم اما گاهی هم ممکن است رنگشان به قرمزی متمایل باشد. ماده ها نسبت به نرها رنگ روشن تری دارند و بچه ها به هنگام تولد تقریبا" سیاهرنگ هستند. نر ها و ماده ها تا پنج سالگی ، هر دو به سرعت رشد می کنند اما پس از آن، رشد ماده ها به طرز قابل توجهی کند می شود و نرها رشدشان کماکان مثل قبل ادامه دارد تا اینکه صفات ثانوی جنسی در آنها به ظهور برسد. این صفات و آثار ممکن است بین 5 تا 8 سالگی نمود پیدا کنند. طول بدن نرها فقط کمی از ماده ها بیشتر است اما سینه ، گردن و به طور کلی ساختار قسمت جلویی بدنشان به مراتب از ماده ها پهن تر است. نرها به راحتی بخاطر پیشانی پهن و بلند ، پوزه تخت و خز تیره و کمی انبوه اطراف گردنشان که به آنها ظاهری یالدار می دهد، از ماده ها قابل شناسایی هستند.

وزن: ماده ها حداکثر 660 پوند / 300 کیلوگرم وزن پیدا خواهند کرد در حالیکه نرها به 1300 تا 2500 پوند / 600 تا 1100 کیلوگرم خواهند رسید. بچه ها به هنگام تولد حدودا" 50 پوند / 23 کیلوگرم وزن دارند.

طول بدن: ماده ها نهایتا" به 8 فیت / 2.5 متر می رسند و نرها تا 11 فیت / 3.33 متر رشد می کنند. طول بدن نوزادان، حدودا" به یک متر می رسد.

شکار و تغذیه: گوشتخوارند. شیرهای دریایی استلر در کنار مهارت فوق العاده شان در شکار ، برای انتخاب غذا هم تابع مصلحت روزگارند و آنچه را که در دسترس قرار بگیرد، شکار کرده و می خورند. آنها از گونه های متنوعی از ماهیان و هشت پایان تغذیه می کنند. حتی گاهی دیده شده که اقدام به شکار سیل های خزدار شمالی ، سیل های هاربور و بچه های سمور آبی کرده اند.

تولید مثل: شیرهای دریایی ماده ، بین 3 تا 8 سالگی به بلوغ جنسی می رسند و نرها این دوره را بین 3 تا 7 سالگی طی می کنند هر چند که حس قلمرو طلبی در نرها بین 9 تا 13 سالگی ایجاد می شود. فصل تولید مثل هم بین ماه های می تا جولای است. نرهای بالغ در ماه می ، خود را به ساحل می رسانند تا حدود قلمروشان را تعیین کنند. پس از یک هفته یا بیشتر، ماده های بالغ هم خود را به ساحل می رسانند که گاهی بچه های نابالغی هم همراهشان هستند. همانند سایر اتاریدها Otariids، شیرهای دریایی نر هم چند همسر اختیار می کنند اما برخلاف بسیاری از گونه های دیگر ، آنها ماده ها را به اجبار به حرمسرای خود نمی برند . ماده های بالغی که باردار هستند ، خیلی زود بعد از رسیدن به قلمروشان وضع حمل می کنند و بعد از دو هفته مجدد جفت گیری می نمایند اما تخمک بارور شده در رحم کاشته نمی شود تا زمانیکه پاییز از راه برسد. برای یک هفته یا بیشتر ، مادر ساحل را ترک نمی کند و به مراقبت فرزندش می پردازند اما پس از آن ، نوزادش را برای شکار و تغذیه تنها گذاشته و به دریا می رود. زمان این به دریا رفتن ها کم کم طولانی تر و تعدادش هم بیشتر می شود تا اینکه در اواخر تابستان ، مادر و فرزند هر دو ساحل را ترک کرده و با هم به دریا می روند. بچه ها برای 4 سال با مادر می مانند. اتفاق افتاده که مادری حتی اقدام به تغذیه دخترش می کرده در حالیکه آن دختر هم همزمان ، فرزند خودش را تغذیه می نموده است. چنین اتفاقی در بین پستانداران بسیار نادر و کمیاب است.

طول عمر: تا 30 سال عمر می کنند. بزرگترین دشمنان این شیرها در گذشته انسان ها بودند و به طور طبیعی نهنگ های قاتل هستند.


برگرفته از:

http://en.wikipedia.org
www.bbc.co.uk
http://marinebio.org
www.arkive.org
www.pinnipeds.org
www.nmfs.noaa.gov
www.sealioncaves.com
+ نوشته شده در  89/02/04ساعت 15:53  توسط زينب  | 

نهنگ اسپرم / Sperm Whale / Physeter macrocephalus

اسامی علمی: Physeter macrocephalus ، Physeter catodon

نام عمومی: Sperm Whale ( نهنگ اسپرم )

زمانی که برای اولین بار با ماده ای شیری رنگ ، شبیه موم که در سر حیوان یافت شده بود مواجه شدند، به غلط تصور کردند که اسپرم حیوان است و این نام از آن زمان به این نهنگ داده شد. این ماده که " اسپرماسیتی Spermaceti " نام گرفت ( لازم به ذکر است که بخاطر اشتباه در شناسایی ماده، این نام به آن داده شد ) به روغن سر نهنگ معروف است و محفظه این روغن در بالای جمجمه و جلوی سر حیوان و همچنین در بالای فک بالایی نهنگ جای دارد.

خانواده: Physeteridae


نهنگ اسپرم / Sperm Whale / Physeter macrocephalus


زیستگاه اصلی : در تمام اقیانوس ها یافت می شود غیر از قطب شمال .

وضعیت بدنی: بزرگترین نهنگ دندان دار است. نیز در میان تمام جانداران دندان دار زنده در جهان ، بزرگترین آنهاست. سر بزرگ حیوان نر تقریبا" یک سوم طول بدنش را تشکیل می دهد. همچنین بزرگترین مغز را در بین تمام جانوران دنیا دارد. نهنگ های اسپرم سفید هم گزارش شده اند و جالب است بدانید که داستان کتاب " موبی دیک Moby-Dick " نهنگ سفید ( شاهکار هرمان ملویل ) هم حول محور جستجو برای شکار یک نهنگ اسپرم سفید شکل گرفته است.

وزن: میانگین وزن یک نهنگ نر بالغ ، 41000 کیلوگرم است که حداکثر به 57000 کیلوگرم می رسد. این درحالیست که نهنگ ماده وزنش تنها به یک سوم این مقدار خواهد رسید یعنی بطور متوسط حدود 14000 کیلوگرم وزن پیدا خواهد کرد. وزن نهنگ تازه متولد شده حدود 1000 کیلوگرم است.

طول بدن: نهنگ اسپرم نر به طور متوسط حدود 16 متر و حداکثر تا بیش از 20.5 متر رشد طولی پیدا می کند. جالب است بدانید که استخوان فکش، 25 درصد طول بدنش را در بر می گیرد. متوسط طول بدن نهنگ ماده به 11 متر می رسد و بدن بچه نهنگ تازه متولد شده حدود 4 متر است.

وضعیت زندگی: نهنگ اسپرم تنها پستانداری است که می تواند تا عمق 3 کیلومتری در آبهای اقیانوس فرو رود و به جستجوی شکار بپردازد و از این نظر حائز رتبه اول در بین تمام پستانداران است. صدای این نهنگ هم بلندترین صدایی است که در بین تمام جانوران شنیده شده است هر چند که به درستی مشخص نیست چگونه این صداها را تولید می کند. این نهنگ ها به صورت گروهی زندگی می کنند و گاهی تعدادشان در یک گروه به حدود 50 عضو می رسد. گروه ماده ها و بچه ها از گروه نهنگ های نر بزرگتر جداست.

شکار و تغذیه: گوشتخوارند. از ماهیان و سرپاوران تغذیه می کنند. اختاپوس ها ، ماهیان اعماق اقیانوس ها، برخی از انواع کوسه ها و انواعی از بی مهره گان بزرگ ، خوراک نهنگ های اسپرم می شوند. این نهنگ ها روزانه حدود یک تن غذا می خورند.

تولید مثل: ماده ها هر سه تا شش سال صاحب فرزند می شوند و بیشتر از ده سال از فرزند خود مراقبت می کنند. جالب اینکه ماده ها برای نگهداری از بچه ها به هم کمک می کنند .

طول عمر: بیشتر از 70 سال


برگرفته از:

__________________
+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 15:49  توسط زينب  | 

ارکا ، نهنگ قاتل / Orca , Killer Whale / Orcinus Orca

نام علمی: Orcinus Orca

نام عمومی: Orca , Killer Whale ( ارکا ، نهنگ قاتل )

خانواده: Delphinidae



زیستگاه اصلی : ارکاها را می توان در تمام اقیانوس های دنیا ، از آب های سرد شمالی و جنوبی ( قطب شمال و جنوب ) گرفته تا دریاهای مناطق گرمسیری یافت.

وضعیت بدنی: ارکاها ، ظاهری بسیار مشخص و مختص به خود دارند. پشتشان سیاه است ، سینه و پهلوهایشان سفید رنگ می باشد و یک لکه بزرگ سفید هم بالا و پشت هر یک از چشم هایشان دارند. بچه ها به هنگام تولد رنگی متمایل به زرد یا نارنجی دارند که به مرور به سفیدی می گراید. ارکاها بدن سنگینی دارند و باله پشتی شان هم بسیار بلند است که بلندی اش در نرها به 1.8 متر می رسد. پشت این باله پشتی ، لکه بزرگی به رنگ خاکستری تیره به چشم می خورد. این لکه در ارکاهای قطب جنوب ، ممکن است خاکستری کمرنگ متمایل به سفید باشد. برخلاف خیلی از دلفین ها ، باله سینه ای ارکاها گرد و بزرگ است. این بزرگی در باله های سینه ای نرها به مراتب بیشتر از ماده هاست . حتی باله پشتی نرها هم دو برابر باله پشتی ماده هاست. بزرگی جثه و نیروی زیاد ارکاها باعث شده که آنها پر سرعت ترین پستانداران دریایی باشند. غالبا" حداکثر سرعتشان به 56 کیلومتر در ساعت می رسد.
در این بین گونه ای از ارکا هم دیده شده که کاملا" سفید رنگ است. یکبار از یک ارکای سفید نر در سه کیلومتری آتشفشان کاناگا Kanaga در آلاسکا عکسی گرفته شد. آن ارکای سفید نر بسیار سالم به نظر می رسید و طول بدنش حدودا" بین 25 تا 30 فیت / 9.1 متر و وزنش شاید 10 هزار پوند / 4535 کیلوگرم بود.

وزن: ارکاهای نر معمولا" تا 6 تن وزن پیدا می کنند اما ماده ها نهایتا" به وزنی برابر 4 تا 5 تن خواهند رسید. به هر حال یک ارکای بالغ ممکن است بین 2585 تا 7257 کیلوگرم وزن داشته باشد. توجه داشته باشید که نرها از ماده ها جثه سنگین تری دارند. بچه ها با وزنی در حدود 180 کیلوگرم ، متولد می شوند.

طول بدن: نرها طول بدنشان عموما" بین 19 تا 26 فیت / 6 تا 8 متر است اما ماده ها کوچکتر هستند و طول بدنشان به 16 تا 23 فیت / 5 تا 7 متر خواهد رسید. طول بدن بچه ها به هنگام تولد حدود 6 تا 8 فیت / 2.4 متر می باشد.

وضعیت زندگی: ارکاها بزرگترین گونه از خانواده دلفین های اقیانوسی هستند. آنها زندگی اجتماعی دارند. جالب است بدانید که معمولا" دیده نشده از طرف ارکاهای وحشی تهدیدی برای انسان بوجود بیاید اما ارکاهای موجود در اسارت گاهی به مربی خود حمله کرده اند.

شکار و تغذیه: نهنگ های قاتل ، شکارچیانی بسیار مستعد هستند. برخی از آنها غالبا" از ماهی ها تغذیه می کنند. گروهی هم به شکار پستانداران دریایی می پردازند. به ارکاها لقب گرگ های دریا داده اند چرا که مثل گرگ ها بصورت گروهی شکار می کنند. یک ارکا روزانه به طور متوسط حدود 227 کیلوگرم غذا میخورد. و اما چه غذاهایی؟؟؟ آنها از ماهی هایی مثل ماهیان آزاد ، ماهیان تن ، کوسه ها ، سفره ماهیان ، هشت پایان و ماهیان مرکب تغذیه می کنند. گروهی هم پستاندارن دریایی را در فهرست غذاییشان دارند. مثل شیرهای دریایی ، سیل ها و وال ها ( حتی وال های بزرگ ) . برخی از ارکاها از پرندگان هم تغذیه می کنند. پرندگانی مثل پنگوئن ها ، مرغ های نوروزی و برخی مرغ های دریایی . دیده شده که ارکاها از پستانداران خشکی مثل آهوان و گوزن های شمالی هم تغذیه کرده اند چرا که این پستانداران گاهی برای مهاجرت مجبورند مسافت بین جزایر آمریکای شمالی را با شنا طی کنند.

تولید مثل: ارکاها در 15 سالگی به بلوغ می رسند اما نرها تا 21 سالگی تشکیل خانواده نخواهند داد. دوران بارداری ماده ها بین 15 تا 18 ماه به طول می انجامد. آنها هر 5 سال یکبار صاحب تنها یک فرزند خواهند شد. معمولا" احتمال مرگ نوزادان بسیار زیاد است طوریکه نزدیک به نصف آنها به یکسالگی نخواهند رسید. بچه ها برای دو سال به مراقبت نیازمندند اما بعد از یکسال ( 12 ماه ) ، قادر خواهند بود که غذاهای سفت و گوشتی بخورند. تمام اعضای گروه ، حتی نرها در هر سنی که باشند، موظف هستند که در مراقبت از بچه ها به بقیه کمک کنند. ارکاها تا 40 سالگی قادر به تولید مثل هستند و این بدان معناست که می توانند در طول زندگیشان حد متوسط ، 5 فرزند داشته باشند.

طول عمر: ماده ها به طور متوسط تا 50 سال عمر می کنند اما در مواردی استثنایی ممکن است 70 یا 80 سالگی را هم سپری کنند. نرها مثل ماده ها عمر طولانی ندارند. آنها به طور متوسط تا 30 سال عمر می کنند که ممکن است در نهایت به 50 تا 60 سال برسد که البته بسیار کم اتفاق افتاده است و از استثناهاست.


برگرفته از:

http://en.wikipedia.org
www.bbc.co.uk
http://www.about.com
http://marinebio.org
www.cms.int
+ نوشته شده در  89/02/02ساعت 15:51  توسط زينب  | 

اسفنج ها Sponges




اسفنجها ساده ترين شكل از موجودات پر سلولي هستند .
اسفنجها موجوداتي كف زي هستند كه خود را به بستري سخت در جايي كه غذاي كافي براي رشد يافت شود ميچسبانند.
نام علمي اسفنجها پوريفرا Porifera است كه به دليل داشتن تعداد زيادي سوراخ ريز در بدنشان است . ( سوراخ porous + داراي fera )

اسفنجها بيشتر در آبهاي شور درياها زندگي ميكنند البته انواعي از آن ها نيز در آبهاي شيرين به سر ميبرند.
اسفنج ها شكل مشخصي ندارند و مشابه يك كيسه تو خالي هستند كه در قاعده بوسيله پايه يا بدون پايه به جسمي متصل شده اند و به دليل اينكه فاقد اندام حركتي هستند هميشه به يك جا چسبيده اند.
اسفنج ها از ساده ترين موجودات بوده و بدنشان از تعداد زيادي سلول تقريبا مشابه تشكيل شده است . در روي سطح بدن اسفنج ها تعداد زيادي سوراخ وجود دارد كه آب از طريق آنها وارد سيستمي از مجاري شده و نهايتا اين مجاري به يك يا دو سوراخ بزرگتر منتهي ميشود كه حفره وسط بدن اسفنج است و با خود مواد غذايي را به اين حفره وارد ميكند و به سلولهاي اسفنج ميرساند.
در جدار داخلي اين كانالها سلولهاي يقه اي هستند كه سبب راندن آب به داخل مجاري اسفنج ميشود كه اكسيژن و غذا را به سلولها ميرساند و دي اكسيد كربن و ضايعات را دور ميكنند.
آب به همراه خود باكتريها و ساير ارگانيسمها را در دسترس اسفنجها قرار ميدهد.

منبع :
www.mbgnet.net/salt/oceans/animals/sponges.htm
+ نوشته شده در  89/02/01ساعت 15:55  توسط زينب  | 

نهنگ کوهان دار / Humpback Whale / Megaptera novaeangliae

نام علمی: Megaptera novaeangliae

نام عمومی: Humpback Whale ( نهنگ کوهان دار )

خانواده: Balaenopteridae


زیستگاه اصلی : وال های کوهان دار را می توان در تمام اقیانوس ها و دریاهای جهان یافت.

وضعیت بدنی: در بین نهنگ ها ، از بزرگترین گونه ها هستند. این نهنگ ها با باله های سینه ایشان که به طرزی غیر معمول ، دراز و کشیده هستند و سری پر گره ، در کل از نظر ظاهری ، شکلی کاملا" منحصر به فرد دارند . ضمنا" با وجود بزرگی و سنگینی جثه، علاقه شدیدی به اجرای حرکات آکروباتیک در این پستانداران دریایی دیده می شود.

وزن: حدودا" به وزنی بالغ بر 79000 پوند / 36000 کیلوگرم می رسند.

طول بدن: طول بدن بالغین به 40 تا 50 فیت / 12 تا 16 متر خواهد رسید. لازم به ذکر است که طول بدن ماده ها از نرها بیشتر است.

وضعیت زندگی: نرها قادر هستند صداهایی پیچیده از خود تولید کنند که به آواز نهنگ Wale Song شهرت دارد که هر بانگ ، بین 10 تا 20 دقیقه زمان می برد و گاهی ساعت ها ، تکرار شده و به طول می انجامد. دلیل ایجاد این صداها هنوز روشن نشده است اگر چه به نظر می رسد که نقشی اساسی در جفت یابی داشته باشد. این وال های کوهان دار معمولا" برای مهاجرت ، مسافتی در حدود 25000 کیلومتر را در هر سال طی می کنند. آنها معمولا" به تنهایی زندگی می کنند و اگر هم تشکیل گروه کوچکی بدهند ، این گروه چند ساعتی بیشتر دوام نخواهد آورد. تنها در تابستان است که احتمال دارد زندگی گروهی شان کمی طولانی تر شود که آنهم برای تلاش به جهت به دست آوردن غذاست. گاهی بین جفت ها یا حتی گروه های کوچک تشکیل شده در بین این نهنگ ها هم ارتباطی طولانی تر مثل چند ماه یا حتی یکسال دیده شده اما این وضعیت برای نهنگ های کوهان دار ، بسیار نادر است. این امکان هم وجود دارد که گروه ماده ها که برای تهیه غذا تشکیل شده است تا پایان عمر به قوت خود باقی بماند. نکته آخر اینکه نهنگ های کوهان دار ، نسبت به اطراف خود بسیار کنجکاو هستند و غالبا" به کشتی های کوچک و قایق های تفریحی نزدیک می شوند و به چرخیدن در اطراف آنها می پردازند.

شکار و تغذیه: آنها فقط تابستان ها ، در آب های قطبی تغذیه می کنند . عمده تغذیه شان هم از کریل Krill ( جانوری میگو شکل و دریایی ) ، پلانکتون plankton و نیز گروه ماهی های کوچک مثل ساردین sardine است. سرانجام وال های کوهان دار در طول زمستان ، چربی ذخیره شده خود را کم کم از دست می دهند.

تولید مثل: معمولا" بلوغ جنسی شان زمانی اتفاق می افتد که طولی در حدود 12 متر پیدا کرده اند. پس از تغذیه تابستانی در آبهای قطبی ، برای تولید مثل به آبهای مناطق گرمسیری مهاجرت می کنند و بچه هایشان در زمستان متولد می شوند. معمولا" هر دو سال یکبار ، تولید مثل می کنند.

طول عمر: نزدیک 80 سال عمر می کنند.


برگرفته از:

http://en.wikipedia.org
www.bbc.co.uk
www.whaledolphintrust.co.uk
http://animals.nationalgeographic.com
+ نوشته شده در  89/02/01ساعت 15:48  توسط زينب  | 

طرح ایجاد مناطق حفاظت شده دریایی، راهکاری برای حفظ ذخایر آبزیان و مناطق مرجانی

طرح ایجاد مناطق حفاظت شده دریایی، راهکاری برای حفظ ذخایر آبزیان و مناطق مرجانی

محمد مهدی رضایی
بخش مدیریت ذخائر مرکز تحقیقات شیلاتی آبهای دور چابهار

با توجه به كاهش فراواني و طول برخي از گونه‌هاي تجاري در سواحل جنوبي ايران (دريانبرد، 1383 و رضايي، 1385) بررسي دلايل اصلي و راهكارهاي پيش گيرنده ضروري مي‌باشد كه از جمله عوامل ضربه زننده به ذخاير آبزيان مي‌تواند صيد بي‌رويه، استفاده از ابزار صيد نامناسب در منطقه،افزايش نوترينتها در اثر افزايش مزارع پرورش ميگو و آلودگيها باشد(Wilkinson, 1998). استكي و همكاران (1385) توسعه بي‌رويه پرورش ميگو در مجاورت آبهاي ساحلي را عامل ايجاد عوارض زيست محيطي بسياري از جمله افزايش نامناسب نوترينت‌ها، تخريب زيستگاه آبزيان، كاهش زيستگاههاي مانگرو، تغييرات كمي و كيفي جوامع كفزي بستر، بالا رفتن شوري آب و تغيير گونه‌هاي گياهي و جانوري آبهاي ساحلي اعلام داشته‌اند كه اگر اين آلودگي‌ها در سطح وسيعي وجود داشته باشند، مسلما لطمات جبران ناپذيري را وارد خواهند نمود. جزاير مرجاني با حفاظت از لارو آبزيان در برابر شكارچي، تامين غذا و ... محيط مناسبي را براي احياء بسياري از گونه‌ها فراهم مي‌آورند بنابر‌اين تخريب مرجانها ضربه بزرگي را بر تنوع و فراواني گونه‌هاي آبزي وارد مي‌نمايد(Hall, 1999). اميني‌راد (1385) در مشاهدات مستقيم خود در دريا افزايش سفيد شدگي و جابجايي مرجانها را در سالهاي اخير در سواحل چابهار گزارش نموده است. Wilkinson در سال 1998 بيشترين تخريب بستر و جزاير مرجاني دنيا را در منطقه ايندو-پسيفيك[1] اعلام و دليل آنرا استفاده از ابزار صيد نامناسب دانسته است. Downing و همكاران(2005) نيز عامل سفيد شدگي مرجانها[2] و مشكلات محيطهاي دريايي را فعاليتهاي انساني دانسته‌ و  صيد بي‌رويه ماهي، وارد كردن زباله و مواد زائد، لجن سازي و ساير اشكال آلودگي را در نتيجه تاثير مستقيم فعاليتهاي انساني بر زيستگاههاي مرجاني معرفي نموده‌اند. در صيد آبزيان از روشها و ابزاري كه باعث تخريب مرجانها، بستر و يا بطور كلي محيط و در نتيجه كاهش ذخاير آبزيان مي‌شوند، نبايد استفاده نمود كه به عنوان مثال ابزاري مانند ترال در برخي مواقع باعث كاهش  %58 فراواني و %50 درصد تنوع گونه‌اي مي‌شود(قاسمي، 1379) بخصوص كه تور ترال، صيد ضمني[3] زيادي داشته و علاوه بر كاهش ماهيان تجاري در بسياري از موارد فراواني گونه‌هاي غير تجاري را نيز كاهش مي‌دهد و با توجه به اينكه بسياري از ماهيان تجاري مهم گوشتخوار بوده و از نظر اكولوژيك به اين ماهيان غير تجاري وابسته‌اند، در نتيجه كاهش ذخاير اين ماهيان غير تجاري باعث كاهش ماهيان تجاري خواهد شد بنابراين ابزار نا مناسب هم بصورت مستقيم و هم غير مستقيم باعث كاهش ذخاير آبزيان تجاري مي‌شوند علاوه بر موارد ذكر شده گستره فعاليت صيادان نيز بسيار مهم مي‌باشد، اگر صيادان در سطح وسيعي فعاليت نمايند، طبيعتا اثرات سوء فعاليت آنها بر محيط و بخصوص مناطق مرجاني بيشتر است. Charles در سال 2001 در چنين مواقعي بهترين راهكار پيشنهادي را ايجاد مناطق دريايي حفاظت شده يا MPAs دانسته است زيرا اين مناطق حفاظت شده مي‌توانند به عنوان نوزادگاه[4] و ذخيره گاه مولدين عمل نموده و تامين كننده فراواني گونه‌هاي يك منطقه وسيع باشند. اگر در مكاني مناسب مانند مناطق مرجاني عوامل خارجي مانند صيد، تخريبهاي محيطي و آلودگي حضور نداشته باشند، آبزيان در اين مناطق مي‌توانند به راحتي رشد و تكثير داشته باشند و فراواني، اندازه متوسط و سن جمعيت آنها به مقدار واقعي خود خواهد رسيد و در مورد بسياري از آبزيان بخصوص گروههاي پلاژيك، مناطق حفاظت شده مي‌توانند به عنوان تامين كننده زي‌توده ساير نقاط در دريا باشند(Sanchez-Lizaso et al, 2000). در نقاطي كه غناي گونه‌اي[5] بالا مي‌باشد، گونه‌هاي با فراواني كم و يا نادر نيز معمولا يافت مي‌‌شوند (Roberts, 1995) بنابراين ايجاد مناطق حفاظت شده به بقاء و حفظ اين گونه‌ها نيز مي‌تواند كمك كند. Floeter و همكاران (2006) در بررسي تغييرات گونه‌اي، فراواني و طول ماهيان سواحل برزيل  در بين مناطق با فشارهاي صيادي مختلف و مناطق حفاظت شده مشاهده كردند كه تنوع گونه‌اي، فراواني و طول هر گونه در اين مناطق تفاوت معني‌داري دارد و با افزايش فشار صيادي فراواني ماهيان Scaridae بيشتر مي‌شده ‌است كه ايشان دليل آنرا تخريب مرجانها در اثر فشار بيش از حد صيادي دانسته‌اند. رضايي (1385) نيز افزايش ميزان صيد طوطي ماهيان  Scaridaeرا در سواحل سيستان و بلوچستان گزارش نموده است همچنين اميني‌راد(1385) افزايش فراواني اين ماهيان را در سواحل خليج چابهار با مشاهدات مستقيم خود در دريا اعلام نموده است كه با توجه به نتايج  Floeter و همكاران (2006) مي‌توان افزايش اين ماهيها را به بالا بودن فشار صيادي در منطقه نسبت داد. Roberts در سال 1995 در بررسي خود اعلام نمود كه زي‌توده، فراواني و تعداد لارو گونه‌هاي مختلف در مناطق حفاظت شده اطراف جزاير آنتيل[6] بسيار بيشتر از مناطق تحت بهره‌برداري صيادي بوده است. مجنونيان(1378) هدف از ايجاد مناطق حفاظت شده و پارك‌هاي ملي را كنترل پروسه‌هاي انساني موثر بر طبيعت و احياء و بازسازي اشكال حياتي آسيب ديده معرفي نموده و آنها را محيط مناسبي براي تكثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستنيها در شرايط طبيعي تحت حفاظت مي‌داند. با توجه به اينكه در سواحل جنوبي ايران فقط در منطقه نايبند پارك ملي ايجاد شده است، ايجاد مناطق حفاظت شده دريايي و يا پاركهاي ملي دريايي ضروري به نظر مي‌رسد كه قبل از هر گونه اقدامي در اين زمينه يافتن نقاط مناسب از نظر تنوع گونه‌اي، سطح آسيب وارد شده و ساير موارد مهم در ايجاد مناطق حفاظت شده بررسي شود.

منابع:

  1. استكي، ع.، اكبر زاده، ا.، مرتضوي، م. ص.، خدادادي جوكار، ك. و سليمي زاده، م.، 1385. بررسي اثرات زيست محيطي ناشي از مزارع پرورش ميگو بر خور تياب در استان هرمزگان. مجله علمي شيلات ايران. 15(1): 20-11.

  2. اميني راد، ت. 1385. بررسي علل جابجائي و سفيد شدگي مرجانها در خليج چابهار. سمينار علمي مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور چابهار.

  3. رضايي، م. م.، 1385. گزارش گونه‌هاي در معرض خطر سواحل سيستان و بلوچستان. مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور چابهار.

  4. دريانبرد، غ.، 1383. مونيتورينگ بررسي ذخاير كفزيان به روش مساحت جاروب شده در درياي عمان-سواحل سيستان و بلوچستان. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي. مركز تحقيقات شيلاتي آبهاي دور چابهار.

  5. قاسمي، ع.، 1379. مباني مديريت شيلاتي; نگرش نوين به بهره‌برداري از منابع آبزي. انتشارات نقش مهر. 128ص.

  6. مجنونيان، ه.، 1378. كلياتي پيرامون پاركهاي ملي و ذخاير طبيعي; در: زيستگاهها و حيات وحش، سازمان حفاظت محيط زيست: 48-1.

  7. charles, A., 2001. Sustainable fishery systems. Blackwell Science. PP: 370.

  8. Downing, N., Buckley, R., Stobart, B., LeClair, L. and Teleki, K., 2005. Reef fish diversity at Aldabra atoll, Seychelles, during the five years following the 1998 coral bleaching event. Phil. Trans. R. Soc. A. 363:257-261.

  9. Floeter, S. R., Halpern, B. S. and Ferreira, C. E. L., 2006. Effects of fishing and protection on Brazilian reef fishes. Journal of Biological conservation. 128: 391-402.

  10. Hall, S.J., 1999. The effects of fishing on marine ecosystems and communities. Blackwell Science. PP: 274.

  11. Roberts, C.M., 1995. Rapid build-up of fish biomass in a Caribbean marine reserve. Journal of Conservation Biology. 9(4): 815.

  12. Sanchez-Lizaso, J. L., Goni, R., Renones, O., Garcia-Charton, J. A., Galizin, R., Bayle, J. T., Sanchez-Jerez, P., Perez-Ruzafa. A. and Ramo. A., 2000. Density dependence in marine protected populations: A review, Environmental Conservation, 27(2): 144-158.

  13. Wilkinson, C., 1998. Status of coral reefs of the world, Executive summary. Australian Institute of Marine Science.

 



[1] Indo-pacific

[2] Bleaching

[3] Bycatch

[4] Nursery

[5] Richness

[6] Antilles

+ نوشته شده در  89/01/31ساعت 15:36  توسط زينب  | 

روش بررسی رشد، مهاجرت و برآورد جمعیت شاه‌میگوی خاردار Panulirus homarus

روش بررسی رشد، مهاجرت و برآورد جمعیت شاه‌میگوی خاردار Panulirus homarus

محمد مهدی رضایی
بخش مدیریت ذخائر مرکز تحقیقات شیلاتی آبهای دور چابهار

لابسترهاي خاردار[1] خانواده Palinuridae در درياهاي گرمسيري و معتدله پراكنده اند كه تراكم و تنوع گونه ها در درياهاي گرمسيري بيشتر است و نقش مهمي در زنجيره هاي غذايي بستر دريا از مناطق كم عمق تا عميق دارند, گونه هاي جنس Panulirus به دليل داشتن اندازه بزرگ از نظر شيلاتي مهمترين دسته لابسترها ميباشند (FAO 1984 & King 1995). گونه Panulirus homarus متعلق به مناطق گرمسير با عمق كمتر از 90 متر (بهترين عمق 1 تا 5 متر) ساحلي با انرژي زياد و طغياني ميباشد و 3/8 درصد صيد شاه ميگوهاي پالينوريد را به خود اختصاص داده است, در ايران نيز سالانه 20 تا 30 تن از اين گونه صيد ميشود (Fatemi 2001). شاه ميگو گونه Panulirus homarus از آبزيان مهم شيلاتي و مهمترين شاه ميگوي سواحل جنوبي ايران ميباشد كه ذخاير آن در طي چند سال اخير رو به كاهش بوده است در نتيجه بررسي زيست شناسي گونه, پايش جمعيت و مديريت ذخائر آن مهم مي باشد. اين گونه داراي سه زير گونه ميباشد(FAO 1984): P.h.homarus (از شرق آفريقا تا ژاپن و استراليا), P.h.rubellus (در جنوب شرق آفريقا و جنوب شرق ماداگاسكار ), P.h.megasculptus (در ساحل جنوبي شبه جزيره عربستان و غرب هندوستان).

يكي از مهمترين مشخصات پالينوريدها مهاجرتهاي طولاني ميباشد (Lipcius &Cobb, 1995 ) و بسياري از آنها داراي الگوهاي خاص حركتي هستند. اين مهاجرتها ممكن است توسط پيش بالغين ( به منظور مكان يابي براي رشد و تغذيه) و بالغين در مرحله تخمريزي (به منظور مكان يابي براي منطقه مناسب براي تكامل و رشد لاروها) صورت بگيرد بنابراين براي مديريت بهتر ذخاير شاه ميگو اطلاع از نحوه و زمان مهاجرت بسيار مهم است زيرا ميتوان در مسير مهاجرت صيد آنها را توسط صيادان ممنوع كرده و باعث افزايش ميزان احيا در نسل بعد شد (Chubb 1995).

رشد و جمعيت عوامل اصلي در ميزان توليدات يك گونه مي باشند(Gulland 1975 & chapman 1978) و مهاجرت, هر گونه حركت سازمان يافته و نه تصادفي افراد يك ذخيره مي باشد كه باعث تغيير ميزان صيد و اندازه هاي طولي افراد ذخيره در يك منطقه ميشود و در كلاسه هاي طولي مختلف با اهداف مكان يابي تغذيه, بلوغ, تخمريزي و. . . صورت ميگيرد (Sparre et al 1993) بنابر اين به منظور بررسي احيا, مكان تخمريزي , شرايط تخمريزيبررسي مهاجرت ضروري است(Sheaves 1993). يكي از بهترين روشها براي برآورد جمعيت, رشد و مهاجرت روش علامت گذاري و صيد مجدد است (King 1995 & Thorsteinsoon 2002) كه در ايران تا كنون مطالعات كمي با استفاده از اين روش صورت گرفته كه بيشتر در مورد ماهيان خاوياري بوده است. محاسبه رشد سخت پوستان در طبيعت, مهاجرت و برأورد دقيقتر جمعيت نياز به تگ گذاري, رهاسازي و صيد مجدد دارد (Miller & Mohn 1993) بنابراين افزايش استفاده از اين تكنيك در ايران بسيار ضروري ميباشد.

Munro (1995) رفتار P.homarus در برابر قفس را تابع يك نظم مشخص ندانسته و ذكر نموده كه ميزان صيد اين گونه در قفس وابسته به تراكم اين گونه در طبيعت نبوده و داراي توزيع پويسون ميباشد لذا براي برآورد جمعيت بهتر است از مقدار صيد در واحد قفس استفاده نشود و از طرفي بهترين وسيله صيد براي اين گونه كه كمترين آسيب زيست محيطي را دارد قفس است لذا بايد از روش تگ گذاري و صيد مجدد استفاده نمود زيرا برآورد جمعيت در اين روش با استفاده از نسبت افراد تگدار به افراد بدون تگ در صيد است و روش صيد چندان مهم نيست.

مهمترين وسايل صيد پانوليروسها نيزه, غواصي و صيد مستقيم, صيد در شب با نور, تور پيچ و تله ميباشد (King 1995).در منطقه اقيانوس هند تحقيقات بيولوژيكي بسيار كمي بر روي گونه Panulirus homarus انجام شده است و در نتيجه در اين مناطق مديريت مناسب براي حفظ ذخائر آن نيز اعمال نشده است (Chubb 1995).

روش كلي بررسي رشد، برآورد جمعيت و مهاجرت شاه ميگو و بطور كلي سخت پوستان را مي‌توان بصورت زير ارائه نمود:

يكي از مهمترين فرضها در تگ گذاري استفاده از جانور سالم ميباشد (Munro 1995) بنابراين قفس بهترين وسيله است زيرا لابستر را سالم و با كمترين أسيب ديدگي صيد مينمايد. قفسها را با فاصله 40 تا50 متر قرار داده تا همپوشاني نداشته باشند(King 1995 & Sheaves 1993) دريچه هاي فرار نابالغها هم مسدود ميشود تا كلاسه هاي طولي كوچكتر هم صيد شوند. به دليل اينكه سخت پوستان داراي پوست اندازي ميباشند در تگ زني به آنها بايد دقت نمود كه تگ را در جايي از بدن قرار دهيم كه در هنگام پوست اندازي از بدن جدا نشود( مخصوصا اگر از تگ اسپاگتي استفاده شود) لذا بسياري از محققين ماهيچه مفصلي بين سر و شكم را براي قرار دادن تگ مناسب ميدانند(Thorsteinsoon 2002). تگ اسپاگتي داراي دو قسمت پلاستيكي سخت و نرم ميباشدكه قسمت سخت به شكل قلاب ميباشد كه در گوشت فرو مي رود و قسمت نرم حاوي اطلاعات لازم و يا كد مشخص كننده ميباشد كه خارج از بدن ميباشد كه اين كد نشان دهنده زمان و مكان رها سازي ميباشد (King 1995). ميتوان از دستگاه تگ زن مدل Dennison tag-fast استفاده نمود (Linnane 2005).

در تحقيقاتي كه در آنها از تگ استفاده ميشود، تگ نبايد تاثيري بر رشد و مرگ و مير داشته باشد (Laird &Stott 1978) بنابراين براي آزمون كارايي و تاثير تگ بر روي مرگ و مير و رشد لابسترها ابتدا قبل از شروع كار يك مرحله آزمايشي را قرار ميدهيم كه در اين مرحله در استخرهاي بتوني لابسترهاي تگ دار و بدون تگ مقايسه ميشوند تا تاثير تگ بر پارامترهاي بيولوژيك مهم بررسي شود در اين مرحله همچنين ميزان ماندگاري تگها در بدن بررسي ميشود. در استخرهاي آزمايشي بلوكهاي سيماني قرار داده ميشود تا لابسترها بعنوان پناهگاه از آن استفاده كنند, 10% تعويض آب و دو بار غذادهي در روز با استفاده از اسكوئيد, ميگو و ماهي صورت ميگيرد و روي استخر را با پوشش تيره مي پوشانيم تا ميزان نور محيطي در استخر به 20% كاهش يابد (Jong 1993). با اثبات فرض عدم تاثير تگ بر رشد و بازماندگي لابستر و بازماندگي مناسب تگها در بدن، بررسي ها در محيط دريا آغاز خواهد شد.

در نمونه‌برداريها، نمونه هاي صيد شده از دريا را از نظر داشتن يا نداشتن تگ بررسي نموده سپس زيست سنجي (طول كاراپاس به ميليمتر و وزن به گرم), تگ گذاري( بسته به روش كار) و رهاسازي صورت مي‌گيرد و با توجه به نوع محيط مورد مطالعه از نظر باز يا بسته بودن از روشهاي مختلف موجود مانند پترسن، اشنوبل و جولي براي برآورد جمعيت استفاده ميكنيم. تغيير طول و يا وزن در زمان را رشد ميناميم كه معمولا در لابسترها طول كاراپاس مد نظر ميباشد چون اندازه گيري أن خطاي كمتري نسبت به طول كل دارد:

G = (L2 – L1)/(∆t)

كهG ميزان رشد, L2 طول در زمان صيد,L1 طول در زمان رهاسازي و ∆t فاصله زماني بين رهاسازي و صيد مجدد براي هر نمونه مي باشد

به منظور بررسي وجود يا عدم وجود مهاجرت ذخيره بايستي نمونه برداري در فواصل زماني مختلف صورت گرفته و مقدار حركت لابسترهاي تگ دار شده را كه دوباره صيد ميشوند را با توجه به محل رهاسازي أنها بدست أورده و با توجه به فاصله زماني بين رهاسازي و صيد مجدد مسير طي شده را با مدت زمان رهايي براي كليه لابسترهاي بازگيري شده رگرسيون گرفته و معني دار بودن اين رگرسيون نشان دهنده مهاجرت لابستر ميباشد علاوه بر اين بايستي جهت حركت نيز مشخص شود(Lozano-Alvarez 2003).

از ميان تحقيقات انجام شده بر روي شاه‌ميگو ميتوان به موارد زير اشاره نمود:

1. ساري(1370) در بررسي خود تحت عنوان بيوسيستماتيك خرچنگهاي دراز چابهار, مراحل تكوين تخم, بلوغ و زيست شناسي گونه هاي مختلف شاه ميگو را در منطقه چابهار بررسي نموده است, وي گونه Panulirus homarus را گونه غالب منطقه معرفي نموده و عواملي مانند بستر، جانوران موجود در بستر، تيرگي آب، رسوبات و. . . را عامل تعيين كننده پراكنش هر گونه معرفي نموده است. دو زير گونه P.h.homarus وP.h.megasculptus در اين تحقيق گزارش شده كه زير گونه دوم فراواني بيشتري داشته است. وي از ميان گونه هاي بررسي شده گونه Panulirus homarus را به دليل رشد بالاتر نسبت به ساير شاه ميگوها, بلوغ سريعتر و مقاومت بالاتر در برابر شرايط محيطي براي مطالعات بعدي و سرمايه گذاري اقتصادي پيشنهاد نموده است

2- فاطمي (1377) در بررسي خود تحت عنوان پويايي جمعيت و ارزيابي ذخائر شاه ميگوي منطقه چابهار با تاكيد بر گونه Panulirus homarus , اين گونه را مهمترين شاه ميگوي ايران اعلام نموده و اختلاف معني داري بين طول شاه ميگو در پنج منطقه نمونه برداري و بين جنسها مشاهده نموده است وي جمعيتهاي اين پنج منطقه را مجزا دانسته است.

3- Mohammed و George در سال 1968 (Munro 1995) گونه Panulirus homarus را در سواحل هند علامتگذاري و رهاسازي نمودند و اعلام نمودند كه ميزان رشد اين گونه در طبيعت كمتر از محيط پرورشي است.

4- Mc Koy (1983) در بررسي مهاجرت لابستر Jasus edwardsii با استفاده از روش علامتگذاري در جزيره استوارت[2] نيوزيلند, 4393 لابستر را علامتگذاري و نزديك ساحل رهاسازي نمود كه بيشتر افراد بازگيري شده كمتر از پنج كيلومتر و 16% مسافت بيشتر از پنج كيلومتر را به سمت اعماق طي كرده بودند, وي ذكر نموده كه مهاجرت مشخص و سازمان يافته اي در اين گونه وجود ندارد.

5- Bannister و همكاران (1994) رشد, مهاجرت و بقاي لابسترهاي تكثير شده به روش مصنوعي را در ساحل شرقي انگلستان بررسي نمودند كه در اين بررسي از سال 1983 تا 1988 تعداد 49000 لارو سه ماهه با تگ لنگري T شكل علامتگذاري و رها سازي شدند كه بيشترين ميزان مهاجرت شش كيلومتر از محل رها سازي و بقا 85% بوده است.

6- Smith و همكاران (1998) مهاجرت و الگوي رفتار لابستر اروپايي Homarus gammarus رهاسازي شده را با استفاده از تگهاي الكترومگنتي از راه دور مورد بررسي قرار دادند كه حركتها همه در شب و 5/1 تا3 ساعت بعد از غروب آفتاب بوده و با تغيير فصل از تابستان به زمستان و كاهش دما مهاجرت كاهش يافته بوده است.

7- Jong (1993) ميزان رشد گونه Panulirus homarus و رابطه آن با جنسيت را در استخر بتوني با علامتگذاري بر روي اوروپود[3] (سوراخ نمودن) مورد بررسي قرار داده و بيان داشت كه ميزان رشد در نگهداري توام نر و ماده با هم كاهش داشته و نگهداري آنها بصورت جدا از هم باعث افزايش رشد ميشده است.

