X
تبلیغات
زمانه

زمانه

بيماريهاي آبزيان

بیماریهای ماهیان در سه گروه بیمارهای ویروسی ، بیماریهای باکتریال و بیماریهای قارچی تقسیم بندی می‌گردد
بیماریهای ویروسی :
1) IPN :مهمترین منبع ویروسی IPN مایع تخمدان ماهی ماده آلوده و مدفوع یا ترشحات روده‌ای آن در هنگام بیماری است . این بیماری باعث اپیدمی وخیمی در بین بچه ماهیان می‌گردد . ماهیانی که از بیماری جان سالم بدرببرند معمولاً ناقل‌های ویروسی هستند . علائم بیماری شامل تاخیر در گرفتن غذا ، از دست دادن تدریجی تعادل ، شنای مارپیچی ، نرم و برآمده شدن قسمت شکمی و لاغری ، تیره شدن رنگ بدن ، تجمع موکوسی روشن در محوطه روده‌ها ، خونریزی در احشا داخلی و بافتهای چربی داخلی وبافت پانکراس ، کبد و طحال معمولا بی‌رنگ و اگزوفتالمی چشمها در این بیماری دیده می شود. این بیماری معمولا در موسسات پرورش ماهی که از منابع آبی با درجه حرارت ثابت استفاده می‌کنند کمتر دیده می شود و بیشتر زمستان و پاییز و بهار در فصولی که قزل‌آلاها از تخم خارج می‌شوند و شروع به تغذیه می کنند ضرر می رساند
2) سپتی سمی هموراژیک ویروسی VHS : قزل‌آلاها در تمام سنین به این بیماری حساسند ولی تلفات سنگین بیشتر در بین قز ل‌آلاهای تا 6 ماهگی ( 200گرم ) مشاهده می‌شود . بیشترین همه گیری ها در فصول زمستان و سپس در بهار رخ می‌دهد. منبع اصلی ویروس قزل‌آلای مبتلا است و مقدار زیادی از اجرام ویروسی از مدفوع و ادرار ماهیان آلوده دفع می‌گردد . علائم بیماری متغیر است و کلا شامل خونریزی‌های وسیع در بافتهای عضلانی ، کبد ، و چربیهای احشاء و گناد ها و سایر اعضای بدن می‌باشد .
کبد رنگ پریده و گاهی اوقات زرد رنگ است کلیه ها و طحال متسع شده و پر خون می‌باشد . لوله گوارشی خالی است و PH آن به 7 ـ 6 میرسد درصورتیکه PH لوله گوارشی در حالت عادی ( 2 ـ 1 ) است .در فر م عصبی بیماری بدن ماهی تاب برمی‌دارد (اسکولیوز )
3 IHN یکی از منابع عفونت تخم‌هاو اسپرم ماهیان مولد آلوده است . رشد بیماری منوط به افزایش درجه حرارتو در درجه حرارت 15 همه گیریها خود بخود ناپدید میگردد، بیرون زدگی چشم ،اتساع ناحیه شکمی ، ایجاد یک خط دراز وطولانی از ناحیه مخرجی ( مدفوع آویزان ) و خونریزی زیر باله‌ها ، رنگ پریدگی اعضا ، خونریزیهای نقطه ای در سطوح و صفاق
و در داخل بافت های چربی بی حالی و حرکات سریع انفرادی و کم خونی
4) عفونت ویروسی بهاره کپور ماهیان SVC : بیماری بسیار خطرناکی است که ماهی کپور ، ماهی قرمز ، اردک ماهی ، لای ماهی وحتی در قزل‌آلای رنگین‌کمان مشاهده می‌شود سابقا علت آنرا باکتریهایی نظیر ایروموناس می دانستند . این بیماری در سنی دیده می‌شود . ماهیها معمولا در قسمت خروجی آب تجمع می‌یابند ، تیرگی بدن ، خونریزیها ی نقطه ای بخصوص در روی پوست آبشش ، از دست دادن تعادل ، اگزوفتالمی اسیت ، مخرج و قسمت شکمی ماهی قرمز شده و در لوله گوارش خونابه جمع می‌شود. براثر تورم فلسها که در حالت عادی خوابیده است بلند شده و برجسته می‌گردد . پوست سر وپس سر سائیده می‌شوند . این بیماری اغلب در بهار زمانی که حرارت آب بین 20 ـ 13 درجه است افزایش می‌یابد . وقتی حرارت از 20 تجاوز کند بیماری فروکش می‌کند .
5) التهاب کیسه شنا SBI : بیماری عفونی در بین کپور ماهیان است . معمولا در حرارت های نسبتا بالا بروز می‌کند و در 13 درجه سانتیگراد فروکش می‌کند . کیسه شنا تحت التهاب بسیار شدید است . این التهاب بخصوص در قسمت تحتانی بروز می‌کند . کیسه شنا کدر و پر خون شده و نقاط خونریزی به تدریج ظاهر شده و دیواره کیسه شنا ضخیم می‌گردد . لکه های قهوه‌ای یا سیاه بر اثر تغییر رنگ خون اغلب بر روی کیسه شنا ظاهر می‌گردد . ماهیان بیمار همواره به عنوان ناقل ویروس شناخته می‌شوند.
 

بیماری‌های باکتریال :
1 ) فرونکلوزیس: یکی از شایع ترین بیماری‌های میکروبی آزاد ماهیان است . این بیماری با افزایش درجه حرارت کم شدن میزان اکسیژن محلول وجمعیت زیاد ماهیان ارتباط و همبستگی دارد . این بیماری ممکن است در هر سنی ماهیان را مبتلا سازد ولی در بین ماهیان انگشت ‌قدی شایع‌تر و خطرناک‌تراست مهمترین علامت این بیماری تغییرشکل طحال است که به شکل قرمز در می آید کبد بی‌رنگ و خونریزیهای وسیع در تمام سروز های سطحی دیده می‌شود .ماهی تغذیه نمی کند و خون به داخل روده‌هاا وارد شده زخم در پوست و ماهی پس از تیره شدن بلافاصله می‌میرد. کورک‌ها در پوست رشد می‌کند ولی به قسمت‌های تحتانی نمی‌رسد درشکل مزمن بیماری کورک‌ها با مواد نکروتیک در پوست مشاهده شده و در این شکل کورک‌ها به قسمت‌های زیرین پوست رفته و به عضلات می‌رسد.
2) بیماری باکتریال آبشش‌ها B.G.O : چندین نوع بیماری آبشش در ماهیان یافت می‌شود . بیماری آبششی میکروبی که در اثر آلودگی به میکسو باکتر ها یجاد می‌شود و بیماری آبشش تغذیه‌ای که در اثر کمبود اسید پانتوتنیک ایجاد می‌شود . بیماری آبشش هموراژیک که با ظهور اتساع‌های شریانی به اندازه دانه های شن در مویرگهای آبششی مشخص است و عامل آن آلودگی‌های شیمیایی ، حشره‌کشها و انگلهای خونی است . برانکیو مایکوزیس بیماری آبششی است که در اثر آلودگی قارچ آبشش ایجاد می‌گردد . در تمام این حالات یکی از بارزترین نشانها افزایش ترشحات موکوسی توسط آبشش‌ها است .
3 )بیماری پوسیدگی باله و دم FR.TR : عامل مستقیم آن را باکتریهای گروه ایروموناس و پزودوموناس می دانند اولین نشانه بروز خط سفیدی است که روی لبه خارجی باله‌ها دیده می‌شود که به طرف پایه باله‌ها در حال پیشرفت است . باظهور زخم لبه خارجی در اثر تحلیل رفتن نسوج نرم بین باله‌ها حالت رشته‌رشته پیدا می‌کند . این حالت در ماهیان آکواریومی و آزاد ماهیان بوفور دیده می‌شود . تراکم زیاد حرارت بالا و بدی تغذیه( کمبود اسید فولیک واینوزیتول) یا افزایش ویتامین A ممکن است باعث گسترش پوسیدگی باله و دم ‌شود .