8- Miller و Mohn (1993) در مقايسه دو روش لسلاي و تگ گذاري و صيد مجدد به منظور برآورد جمعيت لابستر و خرچنگ به اين نتيجه رسيدند كه روش لسلاي براي هر گونه داراي خطاهاي خاصي ميباشد كه براي رفع آن بايد از قبل با منابع خطا آشنا بود و به صورت كلي روش دوم را پيشنهاد مي كنند.

9- Lozano-Alvarez (2003) در بررسي پراكنش , رشد و مهاجرت پيش بالغين Panulirus argus با استفاده از تگ اسپاگتي, برآورد جمعيت را در دو منطقه مقايسه نمودند كه حركت لابسترها در اين بررسي بصورت تصادفي بوده و مهاجرت سيستماتيك و سازمان يافته مشاهده نشده است.

10- Linnane و همكاران(2005) در مطالعه الگوي مهاجرت شاه ميگوي Jasus edwardsii در جنوب استراليا با استفاده از تگ لنگري T , 22 درصد از شاه ميگوهاي رهاسازي شده را مجددا صيد نمودند و مشاهده نمودند كه از اين لابسترها 68% كمتر از يك كيلومتر,5/16% بين يك تا پنج كيلومتر, 5/11% بين پنج تا 20 كيلومتر و چهار درصد بيشتر از 20 كيلومتر حركت كرده بودند كه بيشتر حركتها در نوار ساحلي بوده است.

11- Chris و همكاران (؟؟) تگهاي الاستومر[4] و اسپاگتي را در شاه ميگو مقايسه نمودند كه تگ نواري به دليل قابليت مشاهده آسانتر و عدم خرد شدن بهتر تشخيص داده شد.

منابع مورد استفاده :

1-ساري.1370. بيوسيستماتيك خرچنگهاي دراز چابهار.پايان نامه دوره كارشناسي ارشد دانشگاه تهران

2-فاطمي.1377. پويايي جمعيت و ارزيابي ذخائر شاه ميگوي منطقه چابهار با تاكيد بر گونه Panulirus homarus . پايان نامه دوره دكتري دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات.

3- Bannister,RCA. JJ, Addison. SRJ,Lovewell. 1994. Growth, Movement, Recaoture rate and Survival of Hatchery reared Lobsters (Homarus gammarus(Linnaeus 1758)) Released into the Wild on the English East Coast. Crustaceana. 67(2): 156-172

4- Chris,M.C, Woods and P,S,James. ??. Evaluation of visible Implant Flurescent Elastomer (VIE) as a Tagging Technique for Spiny Lobster (Jasus edwardsii). Journal of Marine and Freshwater research. 54(7): 853-858

5- Chubb,C,F.1995. Reproductive Biology; Issues for Management in: Spiny Lobster Management by Phillips,B,F. J,S,Cobb and J,Kittaka. Fishing news books: 181-212.

6- FAO. 1984. Western Indian Ocean fishing area 51. Volume 5. FAO Species identification sheets for fishery purposes.

7- Fatemi,S,M,R. 2001. Lobster Fisheries Management in the Sea of oman. . First International Conference on Fisheries,Aquaculture and Environment in the Northwest Indian Ocean.

8- Jong,K. 1993. Growth of the Spiny Lobster Panulirus homarus (Linnaeus 1758), depending on sex and influenced by reproduction. Crustaceana. 64(1): 18-23.

9- Lipcius,R,N and J,S,Cobb. 1995. Ecology and Fisheries Biology of Spiny Lobsters*

10- McKoy,J,L. 1983. Movement of Rock Lobsters Jasus edwardsii (Decapoda, Palinuridae), Tagged near Stewart Island, New Zeland. New Zeland Journal of Marine and Freshwater Research abstracts.

11- Lozano-Alvarez,E. Briones-Fourzan,P and Ramos-Aguilar,M,E. 2003. Distribution, shelter fidelty and Movement of sub adult Spiny Lobsters (Panulirus argus) in areas with artificial shelters (Casitas)

12- Miller,R,J and R,K,Mohn. 1993. Critique of the Leslie Methoddd for Estimating sizes of Crab and Lobster Populations. North American Journal of Fisheries Management. 13: 676-685

13- Munro,J,L.1995. Fisheries for Spiny Lobsters in the Tropical Indo-Pacific, in: Spiny Lobster Management by Phillips,B,F. J,S,Cobb and J,Kittaka. Fishing news books:76-82

14- Sheaves,M,J. 1993. Pattern of Movement of some fishes within an Estuary in Tropical Australia. Journal of Marine and Freshwater research. 44: 867-870.

15- Smith,I,P. K,J,Collins. A,C,Jensen. 1998. Movement and Activity patterns of the European Lobster, Homarus gammarus, Revealed by Electromagnetic Telemetry. Journal of Marine Biology. 132(4):611-623

16- Sparre,P. E,Ursin and S,C,Venema. 1993. Introduction to tropical fish Stock Assessment, Part1-Mannual. FAO Fisheries Technical Paper : 271-289

17- Thosteinsoon,V. 2002. Tagging methods for stock assessment and research in Fisheries.

King,M. 1995. Fisheries Biology , Assessment and Management. Fishing news books: 341pp



[1] - Spiny or Rock

[2] Stewart

[3] Uropod

[4] - اين نوع تگ شامل مواد رنگي مايعي است كه به زير پوست تزريق مي‌شود و بعد از تزريق جامد مي‌شود.


+ نوشته شده در  89/01/31ساعت 15:35  توسط زينب  | 

صید پنهان، خطری برای ذخایر آبزیان

صید پنهان، خطری برای ذخایر آبزیان

محمد مهدی رضایی
بخش مدیریت ذخائر مرکز تحقیقات شیلاتی آبهای دور چابهار

گاهي رها شدن ابزارهايي از صيد كه بدون كنترل انسان صيد مي‌نمايند مانند قطعه‌اي از تور گوشگير ويا گم شدن قفسها در دريا[1] باعث گرفتار شدن توده زيادي از آبزيان كفزي در آنها و در نتيجه افزايش مرگ و مير مي‌شود كه به اين پديده صيد پنهان[2] گفته مي‌شود(Hall, 1999). در بسياري از كشورها معمولا به منظور جلوگيري از برداشت قفس توسط ساير صيادان براي تعيين محل قرارگيري قفسها از بويه استفاده نمي‌شود و توسط [3]GPSمحل قرارگيري قفسها مشخص و در زمان برداشت با استفاده از چنگك[4] قفسها از آب خارج مي‌شوند ( et al, 2005çekiç) كه برخي مواقع به دليل جابجائي‌ قفسها در اثر جريانهاي آبي يا پاره شدن طناب رابط در برخورد باصخره‌ها، يافتن مجدد قفسها توسط صيادان مشكل و در برخي مواقع غير ممكن مي‌گردد كه اين گم شدن قفسها مهمترين مشكل در اين نوع ابزار صيادي مي‌باشد.. در مورد تور گوشگير نيز در موارد بسياري مشاهده شده است كه قسمتهاي فرسوده يا پاره شده تورهاي صيادان محلي وارد آب شده و در بستر دريا گونه‌هاي كفزي زيادي از جمله خرچنگ و لابستر در اين تورها گرفتار شده و مي‌ميرند اين نوع به دام افتادن آبزيان در اثر گم شدن قفس و تور را پديده صيد پنهان[5] مي‌ناميم كه باعث افزايش مرگ‌ و مير بسياري از آبزيان مي‌شود كه ماهيان در دام افتاده يا اجساد آنها طعمه‌[6]اي براي ساير ماهيها مي‌شوند و به همين ترتيب ممكن است توده بزرگي از آبزيان توسط اين ابزار از بين بروند. در هر منطقه بايستي نسبت قفسهاي گم شده مشخص شود تا در صورت بالا بودن اين نسبت تدابير لازم مانند ساخت قفسهايي با تور سنتتيك كه در مدت زمان مشخص از يك سمت پوسيده و باز شود و آبزيان در دام افتاده آزاد شوند، اتخاذ شود مثلا در يك گزارش كلي در صيد خرچنگ در كانادا ميزان گم شدن قفسها %10 بوده‌ است(Gabriel et al, 2005)  و در يك بررسي مقدماتي در سواحل ايران در ناحيه سيستان و بلوچستان نيز مهمترين مشكل صيادان منطقه گم شدن قفسها مي‌باشد لذا با توجه به فوايد قفس از نظر كم بودن عوارض زيست محيطي آن ( بر خلاف تور ترال و تور گوشگير) و اينكه آبزيان صيد شده در قفس تا زمان برداشت معمولا زنده مي‌مانند كه در ساير ابزار صيد رايج مانند تور گوشگير اين مورد كمتر مشاهده مي‌شود لذا بررسي راهكارهاي لازم براي كاهش صيد پنهان در هنگام گم شدن قفسها ضروري مي‌باشد.

منابع:

   1)            Gabriel, O., Lanage, K., Dahm,E. and Wendt,T., 2005. Fish catching methods of the world. Blackwell Publishing. Fourth edition. Pp: 523.

   2)            Hall, S.J., 1999. The effects of fishing on marine ecosystems and communities. Blackwell Science. PP: 274.

   3)            çekiç, M., Dal,T., Basusta,N., Gokçe, M. A., 2005. Comparison of two different types of basket traps on fish catches in Iskenderun Bay. Turk.J.Vet.Anim.Sci. 29:743-749.

 



[1] Ghost traps

[2] معني لغوي  Ghost fishing صيد گم شده مي‌باشد و چون عمل صيد توسط قفس گم شده ادامه‌دار بوده(Continue fishing) و ممكن است توده بزرگي از آبزيان در مدت زماني طولاني صيد شوند، به نظر مي‌رسد كلمه صيد پنهان كه برخلاف واژه قبلي حالت مصدر داشته و فقط اشاره به زمان گذشته ندارد بهتر است.

[3] Global positioning system

[4] Grapple hook

 

[6] Bait

+ نوشته شده در  89/01/31ساعت 15:33  توسط زينب  | 

بررسی اجمالی صید آبزیان با استفاده از قفس با تاکید بر معایب و مزایا

بررسی اجمالی صید آبزیان با استفاده از قفس با تاکید بر معایب و مزایا

محمد مهدی رضایی
بخش مدیریت ذخائر مرکز تحقیقات شیلاتی آبهای دور چابهار


تور ترال، تور گوشگير كف، قفس و رشته قلابهاي طويل مهمترين ابزار صيد ماهيان كفزي مي‌باشند ( et al, 2005çekiç). با توجه به تاثيرات سوء تورهاي ترال بر بستر درياها و زيستگاههاي آبزيان (Hall, 1999) و همچنين ماندن زياد آبزيان صيد شده توسط تور گوشگير (كه غالبا تلف مي‌شوند) در آب دريا كه در بسياري از گونه‌ها مانند شوريده منجر به افت شديد كيفيت ماهي مي‌شود، استفاده از ابزاري مانند قفس كه آبزي صيد شده تا زمان برداشت درون آن زنده ميماند (Gabriel et al, 2005) و از طرفي نسبت به تور گوشگير و ترال كف آسيب كمتري بر ذخاير وارد مينمايد ( et al, 2005çekiç) ضروري به نظر مي‌رسد. امروزه در حدود %25 از صيد آبزيان توسط قفس انجام مي‌شود(Gabriel et al, 2005 & Scharer et al, 2004) و جزء وسايل مهم صيادي مي‌باشد.

قفسها، تله‌هاي سه بعدي هستند كه در طيفهاي گسترده‌اي از اشكال و اندازه‌ها با استفاده از مواد مختلف ساخته مي‌شوند و آبزيان مختلف به قصد يافتن پناهگاه يا براي خوردن طعمه[1] موجود در قفس وارد آن شده كه خروج از اين قفسها بسيار سخت و يا غير ممكن است. در هر كشور و منطقه‌اي قفسهاي خاصي با اندازه‌هاي مشخصي استفاده مي‌شود و در منطقه خليج فارس و درياي عمان از نوعي قفس سيمي خاص با ارتفاع تقريبي 7/1 متر ، قطر 2 متر و چشمه 50-35 ميليمتر با يك دريچه ورودي به شكل مخروط ناقص استفاده‌ مي‌شود ( خاني‌پور و امينيان، 1383 و(Gabriel et al, 2005 كه در ايران به آن گرگور گفته مي‌شود.

در صيد با گرگور، گرگورهاي طعمه گذاري شده را به شيوه متصل به هم با استفاده از طناب رابط بلند[2] پشت سرهم بر روي بستر كار گذاشته، با استفاده از لنگرها ثابت و بوسيله بويه‌ها و يا با استفاده از GPS (براساس روش رايج صيادان محلي در منطقه) محل قرارگيري مشخص مي‌شود ( et al, 2005çekiç). شكل 2 نحوه قرارگيري قفسها در دريا را نشان‌مي‌دهد.

در بررسي صيد در واحد تلاش ماهيان صيد شده با استفاده از گرگور از رابطه استفاده مي‌شود كه Cميزان صيد و ƒ ميزان تلاش بر حسب قفس-روز مي‌باشد(Gulland, 1975).

استفاده از قفس معايبي نيز دارد، در بسياري از كشورها معمولا به منظور جلوگيري از برداشت قفس توسط ساير صيادان براي تعيين محل قرارگيري قفسها از بويه استفاده نمي‌شود و توسط [4]GPSمحل قرارگيري قفسها مشخص و در زمان برداشت با استفاده از چنگك[5] قفسها از آب خارج مي‌شوند كه برخي مواقع به دليل جابجائي‌ قفسها در اثر جريانهاي آبي يا پاره شدن طناب رابط در برخورد باصخره‌ها، يافتن مجدد قفسها توسط صيادان مشكل و در برخي مواقع غير ممكن مي‌گردد كه اين گم شدن قفسها[6]مهمترين مشكل در اين نوع ابزار صيادي مي‌باشد(Scharer et al, 2004). گم شدن قفس باعث وقوع پديده صيد پنهان[7] و افزايش مرگ‌ و مير بسياري از آبزيان مي‌شود كه ماهيان در دام افتاده يا اجساد آنها طعمه‌[8]اي براي ساير ماهيها مي‌شوند و به همين ترتيب ممكن است توده بزرگي از آبزيان توسط اين قفسها از بين بروند كه در هر منطقه بايستي نسبت قفسهاي گم شده مشخص شود تا در صورت بالا بودن اين نسبت تدابير لازم مانند ساخت قفسهايي با تور سنتتيك كه در مدت زمان مشخص از يك سمت پوسيده و باز شود و آبزيان در دام افتاده آزاد شوند، اتخاذ شود(Gabriel et al, 2005). همچنين از ديگر معايب قفس صيد آبزيان نابالغ در زماني است كه ساختار و دريچه‌هاي ورودي و فرار نا‌بالغين آن مناسب نباشد(كهفي‌زاده، 1384) كه فشار صيادي رشد[9] افزايش يافته و باعث كاهش ذخاير آبزيان و همچنين كاهش كارائي قفس خواهد شد بنابراين تعيين نقاط مناسب براي قفس‌گذاري از نظر كاهش صيد افراد زير سايز و كاهش گم‌شدن قفسها ضروري مي‌باشد زيرا برخي مناطق نقش نوزادگاه را براي برخي از آبزيان در دوران اوليه زندگي دارند و قرار گرفتن قفس در اين مناطق باعث صيد آنها مي‌شود(McBride and Styer, 2003)، همچنين در برخي از مكانهاي صخره‌اي و مرجاني احتمال گم شدن قفسها در اثر پاره شدن طناب ارتباطي در هنگام جابجائي آنها بيشتر است(Scharer et al, 2004).

منابع:

1) خاني‌پور، ا.، امينيان، ف.ب.، 1383. راهنماي علمي و عملي ماهيگيران. موسسه تحقيقات شيلات ايران. 227 ص.

2) كهفي‌زاده، ف.، 1384. بررسي كارائي و نصب دريچه بر روي بدنه گرگور. گزارش نهايي طرحهاي تحقيقاتي. موسسه تحقيقات شيلات ايران. 88ص.

3) çekiç, M., Dal,T., Basusta,N., Gokçe, M. A., 2005. Comparison of two different types of basket traps on fish catches in Iskenderun Bay. Turk.J.Vet.Anim.Sci. 29:743-749.

4) Gabriel, O., Lanage, K., Dahm,E. and Wendt,T., 2005. Fish catching methods of the world. Blackwell Publishing. Fourth edition. Pp: 523.

5) Gulland, J. A., 1983. Fish stock assessment. A manual of basic methods. FAO/Wiley series on food and agriculture.PP: 223.

6) Hall, S.J., 1999. The effects of fishing on marine ecosystems and communities. Blackwell Science. PP: 274.

7) McBride, R. S. and Styer, J. 2003. Species composition, catch rates, and size structure of fishes captured in the south florida lampara net fishery. Florida Fish and Wildlife Conservation Commission. Petersburg.

8) Scharer, M., Prada, M. C. and Appeldoorn, R. S., 2004. The use of fish traps in Puerto Rico: Current practice, longterm changes, and fishers’ perceptions. 55th Gulf and Caribbean Fisheries Institute.

+ نوشته شده در  89/01/31ساعت 15:31  توسط زينب  | 

بلنی راه راه / Striped Blenny / Meiacanthus grammistes

نام علمی: Meiacanthus grammistes

اسامی عمومی: Striped Blenny ( بلنی راه راه )

Gammistes Blenny ، Striped Fang Blenny ، Striped Poison-Fang Blenny ، Line-spot harptail blenny ، Goldlined Blenny

خانواده: Blenniidae

بلنی راه راه / Striped Blenny / Meiacanthus grammistes


زیستگاه اصلی: بخش غربی اقیانوس آرام؛ جزایر مالدیو Maldives

وضعیت بدنی: خطوطی به رنگ های سیاه و زرد به تناوب در طول بدنش کشیده شده اند. بلنی راه راه زهرآگین است و از نیش هایش برای دفاع از خود و گزیدن ماهیان مهاجم استفاده می کند.

حداکثر اندازه: 11 سانتیمتر

وضعیت زندگی: بیشتر وقت خود را یا شنا می کند و یا ثابت در یک نقطه بصورت شناور می ماند. گاهی هم در نزدیکی بستر به صورت آویزان دیده می شود که سرش رو به سمت پایین است و در جستجوی غذاست. بلنی راه راه معمولا" از طرف هم تانکی هایش نادیده گرفته می شود اما به خوبی می تواند در هنگام خطر، از خودش دفاع کند. ممکن است توسط برخی گونه های قلمرو طلب مثل " پشت خال ها dottybacks " و " دامسل ها damsels " تهدید شود.

تغذیه: همه چیز خوار است. از سخت پوستان کوچک، " میگوی آب شور غنی شده با ویتامین vitamin-enriched brine shrimp " و غذاهای منجمدی که برای گیاهخواران آماده شده است، تغذیه می کند.

رفتار: نیمه مهاجم ( البته معمولا" به لحاظ رفتاری آرام است مگر اینکه هم تانکی هایش ظاهری شبیه به او داشته باشند. )

سازگاری: مناسب نگهداری در آکواریوم های مرجانی است. بلنی راه راه به مرجان ها و سایر بی مهرگان زینتی آکواریوم، صدمه ای نمی رساند.

سطح مراقبت: متوسط

حداقل حجم تانک: 113 لیتر

دکور تانک: از " صخره زنده Live Rock " استفاده کنید. به این وسیله مکان هایی را جهت شکار، تغذیه از سخت پوستان کوچک و مخفی شدن، برایش فراهم کرده اید.

اسیدیته آب: 8.1 تا 8.4 PH

سختی: 8 تا 12 dKH

وزن مخصوص: 1.020 تا 1.025 sg

درجه حرارت: 22 تا 25 درجه سانتیگراد


برگرفته از:
http://www.themarinecenter.com/fish/blennies/stripedblenny/
http://www.liveaquaria.com/product/prod_display.cfm?c=15+23+97&pcatid=97
+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 23:22  توسط زينب  | 

ماهي بلني جواهر نشان يا بلني صخره جست زن Salarias fasciatus / Lawnmower Blenny, Jewelled Rockskipper

ماهي بلني جواهر نشان يا بلني صخره جست زن Salarias fasciatus / Lawnmower Blenny, Jewelled Rockskipper Blenny

نام علمي ماهي بلني صخره جست زن : Salarias fasciatus

اسم عادي :بلني چمن زن ، بلني جلبك ، بلني صخره جست زن جواهر نشان ، بلني صخره
Lawnmower Blenny, Algae Blenny, Jewelled Rockskipper Blenny, Rock Blenny
خانواده ماهي بلني صخره جست زن :Blenniidae



ماهي بلني صخره جست زن يا بلني مرصع Salarias fasciatus / Lawnmower Blenny, Jewelled Rockskipper Blenny

سطح مراقبت : آسان

اندازه ماهي بلني صخره جست زن بالغ :4 تا 6 اينچ معادل 10 تا 15 سانتيمتر

طول عمرماهي بلني صخره جست زن :2 تا 4 سال يابيشتر.

پي اچ مناسب ph :8.2تا 8.4

دما ي مناسب :70تا 82درجه فارنهايت يا 21 تا 28 درجه سانتيگراد

چگالي نسبي :1.020 - 1.025

سختي كربناته dkh : 8 تا 12درجه

منشا و منطقه زيست طبيعي ماهي بلني صخره جست زن :ايندوپاسفيك ، درياي سرخ ، صخره هاي مرجاني بزرگ .

خلق و خو و رفتار ماهي بلني صخره جست زن :ميتوانندنسبت به ماهي هاي ديگر درآكواريوم تقريبا صلح طلب باشد ولي با گونه هاي مشابه يا نزديك به خودش ممكن است متخاصم باشد .

توليد مثل وتكثير ماهي بلني صخره جست زن:مشكل است چون نسبت به گونه خودش متخاصم است . تخمگذار است و تخمهاي چسبناكش به بستر ميچسبد .
حداقل اندازه تانك مطلوب: 120 ليتربراي يك ماهي بلني صخره جست زن در نظر بگيريم .

ماهي هاي هم تانكي مناسب :تنها يك ماهي بلني صخره جست زن براي هر آكواريوم مناسب است مگر اينكه آكواريوم آب شور ما خيلي بزرگ باشد كه در اين صورت ميتوانيم يك جفت را در ان نگهداريم .
سازگاري با تانك هاي ريفReef Tank :ماهي بلني صخره جست زن ميتواند به مرجانها ؛ حلزونها و نرم تنان آكواريوم آب شور نوكبزند.
غذا و تغذيه ماهي بلني صخره جست زن :به مقدار زيادي صخره زنده و جلبك نياز دارد.

منطقه زندگي در آكواريوم :بيشتر در اطراف صخره زنده يا بستر شني ديده ميشود. .

تشخيص جنسيت ماهي بلني صخره جست زن :روش مطمئن ومشخصي براي تشخيص جنسيت ماهي نر از ماده وجود ندارد و علائم خارجي مشخصي براي تمايزماهي بلني صخره جست زن نر از ماده وجودندارد.
منبع مورداستفاده :
http://www.fishlore.com/profile-lawnmowerblenny.htm
+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 23:18  توسط زينب  | 

خانواده فریبا ماهیان (Balistidae):

مشخصات کلی خانواده فریبا ماهیان (Balistidae):

خانواده فریبا ماهیان، به راسته چهاردندان ماهی شکلان (Tetradontiformes) تعلق دارند.

ریشه لغوی: یونانی > Balein= پرتاب کردن

نام انگلیسی: Triggerfishes

نام فارسی: فریبا ماهیان

 خصوصیات زیستی و شیلاتی خانواده Balistidae:

  • پراکنش در اقیانوس اطلس، آرام و هند. دریای عمان و خلیج فارس.
  • بدن عموما فشرده، با فرم چهارگوش، بوسیله فلسهای استخوانی سخت و یا فلسهای خاری شکل ریز پوشیده شده.
  • دهانه های آبششی محدود به شکاف جانبی و جلو باله های سینه ای می باشد.
  • خط جانبی نامشخص، یا فاقد خط جانبی.
  • باله شکمی به یک خار منحصر شده. این خار به چین پوستی متصل شده که روی استخوان دراز شکمی متحرک قرار دارد.
  • اولین خار باله پشتی مکانیزم قفل شونده دارد.
  • دوازده شعاع نرم مستقل از هم در باله دمی.
  • 18 مهره دارند.
  • فک بالایی معمولا دارای دو گروه دندان است: چهار دندان در بخش بیرونی و سه دندان در بخش داخلی، روی هر استخوان پیش آرواره ای(premaxillary)
  • توانایی حرکت چرخشی چشم، بصورت متفاوت در هر کدام ازچشمها را دارد.
  • فریبا ماهیان اغلب بکمک حرکت موجی باله پشتی دوم و باله مخرجی شنا می کنند، اما در حرکتهای انفجاری، از دم کمک می گیرند.
  • اغلب فریبا ماهیان، بصورت منفرد و در طی روز، از جانوران تغذیه می کنند: بی مهرگانی مثل نرم تنان پوسته دار و خارپوستان. بعضی از گونه ها هم از جلبگگها یا پلانکتونهای جانوری تغذیه می نمایند.
  • تخمریزی آنها در لانه انجام می شود. تخمها کف چسب بوده و به شدت توسط جنس ماده، و ندرتا نر محافظت می شوند.
  • زیستگاه آنها در آبهای ساحلی اطراف یا داخل جزایر مرجانی، و یا در میان جلبگهای دریایی است.
  • گوشت برخی از آنها خوراکی ولی غالبا سمی می باشند. برای نگهداری در آکواریوم مناسبند، اما بسیار متهاجم می باشند.
  • صید آنها به همراه ماهیان دیگر، به عنوان صید ضمنی ترال کف روب می باشد.

پرکنش در ایران:

یک گونه از خانواده فریبا ماهیان در آبهای ایران در خلیج فارس و دریای عمان گزارش شده است:

  • 1. Abalistes stellatus >> ماشه ماهی(خار-گرگوم).

Balistoides conspicillum >> دلقک ماهی Balistoides conspicillum >> دلقک ماهی
Rhinecanthus lunula >> پیکاسوی نیمه ماه

Rhinecanthus lunula >> پیکاسوی نیمه ماه

 

Xanthichthys auromarginatus >> فریبا ماهیPseudobalistes fuscus >> فریبا ماهی خال زردSufflamen chrysopterum >> فریبا ماهی نیمه ماه

Xanthichthys auromarginatus >> فریبا ماهی غبغب دار

 

Pseudobalistes fuscus >>  فریبا ماهی خال زرد

 

Sufflamen chrysopterum >> فریبا ماهی نیمه ماه

 

Rhinecanthus aculeatus >> فریبا ماهی سیاه خط

 

 Rhinecanthus aculeatus >> فریبا ماهی سیاه خط

+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 23:14  توسط زينب  | 

گربه ماهی کوسه ای کلمبیایی / Colombian Shark Catfish / Sciades seemanni

گربه ماهی کوسه ای کلمبیایی / Colombian Shark Catfish / Sciades seemanni
اسامی علمی: Sciades seemanni - Arius jordani - Hexanematichthys seemanni

اسامی عمومی: Colombian Shark Catfish - Shark Catfish - White Tip Shark Catfish ( گربه ماهی کوسه ای کلمبیایی )

خانواده: Ariidae



زیستگاه اصلی: آمریکای مرکزی و جنوبی

حداکثر اندازه: 35 سانتیمتر

تشخیص جنسیت: زمانیکه زیر 30 سانتیمتر هستند، ماده ها باله های روشن تری نسبت به نرها دارند.

رفتار: این گربه ماهی ها خلق و خویی دوستانه اما ظاهری خشن و قدرتمند دارند.

سازگاری: در ابتدا می توانید آنها را با بسیاری از ماهیان فعال در اندازه متوسط نگهداری کنید اما همینطور که این گربه ماهی ها رشد می کنند و نیاز به اضافه کردن نمک به آبشان هست می توانید ماهیانی لب شور مثل مونو ها یا اسکات ها را در کنارشان نگهداری کنید.

غذاها: همه چیز خوارند. اگر این ماهی ها را زمانیکه حدود 2 اینچ / 5 سانتیمتر یا کمتر دارند بخرید ملاحظه می کنید که تقریبا" حالتی قحطی زده و در حال مرگ دارند اما خیلی سریع با خوردن کرم خونی منجمد موفق به عبور از این بحران خواهند شد. زمانيکه به وضعیت موجودشان عادت کردند می توانید با قرص های مخصوص گربه ماهی ها تغذیه شان کنید. خیلی زود یاد می گیرند که برای گرفتن غذا به سطح آب بیایند. برای تغذیه بالغین می توان به صورت متناوب از میگوی منجمد هم استفاده کرد.

شرایط تانک: به فضایی بزرگ و باز اما نه چندان روشن نیاز دارند. این ماهی ها بسیار فعالند گر چه در ابتدا ، زمانی که کوچک هستند اگر برای مخفی شدنشان از گیاهان فراوان استفاده نکنید، رفتاری بسیار خجالتی از خود بروز خواهند داد. لزومی به استفاده از صخره یا چوب در آکواریوم این ماهی ها نیست. آنهایی که زیر 12 سانتیمتر اندازه دارند می توانند در آب شیرین زندگی کنند اما همینطور که رشد می کنند باید به آبشان نمک اضافه کرد تا بهتر به رشدشان ادامه دهند.

درجه حرارت: 71 تا 79 درجه فارنهایت / 22 تا 26 درجه سانتیگراد

شرایط آب: بسته به سن و اندازه ای که این گربه ماهی ها دارند، به آب تانکشان باید نمک اضافه شود. هر چه بزرگتر می شوند میزان نمک هم افزایش می یابد تا جاییکه با آب شور دریا برابری کند اما در جوانی ساکن آب شیرین هستند و بهتر می توانند در آن رشد کنند.

اسیدیته آب: 7 تا 8 PH

سختی آب: 8 تا 30 dh



برگرفته از:

http://en.wikipedia.org
www.scotcat.com
www.aquahobby.com
www.fishbase.org
www.planetcatfish.com
__________________
+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 23:7  توسط زينب  | 

خانواده گربه ماهیان دریایی (Ariidae):

مشخصات کلی خانواده گربه ماهیان دریایی (Ariidae):

خانواده گربه ماهیان دریایی، متعلق به راسته اسبله ماهی شکلان (Siluriformes) می باشند.

ریشه لغوی: احتمالا از یونانی >> Ari = قدرت، استحکام

نام انگلیسی: Sea Catfishes

نام فارسی: گربه ماهیان دریایی


خصوصیات زیستی و شیلاتی خانواده گربه ماهیان دریایی:

  • اغلب دریازی و ندرتا ساکن آب شیرین
  • پراکنش در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری.
  • باله دمی شاخه ای.
  • دارای کیسه شنا.
  • دارای باله چربی
  • سبیلک اغلب سه چفت و ندرتا دو جفت.
  • دهان میانی، عرضی یا هلالی، فک بالایی کم و بیش برجسته و دارای دندان کرکی شکل و مخروطی روی هر دو فک.
  • سوراخهای بینی قدامی و خلفی، نزدیک به هم.
  • بدن فاقد فلس، ولی دارای خط جانبی بوده که مسیر نسبتا منحنی شکل دارد.
  • فاقد سبیلک روی منطقه بویایی.
  • دارای صفحات استخوانی روی سر و مجاورت باله پشتی.
  • دارای یک خار در هر دو باله سینه ای و پشتی.
  • بسیاری از گونه ها توان ورود به آب شیرین را دارند.
  • اغلب جنس نر، تخمها را تا زمان تخمه گشایی در دهان نگه میدارد.
  • ساکن بستر های گلی تا عمق 50 متر. ندرتا در اعماق بیشتر.
  • خارهای سینه ای امکان گزش دارد.
  • گوشت خوراکی و مشتری پسند دارند و در کشورهایی که منع مذهبی ندارد، مصرف میشوند.
  • صید آنها با ترال کف، تور کیسه ای، تور گوشگیر کف، گرگور، تور گردان ساحلی و قلاب امکان پذیر است.
  • اندازه آنها به بیش از 100 سانتیمتر هم می رسد.

 پراکنش در ایران:

دو گونه از گربه ماهیان دریایی در ایران گزارش شده است(اسامی علمی مترادف بسیار رایج در پرانتز نوشته شده است):

  • 1. Arius dussumieri یا Plicofollis dussumieri >> گربه ماهی خاکی، گربه ماهی پوزه سیاه
  • 2. Arius thalassinus یا Netuma thalassina>> گربه ماهی بزرگ

 
Ariopsis felis >> گربه ماهی دریایی سرسخت

Ariopsis felis >>

گربه ماهی دریایی سرسخت

Aspistor luniscutis

 

Aspistor luniscutis

Bagre marinus Bagre marinus
Genidens barbus >> گربه ماهی سفید دریاییCephalocassis jatia >> گربه ماهی رودخانه ایOsteogeneiosus militaris >> گربه ماهی سرباز

Genidens barbus >>

 گربه ماهی سفید دریایی 

Cephalocassis jatia >>

گربه ماهی رودخانه ای

 

Osteogeneiosus militaris >> گربه ماهی سرباز

+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 23:3  توسط زينب  | 

خانواده دهان لانه ماهیان (Apogonidae):

مشخصات کلی خانواده دهان لانه ماهیان (Apogonidae):

خانواده دهان لانه ماهیان، به راسته سوف ماهی شکلان (Perciformes) تعلق دارد.

ریشه لغوی: یونانی > A= فاقد + Pogon= خار

نام انگلیسی: Cardinal fishes

نام فارسی: دهان لانه ماهیان

خصوصیات زیستی و شیلاتی خانواده دهان لانه ماهیان:

  • بدن بلند و نسبتا فشرده، سر بزرگ و چشمها درشت.
  • باله پشتی دو قسمتی. باله پشتی اول دارای 6 تا 8 خار و باله پشتی دوم، 8 تا 14 شعاع نرم دارد.
  • باله مخرجی دارای 2 خار و 8 تا 18 شعاع نرم.
  • فلسها اغلب شانه ای هستند، اما بعضی گونه ها دارای فلس دایره ای و یک جنس (Gymnapogori) فاقد فلس
  • شعاعهای آبششی هفت عدد.
  • دهان بزرگ، میانی و مایل و فک پائین معمولا قابل ارتجاع.
  • فکین دارای دندانهای کرکی شکل که ردیفهای جلویی بزرگتر هستند.
  • استخوان پیش سرپوش آبششی دارای یک قطعه نوک تیز است که یک یا دو عدد خار دارد.
  • فلسهای روی خط جانبی، 23 تا 29 عدد می باشند.
  • 24 یا 25 مهره (10+14 یا 15).
  • نرها در دهان لقاح انجام می دهند.
  • بیشتر گونه ها شبزی هستند.
  • از پلانکتونهای جانوری و بیمهرگان کفزی کوچک تغذیه می کنند.
  • حداکثر طول آنها به بیست سانتیمتر می رسد. بیشتر گونه ها زیر ده سانتیمتر هستند.
  • اغلب ساکن آبهای شور و بعضی ساکن آبهای لب شور هستند. بعضی در چشمه های شیرین واقع در جزایر گرمسیری اقیانوس آرام زندگی می کنند.
  • ساکن مناطق کم عمق، اطراف صخره های مرجانی و بین جلبگهای دریایی هستند، ولی بعضی گونه های آنها در آبهای دریایی عمیق دیده می شوند.
  • پراکنش جهانی آنها عمدتا در اقیانسهای اطلس، آرام و هند می باشد.
  • به جهت مصرف غذایی انسانی اهمیت چندانی ندارند، اما جزو ماهیان زینتی آکواریومی محسوب می شوند.
  • صید آنها با ترال کف با چشمه های ریز و تورگردان ساحلی انجام میشود. در ایران جزو دور ریز تور های صیادی محسوب می گردند.

 پراکنش در آبهای ایران:

در خلیج فارس و دریای عمان، تا کنون 21 گونه از دهان لانه ماهیان شناسایی و گزارش گردیده است. شناسایی آنها از طریق مشخصات رنگ، خالها و نوارهای رنگی روی بدن امکانپذیر می باشد. تیم سایت ما تا کنون اسامی 4 گونه را به طور قطعی به دست آورده است:

  • 1. Apogon fasciatus >> کاردینال کمربندی
  • 2. Apogon nigripinnis یا Apogon thurstoni >> کاردینال چشم گاوی
  • 3. Apogon quadrifasciatus >> کاردینال دوخطه
  • 4. Archamia bleekeri >> کاردینال گون

Apogonichthys ocellatus >> کاردینال خالدار Apogonichthys ocellatus >> کاردینال خالدار
Cheilodipterus parazonatus >> کاردینال دلقک

 

Cheilodipterus parazonatus >> کاردینال دلقک

Pterapogon kauderni >> کاردینال بنگای Pterapogon kauderni >> کاردینال بنگای
Astrapogon puncticulatus >> کاردینال سیاه بالهFowleria flammeaArchamia bilineata

 

Astrapogon puncticulatus >> کاردینال سیاه باله

Fowleria flammea

 

 

Archamia bilineata

+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 22:57  توسط زينب  | 

خانواده عقرب ماهیان زنبوری(Apistidae):

مشخصات کلی خانواده عقرب ماهیان زنبوری(Apistidae):

خانواده عقرب ماهیان زنبوری، متعلق به راسته عقرب ماهی شکلان(Scorpaeniformes) می باشند.

ریشه لغوی: یونانی >> Apistos> مشکوک، مظنون

نام انگلیسی: Wasp scorpionfishes

نام فارسی: عقرب ماهیان زنبوری، زنبورماهیان

 خصوصیات زیستی و شیلاتی خانواده Apistidae:

  • پراکنش متمرکز در غرب اقیانوس آرام و اقیانوس هند.
  • یک یا دو شعاع آزاد در پائین باله سینه ای.
  • کیسه شنای دو قسمتی
  • از خانواده های تازه ایجاد شده می باشد و نام عمومی قطعی ندارد.
  • تا کنون تنها سه گونه از این خانواده معرفی شده است.

 پراکنش در آبهای ایران:

یک گونه از مجموع دو گونه این خانواده در آبهای ایران گزارش گردیده است. این گونه در منابع قدیمی تر، جزو Scorpaenidae طبقه بندی میشده است:

  • 1. Apistus carniatus >>زنبور ماهی ریزچشم

Apistops caloundra>> زنبور ماهی باله کوتاه Apistus carinatus >> زنبور ماهی ریز چشم
Apistops caloundra>> زنبور ماهی باله کوتاه Apistus carinatus >> زنبور ماهی ریز چشم

+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 22:47  توسط زينب  | 

خانواده کوسه ماهیان دراز دم (Alopidae یا Alopiidae):

مشخصات کلی خانواده کوسه ماهیان دراز دم (Alopidae یا Alopiidae):

خانواده کوسه ماهیان دراز دم، متعلق به راسته کوسه ماهی شکلان ماکرل (Lamniformes) می باشند.

ریشه لغوی: یونانی >> Alopex= روباه

نام انگلیسی: Thresher Sharks

نام فارسی: کوسه ماهیان دم دراز

خصوصیات زیستی و شیلاتی خانواده Alopiidae:

  • لوب بالایی دم به شدت کشیده است و تا نصف طول کل ماهی را در بر میگیرد.
  • اندازه بدن ممکن است تا 500 سانتیمتر(پنج متر) برسد.
  • سه تا پنج آبشش، که درمجاورت پایه باله سینه ای باز می شوند.
  • تخمگزار زنده زا هستند.نوزاد از کیسه زرده تغذیه می کند. دارای 2 تا 4 جنین هستند که اندازه آنها در بد تولد 120 تا 152 سانتیمتراست.
  • تغذیه از ماهیان کوچک و بی مهرگان شناور صورت میگیرد. گاهی به گله های ماهیها حمله می کنند.
  • ساکن آبهای ساحلی و آبهای دور از کرانه ای. تا عمق بیشتر از 500 متری دیده می شوند.
  • در اغلب آبهای اقیانوسها دیده می شوند.
  • در کشورهای جنوب شرقی آسیا به صورت تازه، خشک و شور مصرف خوراکی میشوند.
  • صید آنها بوسیله رشته قلاب طویل، قلاب و تورهای گوشگیر با چشمه درشت انجام می شود.

 پراکنش در آبهای ایران:

یک گونه از این خانواده در آبهای ایران گزارش گردیده است:

  • 1. Alopias pelagicus >> کوسه دم دراز، کوسه پلاژیک

 
Alopias pelagicus >> کوسه ماهی پلاژیک

Alopias pelagicus >>

کوسه دم دراز پلاژیک

Alopias superciliosus >> کوسه دم دراز چشم بزرگ

Alopias vulpinus >> کوسه ماهی دم باریک

 

Alopias superciliosus >> کوسه دم دراز چشم بزرگ

 

Alopias vulpinus >> کوسه ماهی دم باریک

+ نوشته شده در  89/01/29ساعت 22:41  توسط زينب  | 

خانواده جراح ماهیان(Acanturidae)


مشخصات کلی خانواده جراح ماهیان(Acanthuridae):

جراح ماهیان متعلق به راسته سوف ماهی شکلان (Perciformes) می باشند.

ریشه لغوی: یونانی >> Akantha= خار + oura=دم

نام انگلیسی: tang, unicornfishes, sturgeonfishes

نام فارسی: جراح ماهیان

خصوصیات زیستی و شیلاتی:

  • بدن بسیار فشرده، چشمها در بخش بالایی سر، همراه با استخوان پیش چشمی دراز.
  • باله پشتی پیوسه و غیر مضرس، با 4 تا 9 خار و 19 تا 31 شعاع نرم.
  • باله مخرجی با سه خار(در جنس Naso دو) و 19 تا 36 شعاع نرم.
  • باله شکمی با یک خار و پنج شعاع(در Naso و Paracanthurus سه شعاع).
  • فسلهای بسیار کوچک شنه ای
  • دهان کوچک میانی، دارای یک ردیف مفرد دندان
  • تغذیه اغلب آنها از جلبگهای کفزی، و برخی از زوپلانکتون و دتریتوس های تغذیه می کنند.
  • اغلب روده بلندی دارند.
  • باله دمی اغلب آنها، دارای خارهای تیزی است که با حرکت دادن دم، می توانند ماهیان دیگر را فرار ی بدهند.
  • پراکنش این خانواده منحصر به خلیج فارس و دریای عمان، اقیانوس هند، اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام، در نواحی گرمسیری بویژه صخره های مرجانی.
  • بیشتر در نواحی نزدیک ساحل، عمق کمتر از بیست متر دیده می شوند ولی برخی از گونه ها در اعماق پائینتر هم هستند.
  • بیشتر گونه ها در روز فعال بوده و شبها در میان سنگها و مرجانها پناه می گیرند. اغلب دریازی هستند.
  • زندگی گله ای در بین گونه های این خانواده دیده می شود.
  • در نواحی پلاژیک تخمریزی میکنند و اغلب از نوزاد و تخم نگهداری نـمی کنند.
  • از نظر شیلاتی به عنوان منبع غذایی و برخی از گونه ها به عنوان ماهی آکواریومی مورد علاقه هستند.
  • صید خانواده جراح ماهیان با قلاب، تورهای ثابت عمقی، ترال و انواع گرگور انجام می شود.

پراکنش در ایران:

یک گونه از این خانواده در ایران گزارش شده است:

  • 1. Acanthurus bleekeri >> جراح ماهی قهوه ای

Ctenochaetus truncatus >> جراح ماهی حلقه طلاییAcanthurus lineatus >> جراح ماهی مخططNaso fageni >> تکشاخ ماهی کله اسبی

 

Ctenochaetus truncatus >> جراح ماهی حلقه طلایی

Acanthurus lineatus >>           جراح ماهی مخطط

Naso fageni >>               تکشاخ ماهی کله اسبی

 

Zebrasoma flavescens >> جراح ماهی زرد Zebrasoma flavescens >> جراح ماهی زرد
Prionurus punctatus >> جراح ماهی دم زرد Prionurus punctatus >>    جراح ماهی دم زرد
Paracanthurus hepatus >> جراح ماهی تخته رنگی Paracanthurus hepatus >> جراح ماهی تخته رنگی 

+ نوشته شده در  89/01/28ساعت 1:18  توسط زينب  | 

ضرورت هاي مديرت صيد كوسه ماهيان

مقدمه
اجداد كوسه ماهيان در 450 ميليون سال قبل مي‌زيسته‌اند‏.اين ماهيان داراي تنوع گونه‌اي زيادي بوده و از نظر اندازه نيز بعضي از آنها 8 بار از انسان بزرگتر بوده و يا در كف دست هم جاي مي‌گيرند.كوسه‌ها از ذخاير پر ارزش آبزي هستند كه از گذشته نه چندان دور بيشتر به خاطر بهره برداري كنترل نشده بشر به لحاظ استفاده از گوشت، روغن سرشار از ويتامين، باله‌ها، پوست و دندانها و به دليل ذهنيت غلط، شناخت نادرست و وحشت بي مورد كه از اين حيوان وجود داشته مورد هجوم بي رحمانه بشر قرار گرفته‌اند .
اكثر مردم تصور مي‌كنند كه همه كوسه‌ها مانند كوسه سفيد خطرناكند و يا اين كه كوسه حيوان بزرگ و درنده اي است كه با دندانهاي تيز به طور مداوم، در پي شكار انسان مي‌باشد. اين تفكر و القائات غلط، هجوم به سوي ذخاير كوسه را شدت بخشيده به طوري كه ذخاير بعضي از گونه‌ها دچار خطرات جدي شده است. به عنوان مثال، به خاطر نبودن مديريت منسجم، جمعيت كوسه‌ها،به يكباره رو به كاهش نهاده‌اند،به طوري كه تخمين زده مي‌شود كه تقريبا 90 درصد از صيد كوسه در قرن بيستم افت كرده است.
صادرات جهاني باله كوسه از سال 1980 تاكنون چند برابر شده است. افزايش سريع صيد اين گونه در ابتدا به خاطر تقاضاي زياد براي باله‌هاي آن بوده ولي بعدا به خاطر گوشت و غضروفشان به شدت مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند.ماهيان پلاژيك بزرگ نظير كوسه‌ها، تون‌ها، اره ماهي‌ها و مارلين‌ها نقش عمده‌اي در ساختار و تنظيم عملكرد جمعيت گونه هاي دريايي دارند.
كاهش ذخاير كوسه در سطح جهاني باعث گرديد كه انجمن‌هاي بين‌المللي حفظ و بقاي حيات وحش و ساير انجمن‌هاي مرتبط با اين پديده در اين مورد تدابيري انديشيده و ضمن نظارت بر مديريت صيد كوسه برنامه‌هاي اصلاحي تدوين نمايند. انجمن‌هايي مانند CITES (كه 130 كشور جهان عضوآن هستند، 1995،5،‌Shark news 3 ) و يا اتحاديه حيات وحش اقيانوس ocean wildlife campaign در آمريكا و يا طرح مديريت كوسه اقيانوس اطلس در كانادا، ياانجمن اروپايي ماهيان غضروفي و IUCN،1995)TRAFFIC،5،shark news 4 ( ازآن جمله اند.
با اين حال عدم اطلاعات دقيق از ميزان صيد و تنوع گونه‌اي و زيست‌شناسي كوسه‌ها باعث شده كه تصوير روشني از وضعيت‌ ذخاير كوسه دراكثر مناطق جهان و به ويژه آبهاي ايران وجود نداشته باشد.بيش از20هزار گونه ماهي استخواني در دنيا وجود دارند، در حالي كه فقط 350 گونه يا به قولي ديگر 400 گونه كوسه در دنيا موجود است.
روش‌هاي متداول صيد كوسه ماهيان در دنيا
در اكثر روش‌ها كوسه ماهيان به عنوان صيد ضمني محسوب مي‌گردند نه يك صيد هدف. هرچند كه در حال حاضر به دليل تقاضاي زياد بازار مصرف، در بعضي از كشورها كوسه‌ها را به عنوان صيد هدف صيد مي‌نمايند و پوست، گوشت و باله‌هاي آنها را در جهت مصارف مختلف صنعتي وپزشكي مورد استفاده قرار مي‌دهند.با اين وصف در بعضي از كشورها از جمله ژاپن وكوبا كوسه ماهيان به عنوان هدف صيد مي گردند ودر استحصال آنها روش صيد رشته قلاب(Long line ) به عنوان ابزار تخصصي استفاده مي گردد.البته در روش صيد ترال كه در ساير كشورها رواج دارد نيز كوسه به صورت ضمني صيد مي گردد.همچنين در ايران روشهاي صيد ترال،گوشگير،قلاب توسط صيادان بكار گرفته مي شود كه در اين تورها نيز اين گونه با درصد هاي مختلف (بسته به نوع تور)به صورت ضمني مشاهده مي گردد.
پراكنش كوسه ماهيان در جهان
طبق بررسي به عمل آمده و همچنين تحقيقات صورت پذيرفته از سوي FAO كوسه ماهيان با توجه به تنوع گونه‌اي و قابليت حركتي آنها ، از سطح تا عمق آب درياها و اقيانوسها و در اكثر نواحي زيست مي‌كنند. طبق ترجمه كتاب FAO پراكنش كوسه ماهيان به شرح زير عنوان گرديده است.
•محدوده ناحيه شرقي و شمالي خليج فارس تا قسمت جنوبي هند تا سريلانكا
•شرق اقيانوس هند و اقيانوس آرام غربي و از شرق به تايلند، چين، جاوه و برونئي
•مناطق قاره‌اي و آبهاي ساحلي – جزيره‌اي
در منطقه شرقي و شمالي خليج فارس و در آبهاي ايران گونه غالب موجود بر اساس آنچه كه ساحل آوري مي شود،كوسه چانه سفيد(oncharhinus dussumieri ) است.
گونه كوسه چانه سفيد Carcharhinus dussumieri
غالب صيد استحصالي شناورهاي صيادي در آبهاي جنوب همين گونه است .كوسه‌اي كوچك با بدن قوي و نيرومند است. پوزه كاملا دراز و وسيع و كوه مانند مي‌باشد كه طول آن معمولا كوتاهتر از عرض دهان ولي تقريبا مساوي با فضاي بين دو بيني است .
اسپيراكل وجود ندارد. باله سينه‌اي كوتاه و كمي خميده و نوك آن باريك و زاويه‌دار است . برجستگي بين دو باله پشتي موجودوبعضاوجودندارد.حداكثرطول آن به يك متر مي‌رسد . باله چرب و روغن جگر آن بسيار با ارزش است(ترجمه از كتاب FAO ). تعداد بچه‌ها در هر بار زاد آوري به يك تا چهار عدد مي‌رسد. اندازه نوزادان در زمان تولد حداكثر تا 40 سانتي متر مي‌باشد. در ضمن براي انسان هم خطرناك نيست.
گونه مشابه:گونه carcharhinus sealei تنها گونه مشابه در ايران است . با اين تفاوت كه پوزه معمولا باريكتر، لبه برجستگي‌هاي جانبي دندانهاي فك بالا صاف، اولين باله پشتي و باله‌هاي سينه‌اي هلالي و لبه عقبي اولين باله پشتي عميقا مقعر است
مناطق عمده صيادي و زمان صيد كوسه ماهيان
در هر چهار استان جنوبي كشور صيد كوسه مشاهده مي‌گردد البته بايد يادآور شد كه در برخي مناطق علي الخصوص سيستان و بلوچستان صيد كوسه مخصوصا به خاطر فروش باله آن به كشور پاكستان با يك روند صعودي مواجه بوده كه خود زنگ خطري را براي اكوسيستم آبي و شيلات به صدا در آورده است.
مناطق عمده صيادي و زمان صيد كوسه ماهيان
(براي مشاهده جدول به پيوست 1 مراجعه نمائيد)
بنا به تحقيقات به عمل آمده كوسه ماهيان در اكثر ماه هاي سال داراي قدرت باروري و توليدمثل هستند. بنابراين بنا به بررسي هاي صورت گرفته،زمان تخمريزي وصيد اين گونه نزديك بوده و معمولا از دي ماه تا شهريور سال آينده متغير است.
ممنوعيت صيد كوسه ماهيان
با توجه به توضيحات ذكر شده پروژه‌ها، تحقيقات و بررسي‌هاي مختلفي در راستاي حفظ و بازسازي ذخاير كوسه ماهيان با همكاري سازمان شيلات و موسسه تحقيقات شيلات انجام گرفته است و با توجه به نتايج به دست آمده متفق القول بر اين باورند كه ذخاير اين گونه با ارزش شديدا مورد تهديد واقع شده و اين گونه با اهميت كه نقش بسيار حياتي در اكوسيستم‌هاي دريايي را ايفا مي‌كند درحال منقرض شدن است.
لذا با توجه به حساسيت‌هاي به وجود آمده چند سالي است شيلات در جهت قانونمند شدن صيد و صيادي و همچنين اعمال يك مديريت صيد بهينه ممنوعيت صيد كوسه ماهيان را اجرا نموده است كه معمولا در شش ماهه اول هر سال اين ممنوعيت را اعمال مي‌نمايد. لذا تاكنون اين اعمال ممنوعيت نتوانسته از صيد بي رويه آنها جلوگيري نمايد كه خود دلايل مختلفي دارد:
-اول اين كه ابزار كنترلي دقيق و همچنين امكانات لازم در جهت جلوگيري از صيد در فصول ممنوعه موجود نيست.
-از طرفي به دليل اين كه كوسه ماهيان از سطح تا عمق آب زيست مي‌كنند به عنوان صيد ضمني در تورهاي صيادي گرفتار مي‌شوند.
در هر چهار استان صيد كوسه ماهيان به عنوان يك صيد ضمني محسوب گشته نه يك صيد هدف. البته بايد تاكيد نماييم كه صيد ضمني كوسه ماهيان بسيار بالا بوده كه خود حساسيت موضوع را بيش از پيش نمايان مي‌سازد.
تورهايي كه كوسه ماهيان با آن در صيد سنتي صيد مي‌شوند عموما تورهاي گوشگير هووري بوده است كه براي صيد تون ماهيان استفاده مي‌گردد . در روش صيد ترال كه توسط كشتي‌هاي ترالر در فصول صيد ميگو و ماهي انجام مي‌گيرد نيز كوسه ماهيان در اندازه هاي مختلف صيد مي گردند. البته بعضي از تورهاي ميش ماهي، تور شيري، سنگسري، صبوري و حلوايي نيز به صورت پراكنده كوسه ماهيان و البته به عنوان صيد ضمني مشاهده مي‌گردند و ساير موارد كه در جدول درج گرديده است.
در ضمن در اكثر شناورهاي صيادي صيد كوسه ماهيان به صورت يك كار روتين در آمده است و صيادان بعد از صيد باله ها را جدا نموده وگوشت آنها را نيز براي عرضه به بازار به عاملان خريد به فروش مي رسانند.البته لازم به توضيح است كه عموم كوسه هاي استحصالي بارور بوده و داراي جنين هستند كه متاسفانه عملا از گردونه اكوسيستم هاي آبي خارج مي شوند. بنابراين تهديد جمعيت آنها با جديت بيشتري بايد دنبال شود.
ارزيابي ذخاير كوسه ماهيان (گونه كوسه چانه سفيد carcharhinus dussumieri )
طبق بررسي‌ها و تحقيقات سالهاي گذشته، تاكنون ارقام مختلفي به عنوان وزن توده زنده كوسه ماهيان ذكر شده است .يادآوري مي شود بيشتر تراكم كوسه ماهيان در مناطق با عمق 30 متر بوده و با كاهش عمق آب از تراكم آنها كاسته مي‌شود از طرفي بيشترين فراواني در رده‌هاي طولي 56-52 و 67-63 سانتي متر بوده، همچنين ميانگين طولي كوسه چانه سفيد 4 /65 سانتي متر بوده ولي درطول‌هاي 47- 89 سانتي متر نيز است.
بررسي‌هايي كه در سال‌هاي گذشته اكنون انجام گرفته وزن توده زنده كوسه ماهيان را متفاوت اعلام نموده‌اند كه براي روشن شدن موضوع به چند پروژه انجام شده زيراشاره مي شود:
- در سال 1376 در راستاي پروژه مساحت جاروب شده موسسه تحقيقات وزن توده زنده گونه كوسه چانه سفيد 201 تن برآورده گرديده است.
- طبق يك بررسي ديگر وزن زي توده اين گونه 234 تن بوده (خورشيديان و نياميمندي 1376)
- در سال 1382 نيز وزن توده زنده 430 تن تخمين زده شد.
ذخاير ساير گونه‌ها نيز 330 تن برآورده شده (نياميمندي 1381) و بررسي‌هاي ديگر ارقام و اعداد مختلفي را نشان مي دهد.
- در سال 66- 65 سازمان خوار وبار جهانيFAO ميزان قابل برداشت كوسه ماهيان از كل آبهاي خليج فارس را 7000 تن اعلام كرده بود كه اين رقم در آن زمان منطقي‌تر به نظر مي رسيد.در ضمن بايد تاكيد گردد كه ميزان كل صيد كوسه ماهيان در سال 82 حدود 11 هزار تن بوده است.
تجزيه و تحليل
با توجه به اطلاعات موجود مشاهده مي شودكه در مجموع سه ماه اول و سه ماهه آخرسال بيشترين صيد را داريم و استان هرمزگان بيشترين ميزان و بوشهر كمترين ميزان صيد را دارا هستند.
نكته مهمي كه از آمار هفت ساله اخير در چهار استان جنوبي بر مي آيد ثابت ماندن ميزان كل صيد اين گونه است كه با توجه به تجزيه وتحليل هاي آماري و شاخص هاي ارزيابي ذخاير، بحراني بودن وضعيت ذخيره كوسه ماهيان را نشان مي دهدكه خود اتخاذ تمهيداتي براي بازسازي ذخيره را الزامي مي كند.
ضرورت‌هاي تدوين برنامه جامع مديريت صيد كوسه ماهيان
با توجه به با ارزش بودن ذخاير اين گونه از آبزي و صيد بي رويه آنها جا دارد تمهيدات بيشتري را در جهت مديريت صيد آن‌ها اعمال نماييم.
- در جهت هماهنگ شدن با دستور العمل، آيين نامه‌ها و ساير قوانين موجود در سطوح فرامنطقه‌اي و اهميت به قوانين و مقررات بين‌المللي درياها و اقيانوس‌ها و رعايت مقررات سازمان‌هاي حافظ محيط زيست در خصوص آبزيان حفاظت شده از جمله كوسه، لاك‌پشت و وال نياز به انجام يك برنامه مدون- با توجه به خصوصيت هاي جغرافيايي و اكولوژيكي خليج فارس و درياي عمان – و هم سو با مقررات و موازين جهاني داريم.
- در همين راستا براي قاچاق باله كوسه ماهيان به كشورهاي همسايه نيز بايد تمهيداتي انديشيده شود.
- لزوم تدوين و اجراي يك برنامه منظم ودقيق مديريت صيدي براي حفظ و بازسازي ذخاير كوسه ماهيان با توجه به نقش آنها در جهت حفظ و پايداري اكوسيستم‌هاي آبي .
- با توجه به هم آوري بسيار پايين 2 تا 16 عدد بر حسب گونه(سرچكشي 16عدد،چانه سفيد 4 عدد)،عمر طولاني اين گونه ها نسبت به ساير آبزيان خليج فارس و درياي عمان و اين كه در تمامي ماههاي سال داراي قدرت توليد مثلي و زاد آوري هستند، اهميت حفظ ذخاير و همچنين دشواري بازسازي ذخيره آن ها نمايان تر مي شود.
در ضمن بايداذعان كرد كه ممنوعيت‌هاي اعمال شده در طي سال‌هاي گذشته نتايج قابل قبولي را در بر نداشته است بنابراين در پيش گرفتن تدابير جديد، جدي و قابل اجرا در شرايط خاص آبي- اقليمي و اجتماعي صيادي ايران به شدت احساس مي شود كه در بخش پيشنهادهابه برخي از آنها اشاره مي شود.
پيشنهادها
- اجراي طرح هاي تحقيقاتي مديريت صيدي با هدف تدوين الگو هاي جديد كنترل زماني،مكاني و ابزاري صيد
- اجراي طرح زيست سنجي دراز مدت گونه هاي شاخص به همراه جمع آوري دقيق ترآمار صيد همان گونه ها
- اجراي پروژه هاي ارزيابي ذخايرگونه هاي غالب ايران در خليج فارس و درياي عمان در صورت لزوم
- ممنوعيت كلي صيد گونه هاي آبزي طي يك دوره زماني خاص در صيد گاه هاي همگن با توجه به شرايط صيد چند گونه اي و عمق كم اكثر صيد گاه ها
- توجه بيشتر به برنامه هاي آموزشي و ترويجي اهميت كوسه ماهيان در پايداري اكوسيستم هاي آبي و جلب مشاركت بدنه صيادي در مرحله اجرا
- اطلاع رساني و افزايش آگاهي صيادان و گروه هاي بهره برداردر خصوص اهميت حفظ كوسه ماهيان و نقش آنها در تعامل اكوسيستم هاي آبي
- حضور پررنگ يگان حفاظت منابع آبزيان در صيدگاه ها
يادآوري مي شود تعدادي از پيشنهادهاي فوق قبلا توسط بخش امور صيد شيلات در استان هاي ساحلي به اجرا در آمده و تعدادي نيز در حال بررسي و تدوين است.اما براي گرفتن نتيجه مطلوب بايد مجموعه منسجم و موثري از تدابير فوق با عزم جدي وهماهنگي و همكاري ساير سازمان هاي ذيربط در مناطق جنوبي به اجرا در آيد.

www.shilat.com

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:29  توسط زينب  | 

مقدمه ای بر تعیین سن آبزیان

مقدمه اي بر تعيين سن آبزيان- سارا صحیحی بنیس- کارشناس شیلات استان تهران

مقدمه:
با عنایت به رشد روز افزون جمعیت و مصرف ناگزیر موادغذایی، بشر در تلاش برای ازدیاد منابع مورد بهره برداری جهت رفع نیازهای غذایی خویش می باشند ، این امر انسانها را متوجه ذخایر آبی موجود و بهره برداری از آنها نموده است. انسانها اقدامات خود را در این زمینه شروع کردند اما باید توجه داشت که جمعیت تحت تأثیر عوامل طبیعی و غیرطبیعی دستخوش تغییر می گردد. عواملی مانند مرگ و میر و یا صیادی باعث کاهش ذخایر می گردند و عواملی نظیر زاد و ولد نقش افزایشی در یک جمعیت ایفا می کند.
به جهت محدود بودن ذخایر و با توجه به رشد افزایشی جمعیت لازم است تدابیری اتخاذ شود گردد تا در سایه این تدابیر بهره برداری مطلوب و مناسبی از ذخایر صورت گیرد به نحوی که اجازه جایگزین شدن ذخایر مورد مصرف به جمعیتهای مورد بهره برداری داده شود. این امر جز با مدیریت مناسب بر روی منابع آبی ممکن نیست و به عبارتی یک مدیریت شیلاتی را می طلبد. برای رسیدن به این مهم باید اطلاعات پایه ای درمورد ذخایر بدست آورد که تعیین سن یکی از این روشهاست.
در تصمیم گیری های مدیریتی آگاهی از چگونگی تأثیر فعالیتهای صید و صیادی بر روی جمعیت ماهیان، چگونگی رشد ماهی و نسبت فراوانی نوزادان و بالغین حائز اهمیت است که در همه آنها تعیین سن ابزاری مهم به شمار می رود (پرافکنده حقیقی،1376).

مطالعات تعیین سن میتواند بیانگر شرایط محیطی، سن بلوغ و دوره تخمریزی باشد. هر گونه آبزی می تواند سن بلوغ و یا سن تخمریزی مشخصی داشته باشد. حتی در جنسهای مختلف یک گونه هم ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد. با اطلاع از این موارد می توان نسبت به مدیریت بر روی ذخایر اقدام کرد بطوریکه برای مثال از صید آبزیانی که هنوز به رشد و رسیدگی کامل جهت تولید مثل نرسیده اند اجتناب نمود تا آنها مجبور نباشند قبل از رسیدگی جنسی فشار صید را تحمل کنند و تا قبل از آن بتوانند تولید مثل نمایند.

برای تعیین سن آبزیان می توان از اندامهای مختلفی نظیر فلس، اتولیت، خار، شعاع سخت باله و مهره های پشتی در ماهیان، استاتولیت و گلادیوس در اسکوئید و صدف خارجی در دوکفه ای ها استفاده نمود. در تمامی این بخشها که همگی از بخشهای سخت بدن آبزیان به شمار می روند، اساس بررسی تعداد سالعای سن، رسوبهای معدنی می باشد که در طی سالیان ایجاد شده اند و حلقه هایی را ایجاد نموده اند که با شمارش این حلقه های رسوبی، سن هر آبزی تعیین می گردد.

جهت مطالعه فلس و شمارش حلقه های سالیانه آن فلس را مستقیماً زیر میکروسکوپ های نوری و یا الکترونی مورد بررسی قرار می دهند. جهت مطالعه اتولیت پس از استخراج آن با روشهای گوناگون، آنها را بوسیله دستگاههای برش، برش می دهند. برشهای عرضی تهیه شده نازک از اتولیت زیر میکوسکوپ بررسی شده و سن ماهی تعیین می گردد. در این مورد بهترین برش برشی است که از مرکز هسته بگذرد و حاوی تمامی حلقه های رشد باشد.

در این زمینه عمل مشابهی را نیز برای آماده سازی خار ، شعاع سخت باله ها و مهره ها نیز انجام می دهند. در دوکفه ایها نیز حلقه های رشد مذکور پس از تمیز نمودن صدفهای خارجی به وضوح قابل بررسی است. در نهایت در کلیه اندامهای یاد شده با مطالعه حلقه های رشد و با توجه به مواردی نظیر تراکم و رنگ حلقه ها و استفاده از روشهای آماری گوناگون شرایط زیستی این موجودات تعبیر و تفسیر می گردد.

کلیاتی در مورد تعیین سن:
بطور کلی سه روش برای تعیین سن ماهی بکار می رود که می توان آنها بصورت زیر بیان کرد:

1- روش تحربی براساس مشاهدات مستقیم- ماهیانی که در محیطهای بسته تحت کنترل پرورش داده می شوند و سن انها مشخص است، یا اندازه گیری نرخ رشد بعضی از افراد در جمعیت که به عنوان نمونه انتخاب شده، علامتگذاری شده باشند و در محیطهای طبیعی رهاسازی شوند و در فواصل زمانی و رشد (در دوره های طولی و وزنی) مجدداً صید شوند.
2- روش آماری بر اساس توزیع فراواني های طولی در طول دوره رشد. این روش از اواخر قرن 19 مورد استفاده قرارگرفت. در سال 1892 زیست شناس دانمارکی C.G.john Peterson نشان داد زمانی که ماهی در یک نمونه بزرگ از روی اندازه جدا می شود، تعداد ماهیان در هر اندازه، سطوحی را تشکیل میدهد که پیکهای مشخص و واضحی پدیدار می شود. تعداد گروههای سنی مختلف بوسیله پیکها تعیین می گردد.
3- روش آناتومیکی- که برپایه تعیین سن ماهیان از طریق شمارش علائم رشد منظم ایجاد شده در بافتهای سخت بدن نظیر فلس، اتولیت، خارها، سرپوش آبششی، مهره ها و تیغه های پشتی استوار می باشد.
قدیمی ترین و متداولترین روش تعیین سن روش آناتومیکی می باشد که نسبت به روشهای دیگر جهت تعیین سن ارجحیت دارد.


جمع آوری ساختارهای آناتومیکی جهت تعیین سن:

جهت انتخاب بهترین عضو برای تعیین سن باید به گونه ای عمل کرد که انتخاب انجام شده بتواند نیازها و خواسته های محقق را فراهم سازد. دراین زمینه عموماً به مطالعات قبلی رجوع می شود.حال چنانچه در مورد یک گونه خاص بررسی قبلی صورت نگرفته باشد، مجبور خواهیم بود که هر یک از ساختارهای تعیین سن را بطور جداگانه مورد برسی و مطالعه قرار دهیم. از طرفی باید تمام این ساختارها از چند ماهی (5- 10 عدد ماهی) از هر گروه سنی (لارو- سن صفر- یکساله- نوزادان- بالغین جوان و بالغین مسن انتخاب کرد.راجع به اینکه کدامیک از ساختارهای سخت بالاترین کارایی را دارند بایستی به زمان و مقدار تلاش در ارتباط با جمع آوری و تهیه و تدارک این ساختارها توجه داشت.به دنبال بررسیهایی که تا کنون توسط محققین صورت گرفته برای تعدادی از خانواده ها عضو یا اندام مناسب تعیین شده و به شرح جدول پیوست می باشد.

بطور خلاصه هدف یافتن عضوی است که دو معیار را فراهم سازد:
1- بتواند الگویی قابل تشخیص را بعد از آماده سازی ارائه نماید.
2- بایستی یک مقیاس زمانی منظم به الگویی قابل رؤیت اختصاص داده شود.

جهت اطمینان به مقیاس زمانی که در اوایل زندگی تشکیل می شود باید توجه خاص نمود. از آنجایی که اتولیتها و استخوانها از ابتدای زندگی، حتی 14 روز قبل از بیرون آمدن لارو از تخم شکل می گیرند (herten,MC.ceren and lose.1974) مناسب تر از فلس می باشند. بطور متداول در شروع یک بررسی بایستی بیش از یک روش جهت تعیین سن بکار برده شود چون مشخص شده که همیشه نتیجه دو روش همانند نیستند (Mistche & Tibo,1970) که در این مورد اگر مقدور باشد اختلاف موجود توضیح داده می شود در غیر اینصورت روش سومی مورد آزمایش قرار می گیرد (Bagnal,1978) اگر سنهای تعیین شده از عضو مشابه بودند، عضوی که به راحتی تعیین سن می شود و یا یه راحتی قابل دسترس است بکار برده می شود (Chilton & Richard.1982).


www.shilat.com

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:26  توسط زينب  | 

غذادهی ماهیان پرورش در قفس

غذادهی ماهیان پرورش در قفس - مترجم : شقايق نوروزي

مقدمه:
زمانی که ماهیان در درون فقس رها سازی می شوند نیاز به رژیم غذایی کامل و مقوی دارند. در بسیاری از موارد ماهیان قفس غذای طبیعی و کافی را بدست نمی آورند. یک رژیم غذایی کامل شامل پروتئین بوده و با انواع ویتامین ها و مواد معدنی تکمیل می شود. کارخانه های سازنده آرد ماهی (غذای ماهی بصورت تجارتی) برای طیف گسترده ای از ماهیان غذا تهیه می کنند. گونه های مختلف نیازمند رژیم های غذایی متفاوتی هستند. گونه های گرم آبی (گربه ماهی، تیلاپیا، کپور و ... ) به 32 درصد پروتئین و گونه های سردآبی مثل قزل آلا به 40 تا 42 درصد پروتئین در رژیم غذایی خود نیاز دارند.

ماهیان قفس باید با غذاهای شناور که توانایی ایستادن در ستون آب را داشته باشند، غذا دهی شوند. غذاهای شناور امکان این را بوجود می آورند که ماهیان هنگام تغذیه از آنها دیده شوند. غذا خوردن می تواند نشانه ای بر کیفیت خوب یا بد آب و نیز سلامتی ماهیان باشد. غذاهایی که در آب ته نشین می شوند؛ درون قفس سقوط کرده و توسط ماهیان خورده نمی شوند. پلتهای غذایی در سایزهای مختلف (8/1، 16/3، 8/1 اینچی) قابل دسترسی هستند.
ماهیان انگشت قد درشت تر قادر هستند پلتهای 4/1 اینچی را بخورند. انگشت قدهای کوچکتر و گونه هایی که دهان کوچک دارند با پلتهای 8/1 اینچی، تغذیه را آغاز می کنند. همیشه بایدبه خاطر داشته باشیم که اندازه پلت باید متناسب با دهان ماهی باشد.

ماهیان همیشه در طيف دمایی مطلوبشان یا در دمایی نزدیک به آن و زمانیکه سطح اکسیژن بالا است بطور فعال تغذیه می کنند. اکسیژن در فاصله زمانی صبح بسیار زود تا ساعات آخر بعد از ظهر در سطوح بالا قرار دارد و اینکه این فاصله زمانی با جدول زمانبندی غذادهی همزمان شود، بسیار مهم و پر اهمیت است. مطالعات نشان داده است زمانیکه غذادهی روزانه به 2 بار در هر 6 ساعت تقسیم شود، ماهیان سریعتر رشد کرده و بهترین ضریب تبدیل غذایی را خواهند داشت. این مطلب بخصوص در مورد ماهیان کوچک صادق است.
مطلب کلی که باید به آن اشاره کرد این است که ماهیان معمولا زمانیکه در رنج دمایی مطلوبشان واقع هستند، در طی 10 تا 30 دقیقه غذایشان را خواهند خورد. لذا از غذادهی بیش از حد باید اجتناب کرد. زیرا باعث هدر رفتن غذا و سرمایه و نیز پائین آمدن کیفیت آب که در نهایت منجر به بروز استرس و بیماری در ماهیان می شود، می انجامد. غذادهی کمتر از حد لازم نیز باعث کاهش سرعت رشد می گردد.
در ابتدا ماهیان در غذا خوردن بسیار محطاط عمل می کنند و معمولا خود را به آهستگی با آن تطبیق می دهند به همین دلیل توصیه شده است که زمانی که استرس ناشی از جابجایی و آداپته شدن با محیط جدید بر ماهیان وارد شده است به مدت 2 روز به آنها غذا ندهید.
فعالیت تغذیه می تواند برای شما بهترین نشانه از سلامتی و رشد ماهیان باشد. تغذیه می تواند به مدت یک یا دو روز به دلایلی چون تغییر شرایط آب و هوایی و یا سایر اختلالات کاهش یابد. چنانچه سیر نزولی را ادامه دهد قطعا بعضی فاکتورها تغییر می نماید.
غذاها باید کمتر از 3 ماه در انبارها ذخیره سازی شوند. زیرا در غیر این صورت ترکیبات اصلی رژیم غذایی بخصوص ویتامین C بشدت از نظر کیفیت تنزل می یابند. آنها باید در یک محیط خشک و خنک نگهداری شوند. هرگز از غذاهای قارچی و کفک زده در تغذیه استفاده نگردد. ثبت و یادداشت دفعات و خصوصیات غذادهی نیز مانند کیفیت آب و سایر فاکتورهای موثر در تولید بسیار پراهمیت و سودمند است. با یک ثبت دقیق شما می توانی به راحتی به میزان غذایی که بطور روزانه استفاده نموده ای رجوع نمایی و نرخ آن را تخمین بزنی. همچنین این امر زمانیکه پرورش دهنده ای بیش از حد غذادهی می کند می تواند در یادآوری اطلاعات بسیار کمک نماید. غذادهی یکی از مهم ترین فاکتورهای هزینه ساز در تولید ماهی است. غذادهی خردمندانه برای پرورش دهنده می تواند فعالیتی سودمند و دلچسب باشد.

ضریب تبدیل غذایی
وزن ماهی / وزن غذای مصرف شده = ضریب تبدیل غذایی (FCR)
ضریب تبدیل غذا یا میزان غذای مصرف شده برای تولید ماهی را تخمین می زند. FCR می تواند بین 5/1 تا 2 تغییر نماید. کمترین FCR بهترین تبدیل غذا به گوشت ماهی را باعث می شود.
در طی فصل رشد نباید ماهیان دچار آشفتگی شوند. آشفتگی می تواند باعث استرس شده که خود باث کاهش مصرف غذا و افزایش بیماریهای احتمالی می شود.

راهنماییهای کلی در زمینه غذا و غذا دهی:
• مشاهده ماهیان در زمان غذا خوردن.
رفتار غذا خوردن بهترین علامت در تشخیص سلامتی ماهیان است. غذا خوردن ماهیان بصورت فعال به این معنی است که همه کارها به خوبی صورت گرفته است. غذا خوردن با بی میلی و ضعیف می تواند شک برانگیز باشد.
• کاهش غذادهی در زمانیکه دمای آب از حد مطلوب گونه پرورشی خارج شود.
• کاهش یا توقف غذادهی در روزهای ابری (شرایط ابری باعث کاهش اکسیژن محلول در آب می شود).
• نگهداری غذاها در مکانهای سرد و خشک (غذاها در طی 90 روز بعد از تولید از کارخانه باید مصرف شوند).
• هرگز غذاهای قارچ زده و رنگ پریده مصرف نشوند.
• میزان غذاهای مصرف شده بطور دقیق ثبت شود.

 

www.shilat.com

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:24  توسط زينب  | 

خيار دريايي

درآب هاي چين حدود 134 گونه خيار دريايي وجود دارد كه از بين آن ها حدود 28 گونه خوراكي بوده و يا داراي استفاده هاي دارويي هستند. بيش تر اين گونه ها در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري پراكنده هستند و تعدادي نيز نظير آپواستيكوپوس ژاپونيكوس (Apostichopus japonicus) كه گونه ي با ارزشي است در آب هاي معتدل ديده مي شود .
خيار دريايي در چين به عنوان غذا و دارو مصرف مي شود . چيني ها خيا ر دريايي را با با ارزش تر از خيار معمولي مي دانند .بر اساس طب سنتي چين ، از خيار دريايي مي توان براي تصفيه ي خون ، درمان بيماري هاي كليوي و نيز بيماري هاي پوستي استفاده كرد. در دهه ي 1980 با افزايش تقاضا براي خيار دريايي طرح هاي تحقيقاتي زيادي براي تكثير و پرورش خيار دريايي به اجرا درآمده است. در اوايل دهه ي 1950 تلاش هايي براي تكثير خيار دريايي شد ولي فقط در دهه ي 1980 اين تلاش ها به ثمر رسيد .فنون پيشرفته ي تكثير و پرورش خيار دريايي گونه ي آپواستيكوپوس ژاپونيكوس شامل مراحل توليد لارو ، پرورش در محيط هاي مختلف و مولد سازي است.
در سال 2002 توليد خيار دريايي به 6.335 تن (وزن خشك ) رسيد كه 5.865 تن آن پرورشي و 470 تن آن دريايي بود .اين مقدار توليد نمي تواند پاسخ گوي تقاضاي در حال افزايش بازار چين باشد از اين رو چين ساليانه مقادير زيادي خيار دريايي خشك شده از كشورهاي ديگر وارد مي‌كند.
توليد خيار دريايي
پرورش خيار دريايي در شمال چين فعاليتي پر سود بوده و اين مهم به سرعت به بخش هاي جنوبي اين كشور گسترش يافت.سطح كل پرورش خيار دريايي حدود 51.000 هكتار و توليد نهايي 6.750 تن ( وزن خشك ) معادل 135000 تا 202500 تن وزن تازه ( مرطوب ) است. بزرگترين توليد كننده ي خيار دريايي پرورشي استان ليااولينگ است. استان پاندونگ در مقام دوم قرار دارد . در سال 2003 كل سطح پرورش در استان شاندونگ به 17.000 هكتار و توليد نهايي به 2250 تن رسيد . اين مقدار توليد معادل حدود 45.000 تا 67.500 تن خيار دريايي تازه است. راندمان توليد خيار دريايي خشك 30-20 :1 است كه اين مقدار بستگي به مقدار نمك و روش فرآورش دارد.
در چين فقط گونه ي آپواستيكوپوس ژاپونيكوس پرورش داده مي شود .ولي گونه هاي دريايي شامل : Thelenota ananas , Holothuria nobilis , Holothuria seabra , Actinopyga mauritiana , Bohadschia argus, Stichopus hermanni, Stichopus chlonotus در استان هاي هانيان و گوانگ دونگ ، Apostichopus japonicus در استان هاي ليااونينگ و شاندونگ ، Acaudina leucoprocta , Mensamaria intercedens و ساير گونه ها در استان هاي ژي جيانگ و فوجيان صيد مي شود.
آمار واقعي توليد خيار دريايي پرورشي كمي بيش از آمارهاي رسمي است زيرا برخي ازپرورش دهندگان توليد خود را به طور مستقيم و تازه و زنده به رستوران ها و مصرف كنندگان ارايه مي كنند. در استان هاي شاندونگ و ليااونينگ خوردن خيار دريايي خام با سركه و يا به شكل بخار پز شده محبوبيت زيادي دارد . آمارهاي رسمي حاكي ازرشد تقاضا براي خيار دريايي و فرآورده هاي آن است. در سال هاي اخير توليد خيار دريايي پرورشي از صيد خيار دريايي وحشي پيشي گرفته است .

  بازاريابي و تجارت خيار دريايي در چين
خيار دريايي يا Sea cucumber كه در زبان چيني beche-der-mer گفته مي شود يكي از محبوب ترين غذاهاي دريايي در بين چيني ها است . شرق دور اصلي ترين بازار خيار دريايي در جهان است .چين به تنهايي بزرگ ترين نوليد كننده ، مصرف كتتده و وارد كننده ي خيار دريايي در جهان است . تايوان ، كره ي جنوبي ، سنگاپور و مالزي ديگر بازار هاي اين محصول هستند.
مصرف ساليانه ي خيار دريايي در چين 12.000-10.000 تن ( وزن خشك ) است . تقريبن نيمي از اين مقدار توسط توليدكنندگان داخلي تامين مي شود و مابقي از خارج وارد مي شود . هنگ گنگ اصلي ترين محل واردات خيار دريايي چين است. در سال هاي اخير آمريكا ، استراليا ، فيجي ، اندونزي ، گينه نو پاپوآ ، فيليپين ، سنگاپور ، جزاير سليمان ، سري لانكا ، تايلند ، ماداگاسكار و ژاپن به چين خيار دريايي خشك شده صادر كرده اند.
همان طور كه پيش تر گفنه شد خيار دريايي در چين از زمان هاي قديم غذايي مقوي به شمار مي رود . ساكنان استان هاي ليااونينگ و شاندونگ خيار دريايي را غذايي لذيذ محسوب مي كنند . محصولات تازه ، خشك شده و فرآوري شده ي خيار دريايي در اين استان قيمت بالايي دارد . در كشورهاي غربي ضرب المثلي است كه مي گويد سيب بخوريد تا به پزشك مراجعه نكنيد (An apple a day keeps the doctor away) .در چين نيزضرب المثل مشابهي وجود دارد كه مي گويد :
خيار دريايي بخوريد تا به پزشك مراجعه نكنيد (A sea cucumber a day keeps the doctor away) از اين رو مي توان تصور كرد كه بازار خيار دريايي در آينده بازار بزرگي خواهد بود . قيمت خرده فروشي خيار دريايي از دهه ي 1980 افزايش چشمگيري داشته است .در دهه ي 1960 قيمت خرده فروشي يك كيلوگرم خيار دريايي گونه ي آپواستيكوپوس ژاپونيكوس 18 RMP بود . در دهه ي 1980 اين قيمت به 500 RMP در هر كيلوگرم رسيد و دهه ي 1990 به 1.000-600 RMP در هر كيلوگرم افزايش يافت. در حال حاضر اين قيمت به 3.000 RMP ( حدود 400 دلار آمريكا ) در هر كيلو گرم افزايش يافته است.
افزايش قيمت ها ودر نتيجه سود بردن پرورش دهندگان و سرمايه گذاران موجب توسعه ي صنعت پرورش خيار دريايي در چين شده است . اگر چه توليد خيار دريايي پرورشي از مرز 6.000 تن ( وزن خشك ) گذشته است ولي مصرف داخلي بيش از توليدات است و واردات از كشورهاي ديگر بايد ادامه يابد . از دهه ي 1980 وضعيت اقتصادي چين وارد دوره ي جديدي شد. رشد اقتصادي چين موجب افزايش مصرف خيار دريايي در رستوران ها و منازل شده است . مصرف غذاهاي دريايي به خصوص غذاهاي دريايي لوكس نظير اسكالوپ ، ميگو ، خرچنگ ، باله ي كوسه و نيز خيار دريايي رشد سريعي داشته است .
ارزش دارويي خيار دريايي در چين شناخته شده و حايز اهميت است . از دهه ي 1990 محصولات توليدي از خيار دريايي با عنوان غذاي سلامتي را مي توان در داروخانه ها ، فروشگاه هاي زنجيره يي و نيز مغازه هاي خرده فروشي يافت . پيش بيني مي شود تقاضا براي چنين محصولاتي افزليش يابد.
پيش بيني مي شود كه صيد جهاني خيار دريايي ( وحشي) به دليل افزليش توليدات پرورشي در چين ، كاهش يابد . در سال 2003 توليدات حاصل از پرورش خيار دريايي در ساحل و در دريا به 6.750 تن معادل 135.000 تا 202.500 تن وزن تازه رسيد . اين مقدار تقريبن مساوي برداشت جهاني خيار دريايي از درياها است . به همين دليل بود كه شركت كنندگان چيني در كنفرانس CITES مدعي شدند كه پرورش خيار دريايي نقريبن جايگزين صيد خيار دريايي از دريا شده است .