4 ) بیماری باکتریال کلیه B.K.D : هنگامی که درجه حرارت افزایش یابد بیماری کلیه بیشتر می‌تواند به عنوان یک بیماری مزمن و پنهان بروز کند . بعضی همه گیریها در پاییز و بعضی در بهار رخ می دهد مرگ‌ومیر تدریجی است ولی ناگهانی بالا می رود . برآمدگی حباب مانند در طول خط پهلو ، برجستگی غیر گسیخته به صورت مناطق بیضی و یا دایره‌ای شکل در ناحیه پوست رنگ ماهی تیره شده و به گوشه حوضچه‌ها و یا ورودی آب پناه می‌برند . ماهیها در اثر بدی تغذیه نیم کور یا کور می‌شوند.
بیماری ‌های قرمز روده‌ای ERM : این بیماری در قزل‌آلاهای رنگین‌کمان مشاهده می‌شود . عامل آن یرسینیا راکری است . التهاب و تخریب فکها . سقف دهان در قزل‌آلاها تنها مشخصات بیماری دها ن قرمز نیست بلکه این علائم دربیماری‌هایی نظیر بیماری آب سرد و بیماری زخم نیز دیده می‌شوند. ماهی در این حالت بی‌حال و به رنگ تیره در می‌آید . قرمزی دهان و سرپوش آبشش ساقه دمی و پایه باله‌ها ، در موارد مزمن بیماری کوری اگزوفتالمی حرکت بدون هدف ، اتساع شکمی ، رنگ پریدگی آبشش‌ها و لاغری دیده می شود
بیماری‌های انگلی ماهیان شامل قارچی و انگل‌های کرمی ماهیان می‌باشد .
 

بیماری‌های قارچی ماهیان :
ساپرولگنیازیس : بیماری قارچی ماهیان و تخم‌های آنان است . بیشتر گونه‌های این خانواده روی اعضاء مرده جانوری رشد و نمو می‌کنند . عوامل متعددی زمینه‌ساز علت اولیه و ثانویه و تداوم ‌ساپرولگنیازیس ماهیان می‌باشند که عبارتند از بدی تغذیه ، حضور مواد سمی در آب ، صدمه به پوست ، باله‌ها و آبشش‌ها بر اثر انگل‌های خارجی ، زخم‌های فیزیکی ، استرس‌های فیزیکی نظیر کاهش درجه حرارت افزایش یا کاهش PH و بالا رفتن شوری آب ، سرعت رشددر درجه حرارت 15 ـ 5 درجه کند است ولی در حرارت 26 ـ 18 بسیار تند است . علائم ابتلا شامل حضور توده پنبه‌مانند سفید تا خاکستری ، قهوه‌ای رنگ بر روی پوست ، باله‌ها ، آبشش‌ها یا چشم ماهی یا روی تخم‌های آنان می‌باشد .