منبع:http://www.shilat.com/

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:23  توسط زينب  | 

ماهي غذاي سلامتي

ماهي و آبزيان از گذشته بعنوان يكي از غذاهاي بسيار مهم از حيث ارزشها دارويي مطرح بوده است. در دهه هاي اخير نيز با توجه به رشد روزافزون جمعيت و در حاليكه نيمي از مردم دنيا دچار سوء تغذيه هستند، ماهي مي تواند در مقام تأمين پروتئين مصرفي مردم از جايگاه ويژه اي برخوردار باشد.
ماهي با دارا بودن 19% پروتئين و جذب 99% از اين ميزان پروتئين و همچنين چربيها و اسيد آمينه هاي ضروري بدن و ويتامينها و موادمعدني مهم از نظر غذايي داراي ارزش بسيار بالايي مي باشد. همچنين در چندين بيماري مانند ناراحتيهاي گوارشي و عروقي بعنوان يك دارو مطرح مي باشد.
در كشور ايران با توجه به منابع مختلف توليد آبزيان و پيشرفتهايي كه در چند ساله اخير در امر آبزي پروري در آبهاي داخلي صورت گرفته است و زمينه مساعدي در امر توليد آبزيان ايجاد گرديده است ولي متأسفانه بدليل عدم شناخت اكثريت هموطنان با انواع خواص غذايي و دارويي و نحوه طبخ آبزيان گرايش به مصرف اين ماده غذايي محدود مي باشد.
در اين زمينه شيلات اقداماتي در جهت شناسايي انواع آبزيان و همچنين نحو طبخ آنها انجام داده است و اين نوشتار نيز قصد دارد تا شناختي جامع تر از ماهي در اختيار شما قرار دهد.
چرا بايد ماهي بخوريم؟
بسياري از غذاهاي پر ارزش داراي موادي هستند كه خوردن آنها ممكن است چندان نافع نباشد. كه اين موضوع مي تواند بر روي كيفيت مواد غذائي از نظر هضم و جذب تأثير گذار باشد.
پروتئين غذاهاي دريايي پر ارزش است از ويژگيهاي عمده غذاهاي دريايي وجود پروتئين با كيفيت بالا مي باشد در مقياس با گوشت مرغ ، گوساله، تخم مرغ و پنير كه مواد عمده تامين كننده پروتئين حاصله از گوشت ماهي داراي كليه اسيدهاي آمينه مورد نياز بدن براي رشد و نمو مي باشد.
به همين دليل است كه گوشت آبزيان براي تأمين نيازهاي روزانه پروتئين حائز اهميت بسيار است. در گوشت ماهي بافت پيوندي كمتري در مقايسه با ساير انواع گوشتها وجود دارد و مي تون گفت كه تقريباً همه گوشت ماهي مصرف شده توسط انسان در بدن جذب مي گردد و بهمين دليل است كه در بسياري از ناراحتيها خوردن گوشت ماهي توصيه مي گردد .
بسياري از غذاهاي پر ارزش داراي موادي هستند كه خوردن آنها ممكن است چندان نافع نباشد. بيشتر غذاهاي جانوري از نظر پروتئين كامل هستند، يعني همه اسيدهاي آمينه مورد نياز بدن را دارا مي باشند. ولي غذاهاي دريايي از اين نظر اهميت بسياري دارند چون علاوه بر تأمين پروتئين هاي مورد نياز بدن داراي بسياري از انواع مواد معدني و ويتامينها بويژه ويتامين B12 نيز مي باشند.
بديهي است اگر اين غذاها تؤام با سبزيجات مصرف گردند، ارزش آنها به مراتب بيشتر خواهد بود.
ميزان چربي موجود در ماهيها و ساير آبزيان در مقايسه با گوشت قرمز بسيار كمتر است. بيشتر ماهيها كمتر از 5% و صدفها كمتر از 2% چربي دارند. فقط گوشت مرغ بدون پوست با ماهي قابل مقايسه مي باشد آنچه مسلم است اين كه با توجه به مشكلات و تنگناهاي غذايي و افزايش روزافزون ناراحتيهاي قلبي و عروقي بويژه در شهرهاي بزرگ كشور مصرف ماهي و ساير آبزيان از اهميت ويژه اي برخوردار است. در تحقيقاتي كه در مورد سيستم تغذيه اي جوامع مختلف صورت گرفته است نشان مي دهد، كه صيادان ژاپني كه در جزيره كيوشو زندگي مي كنند، كلسترول خونشان بسيار پايين مي باشد.
در دهة هفتاد معلوم شد كه اسكيموهاي گرينلند علي رغم مصرف بالاي چربي و پروتئين و كلسترول مصرفي به بيماريهاي قلبي دچار نمي شوند.
اين تفاوت در نوع چربي مصرفي آنهاست، چربي ماهي و محصولات درياي غيراشباع مي باشد و چربي موجود در گوشت قرمز و حتي گوشت سفيذ طيور عمدتاً از چربيهاي اشباع شده مي باشد.
تجارب باليني نشان مي دهد كه:
-چربي امگا 3 موجودر در گوشت ماهي در جلوگيري از سكته مغزي لخته شدن خون در عروق چشم و مغز و ساير اندام نقش مهمي دارد.
-چربي امگا 3 سبب كاهش ميزان تري گليسريدها مي شود.
-چربي امگا 3 بعلت اثر بر روي پروستاگلاندين مي تواند سبب كاهش فسار خون گردد.
-ماده امگا 3 يك اسيد چرب است كه نقش عمده اي در جلوگيري از آرتريتها (تورم مفاصل) دارد.
-چربي امگا3 نقش ضد سرطان دارد، بطوريكه در زنان اسكيمو سرطان سينه بسيار نادر است.
-غذاهاي دريايي مغزي و پر ارزش هستند. غذاي پر ارزش به غذايي گفته مي شود كه داراي مواد و عناصر غذايي لازم براي بدن و فاقد مواد غير لازم و مضر باشد. غذاهاي دريايي عملاً جزء اين گونه از غذاها به حساب مي آيند زيرا علاوه بر، داشتن پروتئين پر ارزش و كافي محتوي انواع متعدد و مقادير مناسبي از ويتامينها و مواد معدني بوده و در عين حال داراي مقادير كمي چربي،گلسترول ميباشند هر چه در رژيم غذايي ما ماهي و ساير آبزيان بيشتر باشد، بدليل دريافت عناصر غذايي بيشتر مورد نياز، سلامت ما بهتر و درصد ابتلاء ما به بسياري از انواع بيماريها كاهش خواهد يافت.
پيامهاي سلامتي
با مصرف ماهي سلامتي را به خانواده خود هديه دهيد.
مصرف آبزيان باعث كاهش درصد كته هاي قبلي مي شود.
با مصرف ماهي، كودكاني سالمتر و شادابتر و باهوش تر خواهيد داشت.
عدم چاقي، تناسب اندام، سلامتي جسم، با مصرف گوشت ماهي.
با مصرف دو وعده ماهي در هفته، تقويت هوش و ذكاوت خانواده خود كوشا باشيد.
ماهي هديه ي خداوندي است، آن را از كودكان دريغ ننماييد.
با مصرف ماهي بدن خود را در مقابل افزايشر رسوب كلسترول بيمه نماييد.
آيا مي دانيد مصرف ماهي ابتلا به بيماري قلبي را كاهش مي دهد.
آيا مي دانيد گوشت ماهي حاوي 13 نوع ويتامين ضروري بدن است
مصرف ماهي از بروز افسردگي جلوگيري مي كند.
بياييد طراوت و شادابي را با مصرف آبزيان به روحمان هديه دهيم.
گوشت ماهي، حاوي چربي ها مفيد، پروتئين مرغوب، ويتامين هاي گوناگون.
گوشت ماهي غذايي كامل، با هضمي آسان و سرار از مواد مغذي.
اگر چاق هستيد، اگر چربي خون داريد يا اوره خونتان زياد است. آبزيان مصرف كنيد.
اگر طول عمر بيشتري مي خواهيد بايد ماهي مصرف كنيد.
آيا مي دانيد ويتامين A موجود در گوشت ماهي موجب بينايي بيشتر مي شود.
با مصرف مرتب گوشت ماهي خطر ابتلاء‌به بيماري گواتر و آسم كاهش مي يابد.
مصرف ماهي: عدم ابتلاء به گواتر
سلامتي بدون پزشك= مصرف ماهي
ماهي بخوريد تا دندانهاي شما سالم بماند.
با مصرف ماهي از پيري زودرس جلوگيري كنيد.
ماهي فقط غذا نيست دوا هم هست.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی شیلات ایران

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:22  توسط زينب  | 

بيماريهاي شغلي و مصرف آبزيان

مقدمه :
در تمام مشاغل عوامل و فاكتورهاي زيان آوري وجود دارند كه مي توانند افرادي را كه به آن شغل اشتغال دارند دچار بيماري كنند. به اين بيماريها ، بيماري ناشي از كار يا بيماري شغلي مي گويند.
فاكتورهاي زيان آور در محيط كار افراد به پنج گروه تقسيم مي شوند كه عبارتند از :
عوامل زيان آور فيزيكي
عوامل زيان آور شيميايي
عوامل زيان آور بيولوژيكي
عوامل زيان آور سايكولوژيكي
عوامل زيان آور اورگونوميك
در خصوص عوامل فيزيكي زيان آور درمحيط كار، عمده فاكتورهايي كه وجود دارند گرما‌، سرما ، سرو صدا ، افزايش و كاهش فشار وا رتعاش در ميحط كار واشعه هاي يونيزان و غيره يونيزان است .
درخصوص عوامل شيميايي نيز معمولا اين مواد در محيط كار وجود دارند و تعدادشان بسيار زياد است وهر روز هم به تعدادشان اضافه مي شود كه بسياري از اين مواد حتي اثراتشان شناخته شده نيست اما يك سري از موادي كه پر مصرف تر هستند مانند گروههايي از فلزات و حلالها اثراتشان شناخته شده است .
درخصوص عوامل بيولوژيك زيان آورد ، فاكتورهايي وجود دارند مانند قارچها ، باكتريهاي و ويروسها كه در بعضي مشاغل و عمدتا مشاغلي كه افراد درآن با انسانها، حيوانات يا با گياهان سروكار دارند بيشتر ديده ميشود .
فاكتور بعدي عوامل سايكولوژيكي يا روحي - رواني محيط كار است .استرسهايي كه در محيط كار افراد وجود دارد و فشارهاي روحي ورواني كه ممكن است در اثر كار به افراد وارد شود به عنوان مثال كساني كه در ميحط كارشان كارهاي طولاني مدت دارند ويااينكه داراي شيفت هاي كاري زيادند.
گروه بعدي عوامل ارگونوميك هستند كه در رابطه با عوامل ارگونوميك مي توانيم به طراحي محيط كار اشاره كنيم. يعني بايد طراحي محيط كار به گونه اي باشد كه متناسب با فرد باشد و شخص دچار اختلالات مختلف از جمله ناراحتهاي اسكلتي – عضلاني نشود.
در مشاغلي كه استرس زا هستند مثل گروه پزشكي مصرف ماهي سبب پيشگيري و كاهش افسردگي ، عصبانيت ، پرخاشگري و تحريك پذيري مي شود.
در خصوص عوامل شيميايي :
در افرادي كه با مواد شيميايي و ضدعفوني كننده تماس مكرر دارند ميتواند مشكلات پوستي ايجاد كند يا از طريق دستگاه تنفس جذب شوند واثراتي در اين زمينه داشته باشند يا گازهاي بيهوشي ميتواند اثراتي در سيستم عصبي بگذارد .
ماهي حاوي مقدار قابل توجهي ويتامينهاي گروه B است كه در تنظيم سلولهاي عصبي و در نتيجه در سلامت سيستم عصبي و نيز در سلامت پوست تاثير دارند با مصرف ماهي ميتوانيم به سلامت اعصاب ، شادابي ، طراوت پوست كمك كنيم .
در مورد عوامل ارگونوميك در بعضي موارد ممكن است افراد در محيط كار در بسياري از ساعتهاي روز سر پا بايستند يا اينكه وسايل سنگين جابجا وحمل كنند ويا ايتكه ساعتها در وضعيت نامناسب پشت دستگاهها بنشينند ،اين امر اختلال زا است وممكن است درد گردن – درد كتف و يا در عضلات پشت و ديسك كمر ايجاد كند . تعداد وسايلي در گروههاي پزشكي مختلف وجود دارد كه استفاده از خود اين وسايل ميتواند اختلالات اسكلتي و عضلاني – درد مفاصل و اندامها را بدنبال داشته باشد .
ماهي و روغن كبد ماهي به دليل دارا بودن ويتامين A,D و فسفر موجب افزايش و رسوب كلسيم و رشد و ترميم استخوانها مي شود.
آسم شغلي شايع ترين بيماري تنفسي در كشور است .
در سطح جهان حدود سيصد ميليون نفر به آسم مبتلا هستند و سالانه حدود يكصد تا يكصد و پنجاه هزار نفر به دليل ابتلا به آسم مي ميرند. اين درحالي است كه در كشورها آسم شغلي شايع ترين نوع بيماري تنفسي گزارش شده است .
اين بيماريها كه از تعامل بين عوامل محيطي مثل الرژي ها ، آلايندها و استرسها مي باشد . كيفيت زندگي افراد را تحت تاثير قرار مي دهد و از نظر اقتصادي و اجتماعي هزينه هاي زيادي به جوامع تحميل مي كند.
بعد از بيمار ايدز و سل بيماري آسم سومين بيماري است كه در سالهاي اخير بيشترين افزايش شيوع را داشته است . تغيير سبك زندگي از سنتي به مدرن وشهري يكي از دلايل بروز اين بيماريها مي باشد . مواد افزودني مجاز كه بيش از پنج هزار نوع مواد شيميايي را شامل مي شود در غذاهاي بسته بندي و همچنين افزايش استرسهاي شغلي و حساسيت به قارچها ، گل و گياه و آلودگي گياه موجب بروز حساسيت مي شود كه متاسفانه بين كودكان ، نوجوانان و سالمندان بيشتر به چشم مي خورد.
بيش از سيصد عامل شغلي و شيميايي منجر به آسم شغلي ميشود كه شايع ترين بيماري شغلي تنفسي است .
آسم شغلي شامل ، آسم نانوايان ، آسم كشاورزان ، آسم صنايع مواد شيميايي و پاك كننده ، صنايع نساجي ، صنايع غذايي ، كارخانه هايي كه با تركيبات دي ايزو سيانات سروكار دارند از جمله شايع ترين علت آسم است .
روغــن كبد ماهــي باعث مقاومت بدن در مقابل عفونتها و پيشگيري وكمك به درمان آسم و الرژي مي شود.
شغلهايي كه عقل را از سر مي برد:
شغل آدم فقط وسيله امرار معاش نيست بلكه رضايت شغلي در سلامت روح و روان فرد هم نقش دارد. اما اهميت شغل اين روزها از اينهم فرارتر رفته و به تازگي دانشمندان كشف كرده اند كه رابطه خاصي بين بعضي از شغلها و خطر زوال عقل در پيري وجود دارد. آنها معتقدند داشتن بعضي از شغلها خطر تحليل رفتن مغز را افزايش مي دهد و ميتوانند بيماريهايي مثل آلزايمر و پاركينسون را بدنبال داشته باشند.
پژوهشگران اين نتايج را از تحقيق بر روي دو ميليون و ششصد هزار فرد فوت شده در امريكا بدست آورده اند ومتوجه شده اند كه انواعي از شغلها ميتوانند باعث افزايش احتمال ابتلا به آلزايمر، پاركينسون ، زوال عقل زود رس و بيماري سلولهاي عصبي حركتي شوند. البته قبلا هم ، چنين تحقيقاتي انجام شده بود و درآن مشخص شده بود كه بعضي از شغلها كه در آن فرد با مواد شيميايي خاصي سروكار دارد ، مثل كشاورزي ، جوشكاري و آرايشگري مي توانند باعث اين خطرات شوند اما الان يافته هايي پيدا شده كه با اين علت قابل توجيه نيست . مثلاً اينكه معلم ها ، روحانيها و كارمندان بانك هم در معرض اين خطر قرار دارند.
پژوهشگران موسسه ملي سلامت و ايمني كار در اوهايو مي گويند بيشترين نسبت مرگ ناشي از آلزايمر در كارمندان بانك ، روحانيون ، مكانيك هاي هواپيما و آرايشگران بوده در حاليكه در مورد بيماري پاركينسون بيشترين خطر متوجه دانشمندان علوم زيستي ، معلمان ، روحانيون و ساير افرادي است كه شغل مذهبي دارند.
اين بيماري ها به علت آسيبي برگشت ناپذير و پيش رونده به سلولهاي دستگاه عصبي مركزي رخ ميدهند و تصور ميرود ژنها نيز در بروز آنها دخيل باشند. اما اكنون شواهد بسياري دال بر ارتباط عوامل محيطي ، از جمله موادي كه افراد به دليل شغلشان با آنها روبرو مي شوند نيز با اين بيماريها وجود دارد. مثلاً كشاورزان به دليل ارتباط دائمي با آفت كشها و جوشكاران به دليل مواجه شدن با بخاراتي كه حاوي ماده معدني منگنز است ، بيشتر در معرض ابتلا به پاركينسون قرار دارند. آرايشگران نيز بيشتر در معرض خطر ابتلا آلزايمر ، زوال عقل زود رس و بيماري سلولهاي عصبي حركتي هستند و دانشمندان ميگويند در اين مورد شايد بتوان تقصير را به گردن رنگ موها ، محلولها و مواد ديگري كه در آرايشگاه ها استفاده مي شود انداخت.
دندانپزشكان نيز شايد به دليل ارتباطشان با جيوه و مواد شيميايي صنعتي كه در داندانپزشكي كاربرد دارد بيشتر در معرض خطر ابتلا به زوال عقل زود رس يعني زوال عقل پيش از 65 سالگي هستند
درباره شغلهاي ديگري مثل معلمي وروحانيت تفسير اين يافته ها بسيار مشكل است.
مصرف دسته كم يك بار در هفته ماهي آثار پيري را بر مغز كند مي كند و خطر بروز زوال عقل را كاهش مي دهد، محققان دانشگاه شيكاگو با بررسي 800 نفر از افراد بالاي 65 سال دريافتند افرادي كه حداقل يك باردر هفته ماهي مصرف كرده اند حدود 60 درصد كمتر از افرادي كه به ندرت ماهي مصرف كردند و يا اصلاً ماهي مصرف نمي كردند با خطر ابتلا به بيماري آلزايمر مواجه شده اند.
در يافته هاي اخير مشخص شد كه بين اسيدهاي چربي گوشت ماهي و غشاي مغز ارتباط معناداري وجود دارد.
مارتاكلرموريس از مركز پزشكي دانشگاه راش در شيكاگو مي گويد ميزان كاهش قواي اداراكي دركساني كه بيش از يك وعده در هفته ماهي مي خورند ، درمقايسه با كسانيكه هر هفته ماهي نمي خورندساليانه 10 تا 13 درصد كاهش مي يابد ، اين ميزان كاهش درست مثل اين است كه سه تا چهار سال جوانتر شده باشيد .
نتايج يك تحقيق شش ساله در پايگاه اينترنتي رويتر نشان ميدهد اسيدهاي چرب امگا 3 موجود در ماهي با تقويت عملكرد مغز خطر بروز سكته راكاهش مي دهد ، مصرف مرتب ماهي از مغز در مقابل عوارض پيري و آلزايمر و ديگر عوامل زوال عقل محافظت ميكند.
ماهيهاي روغني ازقبيل ماهي ازاد وساير ماهي ها از قبيل شير وقباد وحلوا واوزن برون داراي اسيدهاي چرب مفيد مي باشند.
دانشمندان معتقد هستند كه اين باعث كاهش خطر انعقاد خون وهمچنين ممانعت از افزايش چربيهاي مضر خون ميشوند .مصرف ماهي حداقل سه بار در هفته براي افرادي كه داراي سابقه بيماري قلبي وهمچنين افراديكه مايل به پيشگيري از ابتلا به اين بيماري هستند توصيه ميشود..
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران ، پژوهشگران دانشگاه بوستون با تحقيق روي 11 هزار نفر از كارگران امريكايي دريافتند، افرادي كه بيش از حد كار ميكنند 61 درصد بيشتر به بيماري مبتلا مي شوند ، اين مطالعه نشان ميدهد كه بيش از حد طبيعي كار ميكنند يا چندين شغل دارند بيش از ديگران به بيماريهاي قلبي، فشار روحي ، افسردگي ، عفونت و ديابت يا حتي مرگ زود رس دچار مي شوند.
امگا 3موجب كاهش تجمع توده هاي پلاكتي ،كاهش سطح تري گليسيريد، افزايش HDL خون و نيز به تنظيم فشار خون كمك مي كند . امگا 3 داراي دو تاثير مثبت بر روي عملكرد قلب است ، اولين اثر بر روي سيستم كنترل كننده ضربان قلب و دومين اثر جلوگيري از لخته شدن خون در شريانهاست كه ميزان حملات قلبي را كاهش مي دهد.

منبع:شیلات ایران

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:21  توسط زينب  | 

ماهي حلوا سفيد

ماهي حلوا سفيد با نام انگليسي silver pomfret و نام علمي pampus argenteus كه در كويت زبيدي ناميده مي شود ، داراي ارزش غذايي بالايي است كه در سراسر جهان مشتريان فراواني دارد . اين ماهي همچنين داراي پراكندگي وسيعي در مناطق مختلف جهان از درياي شرق چين در آسياي جنوب شرقي و اقيانوس هند تا خليج فارس دارد . در سالهاي اخير به علت بهره برداري بيش از حد ذخاير اين گونه در آبهاي طبيعي ، كاهش شديدي در ذخاير آن در كويت و ساير مناطق جهان ايجاد گرديده است . عليرغم كاهش ايجاد شده در ذخاير طبيعي اين گونه و افزايش قيمت آن تحقيقات اندكي بر روي توسعه تكنولوژي هچري و پرورش اين گونه در سالهاي اخير انجام گرديده است .
در ژوئن سال 1997 در يك تلاش مقدماتي براي توسعه هچري و تكنيكهاي پرورش لارو بخش آبزي پروري شيلات و اقيانوس شناسي موسسه تحقيقات علمي كويت براي اولين بار در جهان در پرورش لارو و توليد بچه ماهي حلوا سفيد در شرايط كشت در هچري به موفقيت هايي دست يافت كه با استفاده از تخم كشي از مولدين وحشي كه به وسيله تورهاي گوشگير سطحي صيد گرديده بودند ، تعداد 45 قطعه لارو بصورت موفقيت آميزي تا مرحله بچه ماهي نورس پرورش داده شدند0
متعاقب اين موفقيت كسب شده در مورد پرورش لارو در سال 1997 ، يك پروژه تحقيقاتي 5 ساله با بررسي امكانات فني كشت ماهي حلوا سفيد در كويت از آوريل 1998 آغاز گرديد . ازآن پس تاكنون اين پروژه توانست بطور موفقيت آميزي چندين هزار بچه ماهي انگشت قد ماهي حلوا سفيد را براي پرورش در نرسري و محيطهاي پرورشي توليد نمايد و تكنيك هاي پرورش لارو براي پرورش بازاري توسعه يافت0 در حال حاضر تلاشهاي مستمري براي توسعه مولدين پرورشي براي تكثير در شرايط كنترل شده پرورشي نيز در دست اقدام مي باشد.

عملكرد هچري :
منبع كنوني براي پرورش لارو استفاده از تخم هاي گرفته شده از مولدين وحشي است . نرها و ماده هاي كاملا رسيده در مدت ژوئن تا سپتامبر در آبهاي ساحلي كويت در اعماق حدود 5 تا 20 متر يافت مي شوند . آنها با تورهاي گوشگير سطح، در زمان جز ر و مدهاي بلند هنگام ماه نو و كامل در ساعات روز صيد مي گردند . در مدت دوره تخمريزي ، دامنه دماي سطحي آب دريا بينC º 33-28 و شوري بين 39-35 قسمت درهزار مي باشد .
پيك تخمريزي در ژوئن – جولاي ، هنگامي كه دماي آب در حدودC º 29-28 است ، مي باشد . ماده هاي كاملا رسيده با تخم هاي آزاد سيال و آبدار ، بين ساعت هاي 15 تا 18 در هنگام جزر يافت مي شوند0 در صيد با تور گوشگير ، نرهاي كاملا رسيده از نظر تعداد نسبت به ماده ها، به نسبت 5:1 بيشتر مي باشند0 نرها با يك شاخص گنادوسوماتيك( GSI) خيلي كمتري كه نسبت به ماده ها دارند، زودتر به رسيدگي جنسي مي رسند 0 مطالعات هم آوري و بافت شناسي نشان مي دهد كه مولدين با علائم نامشخصي كه دارند مي توانند حداقل شش بار از ژوئن تا آگوست با يك هم آوري نسبي 6/170 عدد تخم به ازائ هر گرم وزن بدن در هر بار ، تخمريزي نمايند . هم آوري مطلق براي يك ماهي ماده 500 گرمي حدود 350000 تخم مي باشد . بطور متوسط از هر عدد مولد رسيده حدود 40000 تا 60000 تخم سالم بر اساس اندازه و وضعيت تخمدان ها مي توان گرفت . در صد تخم هاي سالم بر اساس فصل / ماه صيد مي باشد بنابراين بالاترين درصد تخم هاي سالم مربوط به تخم هايي است كه در ماه ژوئن گرفته شده اند . تخم هاي لقاح يافته ، كروي، شفاف و شناور و قطري حدود 1/1 ميلي متر دارند . زمان تفريخ تخم ها 15 ساعت در دمايC º30-29 مي باشد و نسبت تفريخ بر اساس زمان و وضعيت جمع آوري تخم ها و معمولا بين 50-28 درصد مي باشد . لاروهاي تازه هچ شده داراي يك كيسه زرده بيضوي بزرگ و اندازه اي حدود 4/2 ميلي متر دارند .

پرورش لارو :
بهترين درجه حرارت براي پرورش لاروهاC º 29-27 درجه سانتي گراد و
شوري PPT 40-39 مي باشد . معمولا لاروهاي تازه تفريخ شده را در تراكم 120-30 قطعه لارو در ليتر ذخيره سازي مي كنند . با وجود اين ميزان ذخيره سازي 40-20 قطعه لارو در ليتر را بدون هيچ اختلاف معني داري در بقائ لارو در اين ميزان ذخيره سازي استفاده مي نمايند .
ميزان بقا در 12 روز بعد از تفريخ ، براي لاروهاي تغذيه شده با تركيبي از مخلوط چندگونه از ميكروآلگها شامل كلرلا ، ايزوكرسيس و نانوكلروپسيس با تراكم سلولي يك ميليون سلول در ميلي متر در آب محيط پرورش لاروها، به همراه روتيفرهاي غني سازي شده با مواد مغذي ، در مقايسه با استفاده از فقط يك گونه از آلگ ها ، بطور فابل ملاحظه اي بالاتر بوده است .
ابتدا لاروها را با روتيفر با تراكم 5 عدد روتيفر در ميلي متر تا روز ششم بعد از تفريخ ، تغذيه مي نمايند و سپس تراكم را به 15-10 عدد روتيفر در ميلي ليتر ، تا زمان اوج رفتار تغذيه اي شكارگري لاروها در روز هشتم ، افزايش مي يابد تا اينكه آنها را با ناپلي آرتمياي تازه هچ شده تغذيه نمايند .
لاروها بطور قابل ملاحظه اي بيشتر از روتيفرهايي كه محيط كشتشان با مخلوطي از چند گونه آلگ باشد در مقايسه با اينكه محيط كشت آنها فقط از يك آلگ باشد ، تغذيه مي كنند . علاوه بر آن چربي هاي امگا سه اساسي كه داراي اسيدهاي چرب غير اشباع با زنجيره بلند هستند در روتيفرهايي كه با مخلوطي از چند گونه آلگ ، همراه با مكمل هاي تجاري مانند Selco Super و
protein selco DHA تغذيه شده اند بطور قابل ملاحظه اي بيشتر است .
درخلال يك هفته از تغذيه با ناپلي آرتميا ، لاروها قادر به تغذيه با غذاهاي فرموله خميري مي باشند . لاروها همچنين به راحتي جهت تغذيه با غذاهاي خميري در سيني هاي آويزان شده در ستون آب عادت مي كنند .
در شرايط آزمايشي، بقاء تا مرحله بچه ماهي جوان 2/4% بوده است . پرورش لارو و توليد بچه ماهي با استفاده از تانك هاي فايبر گلاس گرد با ظرفيت يك تا چهار متر مكعب موجب بقائ بهتر لاروها در مقايسه با تانك هاي بزرگتر بوده است .
يكي از علل تلفات لاروها در هچري ناشي از رفتار لاروها در بلعيدن حباب هاي كوچك هوا در سطح آب است كه اين ناشي از رفتار ذاتي لاروهاي ماهي حلوا سفيد مبني بر مصرف مدوزها و ژله ماهي هاي كوچك است ، حبابهاي كوچك كه در ظاهر به شكل ژله ماهي هاي غير واقعي است توسط لاروها خورده شده و موجب شناور شدن و از دست دادن تعادل لاروها در ستون آب مي گردد . اين پديده در مرحله دوم پرورش لارو از روز 25 پرورش به بعد افزايش مي يابد. تلفات لاروها بر اثر بلعيدن حباب هاي هوا را با جايگزين كردن تكنيك هاي هوادهي مستقيم در تانك هاي پرورش لارو مي توان كاهش داد . تلفات لاروها بر اثر همجنس خواري در مقايسه با ساير گونه هاي ماهيان دريايي كمتر است . فقدان همجنس خواري و آمادگي پذيرش غذاي فرموله ، تكنيك هاي هچري را توسعه مي دهد و موجب اميدواري جهت توليد تجاري لارو مي باشد . مطالعات تحقيقات آتي براي بهبود پرورش لارو ، بر روي تغذيه و تكنيك هاي مديريت تانك براي افزايش توليد بچه ماهي خواهد بود .

كشت در محيط هاي پرورش :
تاريخ كشت ماهي حلوا سفيد در محيط هاي پرورشي در خشكي به سيستم كشت با استفاده از تانك هاي گرد با ظرفيت هاي متفاوت حتي بيش از 65 متر مكعب با جريان مداوم آب دريا بر مي گردد .
توليد غذاي تجاري مناسب براي استفاده در فاز پرورش نيز هنوز در دست اقدام مي باشد . بطور هم زمان ، بر اساس نتايج بدست آمده از تجربيات گوناگون ، يك غذاي نيمه مرطوب استفاده گرديده است ، غذا را در ظروف پلاستيكي كه در ستون آب آويزان است قرار مي دهند .
در آزمايشات انجام گرفته بين سالهاي 2003-1998 ، متوسط وزن حاصل شده براي ماهيان زير 50 گرم ، بيش از 34/.0 گرم در هر روز براي هر ماهي و 23/0 گرم در هر روز براي هر ماهي بالاي 50 گرم بوده است كه بدليل بهبود غذاهاي ساخته شده با افزودني هاي غذايي در سال 2004 ، ميزان رشد براي ماهيان زير 50 گرم ، به 62/0 گرم در هر روز براي هر ماهي و در سايزهاي بالاي 50 گرم ، به 32/1 گرم در هر روز براي هر ماهي افزايش يافته است .
در طول اين دوره نسبت رشد ويژه ( SGR ) برابر با 96/5% در هر روز براي هر ماهي در سايز زير 50 گرم و حدود 13/2% در هر روز براي هر ماهي بالاي سايز 50 گرم بوده است .
ميزان رشد در طول زمستان از نوامبر تا مارس در كويت هنگامي كه دماي آب به زير 13 درجه سانتي گراد مي رسد ، كاهش مي يابد . عملكرد رشد در اين ماهيان كه در تراكم هاي مختلف 60 ، 80 ، 100 و 120 قطعه در متر مكعب در روش كشت در تانك هاي با سيستم گردشي، ذخيره سازي شده اند نشان داد كه در تراكم ذخيره سازي 60 قطعه در متر مكعب ، بقائ بهتري را مي توان بدست آورد . عملكرد رشد ماهي حلوا سفيد در استخرهاي خاكي و قفس هاي دريايي تاكنون مورد بررسي قرار نگرفته است

توسعه مولدين پرورشي :
در طول مدت پرورش ماهياني كه رشد سريع تري داشتند را در تانك هاي جداگانه اي به منظور توسعه مولدين پرورشي نگهداري كردند . مطالعات بافت شناسي نشان مي دهد كه ماهي حلوا سفيد از
گونه هاي Gonochroistic مي باشد كه جنس هاي نر و ماده از هم جدا مي باشند0 مطالعات همچنين نشان مي دهد كه پروسه تفريق جنسيت براي نرها و ماده ها به ترتيب در سن 115 و 135 روز بعد از تفريخ كامل مي شود . در شرايط پرورش در تانك ، اندازه رشد كامل مولدين از 124 تا 832 گرم است0 ماهياني كه براي توسعه مولد سازي انتخاب شده بود ند رسيدگي گنادها در شرايط اسارت در آنها به سختي صورت مي گرفت ، چنانچه اولين نشانه وجود نرهاي كاملا رسيده براي توليد اسپرم در اندازه هاي 134 گرم وزن بدن و 17 سانتي متر طول چنگالي ( FL) مشاهده مي گرديد و ظهور ماده هاي رسيده در مولد سازي با مرحله 2 گنادها در اندازه 4/222 گرم وزن بدن و 5/19 سانتي متر طول چنگالي( FL) بود .
در مدت جولاي سال 2004 يك ماهي ماده 408 گرمي با مرحله چهار رسيدگي تخمدان مشاهده گرديد0 سرانجام مولدين نگهداري شده در تانك ها به Criptocarion آلوده شده و روند تخمريزي مولدين را در سال 2004 مختل نمود . بررسي هاي آتي در خصوص توسعه مولدين پرورشي از ماهيان توليد شده در هچري خواهد بود . به منظور دستيابي به تخمريزي مولدين نگهداري شده در كارگاه ، تلاش هايي جهت تزريق ماهيان با هورمون HCG صورت گرفت كه بر اثر تلفات ماهيان هيچ نتيجه اي حاصل نگرديد . پتانسيل مولدين پرورشي تحمل دستكاري و استرس تزريق را در مقايسه با مولدين وحشي ندارد و تكنيك هاي تخمريزي طبيعي مولدين در شرايط اسارت با استفاده از بهبود مديريت تانك پرورش و تغذيه هنوز در حال توسعه مي باشد .


چشم انداز آينده :
بطور معمول ، تكنولوژي هاي توسعه كشت تجاري گونه هاي ماهيان دريايي جهت تحقيقات و توسعه چندين سال وقت نياز دارد . در مقايسه با برخي از گونه هاي تجاري مهم دريايي پرورشي ، تحقيقات بر روي ماهي حلوا سفيد نسبتا در مراحل متاخرتري قرار دارد و در مراحل اوليه توسعه به نظر مي رسد كه به هر حال پروسه هاي ارزشمندي به منظور كاربرد تجاري صورت گرفته است . براساس نتايجي كه اخيرا حاصل شده، به نظر مي رسد كه ماهي حلوا سفيد يك كانديد جالب براي آبزي پروري با پتانسيل خيلي بالايي از ارزش بازاري و تقاضا بخصوص در خاور ميانه و آسياي جنوب شرقي باشد.


                                           
                                          http://www.shilat.com/

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:20  توسط زينب  | 

نشانه گذاري ميگو

مقدمه
نشانه گذاری یکی از روش های است که بر روی انواع گونه های آبزی به شیوه های مختلف و با اهداف خاص در دنیا متداول بوده که این کار به Tagging معروف است . در سال های اخیر ذخایر میگو در خلیج فارس و دریای عمان شدیدا کاهش یافته است و عمده ترین دلیل آن را می توان فعالیت های مخرب انسانی مانند صید بی رویه و غیر متعارف ، نابودی زیستگاه و نوزادگاهای میگو ، و همچنین ایجاد آلودگیهای صنعتی ، شهری و نفتی بیان نمود ، البته تاثیرات منفی ناشی از عوامل طبیعی را نیز نباید نادیده گرفت .

در این راستا شیلات ایران چند سالی است که به منظور جبران خسارت و تقویت ذخایر ، برنامه بازسازی ذخایر میگو را با رهاسازی بچه میگو در آبهای جنوبی کشور به مورد اجرا گذاشته و دنبال می کند . لیکن دراجرای برنامه بازسازی ذخایر میگو، بررسي اقتصادی کار و تعیین ضریب بازگشت شیلاتی و همچنین شناسایی مسیرهای مهاجرت آنان يكي ازاقدام هاي مهم و ضروري می باشد، اين موضوعات مهم با علامت گذاری بچه میگو های رهاسازی شده قابل دستیابی می باشد، بدیهی است بدون انجام علامت گذاری و معلوم نشدن نرخ بازگیری، اثرات رهاسازی مشخص نخواهد شد.
درایران علامت گذاری بر روی آبزیان از سابقه چندانی برخوردار نیست قدمت نشانه گذاری بر روی بچه ماهیان رهاسازی شده در دریای خزرمی باشد که عمدتا به شکل سنتی انجام می گرفت، بریدن باله سینه ای ماهیان و قطع سبیلک یا بستن علامت های سخت و خشن بر روی بدن ماهیان خاویاری از جمله شیوه های نشانه گذاری در گذشته بوده است ، البته هر کدام از این روش ها اثرات منفی بر روی ماهیان رها شده در طبیعت ایجاد می نمود .
درطی سالهای اخیر با توسعه و گسترش شیوه های نوین علامت گذاری ، تکنولوژی استقاده از دستگاههای متنوع علامت گذاری بر روی انواع گونه های آبزی با هدف های مختلف در کشور متداول گردید .
تگ های متداول مورد استفاده در کشور :
1- تگ های فلزی کد دار Coded Wire Tag
ازاین دستگاه برای علامت زدن بچه ماهیان خاویاری قابل رهاسازی در دریای خزربا هدف بازسازی ذخایراستفاده می شودو به طور آزمایشی نیز در سال 1382 برای علامت زنی میگو سفید هندی استفاده گردید.باتوجه به اینکه شناسایی میگو ها ی علامت گذاری شده دشوار بود این روش مناسب تشخیص داده نشد.
2-تگ های حافظه ای Memory Tag
این تگ ها تهیه شده ، و بزودی بر روی مولدین ماهی قزل آلا با هدف بهگزینی و اصلاح نژاد مولدین در مرکز ماهیان سرد آبی شهید باهنر مورد استفاده قرار گیرد.
3- تگ های الاستومر Visible Implant Elastomer Tag
درچند سال اخیر مطالعات بسیاری درزمینه استفاده ازدستگاهای علامت زنی میگو صورت پذیرفته و بررسی های به عمل آمده نشان داد برای علامت گذاری میگو ، بهترین روش استفاده از الا ستومر تگ می باشد.
تگ های بکار رفته در این روش از نوع فلورسنت می باشد و دارای رنگهای مختلف و مشخص بوده که امکان رویت علامت با چشم غير مسلح وجود دارد و برای بازبينی نياز به ابزار خاصي همانند CWT نيست و همچنين به دليل تنوع رنگي مي توان اهداف مختلفي را دنبال نمود، از مزایا دیگر آن ، اینکه این ماده رنگی از جنس سیلیکون و کش دار و قابل ارتجاع بوده و با بدن میگو سازگاری پیدا می نماید و هیچگونه عوارض منفی و حساسیتی در بدن میگو و حتی دیگر آبزیان ایجاد نمی کند.


کاربرد الاستومر تگ
کاربرد این سیستم برای انواع آبزیان درسایزهای متفاوت قابل اجرا می باشد و با توجه به نوع و تنوع رنگ ها ی موجود می توان اهداف مختلفی را دنبال نمود. از این روش در مقیاس کوچک در آزمایشگاه و در سیستم سرپوشیده و کنترل شده که معمولا از تگ مجزا ( یک رنگ ) به منظور ارزیابی ژنتیکی وجمعیت، تفکیک جنسیت و .... استفاده می شود. اما در ابعاد وسیع تر با هدف های ارزیابی ذخایر و تعیین مسیر های مهاجرت و ...در طبیعت ازترکیب چند رنگی جهت تشخیص آسانتراستفاده می شود.
انجمن علمی اقیانوس شناسی آمریکا در ایالت واشنگتون از این روش برای نشانه گذاری ماهیان مهاجروهمچنین میگو های کوچکتر از 2گرم تا سایزهای بزرگتر و حتی بالغین نیز استفاده کرده که با موفقیت همراه بوده است.
انستیتو تحقیقات فرانسه از کاشت الاستومر در برنامه توسعه ژنتیکی و گونه های صید شده از دریا و برنامه انتخابی تکثیر میگو استفاده نمود و از سال 1992 ازاین روش جهت تشخیص و کنترل گونه های مختلف میگو در یک جمعیت مشابه دراستخرهای پرورشی استفاده گردید.
ویژگی الاستومر تگ
1-تنوع رنگ .
2-قابل استفاده در انواع آبزیان ازقبیل ماهیها ، سخت پوستان ، نرمتنان و سایر آبزیان.
3-قابل استفاده درسایزهای متنوع آبزیان از 1گرم تا بالغین وحتی ماهیان مهاجر .
4-قابل استفاده در سیستم های با مقیاس کوچک تا در ابعاد وسیع تر(طبیعت).
5-به دو شکل دستی و اتوماتیک قابل استفاده و شمارش می باشد.
6-امکان مشاهده تگ با چشم غیر مسلح حتی در تاریکی نیز وجود داشته و برای بازبینی نیاز به ابزار آلات خاص نیست.
7-ماده رنگی الاستومر با بدن موجود زنده سازگاری پیدا می کند و عوارض منفی ندارد.
8-هزینه های آن نسبت به سایر تگ های مرسوم بسیار کمتر و مقرون به صرفه می باشد.
روش كار الاستومر تگ
زماني كه تعداد گونه ها مورد استفاده زیاد و به صورت متنوع بوده و براي سالهاي طولاني مورد آزمايش و ارزيابي قرار مي گيرد بهتر است از تگ هاي رنگي استفاده نمود و همچنين از رنگ هاي مختلف براي هر گونه و يا هر منطقه خاص بكار برد و يا براي هر سال رهاساز ي ميگو از يك رنگ استفاده نمود.
تعداد رنگ هاي مورد استفاده از طريق اين سيستم به غير از رنگ هاي تركيبي كه قابل دستيابي است، 10 رنگ بوده كه 5 رنگ از جنس فلورسنت به رنگ های نارنجی، سبز ، زرد ، صورتی و قرمز که رایج بوده و 5 رنگ غير فلورسنت شامل آبی ، قهوه ای ، ارغوانی ، سفید و سیاه مي باشد، ازخواص رنگ هاي فلورسنت ، جذب نور بوده که بسیار مفید و موثر است در حقيقت تفاوت اين دوجنس در بهتر رويت نمودن آن است بدين صورت كه رنگ هاي فلورسنت با تابش نور UV اكتيو شده و به سهولت خود را نشان مي دهد .
اصولا علامت گذاري ميگو با روش الاستومر یک كار سخت ودشواري نيست اما بايد مراقب بود تا به به ميگو ها استرس وارد نشود و يا اجراي آن با حداقل استرس وارده همراه باشد، در صورتي كه علامت گذاري ميگو با هدف بازسازي ذخاير آنها و رهاسازي در طبيعت انجام مي شود به طور حتم بعد از تگ زني بايد حداقل به مدت 2 الي 3 روز در محيط كنترل شده نگهداري گردد تا استرس وارده از بين رفته و سپس نسبت به رهاسازي آن اقدام گردد .
جهت اجراي بهينه و مطلوب از اين روش دستورالعمل زير بايد مد نظر قرار گيرد :
1-براي تگ زني ( با دستگاه تزريقي دستي يا اتوماتيك ) نبايد بيش از يك ميگو را در دست گرفت .
2-ميزان 1 سي سي از ماده الاستومر تعداد 300 الي 400 عددميگو را علامت گذاري مي نمايد.
3-بعد از تك زني ميگو ها با آرامي به تانك هاي 50ليتري حاوی آب دريا انتقال داده مي شود.
4-جهت جلوگيري از وارد آمدن استرس تراكم تانك ها بايدحدود 100 الي 200 عدد باشد.
5-درجه حرارت مورد نياز براين تانك ها حدودا بين 20 الي 25 درجه سانتيگراد باشد.
6-وزن ميگو هاي قابل علامت زني نبايد كمتر از يك گرم باشد.
بنابر این در اين سيستم ميگو ها را مي توان با رسيدن به وزن 1 گرم علامت گذاري نمود و اين كار به طور معمول توسط تگ هاي رنگي كه در قسمت آبدومنتال پشتي ميگو مستقر مي شود انجام مي گيرد ، اغلب تگ دربدن میگو حرکت نمی کند مگر اينكه تگ در محل يا جايگاه خود قرار نگرفته باشد ، در اين صورت مشكلي كه بوجود خواهد آمد جابجايي و محو شدن تگ هاست و یا ممكن است در زمان پوست اندازی ميگواز بين برود بنابراين باید دقت شود تگ در داخل عضله واقع شده درقسمت پشتي آخرين بند شكمي (بند ششم) كه داراي عضله سفت و شفاف بودن ( قابل رويت ) قرار گيرد ، عمق ( گودي ) درعضله كه تگ قرارميگيرد تقريبا 1 ميلي متربوده ودوراز پوسته ( پوشش خارجي ) است و با عمل پوست اندازي تاثيری بر علامت ندارد.به عبارتي ديگر ماندگاري تگ حتي بعد از پوست اندازي نيز مورد تائيد است.
تشخيص تگ در ميگو هاي علامت گذاري شده در طبيعت تا 10 ماه بسيار آسان است استفاده از اين تگ براي ميگو هاي با سايز كمتر از 1 گرم نيز عملي است اما مقادير الاستومر رنگي تزريقي به دليل كوچك بودن ميگو هاي كم بوده و امكان تشخيص تگ رنگي تا وزن 30 تا 40 گرم محدود مي نمايد
تگ هاي چند رنگي يا تركيبي براي ميگو هاي با وزن بالاي 5 گرم در قسمت آبدومنتال در آخرين بند امكان پذير مي باشد اما بايد مراقب بود تا زخم روده بوجود نيايد البته به نظر مي رسد كه ميگو هاي با سايز بالاي 5 گرم تزريق الاستومر در محل هاي ديگر بدن ميگو نيز امكان پذير باشد اما تزريق در محل هاي ديگر مستلزم انجام آزمايشات متعدد مي باشد.
مدت زمان نگهداري محلول رنگي الاستومر حدود 1تا 2 سال مي باشد و درجه حرارت مناسب براي نگهداري بين 5 تا 10 درجه سانتي گراد بوده بنابراين لازم اين ماده در هواي خشك و خنك و دور از تابش مستقيم نور خورشيد نگهداري شود .
نتیجه ( جمع بندی )
رهاسازی بچه میگو در آبهای جنوبی کشور از سال 1376 با رهاسازی بچه میگو گونه سفید هندی در زیستگاه مربوطه ( حوزه شرقی هرمزگان ) با هدف بازسازی ذخایروتامین مولدین مورد نیاز مراکز تکثیر و پرورش انجام گرفته است ، در ادامه با توجه به ضرورت بازسازی ذخایرگونه های بومی خلیج فارس ودریای عمان ،ازسال 1382کاررهاسازی سایر گونه های درمعرض خطر نیز در دستور کار شیلات ایران قرار گرفت به نحوی که در سال 1383 بیش از 70 میلیون قطعه بچه میگو با وزن بالای 1 گرم در آبهای جنوبی رهاسازی گردید دراین راستا تعداد 61500 قطعه ازگونه موزی دراستان هرمزگان با دستگاه الاستومر تگ ( با رنگ قرمز، نارنجی ، زرد ، سبز)مورد علامت گذاری گردید و در مناطق تیاب جنوبی و کولغان با متوسط وزن 5-2 گرم رهاسازی شد.و در همان سال با شروع فصل صید ( مهرماه ) و با اطلاع رسانی و آموزش صیادان منطقه، تعدادی از میگوی علامت دار با متوسط وزن 23-17 گرم به رنگ نارنجی، زرد ، وسبز درمنطقه هرمز صید گردید.
درهمین رابطه در سال 1384 نیز برنامه علامت گذاری بچه میگو گونه موزی و سفید هندی به روش الاستومر تگ در ابعاد وسیع تربه مورد اجرا گذاشته شده است ومقرر گردیده نتایج آن با کمک جامعه صیادی همانند سال قبل( صید و جمع آوری میگو های علامت دار وتحویل به شیلات ) اعلام گردد.