انگل‌های تک یاخته‌ای :
کاستیازیس : این تک یاخته به طور عادی در روی پوست و آبشش ماهیان دریایی و آب شیرین به تعداد کم و بدون عارضه‌ای وجود دارد . قسمتی از خوراک این انگل شامل سلولهای پوششی کنده شده وپس مانده‌های سلولی میزبان می‌باشد . در اثر شرایط مناسب این انگل توسعه یافته و تلفات ماهیان افزایش می‌یابد. این انگل به کرات در ماهیان آکواریومی مشاهده و باعث تلفات گردیده است . این بیماری در حرارت بالای 25 درجه سانتیگراد دیده نمی‌شود . بچه ماهیان و ماهیان جوان در زمستان گذرانی انگل به این انگل حساسترند علائم شامل افزایش موکوسی قسمت های الوده بدن عدم تغذیه ، آسیب دیدن پوست و آبشش‌ها ، حرکات کند ماهی آلوده ، معلق بودن ماهی در آب
بیماری لکه سفید یا ایک ICH یکی از شایع ترین بیماری‌های ماهی در بین ماهیان آکواریومی پرورشی و حتی وحشی است . ماهیان به طور دسته جمعی به محل ورود آب استخرها نزدیک می‌شوند. ماهیان در داخل استخر سریعا تغییر محل می‌دهند . ماهیان شدیدا ناراحت بوده و تنه خود را به کف استخر و کناره‌ها می‌مالند . لکه‌های سفید روی سطح بدن ظاهر می‌ گردد که به صورت سر سنجاقی است
تریکودینیازیس : یکی از بیماری‌های شایع مزارع پرورش است ، این بیماری در سنین مختلف بروزکرده و بخصوص در بین بچه ماهیان بیشتر مشاهده می‌شود . بدن ماهی به رنگ مات درآمده و از ترشحات لعاب‌مانند سفید رنگ پوشیده می شود . اضطراب در ماهیها ، مالیدن بدن به کناره‌های استخر، زخم زیر شکم و باله‌‌ها ، لخته‌های خون در بین رشته‌های آبششی ، لاغری ماهیان .از علایم درمانگاهی بیماری است
انگل‌های خارجی ماهیان :
ژیروداکتیلوس : این کرم به عنوان انگل پوست و باله های اغلب ماهیان پرورشی به خصوص کپور ماهیان محسوب می‌گردد و در بعضی از ماهیان در روی آبشش‌ها نیز دیده می‌شود . ویکی از عوامل مهم تلفات بچه ماهیان و نیز ابتلابه بیماری‌های قارچی محسوب می‌شود . انگل بوسیله قلابهای فرو رونده بر روی پوست یا آبشش‌ها ثابت شده و از سلول‌های پوششی تغذیه می‌کند و چسبندگی آنها به بدن ماهی از سایر انگل بیشتر است و حتی پس از مرگ بدن میزبان را رها نمی‌سازد.
داکتیلوژیروس : کرم قلابدار خونخوار آبشش ماهیان است و بیشتر در کپور ماهیان دیده می‌شود . کرم‌های قلابدار آبشش ماهیان از سلولهای پوششی و سپس از خون ماهیان به شدت تغذیه می‌کنند . وسبب خونریزی شدید ، لخته و خلط و تغییر رنگ آبشش‌ها می‌شود و مرگ‌ومیر زیادی به همراه دارد.
کرم چشم یا دیپلوستومیازیس : این متا سرکرها انگل عدسی چشم ماهیان هستند . که سبب کدورت کره چشم و کوری می‌گردد . تعدادمتا سرکر ها در یک چشم ممکن است تا500 عدد برسد . ماهیان کور اغلب یا بسیار روشن یا بسیار کدر هستند . کم وزنی و لاغری از علائم دیگر بیماری می باشد .
دیفیلو بوتریوزیس : بیماری انگلی است از کرمهای نواری شکل که در عضلات ماهی به صورت پلرو سرکویید دیده می‌شود . انگل بالغ در انسان و یا سایر حیوانات که از گوشت ماهی تغذیه می‌کنند یافت شده و این کرم در روده انسان و حیوان به طول 20 ـ 2 متر می‌باشد . تخم‌های کرم همراه مدفوع انسان یا سایر حیوانات دفع شده و سپس به بدن میزبان واسط که یک نرم‌تن است وارد شده و ماهی با بلع نرم‌تن الوده مبتلا به انگل شده و عضلاًت ماهی مبتلا به انگل خواهد شد.اگر گوشت ماهی به حالت نیم‌پخته یا خام مصرف شود باعث آلودگی انسان و یا سگ خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  89/05/15ساعت 12:1  توسط زينب  | 

بيانات در ديدارمردم بوشهر در روز ميلاد امام على(ع)

 

www.leader.ir

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
 بنده هم اين روز عيد سعيد را به همه‌ى شما برادران و خواهران عزيز بوشهرى تبريك عرض ميكنم. راه طولانى‌اى را پيموديد و حسينيه‌ى ما را با انفاس معطرِ برآمده از دلهاى ولايتمدار معطر كرديد.