 

                                                http://www.shilat.com/

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:18  توسط زينب  | 

بنتوز

مقدمه:
بنتوزها
گروهی از موجودات زنده هستند که در روی یا کف بدنه آبی زندگی می کنند. نام بنتوز از یونان گرفته شده و به معنای « اعماق دریا» است. جوامع بنتیک طیف وسیعی از گیاهان، حیوانات و باکتریها از تمام سطوح تغذیه ای را شامل می شوند.
موجودات بنتیک به سه گروه مجزا تقسیم می شوند:
1- درون زیان(Infauna): گیاهان، جانوران و باکتریها از هر اندازه که در رسوبات زندگی می کنند.
2- برون زیان(Epifauna): گیاهان، جانوران و باکتریهایی که وابسته به سطوح سخت یا زیرلایه(مانند صخره ها یا آشغالهایی که روی هم انباشته شده) هستند. آنها قادر به حرکت بوده یا که روی رسوبات زندگی می کنند.
3- بسترزی(Demersal): موجود کف تغذیه ای یا کفزی که بر روی بنتیک های Infauna و Epifauna تغذیه می کند.
گونه هایی از بنتوزها در آب شور و گونه هایی دیگر متعلق به آبهای شیرینند. از نمونه هایی که در آب شیرین یافت می شوند می توان به انواع، کرمها، زالوها، یکروزه ها(ephemeroptera)، باف بالان(plecoptera)، گاماروس و.... اشاره کرد. در زیر نیز به اجمال به شرح تعدادی از بنتوزهای آب شور پرداخته شده است.
بنتوزهای اقیانوسی
این بنتوزها در کف اقیانوس ها زندگی می کنند. ستاره دریایی، صدف خوراکی، دوکفه ایها، خیار دریایی، ستاره شکننده و شقایق های دریایی همگی بنتوز هستند. بیشتر بنتوزها از غذاهایی که شناورند تغذیه می کنند و یا در بین آشغالهایی که در کف اقیانوس هست، به دنبال غذا می گردند.
ناحیه بنتیک اقیانوسها متنوع است. کوهها، گودالها، آتشفشانها، نواحی مسطح گلی و نواحی صخره ای در آنجا وجوددارد. در کف اقیانوس تنوع وسیعی از زندگی وجود دارد که آنجا را به یک اقامت گاه مبدل ساخته. برخی موجودات در گل و لجن زندگی می کنند، برخی می خزند یا در کف به سمت جلو شنا می کنند و برخی خودشان را به کف اقیانوس می چسبانند. زندگی در مناطق بنتوزی بر اساس اندازه سازمان یافته است.
ماکروبنتوزها موجوداتی هستند که بزرگتر از یک میلیمتر می باشند، نظیر صدفهای خوراکی، ستاره دریایی، لابستر، جوجه تیغی دریایی، میگو، خرچنگ و مرجانها.
میوبنتوزها اندازه شان بین 1/0 تا ا میلیمتر است. موجودات این گروه شامل دیاتومه ها و کرم های دریایی هستند.
میکروبنتوزها موجودات بسیار کوچکی هستند مانند دیاتومه ها، مژه داران و باکتریها، آنها کوچکتر از 1/0 میلیمتر هستند.
1- گیاهان کفزی
در مناطقی از اقیانوس که بر اثر نور آفتاب روشن است گیاهانی وجود دارند که علوفه دریایی نامیده می شوند. علوفه دریایی همان جلبک دریایی نیست، بلکه یک گیاه حقیقی است. این گیاهان تخم، گل، ریشه و برگ دارند. اکثر گونه های علفهای دریایی در خاکهای گلی یا شنی مستقر هستند. علف های دریایی نیاز فراوانی به نور دارند، به همین دلیل در آبهای کم عمق یافت می شوند. آنها همچنین وابسته به آب هستند. اگر آب به اندازه کافی در اختیار آنها نباشد، خشک شده و خواهند مرد.
علوفه های دریایی با زندگی در اقیانوس سازگار شده اند. آنها در آب شور زندگی می کنند. ریشه های آنها محکم شده اند و می توانند در مقابل امواج و جریانهای اقیانوسی مقاومت کنند. علف های دریایی مواد مغذی و آب را توسط ریشه ها و برگهاشان می گیرند.
2- جلبکهای دریایی
جلبکهای دریایی گیاه نیستند. آنها جلبک هستند. جلبکها از آغازیان هستند. جلبکها مانند گیاهان تخم و گل ندارند. آنها دارای اسپور یا هاگ هستند. جلبکها مقداری از اکسیژن زمین را تأمین می کنند. آنها به عنوان یک پایگاه غذایی تقریباً برای تمام موجودات آبزی هستند.
جلبکها در آبهای سطحی در جاهایی که نور خورشید وجوددارد رشد می کنند. بیشتر آنها توسط قلابهایی به کف اقیانوس یا صخره ها محکم چسبیده اند. جلبکها متشکل از سه گروه قرمز، قهوه ای و سبز هستند. بیشتر جلبکهای دریایی قرمز و قهوه ای هستند. برخی دیگر از جلبکهای دریایی بسیار کوچک بوده و در آب اقیانوس به صورت توده ای و شناور می باشند. این جلبکها فیتوپلانکتون نام دارند.
2-1- جلبکهای قهوه ای
بیش از 5000 گونه از جلبکهای قهوه ای وجوددارد. جلبکهای قهوه ای همیشه کاملاً قهوه ای نیستند. آنها یک رنگیزه قهوه ای دارند که اگزانتوفیل نامیده می شود. بعلاوه یک رنگیزه سبز که کلروفیل نام دارد. با توجه به اینکه جلبکهای قهوه ای هر دو رنگیزه قهوه ای و سبز را دارا هستند، رنگ آنها از قهوه ای تا قهوه ای مایل به سبز متغیر است.
کلپ یک جلبک قهوه ای است. برخی گونه های کلپ به اندازه 48/30 متر رشد می کنند، بیشتر گونه های کلپ تنه هایی دارند که ساقه نامیده می شود که از آنها برای نگه داشتن خودشان استفاده می کنند. Gulfweed یکی دیگر از جلبکهای قهوه ای است. این جلبک دانه های کوچکی به شکل حفره های پیازمانند(pneumatocystson) در برگها دارد که با هوا پرشده اند و به شناور ماندن برگها بر روی سطح آب کمک می کنند.
2-2- جلبکهای قرمز
بیش از 2000 گونه جلبک دریایی قرمز وجوددارد. آنها معمولاً کوچک بوده و بیشترین پراکنش را در آبهای گرمسیری و معتدل دارند. رنگ قرمز خود را از رنگیزه phycoerythrin بدست می آورند. این رنگیزه به فتوسنتز جلبکهای قرمز در مناطق تاریک با نور کم کمک می کند. با توجه به اینکه آنها می توانند از نور کم مناطق تاریک استفاده کنند، در نتیجه نسبت به جلبکهای دیگر در آبهای عمیق تر رشد می کنند.
2-3- جلبکهای سبز
بیشتر در خشکی و محیطهای آب شیرین پراکنش دارند. آنها رنگشان را از کلروفیل بدست می آورند. این جلبکها به اندازه جلبکهای قرمز و قهوه ای در اقیانوس ها پراکنش ندارند. حدود 800 نوع مختلف از جلبکهای سبز وجوددارد. Sealettuce یا ulva که یک جلبک سبز شناخته شده است، یک جلبک دریایی است که در آبگیرها با بستر صخره ای و شنی نیز یافت می شود.
3- ستاره دریایی
ستاره های دریایی ماهی نیستند، بلکه از دسته بی مهرگانند. یعنی فاقد استخوان می باشند. 1800 گونه ستاره دریایی وجوددارد که در همه دریاهای جهان زندگی می کنند. ستاره دریایی معمولاً پنج بازو دارد. بازوهایشان میان تهی بوده و معمولاً توسط تیغه هایی که در روی آنها است، پوشانده شده اند. در سطح زیرین اغلب ستاره های دریایی پاهای لوله ای کوچک با بادکش هایی مکنده در رأس آنها وجوددارد. که از آنها برای حرکت و چنگ زدن بر روی اشیا استفاده می کنند. اگر یک ستاره دریایی یکی از بازوهایش را از دست بدهد، بازوی دیگری در آن مکان رشد خواهدکرد. معده ستاره دریایی در سطح زیرین است. برخی ستاره های دریایی قادرند یک صدف یا نرم تن دیگری را به چنگ آورده و پوسته آنرا با دقت باز کنند. برخی گونه های دیگر معده شان را از سمت جلو به خارج می فرستند و طعمه خود را محاصره کرده، آن را هضم می کنند و سپس معده شان را به عقب می کشند.
4- جوجه تیغی های دریایی
جوجه تیغی های دریایی از دسته ستاره های دریایی هستند و مانند ستاره های دریایی به پنج بخش تقسیم می شوند که این بخشها توسط تیغ هایی پوشانده شده اند. در برخی گونه ها این تیغ ها سمی هستند. جوجه تیغی های دریایی پاهای لوله ای کوتاه با اندام مکنده در انتهای آنها دارند که برای حرکت در اطراف از آنها استفاده می کنند. معده شان در سطح زیرین بدن بوده و در نوک آن یک سوراخ دارند که از آن برای پاک کردن زباله ها استفاده می کنند. غذای آنها رابیشتر جلبکها تشکیل می دهند.
جوجه تیغی های دریایی در کف اقانوس معمولاً در سطوح سخت مانند سطوح صخره ای و مرجانی زندگی می کنند. حدود 700 گونه از جوجه تیغی های دریایی وجود دارد.
5- گلهای دریایی
شقایق های دریایی همانند ستاره های دریایی و جوجه تیغی های دریای از دسته بی مهرگان هستند. حدود 1000 گونه از این موجودات وجوددارد. آنها حتی در اعماق بالا تا حدود 9144 متر(30000پا) نیز یافت می شوند. شقایق های دریایی تنوع وسیعی از لحاظ شکل و اندازه دارند. قطر آنها از حدود کمتر از 5/2 سانتیمتر تا 524/1 متر متغیر است. آنها یک دهان در مرکز بدنشان دارند. دهان آنها معمولاً توسط شاخکهای(تنتاکل) گلبرگ مانند حساسی احاطه شده است. آنها از این شاخکهای حساس برای گرفتن غذا استفاده می کنند. شاخکهای آنها ممکن است نیش های سمی در خود داشته باشند که صید را بی حس می کند. سپس آنها صید را به وسیله شاخکهای خود به داخل دهان می کشند. بیشتر گونه ها بوسیله دیسک پدالی شان خود را به صخره ها، کف اقیانوس و گاهی اوقات جانوران می چسبانند. دیسک پدالی در قسمت تحتانی شقایق های دریایی بوده و مانند یک جام مکنده است. اغلب شقایق های دریایی ثابت هستند اما برخی از آنها با استفاده از دیسک پدالی خود می توانند بسیار آهسته به سمت جلو بخزند. گونه هایی وجوددارند که خود را کاملاً پوشانده اند اما تنتاکل ها( شاخکها) و دهان آنها زیر ماسه و گل است و تعداد کمی از گونه ها هم در آب شناورند.
6- خرچنگها
خرچنگها از سخت پوستان هستند. آنها پوسته خارجی یا اسکلت خارجی دارند که آنها را در برابر شکارچی، جریانهای دریایی و امواج محافظت می کند. حدود 4500 گونه از خرچنگها وجود دارد و آنها در آبهای شیرین و شور یافت می شوند. خرچنگها دنباله هایی دارند اما در زیر بدنشان جمع شده است. این موجودات همانند ماهی برانش هایی دارند که از آنها برای تنفس استفاده می کنند. بیشتر خرچنگها با عمل خزیدن به سمت جلو در کف اقیانوس حرکت می کنند اما در این میان گونه هایی نیز وجود دارند که شنا می کنند. خرچنگها در جلو انبرکهای بزرگی دارند که از آنها برای یافتن و گرفتن طعمه هایی مانند دوکفه ایها، ماهیان کوچک، حلزونها و خرچنگهای دیگر استفاده می کنند. این جانداران معمولاً به جای اینکه به دنبال غذا بروند منتظر می مانند. آنها قادرند توسط پاها و آنتن های خود ماسه و گل را الک کنند. بعلاوه می توانند غذا را بوسیله آنتن های خود بیابند.

منبع

http//www.nhptv.org/natureworks/nwep6j.htm
http//www.chesapeakebay.net/info/benthos.cfm
+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:16  توسط زينب  | 

كوسه سياه دم دراز

رده: Lamniformes

خانواده: Alopiidae

جنس: Alopias

گونه: vulpinus

 

طبقه بندی:

كوسه ماهی دم دراز سواحل امريكا در ابتدا توسط Bonnaterre در سال 1788 با نام  Squalus vulpinis  شرح داده شد و بعداً به اسم صحيحتر Alopias vulpinus توسط Bonaterre در سال 1788 تغيير كرد كه اشتقاق يافته از vulpes ( روباه صفت ) بود كه معنی روباه را در لاتين می داد. اسم های مشابه اين كوسه ماهی شامل:

Squalus vulpes Gmelin 1789, Alopias macrourus Rafinesque 1810, Galeus vulpecula Rafinesque 1810, Squalus alopecias Gronow 1854, Alopecias barrae Perez Canto 1886, Alopecias chilensis Philippi 1901, Alopecias longimana Philippi 1901, Vulpecula marina Garman 1913, Alopias caudatus Philipps 1932, and Alopas greyi Whitely 1937.

 

توزيع جغرافيايی:

كوسه ماهی های دم دراز اقانوسی و گونه های ساحلی در مناطق گرمسيری و آب های سرد ملايم در سرار جهان ساكن شده اند ولی‌ بيشتر در آب های ملايم رايج و معمول اند. اين كوسه ماهی در اقيانوس اطلس از جزيره نيوفاولند تا كابا، در جنوب برزيل تا آرژانتين، از نروژ و جزيره بريتانيا تا قانا و ساحل Lvory كه شامل دريای مديترانه است وجود دارد. اگرچه در ميان سواحل بكر و دست نخورده اتلانتيك US نيز يافت می شوند.وجود اين كوسه ماهی در جنوب انگلستان بسيار نادر است. همچنين اين كوسه ماهی در مناطق Indo-pacific ، در جنوب آفريقا، تانزانيا، سومالی، Maldives ، مجمع الجزاير Chagos ، خليج آدن، پاكستان، هند، سرلانكا، ساماترا، ژاپن، جمهوری كره،استراليا، نيوزلند و New Caledonia يافت می شوند.

اين ماهی دارای چشم تخم مرغی شكل عمودی بزرگ است همراه با يك نوك V شكل در سر، يك پوزه دراز و تعداد دندان های معدود. همچنين يك انتهای آزاد تيز در باله ی پشتی وجود دارد كه اين باله قبل از منشا باله ی لگنی واقع شده است. كوسه ماهی دم دراز به كوسه ماهيان درنده شباهت دارد با اين تفاوت كه كوسه ماهی دم دراز سر باريكتر و پوزه ی كشيده تر دارد و باله ی سينه ای تقريباً مستقيم با انتهای پهن دارد.

 

رنگ كوسه ماهی دم دراز:

كوسه ماهیان دم دراز اغلب قهوه ای تيره و خاكستری مايل به سفيد هسنتد ولی غالباً كاملاً سياه هستند. اين كوسه ماهيان در سطح پايينی بدنشان سفيد هستند، ولی لكه هايی نزديك به باله ی پشتی و قسمت اصلی دم دارند كه اين رنگ سفيد به سمت باله ی سينه ای و سر نيز توسعه يافته است.

  

ساختمان د ندان ها:

كوسه ماهیان دم دراز دندان های كوچك شمشيری شكل با لبه های صاف شده دارند.حدود 20 دندان روی هر يك از آرواره های بالايی و 21 دندان روی آرواره های پايينی وجود دارند. دندان های هر دو آرواره مشابه اند و اين دندان ها بصورت فزاينده ای مورب و با حاشيه ی بيرونی مقعر هستند.

 

دندان های كوچك:

دندان های پوستی (Dermal ) اشتراك زيادی با هم دارند و خيلی كوچك هستند  ( 2/0*21/.mm) اين دندان ها بصورت تيغه های افقی پهن و كوچك اند كه يك ساقه ی مناسب و بلندی دارد.

 

سايز، سن و رشد:

نرهای اين كوسه ماهی 5/10 فوت(cm 330) و ماده ها حدود 8/14-8/5 فوت (m450-260) بالغ می شوند. آنها هنگام تولد حدود 5 فوت (cm 150) طول دارند. اين كوسه ماهيان جوان در هر سال حدود 3/0 فوت (cm 10) در سال رشد می كنند.

اين كوسه ماهی در جوامع جزيره ای مثل جزيره Fannig و جزيره هاوايی نيز وجود دارد. در اقيانوس آرام شرقی اين كوسه ماهی در خارج از بريتانيای كلمبيا به سمت baja مركزی و جنوب يپاناما به سمت chile يافت می شوند.

 

محل سكونت:

كوسه ماهی دم دراز يك گونه آبزی ساكن شده در آب های ساحلی و اقيانوسی است. اين ماهی بطور طبيعی دور از ساحل مشاهده می شود اگرچه گاهی اوقات برای پيدا كردن غذا به سمت ساحل منحرف می شود. كوسه ماهی بالغ اغلب در بخش بالايی فلات قاره ای ساكن اند در صورتی كه در نوجوانی در ساحل خليج های كوچك و نزديك آب های ساحلی دريا زندگی می كنند. اين كوسه ماهی بيشتر روی سطح آب ديده می شود ولی در آب هايی با عمق حدود 1800 فوت (m 550) نيز ديده شده اند.گاهاً مشاهده شده است كه اين كوسه ماهی ها بيرون از آب می پرند. كوسه ماهيان دم دراز بعنوان گونه هايی با مهاجرت بالا در US مطرح شده اند.

 

بيولوژی (زيست شناسی):

خصوصيات بارز:

كوسه ماهيان دم دراز براحتی توسط Lobe بالايی دراز خود در باله ی دمی خود مشخص كننده هويت خود هستند. Lobe بالايی می تواند به بلندی بدن باشد و بصورت باريك و بلند و تازيانه وار ظاهر شود  ، چشم اين كوسه ماهی نيز دارای سايز مناسبی است و باله ی پشتی اولی دارای انتهای تيز است و در جلو باله ی مخرجی قرار دارد. باله ی سينه ای اين ماهی داسی شكل است و با انتهای باريك است. قسمت های بالايی باله ی سينه ای توسط يك تكه وصله سفيد كه از منطقه ی شكمی به سمت جلو توسعه يافته است مشخص شده است.

بالاترين اندازه طول اين كوسه ماهی حدود 9/24 فوت (cm 760) و بالاترين وزن ثبت شده حدودًاً بالغ برlbs 750 (kg 340) گزارش شده است.

 

عادات غذايی:

ماهيان استخوانی حدود 97%  از رژيم غذايی كوسه ماهيان دم دراز را تشكيل می دهند. آنها اغلب با ماهيان schooling (دسته ماهيان) مثل menhaden ، شاه ماهی، ماهی باريك اندام دراز منقار اقانوس اطلس، Sand Lance ، ماهی خال مخالی (استومری)، Blue Fish  و                  

Butter Fish  تغذيه می كنند و غذای معمول و رايج آنهاست. آنها همچنين از ماهيان استخانی و انواع سرپاوران تغذيه می كنند. اين كوسه ماهيان با احاطه كردن دسته های ماهيان آنها را با حركت تازيانه مانند دم هايشان حيرت زده می كنند اين عمل اغلب در گروه ها يا زوج ها مشاهده می شود.

 

تكثير:

كوسه ماهی دم دراز يك گونه ی تخم گذار زنده زا ست. به اين معنی كه بدون جفت ايجاد می شود. جنين ها توسط گروه كثيری از تخم ها در رحم تغذيه می كنند. تقريباً 2 تا 4 بچه در هر بارداری پرورش می يابند. سايز آنها غالباً در زمان تولد بين 5-7/3 فوت (cm 160-114) و

Lbs 13-11 (kg 5-6) است كه مستقيماً متناظر با سايز مادر است.             

باله ی دمی در رويان درست متناسب با باله ی دمی در بزرگسالان است. آنها هر سال يكبار توليد مثل می كنند و آنها سعی در اين دارند كه در سراسر rang گونه ای خود تكثير داشته باشند.

 

انگل ها:

9 گونه از Copepods ها از جنس Nemesis ها انگل های كوسه ماهيان دم دراز هستند. اين انگل ها خود را به رشته های آبششی می چسبانند و می توانند باعث آسيب بافتی شوند. اين آسيب به رشته های آبششی می تواند باعث تنفس سخت در قسمت های مختلف آبشش شود.

 

تقاضای انسانی:

گوشت و باله های كوسه ماهی دم دراز ارزش تجاری خوبی‌ دارند. از اندام های داخلی اين ماهی برای  تهيه ی چرم، روغن جگر و ويتامين استفاده می شود.

كوسه ماهی دم دراز صيد نامحدودی در قسمت هايی از سواحل تايوان،‌ برزيل، Uruguay ، USA و بقيه كشور ها دارد كه غالباً توسط longline ها و با قالب گيرهای USSR صيد می شوند. از ديگر مناطق مهم صيد اين ماهی قسمت های شمال غرب اقيانوس هند و شرق اقيانوس آرام است.

در جنوب كاليفرنيا برای صيد از تور بالاكش استفاده می شود و ذخائر آنها سريعاً رو به اتمام است. اين كوسه ماهيان اغلب توسط باله ی دمی خود به دام می افتند كه وقتی اين اتفاق رخ می دهد كوسه ماهی سراسيمه سعی می كند كه خود را از قلاب ماهيگيری برهاند كه در طی‌ اين حركت كوسه ماهی يك مقاومت پر تكاپو را متحمل می شود كه غالباً هم در رها سازی خود از تورهای ماهيگيری موفق است.

 

خطرهای انسانی:

 كوسه ماهيان دم دراز بعنوان كوسه ماهيان بی خطر مطرح شده اند. زيرا اين گونه از كوسه ماهی بسيار ترسو بوده و نزديك شدن برای او سخت است و مشاهده شده كه اين كوسه های آرام هيچ گونه عمل پرخاشگری را انجام نمی دهند. اگرچه بايد احتياط لازم را در برخورد با آنها كرد زيرا آنها قبلاً به چند قايق حمله كرده اند.

 

نگهداری و حفظ منابع طبيعی:

كوسه ماهيان دم دراز بهنوان كوسه ماهيانی‌ كه مقدار آنها رو به كاهش است مطرح شده اند. اين كوسه ماهيان در سراسر جهان توسط اتحاديه ی IUCN حفاظت می شوند و در واحد های طبقه بندی جانوری بعنوان "داده های‌ دارای كمبود" تشخيص داده شده اند و اين تشخيص انقراض بر پايه ی توزيع آنها و وضعيت آنهاست. اين گونه ها در راه بازيافت و بهبود آب های خارج از محدوده ی ساحلی كاليفرنياست.

عوارض سنگينی برای مديريت برآورد شده و الان با نام گونه ی‌ "تقريباً تهديد كننده" در اين مناطق مطرح شده اند. IUCN يك نمايندگی اتحاديه ی جهانی سياستمدار حكومتی است و جريمه ای كه برای صيد آنها در نظر گرفته می شود برای نگهداری گونه ها مصرف  می شود.

كوسه ماهی دم دراز يك گونه ی جهانی و توزيع شده با تعداد كم است كه متمركز كردن آنها يك امر آسيب پذير است زيرا باعث صيد پی در پی در دوره ی زمانی كوتاه می شود كه نتيجه ی آن كمبود سريع داده هاست.

+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:12  توسط زينب  | 

كوسه ها

كوسه ها
مقدمه
کوسه ها و خويشاوندان آنها ميتوانند محصولات چند گانه قابل استفاده اي نه فقط محدود به گوشت،باله ها،کبد،غضروف،آرواره ه و دندانها را فراهم آورند. متاسفانه هر ساله دهها ميليون کوسه صيد شده در صنعت صيد باله هايشان جدا مي شوند و لاشه آنها از کشتي به دريا  انداخته مي شود.اين عمليات تحت عنوان باله زني اسراف قابل توجهي به بار مي آورد چرا که باله ها به طور متوسط تنها حدود 5 در صد از وزن کل کوسه را شامل مي شوند. چنين اسرافي بر خلاف دستورالعمل سازمان خوار بار و کشاورزي سازمان ملل (FAO) مبتني بر ماهيگيري مسئولانه است (بند(70202g  که بر اهميت اجتناب از اتلاف و اسراف در صنعت صيد پافشاري مي کند. به علاوه برنامه بين المللي  FAOدر خصوص حفاظت و مديريت کوسه ها (IOPA-sharks )استفاده کامل از کوسه هاي مرده و نگهداري کوسه هايي که باله هاي آنها جدا شده است را حمايت مي کند(پاراگراف 22). بنابراين، اين فصل به طور مختصر طيف گسترده کاربردهايي را که ممکن است از الاسموبرانشها حاصل شود را بازبيني مي کند تا بتوان استفاده کاملتر و موثرتر از آنها را ايجاب کرد.براي بررسي جامع تر در اين خصوص به وانوکسيني (1999) مراجعه کنيد که در ان يک جلد (470 صفحه) به اين موضوع پرداخته شده است در اينجا لازم است به اين نکته اشاره شود که استفاده کامل از لاشه هاي کوسه نبايد به عنوان دستاويزي براي صيد بي رويه آنها  در نظر گرفته شود. هدف اين دستورالعمل فراهم آوردن اطلاعات مورد نياز جهت حرکت به سوي صنعت پايدار صيد الاسموبرانشها است. 
گوشت
گوشت کوسه براي مدت بيش از 5000 سال در نواحي ساحلي استفاده ميشده است.در گذشته عمدتا استفاده از گوشت کوسه به صورت محلي بوده زيرا گوشت آن بدون نگهداري در سرما به خوبي قابل انتقال نمي باشد.کوسه ها به دليل فيزيولوژي تنظيم اسمنري اوره را در خون و بافتهايشان حفظ مي کنند.بعد از اينکه کوسه مي ميرد اوره به آمونياک تبديل مي شود که بو وطعم زننده اي را به گوشت مي دهد و اين ماده مي تواند در غلظت هاي بالا سمي باشد.اين مشکل به سادگي مي تواند با خونگيري سريع حيوان تازه صيد شده و از طريق شستشوي لاشه با آب دريا اجتناب شود. معمولا سر، باله ها، آبششها و احشاء کوسه هاي بزرگتر در دريا جدا سازي مي شوند يا در برخي از صيدهاي سنتي اين کار بلا فاصله پس از پهلو گرفتن کشتي ها انجام مي شود.متعاقبا خيساندن گوشت درون يک محلول اسيد ضعيف (آبميوه يا سرکه) مي تواند تا 90 درصد اوره گوشت را برطرف سازد.گونه هاي مختلف داراي غلظت هاي متفاوت اوره هستند، سگ ماهي خاردار (squalus   acanthias) کمترين مقدار اوره و کوسه سر چکشي (sphyrnidae) بيشترين غلظت اوره را در بين چندين گونه اندازه گيري شده دارند.علاوه بر اين الاسموبرانشهاي صيد شده در خورهاي لب شور مي بايست پايين ترين غلظت اوره را نسبت انواع صيد شده در آبهاي درياي شور داشته باشند.بعد از خونگيري و خيساندن براي جلوگيري از تجزيه باکتريايي و آنزيمي مي بايست لاشه ها درون يخ  قرار داده شوند يا يخ زده شوند. گونه هاي کوچک نظير سگ ماهي خاردار معمولا محتواي اوره پاييني دارند(که در آبهاي سرد نيز يافت ميشوند <12ċ ) و مي توانند به صورت کامل به خشکي آورده تا در ساحل عمل آوري شوند.کوسه هاي کوچک براي گوشت در بسياري از بازارها ترجيح داده مي شوند زيرا آنها معمولا داراي غلظت هاي کمتر اوره و جيوه هستند،که به طور طبيعي از آب دريا واز طريق جذب غذايي ممکن است به غلظت هاي بالا در انواع بزرگتر و مسن تر برسند.به هر حال در برخي از بازارها نظير هنگ کنگ کوسه هاي بزرگتر ترجيح داده مي شوند.فيله هاي کوسه نيز مي تواند نمک سود، قطعه قطعه يا دودي شوند. در آلمان گوشت شکمي  سگ ماهي خاردار تحت عنوان  schillenlockenدودي مي شود که غذايي لذيذ و گرانقيمت مي باشد. گوشت به دست آمده از کوسه آبي (prionace glauca)که در اکثر مناطق به طور مستقيم براي تغذيه استفاده نميشود مي تواند به صورت سوريمي و متعاقبا در بسياري از دستورهاي آشپزي غذاي دريايي، خمير کوسه يا happen  استفاده شود.گوشت باتوئيدها  نيز به طور گسترده اي در سراسر جهان استفاده مي شود.در بسياري از صيدگاه هاي مناطق باتوئيد ممکن است به اين کوسه ها گرايش و در برخي مناطق صنعت صيد باتوئيد جهت دهي شده اي وجود دارند.برخي از باتوئيدها نظير گيتار ماهيان(Rhinobatidea) و اره ماهيان(Pristidae) از لحاظ مورفولوژي بسيار شبيه کوسه هستند و گوشت آنها مشابه کوسه ها فرآوري مي شود.به هر حال، باتوئيدهاي رايج تر نظير سفره ماهيان(Rajidae) سپر ماهيان (Dasyatidae) وسفره ماهيان عقابي(Myliobatidae) بدنشان با باله هاي سينه اي بال مانندي احاطه شده است که بر خلاف کوسه هاي معمولي ضخيم و عضلاني است.اين باله ها از بدن جدا مي شوند، سپس گوشت پشتي و شکمي از اسکلت غضروفي به صورت فيله جدا مي شود و معمولا پوست آن کنده مي شود بر اساس گروه تاکسونوميک،گوشت ممکن است از نرم و سفيد(Rajidae) تا سفت و تيره (Mylobatidae) متغير باشد.باتوئيدها مي بايست در زمان صيد خونگيري شوند و گوشت آنها همچون کوسه ها خيسانده شود. باله هاي باتوئيدها حاوي سوزن هاي بسيار ارزشمند موجود در باله هاي کوسه نمي باشند.(به قسمت پايين مراجعه کنيد)اما باله هاي پشتي اره ماهي، گيتار ماهي وگوه ماهي حاوي سوزن هايي هستند و قسمتي از باله هاي ترجيح داده شده در بازار هستند. 
باله ها
باله هاي کوسه ها جهت تهيه سوپ سنتي باله کوسه در فرهنگ چين استفاده مي شوند،و جزء ارزشمندترين توليدات آبزيان در جهان هستند. در اين سوپ تنها از رشته هاي کلاژني ظريفي تحت عنوان رشته هاي سوزني که حاشيه باله را استحکام مي بخشند,  استفاده مي شود.در اکثر کوسه ها اولين باله پشتي ،باله هاي سينه اي و لوب پاييني باله دمي  بيشترين ارزش را دارند واينها معمولا به صورت يک ست از هر کوسه به فروش مي رسند. لوب بالايي توسط ستون مهره نگهداري ميشود و فاقد رشته هاي سوزني است. باله هاي پشتي دوم کوچکتر و باله هاي شکمي("چيپ ها") نيز برداشته مي شوند اما از ارزش کمتري برخوردارند وتعداد زيادي از آنها که از چندين کوسه به دست آمده اند با هم مخلوط مي شوند.به دليل اينکه پايه باله حاوي اجزاء نگهدارنده غضروفي بزرگي تحت عنوان شعاع ها و نيز عضله مباشد لذا از آن در سوپ استفاده نمي شود، و باله با برشي نيم دايره اي (شکل14.1) جهت جدا كردن مقداري از اين مواد موجود پايه بالا بريده ميشود. هرگونه گوشت  باقيمانده و چسبيده به پايه باله در طي فرآيند خشک کردن فاسد خواهد شد بنابراين کيفيت آن را پايين مي آورد يا حتي ارزش باله را از بين مي برد. هرچه توجه بيشتري در جدا سازي باله ها به کار گرفته شود ارزش آنها بيشتر مي باشد.
k10.jpg
شکل 14.1 روش برش باله هاي کوسه


باله ها عملا در طي تمام مراحل عمل آوري تجارت مي شوند. اين مراحل شامل:1-باله هاي تر: به صورت تازه،فريزي شده يا يخ زده2-باله هاي خام خشک شده: با پوست (به همراه فلس هاي دنداني) ومقداري اجزاء شعاعي متصل. باله هايي که قبل از خشک شدن نمک سود مي شوند معمولا از ارزش کمتري برخوردارند زيرا آنها رطوبت بيشتري را حفظ مي کنند. باله ها توسط  نور خورشيد خشک ميشوند و به منظور تسريع در خشک کردن واجتناب از بد فرم شدن دائما چرخانده مي شوند. باله ها بايد دور از باران ورطوبت وحشرات نگهداري شوند. خشک کردن ممکن است 7 تا 14 روز براي توليد محصولي قابل قبول (رطوبت 18 درصد) به طول بينجامد. مجموعه هاي خشک شده باله معمولا درون کيسه هاي 25 کيلوگرمي و چيپ هاي خشک شده درون کيسه 50 کيلوگرمي بسته بندي مي شوند.3-باله هاي نيمه فرآوري يا پخته :با جداسازي شعاع ها و فلس هاي دنداني، اما بادزن سوزني متصل است.دراين روش آماده سازي باله ها درون آب به مدت 8 تا 10 ساعت (باله هاي مرطوب) يا به مدت 16 تا 24 ساعت(باله هاي خشک) خيسانده ميشوند، سپس متعاقب خيساندن درون آب تا دماي 80 الي 90 درجه سانتيگراد گرم مي شوند تا اينکه فلسها و پوست سست گردند.سپس باله هاي نرم شده درون آب سرد قرار داده مي شوند و فلس ها و پوست توسط برس سيمي برداشته مي شود. بعد از شستشوي مجدد ،هر نوع گوشت باقيمانده و شعاع هاي غضروفي جداسازي مي شوند. باله هايي که قبلا عمل آوري شده اند پس از آن برروي حصير بامبو به مدت 4 تا 6 روز خشک مي شوند.4-کاملا فراوري شده: بادزن هاي سوزني جدا شده به صورت رشته هاي منفرد. باله هاي نيمه فرآوري ممكن اسست جهت جداسازي دسته هاي سوزني با خيساندن درون آب به مدت حداکثر 12 ساعت پس از جوشاندن به مدت 5 تا 10 دقيقه به ميزان بيشتر عمل آوري گردند. پس از آن سوزن ها را مي توانند به سادگي از غشاء محصور در آب سرد جداسازي شوند. سوزن هاي باله ممكن است به صورت سوزن هاي باله اي تر يا عمل آوري شده به صورت رشته هاي باله اي عرضه گردند.5-رشته هاي باله: معمولا از باله هاي کوچک تر ،سوزن هاي باله اي كه جوشانده شده اند،جداسازي ،مجددا خشک شده و به صورت دسته هاي باز بسته بندي مي شوند.6-محصولات آماده مصرف ،سوپ باله کوسه فوري يا کنسروي  عمده باله هاي خشک تجارت مي شوند و براي عمل آوري بيشتر در هنگ کنگ، سنگاپور يا تايوان براي استفاده محلي يا صادرات مجدد به اين کشورها وارد مي شوند. 

پوست
پوست به عنوان غذا 
 
پوست کوسه مي تواند به عنوان غذا در چندين کشور نظير مالديو ،ژاپن ،تايوان و جزاير سولومن به مصرف برسد.آماده سازي شامل خشک کردن, برداشتن فلسها، رنگ بري سپس خشک کردن دوباره مي باشد. پوست بدست آمده از کوسه dusky،کوسه خرمن کوب و وال کوسه همچنين پوست بدست آمده از گيتار ماهي غول پيکر(Rhynchobatus djiddensis) در تايوان مصرف مي شود. پوست کوسه به صورت غذايي ژلاتيني به نام NIKIGORY در ژاپن عمل آوري مي شود.  در سنگاپور و مالزي بعد از فرآوري پوست پخته شده کوسه به عنوان  "fish lips" يا "shark lips" عرضه مي گردد.در جزاير سولومن پوست کوسه نمک سود مي شود و سپس توسط نور خورشيد خشک يا دودي مي شود و بعد از ان جوشانده و فلس هاي آن برداشته مي شود.پس از ان محصول نهايي به صورت سوپي با شير نارگيل تهيه مي شود. 

چرم پوست کوسه
پوست کوسه دباغي نشده ، با فلس هاي دنداني سخت متصل به آن چرم زبر نام دارد و براي قرنها در کارهاي چوبي و صنايع ديگر به عنوان کاغذ سنباده استفاده مي شده است.همچنين از آن به منظور پوشش دادن قبضه شمشير (فراهم کردن يک دسته غير لغزنده) و به عنوان يک سطح زبر بر روي کبريت استفاده مي شده است. بيشترين استفاده از پوست کوسه براي چرم بوده است. پوست کوسه به روشي بسيار مشابه حيوانات ديگر دباغي مي گردد.چرم کوسه مي تواند به منظور ساخت انواعي از محصولات همچون اثاثيه، کفش ، کيف دستي و صحافي استفاده گردد.از نظر تاريخي بازارهاي عمده براي محصولات چرم کوسه در آمريکا ، آلمان ، فرانسه و ژاپن با دباغ خانه هايي واقع در چندين منطقه بوده اند. امروزه به دليل محدوديت هاي زيست محيطي بر صنعت دباغي و مشکلات موجود با تهيه مداوم پوست خام ، اکثر چرم دباغي شده در کشور مکزيک توليد مي شود. پوست هاي با کيفيت بالا معمولا از کوسه هاي بزرگتر به دست مي آيند که مي بايست در کمترين زمان ممکن بعد از صيد پوست آنها جدا شود. پوست بدست آمده از لاشه هاي کوسه که براي گوشت استفاده مي شوند و يخ زده يا بر روي يخ نگهداري شده اند معمولا به حدي صدمه مي بينند که براي تهيه چرم بلا استفاده هستند.در اکثر محصولات چرم کوسه فلس هاي دنداني جدا شده اند. به هر حال در برخي محصولات نظير چرم Boroso تهيه شده از پوست خام کوسه کوچک مراكشي فلسهاي دنداني آنها باقي مي مانند و سيقل مي شوند تا جلاي زيادي پيدا کنند.اخيرا از پوست سپر ماهيان براي توليد محصولات لوکس چرمي در آمريکا استفاده شده است.پوست کوسه ضخيم و سخت است وممکن است جدا سازي آن به طور صحيح براي يک فرد مبتدي مشکل باشد.به هر حال، با تمرين كردن يک پوست کن با تجربه کوسه مي تواند پوست خام يک کوسه را به طور کار امد در عرض چند دقيقه جدا کند.دياگرامي از فرآيند پوست کني در شکل 14.2 موجود است:
k11.jpg
شکل 14.2 روش پوست کندن کوسه ها براي تهيه چرم



غضروف به عنوان غذا
غضروف کوسه به عنوان غذا در چين و ژاپن استفاده مي شود که آن را جوشانده ، از گوشت پاک مي کنند و زير نور خورشيد خشک مي کنند تا در آينده طبخ گردد.غضروف مورد استفاده شامل شعاع هاي باله اي (برجاي مانده از فرآوري باله), قطعات آرواره و جمجمه غضروفي، و مهمترين قسمت ستون مهره ها مي باشد. مورد آخر معمولا خشک شده و به صورت يک باريکه استوانه اي حدود 1 متر طول با حذف زوائد مهره اي عرضه مي گردد.

قرص هاي غضروف خشک شده
غضروف خشک شده کوسه به صورت يک پودر آسياب مي شود که مي تواند به صورت قرص يا کپسول عرضه گردد. بازار قرص غضروف کوسه به طور قابل ملاحظه اي بعد از انتشار کتاب(Lane & Comac; 1992) با قصد نشان دادن عدم ابتلاي كوسه ها به سرطان (كه بعدها اظهارنامه اي عدم صحت اين ادعا را نشان داد, Musick and McMilla, 2002) و اين ادعا كه قرصهاي غضروف كوسه ميتواند بيماري سرطان را معالجه كند,گسترش يافت. استفاده از قرص هاي غضروف کوسه که از طريق دهان بلعيده مي شود متعاقبا اثبات شد که در درمان سرطان در انسان بي فايده است. اين نتايج تعجب آور نبودند چرا که سيستم هضمي هرگونه پروتئين موجود در غضروف را که از نظر بيولوژيکي فعال باشد قبل از جذب از طريق پوشش روده به اسيد آمينه هاي تشکيل دهنده مي شکند. به هر حال، غضروف به طور کلي منبع مناسبي از کندوروايتين يا سولفات گلوکز آمين مي باشد و غضروف کوسه از اين قاعده مستثني نيست. اثبات شده که اين ترکيبات در درمان فرمهاي مختلفي از آرتروز مفيد مي باشند و در نهايت اينکه کپسول غضروف کوسه امروزه عرضه مي گردد.

عصاره هاي غضروف کوسه
براي سالها دريافته بودند که تومورها به منظور رشد نيازمند توسعه رگهاي خوني     ( آنژيو ژنسيس) ميباشند، و اينکه برخي مواد موجود در غضروف مي تواند از آنژيو ژنسيس جلوگيري کند و رشد تومور را به تاخير بياندازد. اخيرا Aeterna Laboratories ، يک شرکت دارويي در تورنادو کانادا ، http://www.aeterna.com  فرآيند انحصاري بي نظيري جهت عصاره گيري مولوکولهاي موجود در غضروف که از نظر بيولوژيکي فعال هستند را ايجاد کرده اند. اين شرکت از غضروف کوسه به عنوان ماده خام استفاده مي کند زيرا غضروف 6 درصد از وزن بدن کوسه را تشکيل مي دهد و غضروف کوسه يک محصول جانبي است که به سهولت از صنعت صيد کوسه که براي آنها باله ها و يا گوشت اهداف عمده هستند قابل دسترسي است. محصول نهايي از فر آيند Aeterna تحت عنوان Neovastat نشان داده که مکانيسم هاي چند گانه اي از عمل ضد آنژيو ژنسيس را دارا است، و در درمان بسياري از سرطانها و همچنين بيماريهاي ديگري که آنژيو ژنسيس يک عامل تسکين کننده است موثر مي باشد. Neovastat  در زمان نوشتن اين متن در مراحل نهايي آزمايشات کلينيکي ميباشد، اما در مدت کوتاهي مي بايست در دسترس قرار گيرد.    

  کبد
کبد به عنوان غذا
کبد کوسه به عنوان غذا در چين و جزاير سولومن و مناطق ديگر مصرف مي شود. کبد ممکن است به صورت تازه يا نمک سود شده براي آماده سازي بعدي پخته شود. 

عصاره هاي کبد
کبد کوسه غني از کربوهيدرات هاي مختلف است،و روغن بدست آمده از کبد در صنايع نساجي و پرورش, به عنوان روغن در لوازم آرايشي, به عنوان سوخت چراغ, به عنوان ماده نگهدارنده چوب بر روي پوشش کشتي، ودر صنعت دارويي استفاده مي شود. استفاده دارويي از محصولات روغن کوسه بيشترين توجه را در حال حاضر و در آينده به خود جلب  کرده است.

 
ويتامين A
کبد کوسه غني از ويتامين A   است و صنايع صيد هدف براي كبد کوسه ها در دهه 1940 توسعه پيدا کرده اند. اين صنايع صيد عمر کوتاهي داشتند که اين امر به دليل ساخت ويتامين  A به صورت سنتتيک بوده است. حتي با اين وجود ، صيد کوتاه مدت اما شديد كوسه سوپ باله (نام ديگر كوسه خاكستري) (Galeorhinus galeus) دور از سواحل غربي ايالت متحده منجر به كاهش سريع ذخائر شدکه براي چندين دهه دوام داشته است.


 اسکوالين
اسکوالين يک کربوهيدرات آليفاتيک غير اشباع است که عمدا در کبد سگ ماهيان آبهاي عميق (Squaliformes) يافت مي شود. اين ترکيب کم تراکم (0/86 s.d.) براي کوسه حالت شناوري را ايجاد مي کند. اسکوالين به عنوان يک ماده لغزنده مناسب به دليل پايداري آن در برابر محدوده دمايي وسيع (75 تا 320 درجه سانتيگراد) استفاده ميشده است.به نظر مي رسد وسيع ترين استفاده آن در کرم ها به منظور نرم کردن پوست  ، و به عنوان يک مرطوب کننده ، جهت تسريع در التيام زخم، وبه عنوان يک ماده باکتري کش باشد. قبل از استفاده اغلب اين ماده به فرم پايدارتر به نام  اسکوالان هيدروژنه مي شود. مشکل موجود در توسعه بيشتر بازار  اسکوالين اين است که کوسه هاي اسكواليد که اين ماده از آنها بدست مي آيد جزء کوسه هاي شناخته شده با آهسته ترين نرخ رشد و ديرترين زمان بلوغ ميباشند.  بنابراين ممکن است در صورتي که برداشت اين گونه ها در سطح پايين کنترل نشود به سرعت به سمت صيد بي رويه سوق پيدا كنند. 

اسکوالامين
اسکوالامين يکي از چندين آمينواسترول هاي (استروئيدها) يافت شده در کبد کوسه است. اثبات شده که اين استروئيد خاصيت آنتي بيوتيکي وسيعي دارد و فعاليت ضد باکتريايي شديدي را دربرابر باکتري هاي گرم منفي و نيز گرم مثبت از خود نشان مي دهد.همچنين ، اسکوالامين تراوش اسمزي تكياختگان را القاء مي کند و ضد قارچ است. علاوه براين ، اخيرا نشان داده شده که اسکوالامين يک بازدارنده موثر آنژيوژنسيس مي باشد و به طور مستقيم فعاليت سلولي رگ خوني، مهاجرت و ازدياد آنرا توسط بسياري از فاكتورهاي رشدمتوقف ميكند. موسسه Genaera (http://www.genaera.com/antiangiogenesis.htm) اخيرا اسکوالانين را سنتز کرده اند و اگرچه پتانسيل دارويي آن وسيع است،اما در آينده تقاضا براي ترکيباتي که به طور مستقيم از کبد کوسه بدست مي آيند احتمالا تحت بهترين شرايط درحداقل خواهند بود(همچون ويتامين A). 


عصاره هاي ديگر کبد
کبد کوسه حاوي بسياري از ترکيبات فعال زيست شناختي است که برخي از آنها ممکن هنوز کشف نشده باشند. در ميان ترکيبات شناخته شده اثبات شده كه آلکوگليسرول ها  تاحدي در كاهش رشد توموري مفيد هستند.


محصولات متفرقه
رز(1996) استفاده از محصولات جانبي کوسه در مناطق مختلف  سرتاسر دنيا را مورد بررسي قرار داده است.اين موارد شامل:
1) 
آروارها و دندان ها به عنوان اشياء زينتي
2)   
رستروم اره ماهي به عنوان شي زينتي
3)کوسه هاي کوچک نگهداري شده به صورت کامل به عنوان اشياء زينتي
4) 
طعمه در صنعت صيد رشته قلاب طويل
5)   آرد ماهي و بارور کننده
6)  سگ ماهي به عنوان گونه تشريح در مدارس
7)   نمايش در آکواريوم عمومي
8)  گونه هاي كوچك درون آكواريومهاي خانگي  

عمل آوري و تجارت باله كوسه
باله کوسه يکي از با ارزشترين محصولات دريايي در بازارهاي جهاني است. باله هاي خشک تا هرکيلوگرم بين 50 الي 100 دلار قيمت دارند. غذاي تهيه شده از باله کوسه از لذيذترين غذا ها در جنوب شرقي آسيا و خاوردور، به خصوص چين،مي باشد. هنگ کنگ و سنگاپور عمده ترين مراکز تجارت اين محصول هستند.  ارزش باله بستگي تام به رنگ طبيعي،اندازه،ضخامت مقدار شعاع ها و رشته هاي موجود در آنها دارد. اکثر کوسه ماهيان داراي باله هاي با ارزش بوده و مهمترين آنها شامل : کوسه هاي سر چکشي(Sphyrna  spp.) ، کوسه ماکو(Isurus  ssp.) و کوسه آبي(Prionace  spp.) مي باشند. برخي ديگر از گونه هاي کوسه ماهيان که به لحاظ تجارتي حائز اهميت مي باشند شامل: کوسه هاي سفيد(Alopias  spp.کوسه ببري(Charodan spp.)، کوسه نوک تيز(galeocerdo  spp.)،کوسه سگ زرد(Scoliodon  spp.) وگونه هاي وابسته به جنس Carcharhinus  (کوسه نوک باله سفيد وکوسه نوک باله سياه) مي باشند. اگرچه باله هاي زير داراي ارزش کمتري هستند:
·   لب بالاي دم تمام کوسه ها
 
·    تمام باله هاي کوسه پرستار (Ginglimostoma ciratum)
· باله هاي سينه اره ماهي (Pristiophorus spp.) 
  بافت عضلاني بسيار کمي درون باله هاي کوسه ماهيان وجود دارد. باله هاا اکثرا شامل بافت غضروفي و فيبرهاي نرم کلاژني- الاستين مي باشند که عموما به نام رشته هاي باله يا فيبرهاي سوزني شناخته شده اندکه جهت درست کردن سوپ و ديگر غذاهاي سنتي چيني به کار برده مي شوند کيفيت و کميت اين رشته ها درون باله هاي يک کوسه متفاوت است. بنابراين و به همين دليل تمام باله هاي يک کوسه داراي ارزشهاي تجارتي يکسان نيستند.باارزشترين باله ها: اولين باله پشتي،جفت باله هاي سينه اي و بخش پاييني باله دمي مي باشند. باله هاي کوسه هاي بزرگتر عموما به صورت يک دست کامل (fin set) ترجيح داده مي شوند وخريداران بهاي بيشتري را براي يک دست ، شامل چهار باله يک کوسه، در مقابل يک دست باله مخلوط پرداخت مي نمايند. دومين باله پشتي ، جفت باله شکمي و باله مخرجي نيز داراي ارزش تجارتي کمتري مي باشند. اين باله ها معمولا به صورت باله هاي مخلوط و يا پس از عمل آوري هاي مجدد به صورت رشته هاي باله کوسه فروخته مي شوند. 

عمل آوري
باله کوسه به اشکال گوناگون در بازار عرضه مي گردد:تازه ،سرد شده، منجمد، خشک ويا عمل آوري شده. اشکال عمل آوري شده عموما شامل رشته هاي آماده شده و خشک، فيبرهاي سوزني و رشته هاي باله مرطوب مي باشد. 

باله هاي تازه
باله ها بايستي بلافاصله پس از صيد از بدن ماهي جدا گردند.باله هاي کوسه هاي بزرگتر از 2/1 تا 5/1 متر براي عمل آوري مورد استفاده قرار مي گيرند. دقت کافي بايستي مبذول گردد تا حداقل مقدار گوشت بر روي باله باقي بماند و اين تنها از طريق برش باله ها ،دقيقا در محلي که رشته هاي باله آغاز مي گردند،ممکن است. باله هااي پشتي و سينه کوسه ها در محل اتصال به بدن نسبتا ضخيم بوده و مقداري از بافت ماهيچه اي بدن در اين قسمت به داخل باله کشيده شده است. بدين جهت دقت بيشتري بايستي در رابطه با قطع اولين باله پشتي که داراي گوشت بيشتري در پايه آن است ، صورت گيرد. در برش نيمه هلالي ، که توسط متخصصين عمل آوري باله کوسه ترجيح داده مي شود،گوشت بسيار کمي باقيمانده و بنابراين محصول مطلوبي را به وجود مي آورند.

 
باله هاي خشک
باله هاي تميز شده تازه ممکن است توسط نور آفتاب بر روي حصير و يا به طور آويزان خشک گردند. پاشيدن نمک برروي باله ها به خصوص در قسمتهاي برش داده شده، توصيه مي گردد. در صورتيکه نمک بر روي سطح قسمتهاي بريده شده مورد استفاده قرار گيرد،نمک موجود بر روي سطح باله ها بايستي قبل از خشک شدن شسته شود.در صيدهاي طولاني ، عمل خشک کردن باله ها بر روي شناورها صورت مي گيرد. زماني که باله هاا بر روي حصير خشک مي گردند بايستي مرتبا برگردانده شده تا عمل خشک شدن سريعتر انجام شده و از سوخته شدن و پيچ خوردن آنها جلوگيري گردد. باله ها بايستي از باران دور نگه داشته شوند.در شب بايستي در داخل يک محل سقف دار قرار داده شده تا از دسترس حشرات و جانوران موذي ديگر دور نگه داشته شده و از نشستن شبنم بر روي آنها جلوگيري گردد. در طول مراحل خشک کردن دقت کافي جهت جلوگيري از آلودگي باله ها به ماسه و مواد خارجي ديگر مبذول گردد. با توجه به ضخامت باله ها ،بين  7 الي 14 روز به طول خواهد انجاميد که باله ها به نحو مطلوب با درصد رطوبت 10 الي 15 در صد توسط نور آفتاب خشک گردند. 

درجه بندي
 
به طور سنتي و معمول باله هاي کوسه به صورت باله هاي جور (يک دسته باله) خريد و فروش مي گردند. باله هاي جور براساس نوع کوسه و يا رنگ پوست ، براي مثال سياه يا سفيد، درجه بندي مي گردند. باله هاي سياه عموما داراي ارزش پائين تري نسبت به باله هاي سفيد هستند. در مرحله بعدي باله ها بر مبناي اندازه درجه بندي مي گردند. فاکتورهاي ديگري که بر روي درجه بندي تاثير دارند، عبارتند از: مقدار رطوبت، بو و نوع برش. زمانيکه باله ها به صورت فله معامله مي گردند خريدار انتظار دارد که محصولش حدود 50 درصد باله هاي سينه اي ، 25 درصد باله هاي پشتي و حدود 25 درصد باله دمي را شامل شود. باله هاي شکمي و مخرجي، و باله هاي کوسه هاي کوچک عموما به صورت باله هاي خشک مخلوط فروخته مي شوند و به دنبال بازرسي از محصول خريدار و فروشنده ارزشيابي معقولي از کالا انجام مي دهند. در حال حاضر باله هاي صادراتي اساسا بر مبناي نوع ،اندازه و رنگ(سياه يا سفيد) درجه بندي مي گردند. اندازه يک باله ، ويا فاصله بين مرکز پايه و نوک باله اندازه گيري مي گردد.با توجه به اندازه ، باله ها بايستي بر مبناي بسيار بزرگ(40 سانتيمتر و بيشتر)، بزرگ (30-40 سانتيمتر) متوسط(20 الي 30 سانتيمتر)، کوچک(10 الي 20 سانتيمتر)، خيلي کوچک(4 الي 10 سانتيمتر) و مخلوط و يا جور درجه بندي گردند. درجه بندي بعدي نيز شامل باله هاي شکمي و مخرجي است.

 
بسته بندي و انبار
محصولات عموما بر مبناي در خواست قبلي مشتريان در کارتن، جعبه هاي چوبي و يا گوني بسته بندي مي گردند. بسته بندي در گوني به واسطه اينکه امکان مي دهد که محصول ، تنفس (تبادل هوا) نمايد، ترجيح داده مي شود. کانتينرهاي تهويه دار، رطوبت  را در داخل کانتينر بالا برده و موجب افت کيفيت محصولات مي گردند. عموما باله هاي بزرگتر و اندازه هاي با ارزش تر در کيسه هاي 25 کيلويي بسته بندي مي گردند. باله هاي مخلوط و يا اندازه هاي پايين تر در گونيهاي 50 کيلويي حمل مي گردند. 
+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 2:0  توسط زينب  | 

محصولات جانبی در فرآوری میگو ،کاربردها و ارزش اقتصادی

محصولات جانبی در فرآوری میگو ،کاربردها و ارزش اقتصادی
 علی قوامپور-کارشناس مسئول تکثیر میگواداره توسعه میگو و آبزیان دریائی – شیلات خوزستان


در سال های اخیر بحث های فراوانی در خصوص توجیه اقتصادی صنعت پرورش میگو در محافل آبزی پروری ایران و جهان مطرح شده و جامعه آبزی پروری خوزستان نیز  از این مباحث بی بهره نبوده است .بالطبع نرخ میگوی پرورشی نیز همچون دیگر کالاها تابع تقاضای بازار ،قدرت خرید قشر هدف و میزان تولید بوده و سخن گفتن از توجیه اقتصادی این محصول ،نیازمند تخصص در زمینه مربوطه بوده ،علاوه بر آن در این مقال نخواهد گنجید.لیکن بازار آبزیان پرورشی در کشورهای پیشرو مانند دیگر فرآورده های کشاورزی دستخوش تغییرات عمده ای از نظر شکلی(شکل عرضه فرآورده ها) و حتی ماهوی (نوع و زمینه مصرف فرآورده ها) گشته است که همه بواسطه رویکرد دست اندر کاران این صنعت در زمینه توجه به ارزش افزوده اینگونه محصولات است .در حقیقت میگو و ماهی نیز به همان مسیری هدایت شده اند که روزگاری پیش از این محصولات باغی ،صیفی ،دامی و حبوبات طی کرده و به همین سبب بعضاً اکنون به کالاهائی استراتژیک مبدل شده اند.همین رویکرد صنعت پرورش میگو را تا حد بسیار زیادی از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه ساخته است .به عبارتی اتصال محصول مزارع پرورش میگو به صنایع و زیر بخش های متنوع غذائی ،بهداشتی،دامی و داروئی سبب شده است حتی در شرایط بحران قیمت نیز ،به واسطه تقاضای زیر بخش های یاد شده ،زیان دهی بهره برداران و پرورش دهندگان به حداقل برسد.

پوسته میگو : زباله متعفن یا اکسیر پولساز؟
همه ساله حجم عظیمی از پسماند کارخانجات عمل آوری میگو در استانهای جنوبی در فصل پرورش (و یا حتی صید از دریا)تولید می شود.برخی مراکز فرآوری این پسماند را که عمدتاً شامل پوسته میگو هاست به مشتریانی تحویل می دهند که با کارخانجات تولید خوراک دام و طیور و آبزیان در ارتباط بوده و به نوعی این فضولات را بازیافت میکنند.اما عمده این مراکز یا از ارزش واقعی این زباله ها بی اطلاعند و یا نیازی به فرآوری و کسب سود بیشتر حس نمی کنند.اما امروزه نیازهای روز افزون جامعه بشری در کنار پیشرفت برق آسای شاخه های مختلف علوم کاربردی سبب شده ،آنچه از نظر بعضی،به عنوان زباله های متعفن کارگاههای عمل آوری و باعث آلودگی محیط زیست شناخته می شود،اکنون یکی از ارکان توسعه صنایع داروئی و بهداشتی محسوب گردد.این پسماندهای به ظاهر بی ارزش ،امروزه به مدد علم و تکنولوژی ،میلیون ها انسان را از خطرات جانی و زیست محیطی رهانیده ، علاوه بر آن ثروت کلانی را نصیب عرضه کنندگان خود می نمایند.متأسفانه همچون بسیاری دیگر از تولیدات غیر نفتی ،سهم کشور ما از این بازار در حد صفر بوده و حتی صاحبان صنایع شیلاتی در این حوزه تمایلی به سرمایه گذاری از خود نشان نمی دهند.قطعاً در آینده ای نزدیک سیل متقاضیان پوسته میگو نیز (همچون دیگر فرآورده های به ظاهر بی مصرف نظیر عروس دریائی ،جلبک های دریائی و ...)به سمت کشور سرازیر شده و عرضه کنندگان آن نیز بی آنکه در صدد افزایش سهم خود در ارزش افزوده محصولات نهائی باشند این اکسیر پولساز را به ثمن بخس در اختیار متقاضیان قرار میدهند.


رنگدانه های پوسته میگو :
از جمله ترکیبات بسیار ارزشمند در پوسته میگو ،رنگدانه ای به نام استازانتین (Astaxanthin) است.این رنگدانه حاوی کاروتن با رنگ نارنجی مایل به قرمز بوده و مسئول رنگ پس از پخت میگوها و یا به عبارتی بازار پسندی میگو است.اما همین ترکیب علاوه بر ارزش آن در ساخت غذای ماهیان پرورشی (از جمله قزل آلا)به عنوان یک آنتی اکسیدان بسیار قوی در صنایع داروئی و ساخت مکمل های غذائی جهت کاهش ریسک سکته های قلبی و بیماری های قلبی –عروقی مطرح بوده علاوه برآن محرک سیستم ایمنی و نیز عامل ضد التهاب به شمار می رود.استخراج این رنگدانه در صنایع داروئی با روش های شیمیائی نظیر حلالیت در چربی امکانپذیر بوده و هم اکنون در بعضی کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نظیر تایلند،چین و هند و نیز برخی کشورهای اروپائی مثل آلمان، فرانسه  ،بلژیک و مجارستان  انجام می پذیرد.


استفاده از پوسته میگو در کشاورزی :
 
پسماند میگو در مراکز عمل آوری معمولاً حاوی پروتئین بالائی است. همین نکته سبب شده تا از آن به عنوان یکی از مواد اصلی در تهیه کمپوست(Compost) و کود کشاورزی به ویژه در تولید کرم استفاده گردد.از کرم های پرورش یافته در این کمپوست های مقوی در پرورش آبزیان بخصوص مولدین استفاده فراوانی می شود.تغییر دربالانس عناصر مغذی در این قبیل کودها طیف گسترده ای از مصرف در این زمینه را مهیا ساخته است.

کیتین و کیتوزان :
پوسته میگو حاوی ماده ای به نام کیتین است . این ماده پس از سلولز ،فراوان ترین پلی ساکارید موجود در طبیعت به شمار آمده و علاوه بر میگو ،از قارچها و بعضی سرپایان (سفالوپودا)نیز جداسازی گردیده است.از نظر شیمیائی این ماده را پلیمری از N- استیل گلوگز آمین می دانند که هرگاه تحت واکنش داستیلاسیون(استیل زدائی)قرار گیرد ماده ارزشمند دیگری به نام کیتوزان حاصل می شود.کیتوزان پلیمر گلوکزآمین است و حلالیت بیشتری(نسبت به کیتین در آب و حلالهای قطبی دارد). هردو این مواد بار الکتریکی مثبت دارند که همین امر سبب ایجاد پیوند با غشاءهای حاوی بار منفی گشته و اثرات مثبتی را به این مواد داده است .

مصارف کیتین و کیتوزان
 
الف :کیتین
-   
کشاورزی : کیتین به عنوان یکی از افزودنیهای خاک ،محرک خوبی برای رشد برخی باکتریهای مفید است که سبب می شوند نماتودهای مضر خاک از بین بروند(مبارزه بیولوژیک)
]
- مصارف بهداشتی و داروئی : کیتین را امروزه در نخهای جذبی بخیه ،بانداژهای سوختگی ،پوشش های ضد باکتری برای زخم های عفونی، و ساخت ورید های مصنوعی به کار می برند.همچنین در ساخت خمیر دندان های جدید(کشور آلمان)،و پوشک بچه نیز کاربرد دارد.
- صنایع آرایشی :   از کیتین در لنزهای آرایشی تماسی،پودرهای آرایش،انواع مرطوب کننده ها ،برق ناخن ،شامپو و کرم ها استفاده می نمایند.
ب : کیتوزان 
 
-   
کشاورزی : مبارزه بیولوژیک در خصوص کیتوزان نیز صادق است . از این ماده در افزایش قدرت دفاعی گیاهان باغی نسبت به قارچ زدگی استفاده می شود .
-   
مصارف بهداشتی و داروئی : کیتوزان به عنوان منبع گلوکز آمین ،در مکمل های درمان روماتیسم مفصلی،اسپری های استنشاقی داروئی،و نیز به واسطه انعقاد سریع خون توسط آن ،در تولید بانداژهای مخصوص خونریزی کاربرد وسیعی یافته است.
-   
صنعت : در فیلتراسیون آب ،کیتوزان سبب رسوب دهی و استخراج موادی همچون فلزات سنگین ،مواد نفتی،فسفر،مواد رنگی،اسیدهای آمینه ،پروتئین ها ،آفت کش ها و میکرو ارگانیسم ها میگردد.
-   
صنایع غذائی : در تولید نکتار و آب میوه ، از کیتوزان جهت تصفیه و شفاف سازی محصول استفاده می شود.همچنین به تازگی از این ماده در تولید ورقه های پوشش قابل بازیافت (به جای پلاستیک ) در صنایع بسته بندی بهره گرفته شده است.
چندی پیش قرص ها و کپسولهائی تحت نام چیتوسان (که همان کیتوزان است) وارد بازار داروئی کشور گردید که ادعا می شد در لاغری و کاهش چربی خون مؤثر است .هرچند به دلیل ماهیت شیمیائی کیتوزان ،می توان چنین خاصیتی را متصور گردید،لیکن هنوز این ادعا اثبات نشده و نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.
+ نوشته شده در  89/01/25ساعت 1:58  توسط زينب  | 

جلبک های سمی

 
جلبک های سمی


جلبكها اغلب به شكل تك سلولي هاي كوچك يا ارگانيسمهاي كلوني شكل هستند،مانند كلپها  كه خيلي بزرگند.با توجه به مطالعات انجام شده 3 گروه عمده از جلبكهاي سمي مشخص شده اند كه عبارتند از:
1-
  Dinoflagellate 
2 -Diatom
3 - Cyanophyceae 

 1)      Dinoflagellate  

گونه هايي تك سلولي وميكروسكوپي ، داراي تاژك يا فلاژل مي باشند.حدود 75%از مجموع گونه هاي سمي موجود را به خود اختصاص داده اند.بعضي از گونه هاي آن اتو تروف و بعضي هترو تروف هستند و انواعي هم هر دو مكانيسم را دارند.حدود 2000 گونه از آنها شناسايي شده اند كه اكثر گونه هاي آن مضر بوده ولي حدود 30 گونه از آنها تو ليد توكسين   مي كنند .بعضي در سطح دريا تجمع وتغيير رنگ آب دريا را سبب مي شوند كه به آنRed tide  گفته مي شود.


j1.jpg  j3.jpgj2.jpg


2 )     Diatom 

     جلبكهايي ميكروسكوپي و تك سلولي اند كه بوسيله ديواره هايي احاطه شده اند .ديواره سلولي آنها حاوي مواد سلولزي است كه در ابتدا با مواد سيليسي كمپلكس تشكيل مي دهند.توليد مثل جنسي و غير جنسي دارند .بيش از 8000 گونه ديا تومه شنا خته شده اند. در آبهاي شور و شيرين رود خانه اي ، در  خاك هاي نمناك ، سطوح نمناك گياهي يا فت ميشوند.نوع مهم سمي براي آبزيان و پستانداران دريايي Pseudonitzchia    نام دارد.

j4.jpg j5.jpgj6.jpg

 
3 )     Cyanophyceae            رشد سيا نوباكترها با عث مي گردد كه هپاتو توكسيني به نام Microcystin در آب زياد شود.فا ضلا بها به خصوص فاضلا بهاي  خانگي  كه  داراي  غلظت بالايي  از نيتروژن و فسفات  هستند  در افزايش سيانو باكترها  مو ثر مي باشند.مصرف اين آبها توسط حيوانات باعث مرگ ومير آنها مي شود.دو نوع سيا نوباكتر مهمی كه باعث آلودگي مي شوند  Microcystis aeroginosa  - Anabaena Floseaquae  نام دارند.
j7.jpgj8.jpgj9.jpg

جلبكهاي سمي در آب شيرين و شور
 
1.      آب شيرين
   
 
تقريبا همه بلوم هاي آب شيرين به وسيله سيانو با كترها يا جلبكهاي سبز آبي ايجاد مي شوند.بلو م ها باعث برگشت پذيري و تغيير رنگ رود خا نه ها و يا كمبود موادي مثل اكسيژن مي شود .عوامل محيطي مو ثر در بلوم : نور – دما – آب و هوا و فعاليتهاي بشري است.
فعاليتهاي بشري موثر در بلوم : 
   تغييرات فيزيكي  : ساخت سازه هايي مثل سد ها،دكلها و...
         
آلودگي نوترينتي : فاضلابهاي شهري ، روآنابهاي شهري ،زهكشي آبهاي حاصل از آبياري كه باعث افزايش
 N,Pمي شود  . 
 
جنسهاي جلبكي سمي آب شيرين  Chrysochromulina  و Pseudonitzchia
نام دارد.

j11.jpg

1.      آبهاي شور
        بيشترين و فراوانترين بلوم هاي جلبكهاي جهان در اقيانوسهاي گرم و غني از نوتريت اتفاق  مي افتد. سموم جلبكي حاصل از آنها ماهيان و نرمتنان و سخت پوستان را تحت تاثير قرار مي دهد، و در شناوري وتنفس و تغذيه آنها و حتي روي تغذيه حيوانات و مو جودات اهلي و و حشي اختلال ايجاد مي كند. تو كسين توليد شده توسط ارگانيسمهاي دريايي نسبت به سم و توكسين توليد شده در ارگانيسم آب شيرين شديد تر است.

به طور كلي دو نوع تر كيب سمي وجود دارد :
 
1- نوع پپتيدي ( هپاتو توكسين ) :
يك توكسين ضعيف بوده كه اثر كشندگي ضعيف داردو ممكن آسيب هايي را در كبد به صورت مزمن ايجاد كند . 
 
2- نوع آلكالوئيدي ( نورو توكسين ) :
 
نسبت به نوع قبلي قوي تر بوده و عموما دورۀ ناتواني ايجاد شده توسط آن طولاني است.اين سم در زمان كم اثر كشندگي خود را حفظ مي كند .اين سم بيشتر عصب و تنفس را در گير مي كند.
 

خطرات اثر توكسينها
1-     
اثر بر روي سلامتي مو جودات زنده : مثلا سمومي مثلBSP
باعث ايجاد بيماري و مرگ در والها ، دولفينها و ديگر پستانداران دريايي و ماهيها مي شود.
 2-   
اثر روي اكو لو ژي (ايجاد تغيير دراكو سيستمها)

گو نه هاي جلبكي سمي آب شور 
 
   دینو فلاژله ها 
Dinoflagelata :
 
—  Alexandrium acatenela 
     
—
 Alexandrium excavatum 
 —  Alexandrium fundyense 
 — Alexandrium minutum       
 — Gambierdiscus toxicus 
 —Gymnodinium breve  
 —Gymnodiniumnagasakkiense 
      
   
  
   دیاتومه ها Diatom
:  
— Pseudonitzichiaausteralis 
—Pseudonitzichia pseudodelicatissima 
    
—Chaetoceros convolute
—Chaetoceros concavicornis  
    


انواع دیگر Others: 
—Amphidinium cartera  
—Chatonella marina
—
Chatonella antigua   
—
Chrysochromulina polylepis
—
Pfiesteria piscicida
—
Prorocentrum minimum

شناخت برخي از گونه هاي مهم جلبكي مضر  
   1 ) Alexandrium
   بلوم گونه هاي اين جنس حالت مسمويت و سندرمي به نام psp را ايجاد مي كندparalytic shellfish poisoning) ) كه اين سندرم براي انسان خطر ناك ميباشد.اين سم در ماهيان و shellfish ايجاد فلج عضله اي و گاهي باعث مرگ ماهيان و پرندگان و پستانداران دريايي مي شود.وقوع اين پديده با دور شدن از ساحل وپيشروي به قسمت هاي دور از ساحل بيشتر مي شود . محققين اعتقاد دارند كه نوترينت هاي حاصل از منابع انساني و بشري عامل اصلي ايجاد كننده بلوم است. Psp براي اولين بار در طول خط ساحلي در ايالت متحده امريكا قبل از هر جاي ديگر روي داد.j12.jpgj13.jpgj14.jpg

  2 ) Chrysochromulina : (Chrysochromulina polylepis )j15.jpg

اين جلبك ازانواع بسيار مضر محسوب مي شودو بيشترين آسيب را در سواحل نروژ  دارد به طوريكه باعث از بين رفتن تمام زيست و زندگي لايه هاي زيرين آب در شمال نروژ درسال1998 شده بود. بر خلاف  گونه هاي جلبكي ديگر كه به نسبت N/Pدر دريا حساس مي باشند  ، به طوريكه با افزايش اين نسبت به مقدار كمي آهسته يا كاهش ميابند ، ولي اين گونه به تغيير اين نسبت حساس نيست. اين گونه مي تواند بلو م هاي بسيار بزرگي را ايجاد كند كه بيشتر در بهار و تابستان روي مي دهد

.
3 )  Gymnodinium : (  Gymnodinium breve)
j16.jpg
اين  گونه جزء قديمي ترين گونه هاي سمي شناخته شده است كه موجب مسمويت در shellfish ها مي شود سندرم           نورو توكسيني به نام NSP(Neurotoxin shellfish poisoning) ايجاد شده كه توكسين آزاد شده باعث مرگ ماهيان و بي مهره گان و پرنده گان و پستاندارن دريايي مي شود .در سال 1880 مسمويت shellfishها در طول سواحل فلوريدا گزارش شد ودر سال 1916 او لين بيماري و مشكل تنفسي با شناخت اين سندرم كشف شد.بلوم هاي آن به مدت طولاني ادامه مي يابد به خصوص اگر اين بلوم با افزايش نوترينت هاي منابع انساني ايجاد شده باشد.توكسين هاي حاصل از آن به وسيله امواج پراكنده شده و مشكل تنفسي را در مو جوداتي كه درآن منطقه زندگي مي كنند ايجاد مي كند.

 4 )  Pfiesteria : (Pfiesteria piscicidia  ) 
 اين گونه هم يك داينو فلاژله سمي است كه با خسارت هايي كه روي ماهيان گذاشته است بررسي و شناسايي شده است .اين گونه براي اولين بار در سال 1988 در امريكا شناخته شد. در خوريات هم بلوم سمي زود گذرو موقتي را ايجاد مي كند، در سال 1990 در خوريات جنوب شرقي امريكا باعث مرگ حد اقل 30% از ماهيان در يك سال شده است.اين سم بي حسي را در ماهيان باعث مي شود و براي تغذيه در روي بافت ماهي يا درون جريان خون ماهيان جاي مي گيرد.شيوع سمي گونه خيلي كوتاه مدت است و بيشتر از چند ساعت ادامه پيدا نمي كند.تماس با انسان اثراتي مثل درد در ناحيه احشايي و شكمي و مشكلاتي از قبيل تنفس يا آلرژي و حساسيت پو ستي را ايجاد مي كند و لي هرگز خطر مرگ را به همراه ندارند.j17.jpg

5 ) Pseudonitzchia : (Pseudonitzchia  australia ) 
دياتومه فوق توليد سمي مثل اسيد دومو ئيك و نرو توكسين مي كند .سندرم ASP(Amnesic shellfish poisoning) را ايجاد مي كند.در چندين مورد علائم نرو لوژيكي يا عصبي حدود 48 سا عت پس از خورده شدن shellfish هاي سمي در انسان بروز مي كند .ببيشتر بلوم هاي آن وابسته به آلودگي نوترينت ها است ولي پديده هاي طبيعي مثل تغيير در جه حرارت و حتي شوري مي تواند در توليد اين بلوم موثر است.
j18.jpgj19.jpg

سندرم ها ي انساني ناشي  از جلبكهاي دريايي سمي
 —        Amnesic shellfish poisoning (ASP)  
—
Ciguatera fish poisoning (CFP) 
—Neurotoxic shell fish poisoning (NSP)
—Diarrhetic shellfish poisoning (DSP )
— Paralytic shellfish poisoning (PSP)

  1-      Amnesic shellfish poisoning (ASP)
  در اثر شكوفايي بلوم Pseudonitzschia spكه سم دو موئيك اسيد را ترشح مي كند ايجاد مي شود.از كشنده ترين سندرمهاي ناشي از كشند قرمز مي باشدكه در آن بيمار به اختلالات گوارشي و عصبي مبتلا مي گردد. 24 ساعت پس از مصرف نرم تن آلوده اختلالات گوارشي به صورت ، تهوع-استفراغ-گرفتگي عضلات پشت- اسهال ظاهر مي شود .
48 ساعت بعد اختلالات عصبي مثل ، گيجي- سردرد – مشكلات تنفسي وبي هو شي رخ مي دهد.
  2-       (CFP) Ciguatera fish poisoning
 
سندرمي كه غالبا در اثر خوردن ماهيان نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري آلوده به سموم داينو فلاژله هايي ايجاد مي شود مثل
Amphidinium carterae 
   
Gambierdiscus toxicus
Prorocentrum sp                    
  سموم مترشحه از اين جلبكها   Cigutoxinو Maitotoxin نام دارد.بيشتر در ايالات متحده امريكا ديده مي شود .علائم اين سندرم به صورت ناراحتي هاي گواررشي ، عصبي و قلبي و عروقي ظاهر مي شود.مدت درمان بيماري ممكن است هفته ها ،ماهها ، سالها به طول انجامد.با توجه به اينكه
هيچ پاد زهري و يا دارويي براي در مان اين سندرم وجود ندارد، فقط در مانهاي حمايتي براي بيمار در نظر گرفته مي شود.

   3-    (DSP )  Diarrhetic shellfish poisoning 
  عامل بروز اين سندرم جلبك جنس Dinophysis مي باشد كه سم okadaic acid را ترشح مي كند .علائم اين سندرم به صورت نارسايي هاي گوارشي مي باشد كه 30 دقيقه بعد از خوردن نرم تن آلوده ظاهر مي شود.اين نوع مسمويت منجر به مرگ نمي شود و بيمار بعد از چند روز سلامتي خود را به دست مي آورد.
 
   4-   (PSP)  Paralytic shellfish poisoning

اين مسمويت غالبا در شمال غرب اقيا نوس آرام و آلاسكا يافت مي شود و از سندرم هاي كشنده و خطر ناك محسوب مي شود .اين مسمويت در اثر بلوم گونه هاي داينو فلاژله زير ايجاد مي شود
:
 
Gymnodinium catenatum
Alexanderium sp
Pyrodinium bahamense
سم كشنده اين جلبكها Saxitoxin
مي باشد .تا سال 1977 علت مرگ 300 نفرو مسمويت 1750در سراسر جهان گزارش شده است.
 
علائم اين بيماري صرفا عصبي بوده ودر طي مدت 30 دقيقه تا 2ساعت پس از مصرف نرم تن ظاهر مي گردد . نشانه هاي باليني آن خارش ،سوزش اطراف دهان ،عدم تعادل ، گيجي ، خواب آلودگي و تب مي باشد.

كنترل :
بهترين زمان براي كنترل بلوم ، قبل از زمان تو سعه بلوم است .جلو گيري از ورود فاضلابها و پس ماند هاي حيواني وروانابهاي شهري ، جلو گيري از تغيير دماي بسيار خطر ناك در آب و كنترل ميزان نسبت N/p  باعث کنترل بلوم جلبکهای سمی می شود.
گاهي يك بلوم در مدت زمان كم باعث بالارفتن كدروت ، نوررساني كم شده    كه به دنبال آن چرخه فتوسنتزي و ديگر چرخه هاي زيستي در آب بهم خورده و زندگي موجودات به خطر مي افتد. 


منابع : بهمنی ، معرفی برخی مسمومیتهای دریایی ناشی از آبزیان و تدابیر درمانی آنها.موسسه تحقیقات و آموزش شیلات ایران.پژومند و دیگران. 1373 ،تظاهرات اصلی و درمان بیماریها(مسمومیتها). انتشارات مرکز نشر اشارت. نبوی، ع.1385 ،اثرات زیست محیطی کشند قرمز. پایان نامه کارشناسی ارشد. دکتر هادی محمدی ، هیلاری و اریکا سوئل ، راهنمای شناسایی جلبک های آب شیرینNoji ,E.K;Kelen CD.1989 Manual of Toxicology emergencies. Year book medical . Publ.U.S.A

تهيه كننده : امير اسدي - كارشناس آبزي پروري
+ نوشته شده در  89/01/24ساعت 13:41  توسط زينب  | 

کشت چند گونه ای میگو(Shrimp polyculture)

کشت چند گونه ای میگو(Shrimp polyculture)

 معمولاً کشت توأم آبزیان ،با هدف افزایش راندمان تولید در فضا ،سطح و منابع تغذیه ای در گونه هائی که از نظر تغذیه ای و رفتاری دارای تفاوت بوده و رقیب غذائی محسوب نمی گردند انجام می شود.
این جانوران ممکن است از یک جنس (Genus)باشند و یا برعکس امکان دارد از خانواده های(Family) مجزائی انتخاب شوند.نمونه بارز این نوع پرورش ،کشت چند گونه ای کپور ماهیان ،و یا کشت توأم کپور و میگوی آب شیرین (ماکرو براکیوم روزنبرگی)است که در ایران از روش های معمول پرورش در سیستم گرمابی به شمار میرود.
همچنین در دیگر نقاط جهان می توان از پروژه کشت توأم میگو وانامی با ماهی تیلاپیا گونه  Oreochromis niloticus نام برد که نتیجه آن کنترل بیماری لکه سفید ویروسی در سیستم بدون تعویض آب (Zero water exchange) در فصل سرد سال بوده است . اما پرورش توأم دو گونه میگو شاید از جمله روش های نوین آبزی پروری باشد که باید بیشتر تجزیه و تحلیل شده و جنبه های گوناگون مدیریت تغذیه ،بستر ،آب و ... در آن مورد توجه قرار گیرد.
در پروژه تحقیقاتی که توسط دکتر Nyan taw   در سال 2005 میلادی انجام شده ،پرورش چند گونه ای میگو با استفاده از دو گونه لیتو پنئوس وانامی و پنئوس مونودون صورت گرفته است .نتایج این مطالعه از چند دیدگاه جالب و قابل بررسی است و شاید بتوان در سالهای آینده در این حوزه شاهد پیشرفتهای بیشتری بود
.
این دو گونه محیط زیست متفاوتی داشته(لیتوپنئوس وانامی مهاجر و پنئوس مونودون حفار است)، از نظررفتار تغذیه ای  و نیز میزان پروتئین جیره ، دارای اختلاف می باشند.
در این مطالعه ،از میگوهای وانامی SPF استفاده شده ولی میگوهای مونودون،به دلیل عدم دسترسی به نوع SPF این گونه، قبل از شروع پروژه از نظر آلودگی به انواع عوامل بیماریزای شناخته شده با اهمیت (نظیر WSSV، TSV، YHD وIHHNV)مورد تست PCR قرار گرفته وپس از منفی بودن نتیجه تست، در استخرها ذخیره سازی شدند.

سیستم پرورش :
سه تیمار جهت این پروژه در نظر گرفته شد و برای هر تیمار نیز دو استخر نیم هکتاری مشخص شد.
در واقع اجرای این پروژه در 6 استخر صورت گرفت که هر دو استخر به یک تیمار اختصاص داده شد.
تیمارهای بر اساس تراکم به شرح ذیل انتخاب شدند :
 
1- 
60 قطعه در متر مربع از گونه وانامی با 10 قطعه در متر مربع از گونه مونودون
2- 
50 قطعه در متر مربع از گونه وانامی با 20 قطعه در متر مربع از گونه مونودون
3 -
40 قطعه در متر مربع از گونه وانامی با 30 قطعه در متر مربع از گونه مونودون

  تیمار 10/60 تیمار 20/50 تیمار 30/40
  لیتوپنئوس وانامی پنئوس مونودون لیتوپنئوس وانامی پنئوس مونودون لیتوپنئوس وانامی پنئوس مونودون
تراکم  ذخیره سازی(pcs/ m2 ) 60 10 50 20 40 30
مساحت استخر(m2) 4400 4500 5300
 جدول (1) تراکم ذخیره سازی و مساحت استخرهای مورد استفاده در پروژه


در هر 6 استخر از هواده های پاروئی استفاده شد .این هواده ها به ایجاد جریان گردش آب استخر کمک نموده و به این ترتیب مواد دفعی کف استخر در مرکز تجمع می یافت که در آنجا یک سیستم تخلیه مرکزی قرار داشت.
پست لاروهای گونه مونودون بصورت مستقیم در استخرها ذخیره سازی شدند حال آنکه پست لاروهای گونه وانامی قبل از ذخیره سازی حدود 21 روز در استخرهای نرسری نگهداری شدند.


تغذیه :
برنامه ریزی تغذیه در ابتدا به دلیل تفاوت در نیاز پروتئین جیره در دو گونه امری دشوار بود . بعلاوه  در رفتارتغذیه ای و محیط تغذیه گونه های وانامی و مونودون اختلافات نسبتاً چشمگیری وجود دارد(بعنوان مثال جیره غذائی میگوهای حفار در ساعات شب بیشتر در نظر گرفته می شود در حالیکه معمولاً در میگوهای مهاجر، جیره متعادل تر است).
از آنجا که پست لاروهای گونه مونودون قبل از میگوهای  وانامی  در استخرهای مورد مطالعه ،ذخیره سازی شده بودند،در یکماه اول پرورش ،38 تا 40 درصد پروتئین در جیره غذائی در نظر گرفته شد.این غذا پس از ذخیره سازی میگوهای گونه وانامی تا چند روز به عنوان غذای تقویتی به این گونه نیز داده شد. اما در دو ماه بعدی پرورش ،(ماه های دوم و سوم)غذا با میزان پروتئین جیره 28 تا 32 درصد استفاده شد تا هزینه تولید کنترل گردد.
با این حال پس از ماه سوم ،با ظهور برخی نشانه های کاهش رشد  در میگوهای مونودون ،به ناچار مجدداً نوع غذا تغییر کرد به نحویکه در ماه چهارم میزان پروتئین جیره مشابه ماه اول پرورش بود.
در تمام طول دوره پرورش ،میزان مصرف غذا توسط سینی های غذا دهی بررسی و مقدار غذای روزانه برآن اساس تنظیم می گردید.

شرایط محیطی :
 
 در طول دوره مطالعه پارامترهای با اهمیت محیطی (شوری،دما،PH
، اکسیژن محلول،آلکالینیتی و شمارش کلنی های باکتریائی آب ) بطور مرتب بررسی و ثبت شده است. در این رابطه تمامی فاکتورهای یاد شده در محدوده مورد قبول قرار داشته و با پارامترهای اپتیمم پرورش میگو دارای مطابقت بود.