 خاطره‌اى كه از مردم بوشهر در ذهن تاريخ ماست، خاطره‌ى بسيار روشن و افتخارآميزى است. همان طور كه امام جمعه‌ى محترم (1) - كه بحمداللَّه عالم فرزانه‌اى هستند - اشاره كردند، بوشهر تاريخ روشن و افتخارآميزى دارد. مردم شجاع و مؤمن در آن منطقه بارها و بارها توانسته‌اند دشمنان اين كشور و دشمنان اين ملت را به عقب‌نشينى وادار كنند و آنها را مغلوب كنند. نام علماى نام‌آور بوشهر كه ايشان اسم آوردند و چهره‌هاى معروفى هستند، حقاً جزو نامهاى درخشان روحانيت شيعه است. نام سردار مؤمن و شجاعى مثل شهيد «رئيسعلى دلوارى» از نامهائى است كه هميشه دلهاى مؤمن را كه آشنائى به وضع او و مبارزات او داشته‌اند، در سراسر اين كشور به خود جذب ميكرده است. و خدا را شاكريم كه بعد از پيروزى انقلاب، اين نامى كه سعى ميشد پنهان بماند و اين چهره ناشناخته بماند، بر سر زبانها افتاد؛ او را شناختند، شخصيت او را ستودند، مظلوميت و شهادت مظلومانه‌ى او را همه دانستند و فهميدند. البته امروز با آن دوران خيلى فرق كرده است. آن روز عده‌ى معدودى همراه با يك جوان شجاع ناچار بودند در مقابل قدرت استعمارى و استكبارى انگليس، مظلومانه مقاومت كنند؛ اما امروز رئيسعلى‌هاى دلوارى كم نيستند، تنها هم نيستند. اين جوانهاى عزيز ما، اين فداكاران ما، اين بسيجيان عرصه‌ى نبرد نظامى و نبرد فرهنگى و نبرد سياسى، امروز در سراسر كشور گسترده هستند؛ و بوشهر يقيناً يكى از اين مراكزى است كه چنين انسانهائى را ميپرورد و رشد ميدهد. بنده فراموش نميكنم سفرى را كه چند سال قبل به بوشهر داشتم. من از نزديك، بروز و ظهور آن روحيه‌ى ايمانىِ عميق را در مردم شاهد بودم و ديدم. امروز هم شما داريد اين روحيه را نشان ميدهيد. و همه بدانند، و شما جوانان عزيز بدانيد؛ روزگار عوض شده است. آن روزى كه قدرتها ميتوانستند آزادانه ملتهاى اين منطقه را تهديد كنند، تحقير كنند و هر وقت اراده‌شان تعلق گرفت، بيايند نيرو پياده كنند و فشار بياورند، سپرى شده است. امروز ملت ايران به عنوان يك ملت مقتدر در دنيا شناخته شده است. مسئله، مسئله‌ى پول نيست، سلاح نيست، ابزارهاى تبليغات نيست كه دشمنان ما هزار برابر ما اين چيزها را دارند؛ مسئله، مسئله‌ى ايمان است، عزم راسخ است، بصيرت است، آگاهى يك ملت به شأن خود، به جايگاه خود و به حق خود است. امروز دست قدرتهاى مستكبر رو شده است. با اين همه تبليغاتى كه ميكنند، با اين همه ابزارهاى مدرن تبليغاتى كه در اختيار آنهاست و فضاى افكار عمومى دنيا را به خيال خود در مشت دارند، روزبه‌روز آبروى اين قدرتها - و در رأس آنها آمريكا - در نزد ملتها بيشتر بر زمين ميريزد، بيشتر رسوا ميشوند و قدر ايستادگى ملتها و برآمدن قدرتهاى ملى، بيشتر روشن ميشود. آينده مال شماست، متعلق به شماست. اقتدار حقيقى، حق ملت ايران است و متعلق به ملت ايران است؛ هيچ كس هم نميتواند اين ملت را از اين راهى كه در پيش گرفته است، منصرف كند.