نتایج تولید :
 
با مقایسه نتایج پروژه با سوابق تولید بصورت تک گونه ای در منطقه ای که این مطالعه صورت گرفت، میتوان گفت در پروژه حاضر نتایج تا حد زیادی رضایتبخش بوده است .در این منطقه تولید میگو وانامی بصورت تک گونه ای بین 9 تا 16 تن در هکتار با 85 درصد بازماندگی در طول سال (دو دوره پرورش) بوده است. در همین مزارع تولید میگو مونودون بین 4 تا 6 تن با 50 درصد بازماندگی گزارش شده است .اما مجریان این پروژه عقیده دارند نسبت به تراکم کشت ،نتایج حاصله از این مطالعه مطلوب بوده و راضی کننده است.(جدول 2 و شکل 1).

m2.jpg
شکل 1 : متوسط  وزن میگوها در دوره  اول پروژه پرورش چندگونه ای


 
  تیمار 10/60 تیمار 20/50 تیمار 30/40
  وانامی مونودون وانامی مونودون وانامی مونودون
فاز اول پروژه  
تعدادروز پرورش 100 120 100 120 107 127
متوسط وزن در هنگام صید(گرم) 16.95 27.5 16.44 26.48 18.29 23.48
FCR 1.34 1.38 1.53
درصد بازماندگی 89 97 93 98 91 84
رشد روزانه به ازاء هر قطعه لارو(گرم) 0.17 0.23 0.17 0.22 0.17 0.19
تولید در استخر(Kg) 4351 1380 3857 2621 3360 2995
تولید در هکتار(Kg) 9062 2759 7714 5241 6719 5989
فاز دوم پروژه  
تعدادروز پرورش 102 123 104 125 105 107
متوسط وزن در هنگام صید(گرم) 14.7 34.20 14.2 28.9 15.5 25.5
FCR 1.51 1.66 1.67
درصد بازماندگی 100 65 93 66 89 68
رشد روزانه به ازاء هر قطعه لارو(گرم) 0.14 0.28 0.14 0.23 0.15 0.24
تولید در استخر(Kg) 4407 1111 3543 1911 2997 2618
تولید در هکتار(Kg) 8813 2222 7085 3822 5993 5235
  جدول 2 : نتایج تولید در پروژه پرورش چند گونه ای میگو وانامی و مونودون در دوفاز مطالعه
این بررسی در دو فصل انجام شد تا از نظر زمانی دوره های پرورش بیشتری پوشش داده شود.نتایج کلی در فصل دوم نیز تقریباً مشابه بود با این تفاوت که بازماندگی گونه مونودون در این فاز، کاهش ولی متوسط رشد(ABW) این گونه به همان نسبت افزایش یافت.

بحث و نتیجه گیری:
شرایط بهداشتی دراین روش کشت چند گونه ای بدلیل اینکه یکی از گونه ها SPF و دیگری فاقد چنین خصوصیتی بود ، درطول مدت مطالعه(هرچند پیش از ذخیره سازی پست لاروهای مونودون ، تست PCR انجام شده بود) وضعیتی بحرانی داشت.اینکه درصد بازماندگی در گونه وانامی در هردو فصل و در تمام تیمارها تقریباً مشابه (و بالاتر از متوسط منطقه) ولی در گونه مونودون در فصول مختلف متغیر بوده ،شاید به همین دلیل باشد. به هرحال محققین همکار در پروژه در این مورد معتقدند باید این مطالعه با تغییرات بیشتر ی در آیتم های پرورش تداوم یابد تا دلیل اصلی مشخص شود.


تراکم ذخیره سازی نیز از جمله مواردی است که بر اساس نتایج مندرج در جدول نتایج در هر سه تیمارآن مناسب بوده و نشان میدهد در صورت انتخاب میزان مناسب در زمان مطلوب ،هردوگونه قادرند بصورت همزیست پرورش یافته و نتایج حاصله دلگرم کننده خواهد بود.
,
+ نوشته شده در  89/01/24ساعت 13:40  توسط زينب  | 

تأثیر دمای آب بر بروز بیماری لکه سفید

تأثیر دمای آب بر بروز بیماری لکه سفید
Victoria alday-Sanz
ترجمه  : علی قوامپور
کارشناس مسئول تکثیر میگواداره توسعه میگو و آبزیان دریائی

مقدمه :
صنعت پرورش میگو در خوزستان ،از سال 1380 تاکنون سالهای بحرانی و دشواری را سپری نموده است . پس از تلفات ناشی از سرمازدگی در سال 80 ،بروز بیماری لکه سفید در سال 81 ،آغاز چالش دامنه دار این صنعت با بیماری خطرناکی بوده است که سالانه ،میلیونها دلار خسارت به پرورش دهندگان در سطح جهان وارد می نماید.اما به یمن ارتباطات نسبتاً وسیعی که همه ساله پیش از شروع دوره کاری  و معمولاً به ابتکار شیلات خوزستان ،با افراد و سازمانهای دست اندر کار این فعالیت در جهان برقرار شده ،دیدگاه های کارشناسان و مدیران استان ،در بخشهای دولتی و غیر دولتی(خصوصی و تعاونی)نسبت به نحوه بروز و شیوع این بیماری،روشهای پیشگیری و متدهای مقابله با آن کامل تر شده است.در تحقیقی که گزارش آن در این مقاله آورده شده و در فوریه سال 2006 در نشریه   Global Aquaculture Advocateچاپ شده است ،خانم دکتر Victoria Alday-Sanz از چهره های مطرح جهان در زمینه بهداشت آبزیان ، به  همراه شماری از برجسته ترین متخصصین کشور بلژیک (نظیر پروفسور پاتریک سارژلوس و دکتر بونیلا ، از دانشگاه Ghent بلژیک ) یکی از نکات  جالب و در عین حال بحث برانگیز در زمینه علت یابی بروز و گسترش بیماری لکه سفید ویروسی را در میگوهای لیتوپنئوس وانامی عنوان نموده که (هرچند 2 سال از انتشار آن می گذرد ولی) شاید نتایج آن افق دید دست اندر کاران صنعت را در زمینه تنظیم تقویم پرورشی در استان خوزستان  روشنتر ساخته و حتی در بحث آغاز بروز مشکل در سایت چوئبده نکات جدیدتری را مطرح نماید.
خلاصه تحقیق :
 
نتایج مطالعه بر روی میگوهای گونه وانامی که به عضله آنها دوزهای متفاوت (کم و زیاد)ویروس بیماری لکه سفید تزریق شده بود نشان می دهد ،افزایش دمای آب به 33 درجه سانتیگراد پس از تزریق ویروس ،از بروز تلفات به دلیل WSSD جلوگیری به عمل می آورد.در این مطالعه مشخص شد دمای بالا قبل از تزریق ویروس اثر خاصی در پیشگیری از ابتلا نشان نمی دهد.
محققین مجری این پروژه عقیده دارند که همانند سازی ویروس در دمای 33 درجه سانتیگراد در بدن میگو متوقف می شود.
شرح آزمایش  :
در این پروژه ویروس لکه سفید،در دو دوز مختلف (پائین و بالا)به میگوهای SPF گونه لیتوپنئوس وانامی بصورت عضلانی تزریق شد.پس از آن میگوها در 4 گروه 10 تائی (برای هر دوز) در دماهای متفاوت قبل و بعد از تزریق نگهداری شدند.گروه A : دمای نگهداری قبل و بعد از تزریق 33 درجه سانتیگرادگروه B : دمای نگهداری قبل از تزریق 33 و بعد از تزریق 27 درجه سانتیگرادگروه C : دمای قبل از تزریق 27 و بعد از آن 33 درجه سانتی گرادگروه D : دمای قبل و بعد از تزریق 27 درجه سانتی گراد
در این آزمایش برای هر تیمار 3 تکرار در نظر گرفته شد.

5.jpg
شكل 1 - تیمار بندی میگوها در گروه های چهارگانه برحسب دمای آب

پس از تزریق ویروس لکه سفید ،هر 12 ساعت یکبار بررسی میگوها از نظر بروز علائم بیماری ،کاهش تغذیه و یا بیحالی انجام شد . در پایان آزمایش میگوهای تلفاتی و زنده جمع آوری و شمارش شده و با تکنیک ایمنو فلورسانس غیر مستقیم ، از نظر ابتلا به بیماری لکه سفید مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج :
همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده است ،تلفات در میگوهای گروه A و C که با دوز پائین ویروس تلقیح شده بودند،در پایان آزمایش به ترتیب 10 و 30 درصد ولی نتیجه تست تشخیص بیماری در هر دو گروه میگوها منفی بود (هیچیک از میگوها بیمار نبودند)،در حالیکه در گروه B میگوها 72 تا 96 ساعت و در گروه D
84 تا 144 ساعت پس از تزریق همگی تلف شدند.

6.jpg
شكل 2 - نمودار خطی میزان تلفات در تیمارهای تحت آزمایش  با دوز پائین تلقیح ویروس

تلفات در میگوهای گروه A و C با دوز بالای تلقیح ویروس(شکل 3) ، به ترتیب 10 تا 20 درصد بود.این میزان در گزوه B و D، 60 ساعت پس از تزریق به 100 درصد رسید.در این دسته نیز ، هیچیک از میگوهای گروه A و C بیمار تشخیص داده نشدند.

7.jpg
شكل 3 - نمودار تلفات در تیمارهای با دوز بالای  تلقیح ویروس

بحث و نتیجه گیری :
نتایج این آزمایش نشان می دهد،افزایش دمای آب به 33 درجه سانتیگراد پس از ورود ویروس لکه سفید به بدن میگو از بروز تلفات بواسطه ابتلا به این بیماری جلوگیری میکند،به علاوه دمای 33 درجه سانتیگراد قبل از تلقیح ویروس در جلوگیری از ابتلا به WSSD تأثیری ندارد(هیچیک از میگوها در هردو گروه A و C مبتلا به بیماری تشخیص داده نشدند). به این ترتیب می توان نتیجه گرفت ،بروز بیماری لکه سفید و یا لااقل تکثیر این ویروس با افزایش دمای آب  به 33 درجه ،در بدن میگو متوقف شده است.

+ نوشته شده در  89/01/24ساعت 10:36  توسط زينب  | 

توسعه آبزي پروري و حفاظت از محيط زيست

توسعه آبزي پروري و حفاظت از محيط زيست


اشاره : حفظ محيط زيست از نظر قانوني و اخلاقي و اجتماعي يك ضرورت اجتناب ناپذير است ، كم توجهي به اين نكته در واقع كم توجهي به اصل زندگي بر روي زمين است .
از طرف ديگر توسعه آبزي پروري در كشور ما يك ضرورت اقتصادي است زيرا ذخاير طبيعي آبزيان ما چه در آبهاي داخلي و چه در آبهاي سرزميني در شمال و جنوب ، نه امروز و نه در آينده بهيچ وجه جوابگوي تقاضا نخواهند بود همچنين در شرايط كنوني كه موضوع اشتغال در جامعه ما بسيار پراهميت است ، چون آبزي پروري مي تواند زاينده فرصت هاي شغلي مولد و ارزش افزوده
باشد ، بنابراين توسعه آبزي پروري هم غيرقابل اجتناب مي شود .
اكنون مدتهاست كه اين پرسش مطرح است كه آيا توسعه آبزي پروري با حفاظت از محيط زيست در تضاد و تناقض است ؟ آيا اگر تداخلي بين اين دو وجود دارد مي توان يكي را بر ديگري ارجح دانست ؟ آيا توسعه آبزي پروري در جهت توسعه پايدار انجام مي شود ؟ يا برخلاف آن ؟ نگارنده كه تحصيلاتي در زيست شناسي جانوري و دريايي و تجاربي در زمينه آبزي پروري دارد اعتقاد دارد كه آبزي پروري اگر با اصول و مباني حفظ محيط زيست همراه شود نه تنها تضادي با محيط زيست ندارد بلكه مي تواند كمك به حفظ محيط زيست و در جهت توسعه پايدار هم باشد .
در اين نوشته بدواً اثرات متقابل پرورش آبزيان بر محيط زيست و بلعكس مرور شده و سپس پيامدهاي زيست محيطي سامانه هاي مختلف پرورش آبزيان توضيح داده مي شوند و در نهايت
گزينه هاي برتر با هدف حفظ محيط زيست مورد تأكيد قرار گرفته اند .

الف : دوستي آبزي پروري و محيط زيست
شك نيست كه هر فعاليتي در طبيعت مي تواند تأثيراتي بر محيط زيست داشته باشد اما ما بايد بدانيم كه آبزي پروري مي تواند حامي و دوست محيط زيست هم باشد ! ! درك اين پديده چندان پيچيده نمي باشد اما بناچار ذيلاً به مواردي اشاره مي شود .

1- جلوگيري از انقراض نسل گونه هاي تجاري
شك نيست كه يكي از راه هاي كمك به توسعه پايدار كمك به حفظ گونه ها و تنوع آنها در طبيعت است .
نسل گونه هاي تجاري آبزيان بعلت صيد بي رويه بيش از ساير گونه ها در معرض خطر قرار گرفته است . از اينرو توسعه آبزي پروري مي تواند به چند طريق به حفظ و بقاء نسل اين گونه ها كمك كند .
• پرورش آبزيان بمنظور بازسازي ذخاير از دست رفته طبيعي كمك مؤثري به حفظ و بقاء نسل
گونه هايي است كه بهر دليل در معرض خطر قرار دارند . اتفاقاً شروع آبزي پروري در كشور نيز ابتدا با همين هدف بوده است . امروزه چندين گونه مهم در كشور بطور مصنوعي تكثير و پس از پرورش اوليه در طبيعت رهاسازي مي شوند . شايد اگر اين كارها صورت نمي گرفت نسل برخي از اين گونه ها تاكنون منقرض شده بود .
• آبزي پروري همچنين مي تواند فشار صيد بي رويه را از روي ذخاير طبيعي آبزيان كاهش دهد و از اين طريق به حفظ محيط زيست كمك كند . وجود گونه هاي پرورش در بازار بعلت دسترسي آسان و در همه فصول و هر جا ، تازگي محصول ، قيمت نسبتاً پائين و امكان توليد براساس ذائقه مصرف كنندگان و تقاضا در مجموع مي توانند به حفظ گونه هاي تجاري در طبيعت كمك مؤثري بنمايند . آمارها نشان
مي دهند كه اكنون درصد بسيار بالايي از نياز مصرف كنندگان ماهي در كشور ما از طريق آبزيان پرورشي تأمين مي شود . حجم توليدات آبزيان پرورشي در سال 86 به تنهايي بيش از سه برابر حجم ماهيان صيد شده از درياي خزر بوده است كه اگر اين مقدار ماهي را از بازار حذف كنيم بدون ترديد بعلت تقاضاي بازار صيد بي رويه شدت گرفته و يا تلاش صيادي بيشتر مي شود و در نتيجه گونه هايي بسرعت بيشتري از آبهاي طبيعي حذف مي شوند و اين ضرر سنگين به محيط زيست آبي خواهد بود .
• يكي ديگر از اهداف توسعه آبزي پروري بكارگيري صيادان غيرمجاز در اين حرفه است كه از اين طريق هم مي توان به حفظ نسل گونه هاي تجاري كمك كرد .
از نظر بيولوژيك حذف هرگونه از آبزيان مي تواند منجر به حذف گونه هايي كه از آن تغذيه
مي كرده اند و در واقع به گسسته شدن قسمتهايي از زنجيره غذايي در آب گردد .

2- مزارع آبزي پروري كمك به بقاء پرندگان
پرندگان آبزي و يا كنار آبزي بعضي مهاجر و بعضي ساكن هستند . اين پرندگان معمولاً
بركه هاي كم عمق را بعنوان محل هايي براي چراي خود انتخاب مي كنند . وجود استخرهاي بزرگ پرورش ماهيان گرمابي و ميگو كه بصورت درياچه اي پرورش داده مي شوند بستر مناسبي براي
تغذيه و زمستانگذراني اين گروه از پرندگان است . البته آبزي پروران با پرندگان ماهيخوار معمولاً مبارزه مي كنند ولي خيلي از پرندگان آبزي و كنار آبزي اصلاً ماهيخوار نيستند . تعداد زيادي از پرندگان قدرت غواصي ندارند و معمولاً از گونه هاي ديگر آبزي در سطح يا كنار آب تغذيه مي كنند . وجود استخرهاي پرورش ماهي بعلت بستري كه براي توليد انواع نرم تنان – سخت پوستان و دوزيستان و كرم ها فراهم مي كند در هر صورت موجب جلب انبوه پرندگان مي گردد . معمولاً در شروع بهار كه استخرهاي پرورشي ماهيان گرمابي آبگيري مي شوند انبوه نوزادان قورباغه و انواع ديگري از جانوران ريز در آب توليد مي گردند كه غذاي مناسبي براي پرندگان محسوب مي شوند .




تنها پرنده اي كه خوش آيند آبزي پروران نيست و با آن بشدت مبارزه مي شود « قره غاز » يا ( Cormorant ) است . معمولاً آبزي پروران با وجود اين نوع پرنده بشدت مبارزه مي كنند ولي با بقيه پرندگان چندان كاري ندارند . تجارب موجود نشان مي دهند با همه مبارزه اي كه با اين پرنده مي شود همه ساله تعداد زيادي از بچه ماهيان مزارع بوسيله اين پرنده صيد مي شوند .
برخي پرندگان در نيزارهاي حاشيه مزارع پرورش ماهي تخمگذاري مي كنند و برخي ديگر حتي در روي آب و حاشيه استخر لانه ساخته و تخم هاي خود را بصورت نيمه شناور قرار مي دهند .
امروزه اجراي پروژه هاي توسعه منابع آب نظير سدسازي و شبكه هاي آبياري سطوح وسيعي از بركه ها و تالاب هاي طبيعي را خشكانده و اراضي آنها را تبديل كشتزار شده اند و طبيعتاً استخرهاي پرورش ماهي جايگزيني مناسب براي آنها بعنوان اراضي تغذيه اي ( Feeding ground ) و جوجه پروري ( Nursery grund ) پرندگان مي توانند باشند .

3- مزارع پرورش ماهي و گسترش فضاي سبز
پرورش ماهي بدليل اينكه آب را به خاك نزديك مي سازد خودبخود مي تواند باعث گسترش فضاي سبز گردد . فضاي سبز ايجاد شده ممكن است بصورت درختان سايه دار يا حتي گسترش نيزارها و چمنزارها باشد كه همگي از نظر بوم شناسي و زيست محيطي داراي اهميت هستند .




4- مزارع پرورش آبزيان و كمك به تنوع زيستي
با گسترش فضاهاي آبزي پروري روي زمين هاي لم يزرع و ديم و يا شوره زار كه معمولاً اينگونه اراضي را به پرورش ماهي اختصاص مي دهند ، اكوسيستم هاي جديدي شكل مي گيرند كه
مي توانند محيط هاي امن براي رشد و توسعه انواعي از خزندگان – دوزيستان – پروندگان و پستانداران آبزي گردند . زيرا وجود اب خود زادگاهي براي توليدات غذايي از پلانكتون ها و حشرات و سخت پوستان گرفته تا نرم تنان و كرم ها و ديگر جانداراني كه بعنوان غذا بمصرف مهره داران
مي رسند مي باشد . تجارب ما در توسعه پرورش ماهيان گرمابي در مناطقي از دشت خوزستان نشان مي دهد با بوجود آمدن استخرهاي پرورش ماهيان گرمابي تنوع زيستي در منطقه گسترش پيدا كرده و اين موضوع با چشم انسان معمولي هم قابل رؤيت مي باشد . مثلاً اولين گروه مهره داراني كه سر و كله آنها پيدا مي شود دوزيستان هستند . دوزيستان در زماني كه از آب بيرون مي آيند جثه بسيار ريزي دارند و غذاي خيلي خوبي براي پرندگان و مارها پيدا هستند و سپس موش – موش خرما و سمور آبي هم شروع به رشد و نمو مي كنند و يك محيط اكولوژيكي كاملي شكل مي گيرد .

ب : تهديدهاي بالقوه آبزي پروري بر محيط زيست
در مقابل مزايايي كه گفته شد خطراتي نيز وجود دارند كه معمولاً نمي توان آنها را ناديده گرفت . در مورد پيامدهاي منفي زيست محيطي پرورش آبزيان معمولاً آدم هاي غيرمتخصص يا غيرمسئول بصورت اغراق آميزي صحبت مي كنند بطوريكه اين خطر احساس مي شود كه با شمشير حفظ محيط زيست جلوي توسعه پرورش آبزيان گرفته شود . اين پيامدهاي منفي را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد .
1- گروه اول پيامدهاي منفي زيست محيطي ناشي از توسعه پرورش آبزيان را مي توان به توسعه غيرمسئولانه پرورش ماهي نسبت داد . يعني توسعه اي كه فقط منافع افراد سودجو را درپي دارد و بهيچ وجه مورد تأئيد انسان هاي طرفدار توسعه پايدار نمي باشد بطور مثال مي توان به احداث مزارع پرورش ماهي در جنگل ها كه معمولاً با قطع درختان جنگلي همراه است اشاره نمود . همچنين پرورش ماهيان علفخوار در مجاورت تالابهايي كه وجود نيزار در آنها حيات گروه هائي از جانداران را تضمين مي كند .
زيرا با فرار ماهيان علفخوار به اينگونه محيط ها خطر بومي شدن آنها وجود دارد و در نتيجه نيزارها ممكن است نابود شده و زندگي در آنجا به خطر مي افتد . همچنين پرورش ماهيان گوشتخوار در كنار منابع آبهاي طبيعي هم مي تواند خطر آفرين باشد . در هر صورت ظهور گونه هاي ناخواسته ماهي در منابع آبهاي طبيعي ممكن است مشكلاتي را براي اكوسيستم بوجود آورد . از اينرو مسئولين ذيربط بايد دقت لازم را بعمل آورند . بديهي است اين نوع خطرات را نمي توان به حساب خطرات زيست محيطي پرورش آبزيان در همه جا منظور نمود بلكه اينها مشكلات مسئوليت پذيري و مديريتي اشخاص هستند .
2- گروه دوم تضادهاي بالقوه ذاتي توسعه آبزي پروري با حفظ محيط زيست هستند كه وظيفه ما انسانها آنست كه تا جائيكه ممكن است از آنها جلوگيري كنيم . شايد مهمترين مشكلي كه در اين رابطه خودنمايي مي كند موضوع پساب مزارع پرورش ماهي و ورود آن به منابع پذيرنده باشد .
بحث پساب مزارع ماهي در همه جاي دنيا مطرح است و در كشورهاي پيشرفته نيز با آن دست به گريبان هستند . از همين رو امروزه در كشورهايي كه طرفداران حفظ محيط زيست در قدرت قرار دارند مزارع پرورش ماهي را در نقاطي كه حساس بوده الزام به ايجاد تأسيسات تصفيه پساب كرده اند و اكنون اين نوع تأسيسات در كشورهايي مثل آلمان در برخي مزارع ماهي وجود دارند كه با وجود آنها پرورش ماهي هيچ گونه مشكل زيست محيطي ندارد . بنابراين اين مشكل هم قابل حل است و راه حل دارد و لذا نبايستي نگران آن بود .
پساب مزارع پرورش ماهي معمولاً حاوي مقاديري مواد آلي است كه مربوط به فعاليتهاي حياتي ماهي و ساير گياهان و جانوران آبزي هستند . همچنين آزمايشات نشان مي دهد ميزان فسفات ها و نيترات هاي معدني و مواد معلق هم در پساب ها بصورت بالقوه ممكن است وجود داشته باشند .
در اين ميان اگر منبع پذيرنده آب برگشتي از مزارع آبزي پروري ظرفيت كافي نداشته باشد
مي بايستي چاره اي انديشيده شود .
مواد معلق يكي از معضلات پساب هاي پرورش آبزيان هستند اين گونه مواد بعلت قطر ذرات و ماهيت ها معمولاً قابل ته نشيني هستند . بنابراين وجود حوضچه اي ته نشين كننده باوسعت كافي كه زمان ماند آب را در حديكه مواد معلق آن ته نشين شوند تضمين نمايد مي تواند برطرف كننده مشكل مواد معلق باشد .
يكي ديگر از مشكلات آب برگشتي مزارع ماهي مواد آلي هستند كه ناشي از تغذيه ماهي يا فعاليت هاي جانداران آبزي مي باشند مواد آلي در آب با هوادهي قابل اكسيده شدن هستند . همچنين اگر مسير كانال خروجي آب تا منبع پذيرنده طول كافي و شيب لازم را داشته باشد آب مي تواند بصورت خودبخودي اين مواد را در مسير خود مينراليزه ( Mineralize ) كند و آنها را تبديل به مواد مغذي
بي ضرر نمايد . همچنين در مسير خروجي در مزارع گرمابي معمولاً گياهان زيادي رشد مي كنند . وجود گياهان در مسير گذر آب مي تواند بمنزله پالايشگاه عظيمي باشد كه كليه مواد آلي و فلزات سنگين را
جذب نمايد . بنابراين در اين گونه موارد جاي نگراني نيست .
همچنين در پساب مزارع آبزي پرور ممكن است بو يا مزه آب تغير كرده باشد . اين تغيير بو و مزه ناشي از فعاليت هاي ميكروارگانيسم هاي آبزي و وجود آمونياك است كه با اندكي هوادهي قابل برطرف كردن هستند .
مواردي ديگري از قبيل افزايش شوري – تغير در دما و وجود خزه ها يا جلبك هاي ميكروسكپي و مواد ضدعفوني كننده هم در گزارشات پساب برخي مزارع پرورش آبزيان وجود دارند . مثلاً افزايش شوري آب در جائي اتفاق مي افتد كه خاك منطقه خيلي شور باشد و استخرهاي پرورش را بصورت خاكي بسارند . چنين اراضي فقط در دشتهاي جنوبي كشور غالب هستند در واقع شور شدن آب برگشتي از مزارع ماهي به خود ماهي مربوط نمي شود بلكه مشكل خاك هاي منطقه هستند در چنين جاهايي
مي بايستي تمهيداتي انديشيده شود كه كانال هاي خروجي آب سيماني ساخته شده و كف حوضچه هاي خاكي هم از كوبيدگي كافي برخوردار باشد تا از نفوذ آب به درون خاك جلوگيري شده و زه آب شور بوجود نيايد .
در انتخاب محل احداث مزرعه پرورش ماهي يكي از گزينه هاي برتر مي تواند جايي باشد كه آب برگشتي آنها به مزارع كشاورزي هدايت مي شود . اكثر مزارع پرورش ماهي كه در ايران ساخته مي شوند اين قابليت را دارند ولي در مورد مزارع پرورش ميگو احتمالاً اين امكان وجود ندارد و بنابراين آب برگشتي اين مزارع معمولاً به دريا هدايت مي شود البته در اين مزارع چون مسير عبوري آب برگشتي معمولاً باز است پساب معمولاً خودبخود فرصت ته نشيني و رويش گياهان و خود پالايي كافي را دارد .
بغير از موضوع پساب موضوع حضور ناخواسته برخي گونه هاي آبزيان در آبهاي طبيعي هم مطرح است كه قبلاً به آن اشاره شد . بهرحال جابجايي بچه ماهيان از منطقه اي به منطقه ديگر در پرورش ماهي اجتناب ناپذير است و در اين بين ممكن است گونه هاي ماهي وحشي از منطقه اي به منطقه ديگري جابجا شوند . شواهدي در اين مورد در دست است كه تأئيد مي كند در سال هاي گذشته در ايران اين جابجايي ها صورت گرفته كه البته بطور ناخواسته بوده اند . بديهي است عواقب اين احتمال ممكن است مفيد يا مضر باشند و لذا نمي توان در اين مورد نسخه اي واحد پيچاند . برخي گونه هاي جابجا شده نظير ماهي كاراس كه بومي آبهاي شمال ايران است و اكنون درجنوب ايران هم ديده ميشود زياني براي محيط زيست ندارند و برخي ديگر از ماهيان هم قدرت توليدمثل در آبهاي طبيعي ندارند . مثلاً ماهي قزل آلا به خيلي از آبها راه پيدا ميكند اما چون قدرت تكثير در اين آبها را ندارد و خطري محسوب نمي شود .
در سال هاي اخير كارشناسان بهداشت اشاره به وجود نوعي حلزون مضر را كرده اند كه در آبهاي غربي ايران مشاهده شده ولي قبلاً وجود نداشته است . اين گمان وجود دارد كه اين حلزون هم با تانكرهاي حمل بچه ماهي جابجا شده ولي مدرك مستندي در اين خصوص وجود ندارد . علاوه بر آن چون در آبهاي كشور ما در خصوص نرم تنان مطالعات تفصيلي صورت نگرفته نمي تواند تأئيد كرد كه اين نوع حلزون قبلاً در نقاطي وجود نداشته ضمنا آنكه گونه هايي مثل حلزون ها و سخت پوستان و حتي خود ماهي ها هم با پرندگان از نقطه اي به نقطه ديگر جابجا مي شوند و اين جابجايي ها ارتباطي با پرورش آبزيان ندارند .

ج : توسعه پرورش آبزيان و عدم تأثير بر محيط زيست
در مواردي توسعه توسعه آبزي پروري تأثيري بر محيط زيست ندارد . اصولاً ديدگاه آلايندگي محيط زيست در تمام موارد « بجز موضوع آب » پرورش آبزيان تغييري در محيط زيست ايجاد
نمي كند . بعنوان مثال در مراحل بهره برداري پروژه هاي پرورش آبزيان :
- پرورش آبزيان آلودگي صوتي ايجاد نمي كند .
- پرورش آبزيان آلودگي هوا ايجاد نمي كند بلكه بالعكس به تلطيف هوا هم كمك مي كند .
- پرورش آبزيان آلودگي خاك ندارد .
- پرورش آبزيان نازيبائي محيط زيست را بهمراه ندارد .
- پرورش آبزيان پسماندهاي جامد و يا غيرقابل برگشت بهمراه ندارد .
البته در مرحله ساخت و ساز ممكن است تأثيرات منفي ضعيفي بوجود آيند كه موقتي هستند .

نتيجه گيري :
توسعه پرورش آبزيان اگر مسئولانه و مديريت شده باشد نه تنها خطري براي محيط زيست ندارد بلكه كمك هاي زيادي به حفظ محيط زيست و تعادل اكوسيستم ها و تنوع زيستي هم مي نمايد و بنابراين بايد در انتخاب محل طرح هاي پرورش آبزيان و مديريت بهره برداري از مجتمع ها به نكات زيست محيطي توجه كافي مبذول شود .


محمود توسلي
كارشناس ارشد بيولوژي دريا
و كارشناس تكثير و پرورش آبزيان
اهواز 1387
+ نوشته شده در  89/01/24ساعت 8:34  توسط زينب  | 

اصلاح روشهای مصرف کودهای آلی در مزارع پرورش ماهی گرمابی

اصلاح روشهای مصرف کودهای آلی در مزارع پرورش ماهی گرمابی


تهیه کننده: میثم صفاخواه. کارشناس ناظر مجتمع پرورش ماهی آزادگان

كود مرغي و گاوي از جمله كودهاي آلي محسوب مي شوند كه اصولا جهت باروري و ايجاد توليدات طبيعي در آب محيط پرورشي استفاده مي گردند. مصرف آنها توام با كودهاي غيرآلي موجب توليد پلانكتون ها، كفزيان، موجودات گیاهی و جانوری مي شود كه هر كدام بخشي از غذاي ماهيان را تشكيل مي دهند.

درباره مصرف كود مرغي نظر بر آنست که ماهي كپور معمولي از فضولات مرغ استفاده نمي كند بلكه در محوطه دهاني خود در هنگام بلع، دان هاي موجود در فضولات (كود) را گرفته و به تغذيه مي رساند و باقيمانده آن را دوباره به پيكره آبي (water body) برمي گردانند. اين يك باور ذهني و فرض محسوب نمي شود بلكه بايد به عنوان يك اصل پذيرفته شده تلقي گردد. زيرا ماهي با خوردن اجباري بخش كمي از كود و انتخاب دان هاي موجود در آن، جمعيت باكتريايي و تك ياختگاني را كه در كود و به تبع آن روي دان هاي پرت شده در سيستم پرورش طيور گوشتي به روش زميني يا بستر (deep litter)، وجود دارند مصرف مي كند. اين موضوع بيشتر در مورد كپور معمولي و تا حد كمي در مورد آمور كه درصورت عدم سيري از دان هاي موجود در كود در صورت عدم سيري تغذيه مي كند صدق مي نمايد. اما كپور نقره اي مي تواند از ذرات كودي كه سايز آنها متناسب با قابليت پالايش توسط خارهاي آبششي ماهي است استفاده نمايد.


آيا تمام پروتوزوآها و باكتري ها مفيد هستند؟
هرچند از مفید بودن بسياري از باكتري ها نمي توان به آساني صرف نظر كرد اما بايد عنوان داشت كه با ريختن كودهاي حيواني به صورت سرك در آب محيط پرورشي ريسك ابتلا به تك ياختگاني همچون ساركوماستيگوفورا (تاژك داران) مانند Ichthyobodiosis كه توسط تك ياخته كاستيانكاتريكس از راسته retortamonadida و يا كريپتوبيازيس از راسته Kinetoplastida و يا خطر ابتلا به سيليوفورا (مژه داران) مانند ايكتيوفتيريازيس كه توسط تك ياخته مژه دار Ichthyophthirius multifiliis از زيررده Holotrichia و يا Chilodonellasis كه توسط تك ياخته مژه دار C. cyprini و C. hexastica و يا Trichodiniasis از پريتريشاها و يا خطر ابتلا به تك ياختگان هاگدار (sporozoa) مثل Eimeria كه مسبب بيماري كوكسيديوزيس است را افزايش مي دهيم.


علاوه بر حضور احتمالي هر كدام از پروتوزوآهاي موجود در كودهاي حيواني به ويژه در كودهاي مرغي، موجودات ديگري نظير ساس ها (Cimex lectularius)، مگس هاي سياه (black flies)، شپشهاي گزنده (biting lice)، كنه هاي مرغي (fowl ticks)، سوسك بستر (Alphitobius diaperinus) وجود دارند كه مي توانند ناقل عوامل پاتوژن (بيماريزا) در جمعيت ماهيان پرورشي محسوب شوند. بطور مثال بسياري از كرمهاي پهن (flat warms) توسط حشرات و سوسكها كه در كودهاي حيواني موجود در مزرعه فراوان هستند، انتقال مي يابند كه مي توان به آلفيتوبيوس دياپرينوس (سوسك بستر) موجود در كف مرغداريها اشاره كرد.


با همه اینها به هیچ وجه نمی توان بدون استفاده از کود های آلی در طول دوره پرورش به رشد مطلوب دست یافت . در سال 1977 راپاپورت و همكارانش فراواني فيتوپلانكتون ها در آب و لارو شيرونوميده را در گل استخرهايي كه انواع مختلفي از كود را دريافت كرده اند مورد بررسي قرار داده اند كه نتايج آنها بدين قرار مي باشد:

jadval_kod.jpg


با توجه به جدول بالا مي توان پي برد كه كودهاي حيواني بخصوص كود مرغي در توليدات طبيعي استخر بيشتر از كودهاي شيميايي موثر هستند و نمي توان هيچ گاه از مزاياي آنها چشم پوشي كرد.

 
در خبرنامه دانشگاه ويرجينياي غربي آمده است كه هم اكنون در آمريكا كود مرغي را درون كيسه هايي ريخته و در نقاط مختلف استخر بطور معلق نگاه مي دارند. كود مرغي هنگامي كه در گوني هاي ريز بافت سالم و يا پارچه هاي محكم با ضخامت كم و بطور معلق در محيط آبي استخرهاي پرورش قرار گيرد به مرور زمان موجب غني سازي آب محيط پرورشي شده و نسبت به زماني كه به طور سرك در استخرها ريخته مي شود كاهش [BOD] و افزايش اكسيژن محلول (DO) را به دنبال دارد. در اكوسيستم هاي آبي افزايش اكسيژن مورد تقاضاي بيوشيميايي موجب كاهش اكسيژن محلول (DO) در آب مي گردد.


كودهاي حيواني به عنوان خوراك براي ماهيان پرورشي داراي ارزش كمي هستند ولي براي غني سازي استخر فوق العاده اهميت دارند. در مورد كود گاوي با بررسي هايي كه توسط راپاپورت و همكارانانش به عمل آمده نتيجه گيري شد كه كود گاوي تازه به صورت جامد بر روي توليد كپور اثر منفي دارد.

اگر از کودهای آلی بیش از معمول استفاده شود روند تجزیه که معمولا در کف استخر روی میدهد حالت غیر هوازی پیدا می کند که اکثرا چنین وضعیتی بدلیل پایین آمدن فشار هوا ایجاد می شودو در نتیجه سطح اکسیژن محلول در آب کاهش یافته و موجب تولید گاز متان، آمونیاک و هیدروژن سولفوره می شود که این مواد شیمیایی سمی می توانند موجب مرگ و میر ماهیان شوند. در صورت استفاده ی بیش از حد از کودهای آلی تغییرات زیاد PH به صورت غیر منطقی و نا منظم در استخرها مشاهده خواهد شد. کمترین مقدار BOD وCOD در کود گاوی مشاهده می شود و تعداد باکتری در کود گاوی بیش از سایر کودهای آلی است.
استفاده نامناسب از کودهای حیوانی باعث ایجاد مشکل رشد بیش از حد جلبکهای کفزی و آلودگی باکتریایی و میکروبی می گردد.

نتيجه:
با توجه به مطالب ذکر شده باید عنوان کرد که کودهای آلی علاوه بر مزایای فراوان در صورت استفاده نامناسب می توانند مشکلات زیادی را برای مزارع پرورش ماهی گرمابی ایجاد نمایندكوددهي و تغذيه در آبهاي پرورش ماهي بايد با توجه به پارامترهاي فيزيكوشيميايي آب انجام گيرد تا بهترين برداشت ماهي از مزارع صورت گيرد.

 
منابع :
 1.سایت اتحادیه پرورش دهندگان گرمابی کشور، کیانوش مقدمwww.garmabi.com
2.پرورش کپور و ماهیان استخری ، لازلو هورواث، گیزلا تاماس،کریس سی گریو ترجمه: فروغ پاپهن، دکتر ناصر حقوقی راد
3.پرورش ماهیان گرمابی ، قناعت پرست، فرحجود، طلوعی
 4.سایت آبزی پروری www.aqua.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  89/01/24ساعت 7:29  توسط زينب  | 

تیلاپیا

تیلاپیا


tilapia1.JPG



ضرورتی انکارناپذیر:
 تیلاپیا به علت رشد سریع و پرورش ساده و ارزان مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است. هم اکنون بیش از 27 کشور جهان جنس های مختلف تیلاپیا را پرورش می دهند. تیلاپیا در آبهای شور، لب شور و شیرین پرورش داده می شود و درکشورهای کویت ، امارات ، عمان ، عربستان، فلسطین ، چین ، مصر ، فیلیپین و ... بطور گسترده پرورش داده می شود.
بازارپسندی خوبی داشته بخصوص تیلاپیای قرمز که از لحاظ درخشش رنگ پوست بیشتر موردپسند می باشد. همچنین قابلیت پرورش این ماهی در آب شور باعث شده ازطعم بهتری برخوردار شود. هم اکنون امریکا، اروپا و ژاپن مهمترین واردکنندگان تیلاپیای تولید شده در آسیا می باشند.

مهمترین کشورهای تولیدکننده تیلاپیا در جدول زیر آمده است(منبع سایتFAO)

tilapia2.JPG



زادگاه اصلی این ماهی افریقا و شرق مدیترانه می باشد. جنس های (تیلاپیا) ساروترودون، اوروکرومیس بیشتر از لحاظ تجاری اهمیت دارند. همچنین هیبریدهای جنس های مختلف تیلاپیا سازگار با مناطق مختلف پرورش نیز بوجود آورده اند که از لحاظ رشدی یا مقاومت به سرما مناسب می باشد.

گونه های مهم پرورش تیلاپیا:
1- تیلاپیای آبی ( aureus oreodromis) به سرما نسبتاً مقاوم بوده و تحمل شوری بالایی دارد و یوری هالین بوده و نسبت به cage یا استخر و تانک های پرورش سازگاری نشان می دهد.
 2- تیلاپیای نیل(niloticus oreodromis): سریع الرشد بوده. بسیار برای دورگه گیری استفاده می شود. در پهنه وسیعی از آبها دیده می شود.
3- Vamitilapia: در آبهای لب شور دیده می شود و رشدش نسبتاً کم است.
4- تیلاپیای قرمز: بیشتر برای زیبایی مورد استفاده قرار می گیرد. رشد سریع دارد و بازارپسندی خوبی دارد.
5- Oreochromis mossambicus: در آبهای شور رشد می کند.

خصوصیات کلی تیلاپیا:
معمولاً نرها یک لانه در کف استخر حفر کرده و پس از جفت یابی و جفت گیری جنس ماده تخم ها را در دهان قرارداده تا عمل انکوباسیون و تفریخ انجام گرددل.لاروها تا زمان جذب کامل کیسه زرده در دهان مادر باقی می مانند.
 
رفتار تغذیه ای:
تیلاپیا یک ماهی همه چیز خوار بوده از سطوح مختلف غذایی استفاده می کنند. بیشتر فیلترفیدر بوده که با پالایش موادغذایی موجود در محیط، موادغذایی خود را تامین می کند آب محیط خود را تمیز و تصفیه می کند بطوریکه در منابع گفته شده بعنوان تصفیه کننده آب فاضلاب ها می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
 قابلیت استفاده از فیتوپلانکتون ها، زئوپلانکتون ها، ماکروفیت ها، بی مهرگان آبزی وکفزی ، لارو ماهیان و دتریت ها را دارد. به همین دلیل برای کنترل شکوفایی جلبکی نیز استفاده می شود مخاط آبشش تیلاپیا در گرفتن و استفاده از غذای اطراف ماهی کاربرد فراوانی دارد. جیره غذایی مورد استفاده در پرورش تجاری تیلاپیا، انرژی بالا و پروتئین 30-15٪ می باشد به همین دلیل قیمت غذای مصرفی پایین می باشد. تیلاپیابوسیله پلت های شناور در ستون آب که پروتئین کمی دارد مورد تغذیه قرار می گیرد. ضریب تبدیل غذایی پایین داشته که (2/1-9/0) ذکر شده است.

تحمل ماهی به سرما:
تیلاپیا جزء ماهیان گرمابی می باشد ولی دامنه تحمل به سرمای خوبی داشته بخصوص تیلاپیای آبی مقاومت بیشتری نسبت به سرما داشته ودر دمای 32-16 درجه تحمل و رشد خوبی دارد. ولی گونه موزامبیکوس کمتر تحمل گرما را دارد.

تحمل ماهی به شوری:
تیلاپیا جزء ماهیان آب شیرین می باشد ولی تحمل شوری را دارد در شوری 10الی 15 ppt به راحتی رشد می کندppt30 در برخی منابع ذکر کرده اند. در شوری ppt5 تفریخ تخم یاHatching بخوبی صورت نمی گیرد.

 روش های پرورش:
این ماهی را هم دراستخرهای خاکی، مخازن فایبرگلاس و درتانک پرورش می دهند. استخرهای خاکی بیشتر در زهکش ها که طول زیاد و عرض کم دارند و غذادهی بصورت دستی به راحتی امکان پذیر است پرورش می دهند و برداشت بصورت تدریجی صورت می گیرد معمولاً بچه ماهیان 20 گرم به بالا برای ذخیره سازی استخرهای خاکی، بازماندگی بیشتری را به همراه دارد و بعد از گذشت 8-6 ماه به حدود 800-600 گرم می رسد.
این ماهی نسبت به اکسیژن کمتر ازppm 5 حساس بوده. PH 5/8-5/5 را تحمل کرده معمولاً برای رشد بهتر و جلوگیری از خطرات زیست محیطی بدلیل قدرت تکثیر بالای این ماهی توصیه می شود از بچه ماهیان عقیم برای پرورش استفاده شود که عقیم کردن بوسیله هورمونهای خوراکی یا تزریقی انجام می شود و یا بصورت شوک های فشاری و دمایی انجام می گیرد.
از پرورش تیلاپیا و میگو به منظورپیشگیری از برخی بیماریها مثل بیماری ویروسی WSSW با لکه سفید ویروسي میگو نیز استفاده می شود.
 
نتیجه:
با وجود آبهای داخلی ، دریاچه های سدها ، تالابها و زهکش صنایع نیشکر و همچنین سواحل خلیج فارس ( بیش از 250 کیلومترمرز سواحل خلیج فارس) ، نهرها و خوریات از آبادان تا بندر امام ، ماهشهر و هندیجان در استان خوزستان عرصه وسیعی از آبهایی که با دمای مناسب حداقل 10- 8 ماه برای پرورش این ماهی مقاوم به سرما و همه چیز خوار و سریع الرشد مناسب می باشد، استان خوزستان شرایط مناسبی جهت پرورش این ماهی با ارزش اقتصادی بالا در دنیا به منظور تصفیه پساب ها و زنده نگه داشتن تالاب ها و تامین پروتئین غذایی و صادرات و اشتغال و ارز آوري را دارد. امید است که با همت مسئولین و دست اندرکاران توسعه پرورش این ماهی در استان و کشور را داشته باشیم.

تهیه کننده: دکتر مهرداد محمدی دوست – مهندس مرتضی سوری



 

+ نوشته شده در  89/01/23ساعت 13:28  توسط زينب  | 

اکسیژن در استخرهای پرورش ماهی

اکسیژن در استخرهای پرورش ماهی
(تهیه کننده:مصطفی خضری -  ویراست : محمود توسلی )
اکسیژن در استخر پرورش ماهی:
آب مقدار محدودی اکسیژن را در خود نگه می دارد و این حالت آب وابسته به فشار اتمسفر، درجه حرارت و شوری است . در حالت طبیعی اکسیژن از طریق انتشار از هوا و فتوسنتز (اکسیژن تولیدی بوسیله فیتوپلانکتون ها یا جلبک ها) در آب بوجود می آید . فتوسنتز بیشترین میزان اکسیژن را در آب بوجود می آورد. میزان و زاویه تابش نور در فصول مختلف سال بر روی میزان فتوسنتز فیتوپلانکتون ها و تولید اکسیژن اثر می گذارد .

اگر دو استخر مشابه را در نظر بگیریم اکسیژن موجود در آنها متفاوت می باشد و تابع تراکم ماهیان ، میزان باروری استخر ، ساعت روز ، دمای آب ، املاح موجود در آب و .... می باشد . غلظت اکسیژن در اوایل صبح به کمترین میزان خود و در بعداظهر به بالاترین حد خود می رسد .
 اکسیژن بر ضریب تبدیل غذایی ، قابلیت هضم غذا ، رشد و افزایش تولید موثر است .
 
در استخر پرورشی، ماهی ها تنها مصرف کنندگان اکسیژن نیستند و فقط 15-5% اکسیژن موجود در آب را مصرف می کنند .
 
مصرف کنندگان اکسیژن در استخر پرورشی شامل:
فیتوپلانکتون ها ، باکتری ها و مواد معلق حدود 50% ، مدفوع ماهی ها و غذاهای مصرف نشده حدود 32%، بنتوزها حدود 2/0 % ، تجزیه کود ها و لجن کف استخر حدود 8% و زئوپلانکتون ها حدود 5/4 % می باشند .

oxin1.jpg


نکات :
 ماهی ها برای هضم کامل غذا 2 برابر بیشتر از حد معمول اکسیژن لازم دارند .
 غذا دهی باید با توجه به درصد وزن بدن ماهی صورت گیرد تا از باقیماندن غذا در استخر جلوگیری شود .
 غذادهی طبق زمانبندی منظم باشد تا ماهی هادر هنگام هضم غذا با مشکل کمبود اکسیژن مواجه نشوند بنابراین لازم است از تغذیه ماهی در نیمروز و شب خودداری شود .
استفاده از هواده در هنگام کاهش اکسیژن که بخصوص در شب تا اوایل صبح است ضرورت دارد .

کمبود اکسیژن:
اکسیژن موجود در آب زمانی کاهش پیدا می کند که میزان اکسیژن تولیدی کمتر ازمیزان مصرف آن توسط موجودات باشد .

کاهش اکسیژن محلول در آب وابسته به:
 
1- آب و هوای آرام ، ابری و گرم: در روزهای ابری یا روزهایی که که هوا غبار آلود است نور خورشید به سطح آب نمی رسد و عمل فتوسنتز و تولید اکسیژن توسط فیتوپلانکتونها صورت نمی گیرد در نتیجه اکسیژن آب کاهش می یابد.

 
استخرهایی که شکوفایی پلانکتونی بالایی در سطح آب دارند نورخورشید به بستر آنها نفوذ نکرده و در نتیجه اکسیژن فقط در سطح آب تولید می شود و به لایه های پائینی نفوذ نمی کند در نتیجه در طول روز که اکسیژن باید در حد بالایی باشد ، ممکن است ماهی ها با کمبود اکسیژن مواجه شوند .
 با افزایش دما نیز میزان اکسیژن موجود در آب کاهش پیدا میکند زیرا فعالیت موجودات با افزایش درجه حرارت افزایش پیدا می کند . ماهی ها موجوداتی خونسرد هستند بنابراین درجه حرارت بدن و فعالیتشان تحت تاثیر درجه حرارت آب است . توقف جریان باد نیز باعث می شود که اکسیژن موجود در هوا از طریق انتشار وارد آب نشود .

2- مرگ ناگهانی فیتوپلانکتون ها یا جلبک ها: هنگامی که فیتو پلانکتونها و جلبک ها در آب می میرند نیز کمبود اکسیژن در آب بوجود می آید زیرا نه تنها منابع تولید اکسیژن در استخر از بین رفته اند بلکه جلبک ها و فیتوپلانکتون های مرده خود باعث مصرف اکسیژن می شوند.
در ساعات تاریکی تراکم بالای فیتوپلانکتون ها می تواند اکسیژن موجود در آب را که برای تنفس ماهی ها است مصرف کند .
3- لایه بندی آب استخر:
در هنگام تابستان در عمق استخر(3-2 متر) لایه فوقانی آب (عمق 1 متر) خیلی سریع گرم می شود و چگالی آن کاهش یافته و سبکتر از آب کف استخر می شود . به دلیل اینکه آب لایه بالایی گرم تر و سبکتر است نمی تواند با آب سرد اعماق مخلوط شود وآب سرد نزدیک کف بی حرکت مانده و اکسیژن آن کاهش یافته و ترکیبات سمی توسط باکتری ها و مواد آلی پوسیده تولید می شود.
اگر هوا سرد شود یا باران شدید ببارد لایه بالایی با لایه پایینی هم دما شده و آب مخلوط می شود و دیگر مشکل فقدان اکسیژن را در کف نداریم .
 4- تجزیه مواد آلی کف :
 هنگامی که بیومس (وزن کل ماهیان) در استخر پرورشی بالا رود (اواخر تابستان) بار مواد آلی و مدفوع ماهی ها (آمونیاک ، نیترات ، مدفوع و غذای هضم نشده) افزایش پیدا می کند .
 مواد آلی و مدفوع ماهی ها تجزیه شده و باعث افزایش نیاز اکسیژنی ماهی ها می شود. همچنین مواد آلی و مدفوع ماهی ها می تواند باعث تحریک رشد جلبک ها وبلوم آنها در استخر شود .
 
اندازه گیری اکسیژن محلول :
اکسیژن محلول در آب باید 2 بار در روز، صبح زود و ابتدای شب مورد بررسی قرار گیرد . پائین بودن میزان اکسیژن در اوایل شب بسیار نگران کننده است .

oxin2.jpg


نکات :
 ماهی های درشت تر مصرف اکسیژنی بالاتری دارند در نتیجه ماهیانی که به سطح می آیند درشت تر هستند . استفاده از هواده در هنگام کاهش اکسیژن که بخصوص در شب تا اوایل صبح است ضرورت دارد .

منابع:
 
Low oxygen and pond aeration.William A.warts www.ca.uky.edu
 Integerated fish farming in china.Likang-min Aug 1985
استفن گدارد، مدیریت تغذیه در پرورش متراکم آبزیان، ترجمه م.علیزاده و ش.دادگر،1380،معاونت تکثیر و پرورش آبزیان
+ نوشته شده در  89/01/23ساعت 13:26  توسط زينب  | 

توليد مثل ( تكثير ) ماهيان

توليد مثل ( تكثير ) ماهيان


اشاره : تكثير مصنوعي يا نيمه مصنوعي ( يا نيمه طبيعي ) ماهيان لازمه و يكي از شرايط اساسي براي پرورش يك گونه ماهي در مقياس تجاري است . در واقع بدون وجود انبوه بچه ماهيان در دسترس نمي توان به پرورش هيچ نوع ماهي اقدام نمود .
در بررسي هاي نگارنده در مراكز تكثير ماهي در كشور طي سالهاي 65 تا 85 يكي از مهمترين دلايل عدم موفقيت عمليات تكثير مصنوعي ماهيان بطريقي به موضوع استرس مربوط مي شود
استرس ها در تكثير مصنوعي ماهيان ممكن است شيميايي باشند ( مثل تغييرات پارامترهاي شيميايي آب در سالن تكثير ) و يا اينكه فيزيكي باشند ( مثل دستكاري ـ ضربه ـ تغييرات نور محيط ـ حمل و جابجايي ماهيان مولد و غيره ) و يا بيولوژيك باشند . ( مثلاً جنس مخالف در كنار ماهي مولد حضور نداشته باشد يا آنكه ماهي شكارچي در مخزن وجود داشته باشد ) . در سالن هاي تكثير ماهي در كل كشور ، استرس هاي دو نوع اول يعني شيميايي و فيزيكي بوفور اتفاق مي افتند . در هر حال مشخص شده كه با اندكي استرس ماهيان مولد از تخم دهي بازمانده و تلاش ها را بهدر مي دهند . بطور مثال در يك آزمايش ماهيان مولد آماده تكثير بمدت سه ساعت در آب با اكسيژن كمتر از 3 ميلي گرم در ليتر نگهداري شدند و نتيجه آن شد كه اين ماهيان قادر به تخمدهي نبودند و بدين نحو ساليانه صدها ماهي مولد در مراكز تكثير از گردونه توليدمثل خارج مي شوند و مراكز تكثير مجبور به نگهداري خيل عظيمي از ماهيان مولد مي باشند . اين موضوع انگيزه اي براي رهيافت فيزيولوژيك علت اين شكست ها گرديد در مقاله حاضر به علل فيزيولوژيك شكست در تكثير ماهيان و نقش استرس پرداخته مي شود .

مقدمه : علي رغم اين واقعيت كه پاسخ هاي استرس در ماهيان شباهت زيادي به مهره داران خشكي زي دارد . معهذا اختلافات اساسي فاحشي بين اين دو وجود دارد .
اين تفاوت ها به زندگي در محيط آب مربوط مي شوند . بنظر مي رسد كه عوامل استرس زا و پاسخ هاي استرس در ماهيان بسيار گسترده تر و شايد با اهميت تر از موجودات خشكي زي باشد . مثلاً « استرس زاهاي » آلاينده آب جزئي از عوامل استرس زاي معمولي در زندگي ماهيان هستند كه مثلاً براي پستانداران خشكي زي چندان اهميتي ندارند . زيرا ماهي در آب غوطه ور است و سطوح بسيار ظريف و آسيب پذير تنفسي خود را مستقيماً درگير با آب دارد . غير از اين ماهيان دريايي مجبورند آب بنوشند . همچنين وجود تعداد بسيار زياد گيرنده هاي شيميائي در روي پوست اين مسئله را توجيه
مي نمايد كه چرا وقتي ماهي در آب آلوده قرار مي گيرد واكنش هاي متراكم و بهم پيوسته استرس در بدنش ظاهر مي گردند .
عوامل استرس زا براي ماهيان بمراتب بيش از موجودات خشكي زي هستند بخصوص در شرايط پرورشي كه محيط محدود است . تغييرات كيفي در آب نظير PH ـ مواد معدني و غيره كه دائماً اتفاق مي افتند اهميت زيادي در زندگي اين حيوان دارند تا جائيكه در خيلي از مواقع حيات اين جانور به اين تغييرات و فاكتورها وابسته مي گردد . مواد شيميايي ممكن است مستقيماً قبل از آنكه عوامل استرس زا باشند مواد سمي مرگ آور باشند . اما در برخي حالات اين تغييرات بطور غيرمستقيم مرگ آور
مي شوند . مثلاً استرس زاهائي كه اختلال در سيستم هيدرومينرال ها را ايجاد كرده و سبب استرس در ماهي مي گردند ( مثل شوري آب‌ ، يا وجود يك ماده در آب كه مستقيماً از طريق مكانيسم كنترل نور و اندوكرين سبب پاسخ هاي استرس بشود .
اگرچه شناخت ما از 000/20 گونه ماهيان استخواني از نظر پاسخ هاي ايمني خيلي كم است و فقط تعداد محدودي از گونه ها مورد آزمايش قرار گرفته اند معهذا مشخص گرديده كه استرس مي تواند شرايط نهائي ذيل را براي ماهي بدنبال داشته باشد .
 مرگ و مير و تلفات ماهيان زمانيكه استرس شديد باشد : مثلا‌ً در پرورش آبزيان در جريان دستكاري هاي اجباري و حمل و نقل ماهيان زنده شايد 100% تلفات به استرس مربوط ميشود ، يا شك ناگهاني حرارتي مثلاً در حد ده درجه سانتيگراد اختلاف دما مستقيماً به مرگ ماهيها منجر مي شود .
 كاهش مقاومت در برابر بيماريها يا عود بيماري بهبود يافته : اين مورد مربوط مي شود به توقف كار سيستم ايمني بدن يا اختلال در اين سيستم بهنگام استرس .
 شكست در توليدمثل يا كاهش بقاء نوزادان و كاهش درصد لقاح و غيره .
 كاهش يا توقف كامل رشد بخصوص در مورد استرس هاي مزمن .
پيشرفت علمي در اين زمينه ها مرهون زحمات مطالعاتي Cannon روي اثر كاتكولامين ها در ماهيان بهنگام واكنش هاي فوري بدن جانور ( تحريك اعصاب سمپاتيك ) و مطالعات « سليه » در مورد General adaptation Syndrom يا « سندرم عادت پذيري عمومي » است . اخيراً نقش كورتيكوستروئيدها نيز مورد تأكيد قرار گرفته است . بطور كلي وقتيكه يك ماهي تحت اثر عوامل استرس زا قرار مي گيرد ، ماهي از دو طريق به اين عامل پاسخ مي دهد ( در واقع مغز اين هماهنگي را ايجاد ميكند ) : يكي از طريق محور هيپوتالاموس ـ اتونوميك ـ آدرنال « مدولا » كه در ماهيان در واقع موجبات ترشح بافت كرومافين و كاتكولامين ها را فراهم مي آورد و ديگري از طريق محور هيپوتالاموس هيپوفيز آدرنال است .
رهاشدن هورمون ها در خون منجر به جابجائي انرژي از بخش هاي رشد و توليدمثل و صرف آنها در راه سازگاري و خوگرفتن با شرايط استرس مي شود . البته موارد فوق كاملاً با پاسخ هاي استرس در پستانداران مطابقت دارد ولي همانگونه كه ذكر شد در ماهيها واكنش هاي ديگري هم وجود دارد مثلاً تنظيم اسمزي كه براي آنها خيلي حياتي است كه بخشي از آن بعهده اندام برانشي در ماهيهاست بديهي است صدماتي كه به اين اندام در شرايط استرس وارد مي شود مي تواند تنظيم هيدرومينرال ها را مختل كرده و ماهي را حتي بكشد . واكنش هاي زنجيره اي استرس در ماهيان با مرزهاي نسبتاً مشخص تري از پستانداران ديده مي شود و در مورد پاسخ اول و دوم مرز كاملاً مشخص است . پاسخ اول فعال شدن مراكز مغز است كه نتيجه آن رهاشدن انفجاري كاتكولامين ها و كوريكوستروئيدها در خون مي باشد . پاسخ دوم واكنش هاي متعدد فوري هستند كه اين هورمون ها در سطوح بافتي در خون ايجاد مي كنند و شامل افزايش بازده قلب ـ جذب اكسيژن بيشتر ـ جابجائي سريع انرژي و اختلال در تعادل اسمزي مي باشد . پاسخ سوم تا سطح اندام ها و جمعيت كشيده مي شود و توقف يا ممانعت از رشد ـ شكست در توليدمثل و توقف پاسخ هاي ايمني بدن و بالأخره كاهش ظرفيت تحمل استرس هاي بعدي را شامل مي شود . البته براساس يافته هاي جديد تفكيك پاسخ هاي دوم و سوم بطور كامل ميسر نيست .

موفقيت در توليدمثل در ماهيان :
توليدمثل موفقيت آميز در ماهيان به مكانيسم كنترل پيچيده سيستم هاي نور و اندوكرين و همچنين خيلي از متغيرهاي محيطي بستگي دارد . دماي آب و فتوپريود روزانه مهمترين اين فاكتورها هستند ، فراواني غذا ، كيفيت آب ، محيط اجتماعي ، مناسب بودن بستر تخم ريزي از نظر فيزيكي و غيره ممكن است هر يك فاكتوري تعيين كننده باشند . بنابراين ملاحظه مي شود براي توليدمثل ماهيان پيش شرط هاي زيادي وجود دارد كه موفقيت يا شكست در توليدمثل تا حدود زيادي به اين پيش شرط ها بستگي دارد . كندي يا توقف فعاليتهاي توليدمثلي در اثر استرس پديده اي عمومي در مهره داران و از آنجمله ماهيهاست . اين مسئله از اين واقعيت منشاء مي گيرد كه در زمان استرس مقداري از انرژي كه مي بايستي صرف فعاليتهاي آنابوليكي و توليدمثلي مي گرديد را جانور بناچار مي بايستي جهت مبارزه و مقابله با استرس بكار برد . در نتيجه از « سرمايه گذاري » انرژي در بخش توليدمثل كاسته مي شود .
در مقايسه با تغييرات محيطي كه تعادل هيدرومينرال ها و رشد را تحت تأثير قرار مي دهند مي تواند تفاوتهائي بين فاكتورهائي كه بدون علائم و پاسخ واضح استرس مستقيماً در توليدمثل اخلال ايجاد
مي كنند و فاكتورهائي كه بطور غيرمستقيم و بدون پاسخ هاي استرسي در اين عمل اخلال ايجاد
مي كنند قائل گرديد . حالت اول را ميتوان چنين توضيح داد كه توليدمثل موفقيت آميز در ماهي بيش از كار ساير اندام هاي بدن به ثبات شرايط محيطي بستگي دارد و بنابراين هر نوع تغيير شرايط ممكن است مستقيماً توليدمثل را متوقف كند و اين از جمله نكات كليدي است كه در تكثير مصنوعي در مراكز تكثير كشور بايد رعايت شود . مثلاً تغير بستر يا دماي آب به توقف توليدمثل مي تواند منجر شود و بهمين دليل است كه مشاهده مي كنيم گونه هاي ماهي خيلي كمي قادرند خود را در شرايط استخر يا اكواريوم تكثير كنند . در حقيقت خيلي از گونه هاي ماهيان بدون آنكه در اين شرايط پاسخ هاي استرس در آنها ظاهر شود قادر به تكثير در شرايط تغيير يافته يا تحميلي نمي باشند و حتي براي برخي گونه ها ممكن است در شرايط اسارت گونادها هم كاملاً رسيده شوند ولي بدون القاء اوولاسيون بطريق مصنوعي تكثير آنان عملي نيست . ( در واقع تغيير شرايط بخودي خود توليدمثل را مستقيماً متوقف مي سازد ) . براي برخي گون هاي ديگر مثل مارماهي حقيقي ( EEL ) حتي تكامل و توسعه گونادها هم بدون بكارگيري هورمون هاي مختلف اتفاق نمي افتد .
از جمله فاكتورهائي ديگر كه بطور مستقيم و بدون پاسخ هاي استرسي درون بدون ماهي در كار توليدمثل اخلال ايجاد مي كنند ميتوان به آلاينده هاي آب اشاره كرد مثال هاي فراواني از نقش آلوده كننده ها ـ فلزات سنگين و PH پائين آب روي كاهش استعداد هم آوري ـ كاهش درصد لقاح ـ كاهش بازماندگي نوزادان و غيره در كتب فيزيولوژي ماهي وجود دارند .
خيلي از مواد شيميائي در آب پيش از آنكه يك استرس زا باشند مواد سمي هستند و اينها بيشتر بعنوان واسطه در كار توليدمثل در مكانيسم كنترل غدد درون ريز عمل كرده و اختلال ايجاد مي كنند در حالت دوم يعني فاكتورهائي كه بطور غيرمستقيم و با پاسخ هاي مشخص استرس در بدن ماهي در كار توليدمثل اخلال ايجاد مي كنند ، مي توان مثلاً به دستكاري يا صيد ماهي اشاره كرد . واكنش هاي ايجاد شده پس از اين استرس مي تواند از طريق محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز ـ گوناد تأثير گذاشته و از اين طريق در توليدمثل مؤثر واقع شوند .

تأثير استرس از طريق محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز ـ گوناد
رشد و توسعه گونادها و گامتوژنز از طريق محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز ـ گوناد در كنترل مغز قرار دارد . در ماهيان استخواني دو ايزوفورم از هورمون آزادكننده گونادو تروپين بنام هاي GnRH1 و GnRH2 شناخته شده اند . اينها در هيپوتالاموس ساخته شده و كارشان تحريك هيپوفيز به ترشح هورمون گونادوتروپين است .
هورمون GTH1 رشد گونادها را در مراحل اوليه گامتوژ كنترل مي كند و هورمون GTH2 مراحل نهائي رسيدگي گونادها را در كنترل دارد . بيشتر اعمال اين دو هورمون بوسيله استروئيدها انجام ميشود ، كه از طريق فوليكول ها توليد مي شوند يكي از اين استروئيدها بنام 17-بتا استراديول است كه رشد اُاُسيت و تجمع زرده و توليد ويتلوژنين كه پيش نياز پروتئين زرده است را جلو مي اندازد . GTH2 براي رسيدگي يا بلوغ ميوتيك اُاُسيت ها در ماهيان استخواني اهميت زيادي دارد . فعاليت اين هورمون هم بواسطه 17 الفا 20 بتا دي هيدروكسي پروژسترون ( از وابستگان نزديك استروئيدها ) انجام مي شود كه اينهم بوسيله سلول هاي فوليكولي توليد مي گردد . در ماهيان نر فعاليت استروئيدزائي در سلول هاي سوماتيك بيضه قرار دارد كه توليد 11 كتوتوستسترون بعنوان آندروژن اصلي كنترل كننده اسپرماتوژنز مي كند .
در حاليكه اثرات متوقف كننده استرس زاها روي پديده هاي توليدمثلي براي چندين نوع استرس زاهاي گوناگون در گونه هاي مختلف تجربه شده است معهذا اطلاعات روي هورمون هاي گونادوتروپين و استروئيدهاي گونادي عموماً در مورد آزادماهيان مطالعه شده اند و نتايج بدست آمده هم با همديگر موافق نيستند حتي گاهي اوقات اثراتي در واكنش به خيلي از استرسورهاي فيزيكي يا شيميائي اصلاً گزارش نشده است .
بنظر مي رسد بيشترين تأثير استرس در توليدمثل تغيير مقدار استروئيدهاي خون كه سيكل توليدمثل فقط با حضور مقدار كافي و لازم آنها پيش مي رود باشد .
استرس دستكاري موجب كاهش سطح توستسترون پلاسما و سطح 17 بتا استراديول مي شود كه در نتيجه آن سطح ويتلوژنين پائين مي آيد و در نهايت كاهش حجم و اندازه تخمدان و مهمتر از آن كاهش درصد بازماندگي تخم هاي لقاح يافته مي گردد ( چون زرده تخم كم است ) .
در آزمايشات بسياري ثابت شده است كه كورتيزول رها شده در خون در نتيجه استرس بعنوان يك فاكتور عمده كاهش توليدمثل مي باشد . اين هورمون هم موجب كاهش سطح استراديول و ويتلوژنين در گردش خون و همچنين كاهش سايز گونادها مي گردد . برخي كارشناسان عقيده دارند كه كورتيزول ترشح استراديول را متوقف نمي كند ولي فعاليت بيولوژيكي آنرا از طريق تحريك توليد پروتئين هاي بانيدينگ كاهش مي دهد .
از نتايج ناموافق آزمايشات بر روي ماهيان قزل آلا و تيلاپيا كه معمولاً با كاشت كورتيزول يا تزريق آن در بدن ماهي ايجاد شده مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه اثر كورتيزول عموماً در مراحل اوليه رشد فوليكول اُاُسيت ها محدود مي گردد و به مراحل بلوغ نهائي كاري ندارد . زيرا معلوم شده كه مقدار كورتيزول در زمان تخمريزي آزادماهيان خودبخود در حد بالائي است !
اخيراً‌ اثرات كورتيزول روي توليد استروئيدها در فوليكول تخمدان سه گونه ماهي مورد بررسي قرار گرفته است . نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه كورتيزول اثرات متوقف كننده روي توليد 17 بتا استراديول ندرد . محققين عقيده دارند توقف توليدمثل بهنگام يا پس از استرس در نتيجه كورتيزول نمي باشد ، يا آنكه كورتيزول اثرات خود را در سطح بالاتر از محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز ـ گوناد و قبل از توليد استراديول اعمال مي كند . البته رسيدگي جنسي هم ممكن است روي شدت تأثير پذيري از استرس مؤثر باشد . بهرحال بنظر ميرسد اثرات استرس روي توليد مثل ماهيان از جنبه هاي فيزيولوژيك پاسخ استرسورها مي بايستي بيشتر مورد تحقيق و مطالعه قرار گيرد . بخصوص در مورد گونه هاي غير آزاد ماهيان .


واژه هاي كليدي ـ توليد مثل ماهيان ـ اندوكرين ـ هورمون هاي توليدمثلي ـ هيپوفيز ـ هيپوتالاموس ـ فاكتورهاي محيطي ـ فيزيولوژي ماهي .


تهيه كننده : محمود توسلي
كارشناس تكثير و پرورش آبزيان شيلات خوزستان


 اشاره :
اين نوشتار از منابع مختلفي ترجمه و گردآوري گرديده است كه مهمترين آنها سه منبع زير مي باشند .
1- Stress response in fish : sioerd E.wendelaar Bonga Jurnal of amasican physiological sooiety vol 77 no> July 1997
2- Fish physiology : vol x & xi A reproductio & Egg & larva Editted by w.s HOAL & DJRANDALL Acaderic press 1984
3- Fish endocrinology : A.J.Matty 1985 Timber press

+ نوشته شده در  89/01/23ساعت 13:18  توسط زينب  | 

بررسي علل آسيب ديدن ترانسهاي توزيع و روش هاي پيش‌گيري آن

بررسي علل آسيب ديدن ترانسهاي توزيع و روش هاي پيش‌گيري آن


 مقدمه
 نظر به اهميت ويژه ترانسهاي شبكه، همواره مواظبت و نگهداري آنها از مسائل مهم در صنعت برق بوده و هم‌چنين در صورت صدمه ديدن ترانس، هزينه مربوطه بالا و خاموشي تحميـل شده طولاني مدت خواهد بود. در اين گزارش ابتدا علل آسيب‌ديدگي ترانسها بحث گرديده و سپس راههاي پيش‌گيري آن بيان ميگردد.
 

اصولاً آسيب‌ديدگي ترانس به دو صورت اتفاق مي افتد .
1 -هادي شدن عايق ترانس
 2-پاره شدن يا قطع شدن هاديهاي ترانس

هر دو مورد ذكر شده پيامد سه عامل افزايش دماي داخل ترانس ، اضافه ولتاژ و ضربات مكانيكي است كه درزير به توضيح آنها مي پردازيم :
الف )افزايش حرارت داخل ترانس بيشتر از حد تحمل ترانس (يعني بيشتر از حد تحمل عايق ترانس) موجب آسيب‌ديدگي عايق ترانس ميگردد. عايقها بر خلاف هاديها در صورت بالا رفتن حرارت، هدايتشان بيشتر شده و جريان نشتي بيش از حد در عايق باعث سوختن ترانس ميگردد.

ب )اگرولتاژ بيشتر از حد استقامت حرارتي عايق گردد موجب بروز قوس در عايق شده وعايق خاصيت خودرااز دست مي دهد و يا اگر ولتاژ بالا بافركانس نامي بصورت مداوم برقرار گردد جريان نشتي عايق تدريجاً بيشتر شده و دماي عايق بالا مي‌رود كه نهايتاً حرارت بالا باعث آسيب ديدن عايق مي‌گردد.
ج ) در صورت حمل نادرست ترانس چه با جرثقيل و يا هر وسيله ديگر بعلت تكانهاي شديد، هسته ترانس كه بر روي بدنه ثابت شده جابجا گشته و منجر به پارگي نقاط اتصال هاديها ميگردد و هم‌چنين اگر اتصال كوتاهي در ورودي يا خروجي ترانس اتفاق بيافتد هاديهاي ترانس بر اثر اتصالي، نيروهاي زيادي به يكديگرواردمي‌نمايند(هاديهاي حامل جريان به يكديگر نيرو وارد مي‌كنند كه به جريان عبوري وفاصله هاديها از يكديگر وابسته است) اين نيروها اغلب باعث پاره گي هاديها و ياخرابي عايق خشك ترانس ميگردد. اگر بار ترانس نيز بالا رود به علت توليد حرارت درترانس باعث پارگي هاديها در نقاط ضعيف ترانس مي‌شود كه اين مورد بيشتر درترانسهايي باسيم‌پيچي زيگزاگ در نقطه اتصال اتفاق مي‌افتد.

عواملي كه باعث صدمه ديدن ترانس ميگردند

اضافه بار: اگر بنا به هر دليلي از جمله زياد شدن بار شبكه، نشت روي مقره‌ها و هاديها، بار ترانس زياد گردد و كليد كل تابلوي ترانس عمل ننمايد باازدياد جريان هاديهاي ترانس تلفات اهمي ترانس بالا رفته و حرارت توليدي ، بيشتر ازحرارت تبادلي بوده و براحتي دفع نمي‌گردد كه باعث صدمه ديدن عايق ترانس مي گردد.

نشت روغن: اگر سطح روغن در داخل ترانس كاهش يابد و به جاي روغن،هوا در داخل تانك ترانس نفوذ كند ، با توجه به پايين بودن استقامت الكتريكي هوانسبت به روغن باعث بروز قوس در ترانس شده و آسيب مي‌بيند.

نفوذ رطوبت: وجود ذرات آب در روغن بشدت استقامت الكتريكي روغن ترانس را كاهش ميدهد كه باعث بروز قوس در روغن ترانس مي‌شود.

اضافه ولتاژهاي موقت: هر چند طبق استاندارد هر ترانسي مي‌تواندولتاژي بيشتر از حد نامي را طي مدت زمان كوتاهي تحمل كند (حتي مورد تست قرارمي‌گيرد) اما اين اضافه ولتاژها باعث به اشباع رفتن هسته و ايجاد هارمونيك مي‌گردد كه هارمونيكهاي بالاي فركانس نامي ، تلفات هسته را بالا برده و نهايتاً حرارت ايجاد شده در هسته و عدم تبادل حرارتي لازم موجب آسيب ديدن عايق مي‌شود (اين حرارت درمحاسبات طراحي وارد نمي‌گردد).
 
آلودگي روغن ترانس: طي دوره كاري ترانس با توجه به گردش روغن در بين هاديها و هسته، روغن كهنه شده و هم‌چنين سطح آنها را مي‌شويد و ذرات كنده شده از ديواره‌ها معمولاً بصورت لجن در ته تانك ترانس انباشته مي‌گردد. وجود ذرات فوق در روغن موجب كاهش استقامت الكتريكي روغن ميگردد.
 
اضافه ولتاژهاي گذرا: اضافه ولتاژهاي گذرا در شبكه معمولاً به دو صورت نمايان ميگردند:
 
الف ) صاعقه :كه اضافه ولتاژ خارجي است.
 ب ) كليدزني :كه اضافه ولتاژداخلي است.

اگر تعداد اضافه ولتاژهايي كه به ترانس ميرسند زياد باشند يا حدولتاژهاي آنها بالا باشد باعث تخريب عايق مي‌گردند. گاهاً اضافه ولتاژها در حدي نيستند كه ابتدائاً عايق را خراب نمايند بلكه به علت رزونانس يا فرورزونانس رفتن ترانس و خواص سلفي و خازني باعث بروز قوس از سر ترانس ، يا بالا رفتن دماي ترانس ميگردد.

عمر بالاي ترانس:
وقتي ترانس به مدت طولاني در شبكه مورداستفاده قرار گيرد، عايق خشك ترانس كم‌كم خاصيت اوليه خود را از دست ميدهد كه حتي با تعويض روغن هم‌ديگر به حالت اوليه برنمي‌گردد. (عمر مفيد ترانس معمولاً از طرف شركت سازنده داده مي‌شود(.

بالا رفتن دماي محيط:
 افزايش دماي محيط موجب آسيب‌ديدگي ترانس ميگردد. بدين صورت كه وقتي تفاوت دماي داخل ترانس و محيط پست در اثر افزايش حرارت محيط كم گردد تبادل حرارتي بين ترانس و هواي پست كم شده و حرارت توليد شده در ترانس حبس گرديده و عايق ترانس صد مه مي‌بيند. دماي شرايط كاري جهت اخذ قدرت نامي توسط سازنده تعيين مي‌گردد كه مي‌بايست ميزان كاهش قدرت به ازاي افزايش درجه حرارت نيزقيد شود.
 
بروز جرقه يا هارمونيك در ولتاژ اوليه:
 بنا به هر علتي اگر دراوليه ترانس، ولتاژ همراه هارمونيك باشد باعث بوجود آمدن فلوهاي متناظر با همان هارمونيك‌ها در هسته ترانس ميگردد، كه اين هارمونيك‌هاي فركانس بالا موجب بالا رفتن تلفات فوكو و هيسترزيس در هسته مي‌شود و ترانس از بالا رفتن حرارت ناشي از آن صدمه مي‌بيند. گاهاً به علت رطوبت محيط يا وجود آلودگي بر روي مقره‌ها و يا نزديك شدن شاخه درختان به خط تحت ولتاژ و… قوس بوجود مي‌آيد و به علت بالا بودن مقاومت دربرخي از اين اتصالات و دور بودن از ابتداي فيدر، اين قوسها باعث عملكرد رله پست مادر نمي‌گردند. وجود قوس و قابل ملاحظه بودن امپدانس قبل از محل عيب موجب ريپل‌هاي ولتاژ روي موج ولتاژ مي‌شوند. ريپل‌هاي ولتاژ داراي هارمونيك‌هاي بالا بوده واشكالاتي را براي دستگاههاي الكتريكي مورد تغذيه روي آن فيدر پيش مي‌آورد.

راههاي پيشگيري ابتدا بايد خاطرنشان ساخت كه ترانسها براي تلفات استاندارد و قابل محاسبه فركانس اصلي طراحي مي‌گردند و هر گونه تلفات اجباري خارج از مقدار محاسبه شده در برآوردها ناديده گرفته مي شود. لذا تلفات ناشي از هارمونيك‌ها و افزايش ولتاژ شبكه براي ترانس مضر مي‌باشد. مگر اينكه در شرايط جديد تقاضاي ديگري براي ساخت ترانسها با قدرت تحمل بيشتر مدنظر باشد. براي مثال مي توان هسته ترانسها را به علت وجود هارمونيك ، بزرگتر از حد فعلي در نظر گرفت. (در حال حاضر ترانسهايي براي تلفات بيشتر طراحي ميگردند.
 
پيشگيري از بروز اضافه بار براي ترانسها:
انتخاب بهينه قدرت ترانس جهت تغذيه در شبكه بسيار مهم مي‌باشد. در اين راستا آگاهي از رفتار بار وبارگيريهاي مداوم ترانس در نحوه تصميم‌گيري حائز اهميت است. معمولاً ترانسهايي كه بارشان كمتر از %30 تا %40 بار ناميشان باشند كم بار و اگر بيشتر از %70 بار نامي‌باشند پر بار تلقي ميگردند. استفاده از ثبات جهت مطالعه و بررسي رفتار بار درمناطق مختلف ، الگوي مناسب از رفتار بار را براي ترانسهاي شبكه بدست ميدهد ومي‌توان با استفاده از آنها به مطالعه شبكه پرداخت.
 
در حال حاضر به علت كمبود نيروي انساني و وسايل از ترانسهاي خاص، آمپراژگيري ميگردد. بدين صورت كه با توجه به آمارفيوزسوزي و افتادن كليدفيوزهاي كت اوت در روز قبل ، از آن ترانسها بارگيري به عمل مي‌آيد ودر صورت اضافه بار بودن ترانس نسبت به تعويض آن اقدام مي‌شود و ترانس با قدرت بيشترجايگزين ميگردد استاندارد بودن اتصالات در تابلوها و رئوس تيرها و جعبه فيوزها ازاتلاف انرژي جلوگيري كرده و از اضافه بار شدن بي‌مورد ترانسها جلوگيري ميكند.
 
نشت روغن ترانس:
 بازديد‌هاي دوره‌اي و مداوم پست‌هاي توزيع ميتواند در اين خصوص راهگشا باشد. در بازديدها ارتفاع روغن در شيشه روغن‌نما، ‌خيسي روي درپوش‌، رادياتورها و زير ترانس ملاك مناسبي از آگاهي نشت روغن مي‌باشد كه درحال حاضر اين عمل انجام ميگيرد.
 
نفوذ رطوبت:
نمونه‌برداري و تست روغن ترانسها طي برنامه‌هاي ازپيش تعيين شده اطلاع دقيقي از نفوذ رطوبت به داخل تانك ترانس بدست ميدهد. در حال حاضر همراه با تعميرات خط، ترانسهاي هوائي و سرويس پست‌هاي زميني ، نمونه‌گيري وتست روغن انجام ميگيرد كه طول دوره‌هاي بازديد و سرويس حدود يك بار در هر سال ميباشد ولي با توجه به شرايط جوي برخي مناطق ، طول دوره بازديد بايد كاهش يابد.

اضافه ولتاژهاي موقت:
در شبكه‌هاي توزيعي كه طول فيدرها كوتاه باشد، احتمال بروز اضافه ولتاژهاي موقت در اين شبكه‌ها وجود ندارد مگر اينكه اضافه ولتاژ از شبكه فوق توزيع سرايت نمايد.

آلودگي روغن ترانس:
 تست روغن بصورت برنامه‌ريزي شده روش مناسبي براي آگاهي يافتن از آلودگي روغن ترانس است.

اضافه ولتاژهاي گذرا:
براي جلوگيري از خسارت ناشي از اضافه ولتاژهاي گذراي خارجي (صاعقه) مناسبترين راه، نصب برقگير در پستهاي هوائي و نقاط ارتباطي سركابلها و خطوط هوائي مي‌باشد. عملكرد صحيح برقگيرها ترانسها را در مقابل صاعقه حفاظت مي‌نمايد كليدزني در شبكه‌هاي توزيع مي‌تواند ولتاژهاي گذرايي برابر ولتاژ نامي را در شبكه بوجود آورد. چنين اضافه ولتاژهايي وقتي به حدود 5/1 تا2برابر ترانس كه داراي اندوكتانس بالايي در برابر اضافه ولتاژها ميباشد ، مي‌رسند تقويت ميگردند، كه اين موضوع اثر سوء براي ترانسها دارد. علاوه بر دامنه اضافه ولتاژ، پله‌اي بودن آن نيز مضر مي‌باشد ، زيرا داراي هارمونيك‌هاي زيادي بوده و براي ترانسها مضر است آمار كليدزني و مانور در شبكه فشار متوسط كم نبوده و اين مانورها ترانسها را از لحاظ عايقي ضعيف مي‌نمايد و اگر فواصل كليدزني كم باشد احتمال آسيب‌ديدگي ترانسها بيشتر مي‌شود. از آنجايي كه تعداد فيدرهاي زياد است و هم‌چنين تجهيزات جداكننده در شبكه كم مي‌باشد،درشبكه پربار يافتن محل عيب و جابجايي بار آن مشكل‌ساز بوده و تعداد كليدزني را افزايش ميدهد براي كاهش تعداد كليدزني راه‌حل پيشنهادي ، كاهش بار فيدرها باايجاد فيدرهاي جديد، كوتاه كردن طول فيدرها با ايجاد پست‌هاي فوق توزيع و ايجادنقاطي مجهز به دستگاههاي جداكننده مناسب نظير سكشن الايرز و استفاده از كليد در مسيرفيدرها مي‌باشد. همچنين تنظيم رله‌ها با استفاده از محاسبات اتصال كوتاه شبكه لازم است.
 
عمر بالاي ترانس:
 در حال حاضر با تعويض ترانسهاي با عمر بالا ،ترانسهاي قديمي از شبكه جدا شده و بعد از بازيابي به شبكه برمي‌گردند. ولي در عمل ملاحظه ميشود تعدادي از ترانسهاي سرويس شده ، پس از بهره برداري مجدداً معيوب ميگردند. لذا ضروريست نظارت بر كيفيت تعميرات و تستهاي لازم، دقيقتر صورت گيرد. اگرروند بازيابي و سرويس ترانس مناسب و دقيق باشد و هم‌چنين با استفاده از تست‌هايي دقيق در اندازه گيري تلفات بي‌باري ترانس مي توان از پايداري و سلامت عايق خشك ترانس مطمئن شد. البته لازم به ذكر است، استفاده از لوازمي مثل روغن ترانس مرغوب وواشرهاي مناسب جهت آب بندي در بالا بردن عمر ترانس بعد از بازيابي بسيار مؤثر است.

بالا رفتن دماي محيط:
 براي تبادل حرارتي بيشتر در فصول گرم دراغلب پست‌هاي زميني از فن استفاده مي‌گردد، اما براي ترانسهاي هوائي چنين راهي وجودندارد. اگر هواي محيط گرم شود به علت كاهش اختلاف دماي داخل ترانس و هواي اطراف تبادل حرارتي كم شده و ترانس گرمتر مي‌شود. بنابراين بهترين راه چاره كاهش بارترانس در اين مواقع مي‌باشد كه در فصول گرم بار ترانس زير بار نامي باشد، امامتأسفانه پيك بار شبكه هنگام گرما به علت استفاده از كولرهاي گازي اتفاق مي‌افتد ودر فصول ديگر گاهاً بار ترانسها از %40 بار نامي نيز كمتر مي‌باشد.
 
جرقه و هارمونيك در اوليه ترانسهاي توزيع :
در برخي از پستهاي زميني به علت شرايط نامناسب ساختماني و شرايط تابلوهاي فرسوده ، روي مقره‌هاي اتكايي و هم‌چنين در شبكه‌هاي هوائي روي مقره‌ها و بوشينگها قوسهايي بوجود مي‌آيدكه گاهاً ماندگار نيز مي‌باشند. اين قوسها ريپل‌هاي ولتاژ را در شبكه بوجودمي‌آورند. جهت جلوگيري از اين پديده‌ها بايستي بازديدهاي دوره‌اي از شبكه و پستهاي زميني و شاخه‌زني و سرويس به موقع خطوط و پست‌ها را افزايش داده و دقت بيشتري را دراين خصوص مبذول نمود. مطابق با استاندارد، شاخه زني بايد بگونه‌اي باشد كه طي فاصله زماني 2سال يك بار شاخه زني انجام گيرد اما با شرايط جوي برخي مناطق و نوع درختان گاهاً در هر سال دو بار شاخه زني لازم است.

جلوگيري از پاره گي هاديهاي ترانس:
 بيشتر اوقات در حمل نامناسب ترانس، هاديهاي ترانس پاره مي‌شوند. اگر دقت بيشتري در هنگام حمل ترانس انجام گيرد و در هنگام بارگيري و نصب سعي گردد تا ترانس به آرامي جابجا شود وهنگامي كه ترانس بر روي جرثقيل يا هر وسيله جابجا كننده قرار ميگيرد بتوان ازتكانهاي شديد ناشي از جاده جلوگيري نمود و هم‌چنين بار ترانس همواره زير بار نامي نگه داشته شود، باعث مي‌گردد تا هاديهاي ترانس قطع نگردند. اما براي جلوگيري ازپار گي هاديها ناشي از اتصال كوتاه در سيم‌پيچي اوليه و يا ثانويه ترانس تنهامي‌توان به استاندارد نمودن اتصالات ورودي و خروجي ترانس اشاره نمود.

تهيه كننده:مهندس كورش كرد
+ نوشته شده در  89/01/23ساعت 13:14  توسط زينب  |