 خوب، امروز روز عيد بزرگى است؛ روز ولادت يك شخصيت بى‌نظير در تاريخ بشر است؛ كه ما بعد از وجود مقدس خاتم‌الانبياء (صلّى اللَّه عليه و آله)، هيچ كسى را به عظمت شخصيت اميرالمؤمنين نميشناسيم. بايد امروز عيدى بگيريم. عيدى ما درس گرفتن است؛ درس بگيريم.
 شخصيت اميرالمؤمنين از لحظه‌ى ولادت تا هنگام شهادت، در همه‌ى اين ادوار، يك شخصيت استثنائى است. ولادت او در جوف كعبه است - كه نه قبل از آن حضرت و نه بعد از آن حضرت تا امروز چنين چيزى اتفاق نيفتاده است - شهادت آن بزرگوار هم در مسجد و محراب عبادت است. بين اين دو نقطه هم، همه‌ى زندگى اميرالمؤمنين جهاد است و صبر للَّه است و معرفت است و بصيرت است و حركت در راه رضاى الهى است. در آغاز كودكى، دست تدبير الهى، على‌بن‌ابى‌طالب را به آغوش پيغمبر ميسپارد. اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) شش ساله بود كه پيغمبر او را از خانه‌ى جناب ابى‌طالب به خانه‌ى خود آورد. اميرالمؤمنين در آغوش پيغمبر و در زير سايه‌ى تربيت آن حضرت تربيت شد. در هنگام نزول وحى بر پيغمبر، تنها كسى بود كه در حراء، در آن لحظات حساس، در كنار پيغمبر حضور پيدا ميكرد؛ و لقد كنت اتّبعه اتّباع الفصيل اثر امّه». دنبال پيغمبر، بدون جدا شدن از پيغمبر، اميرالمؤمنين دائماً مى‌آموخت. خود حضرت در نهج‌البلاغه در خطبه‌ى قاصعه ميفرمايد: «و لقد سعمت رنّة الشّيطان حين نزل الوحى». ميگويد: من صداى ناله‌ى شيطان را در وقتى كه بر پيغمبر وحى نازل شد، شنيدم. «فقلت يا رسول اللَّه ما هذه الرّنّة»؛ از پيغمبر پرسيدم: اين چه صدائى بود كه من شنيدم؟ فرمود: «هذا الشّيطان قد ايس من عبادته»؛ اين ناله‌ى يأس شيطان بود، از اينكه بتواند مردم را گمراه كند. چراغ هدايت آمد. بعد فرمود: «انّك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى». اين، نزديكى و قرب اميرالمؤمنين به پيغمبر از دوران كودكى است. در دوران كودكى به پيغمبر ايمان آورد، با پيغمبر نماز خواند، با پيغمبر جهاد كرد، براى پيغمبر فداكارى كرد. در طول زندگى خود، در حيات پيغمبر يك جور، بعد از رحلت پيغمبر هم در ادوار مختلف، براى اقامه‌ى حق، اقامه‌ى دين خدا، حفظ اسلام، همه‌ى تلاش خود را به عرصه آورد. از نظر پيغمبر اكرم، ميزان حق، اميرالمؤمنين است. از طريق سنى و شيعه نقل شده است كه: «على مع الحق و الحق مع على يدور حيثما دار»؛ اگر دنبال حقيد، ببينيد على كجا ايستاده است، او چه ميكند، انگشت اشاره‌ى او به كدام سو است. زندگى اميرالمؤمنين يك چنين زندگى‌اى است.
 اين نهج‌البلاغه را بايد خواند و فراگرفت. در دوران اخير، بسيارى از متفكران و انديشمندان غيرمسلمان - نه فقط مسلمانها - با نهج‌البلاغه آشنا شدند؛ كلمات اميرالمؤمنين را خواندند و ديدند؛ حكمتهاى مجسم در اين بيانات را شنيدند و فراگرفتند و از عظمت اين كلام و صاحب كلام بهت‌زده شدند. ما به نهج‌البلاغه بيش از اين بايستى توجه كنيم؛ بيش از اين بايد فرا بگيريم؛ بيش از اين بايد از درياى مواج حكمت اميرالمؤمنين بهره ببريم؛ همه‌ى ابعاد كار را روشن ميكند، همه‌ى درسها را به ما ميدهد. علماى بزرگ اهل سنت درباره‌ى اين كلمات تعبيراتى دارند كه انسان شگفت‌زده ميشود. اميرالمؤمنين فقط متعلق به شيعه نيست؛ همه‌ى اهل اسلام، همه‌ى كسانى كه دل در گروى محبت اسلام دارند، على‌بن‌ابى‌طالب (عليه الصّلاة و السّلام) را در قله‌ى عظمت علمى و معنوى و اخلاقى و انسانى و الهى مشاهده ميكنند.
 زندگى اميرالمؤمنين سر تا پا درس است. آن چيزى كه در ميان رفتارهاى اميرالمؤمنين - كه شامل همه‌ى خصلتهاى نيك يك انسان و يك زمامدار است - انسان مشاهده ميكند و برترينِ اين خصوصيات براى امروز ماست، مسئله‌ى بصيرت‌بخشى و بصيرت‌دهى به كسانى است كه نياز به بصيرت دارند؛ يعنى روشن كردن فضا. در همه‌ى ادوار، اين شجاعت بى‌پايان، اين فداكارى عظيم، در خدمت آگاه كردن مردم، عمق دادن به انديشه‌ى مردم و ايمان مردم به كار رفته است. در جنگ صفين وقتى طرف مقابل كه احساس ميكرد دارد شكست ميخورد، براى اينكه جنگ را متوقف كند، قرآنها را سر نيزه كرد، يك عده‌اى آمدند دور اميرالمؤمنين را گرفتند و فشار آوردند كه بايد تسليم شوى و جنگ را تمام كنى؛ اينها قرآن را مطرح كردند. كار مزورانه‌اى بود، كار عجيبى بود. حضرت فرمود: شما اشتباه ميكنيد؛ شما اينها را نميشناسيد. اين كسانى كه امروز قرآن را به عنوان حَكم مطرح ميكنند، به قرآن اعتقاد ندارند. من اينها را ميشناسم. «انّى عرفتهم اطفالا و رجالا»؛ من دوره‌ى كودكى اينها را ديدم، دوره‌ى بزرگى اينها را هم ديدم. «فكانوا شرّ اطفال و شرّ رجال»؛ بدترين‌ها بودند. اينها به قرآن اعتقادى ندارند. وقتى در تنگنا گير ميكنند، قرآن را مطرح ميكنند. البته آنها گوش نكردند، اصرار ورزيدند و دنياى اسلام خسارتش را خورد.
 اميرالمؤمنين اهل بصيرت دادن است. امروز ما به اين بصيرت احتياج داريم. امروز دشمنان دنياى اسلام، دشمنان وحدت اسلام، با ابزارهاى دين وارد ميشوند، با ابزارهاى اخلاق وارد ميشوند؛ بايد هشيار بود. آنجائى كه ميخواهند افكار عمومى مردم غيرمسلمان را فريب بدهند، نام حقوق بشر را مى‌آورند، نام دموكراسى را مى‌آورند؛ آنجائى كه ميخواهند افكار عمومى دنياى اسلام را فريب بدهند، نام قرآن را مى‌آورند، نام اسلام را مى‌آورند؛ در حالى كه نه به اسلام و قرآن اعتقادى دارند، نه به حقوق بشر اعتقادى دارند. اين را امت اسلامى بايد بداند. ملت ايران در طول اين سى سال، سى و يك سال اينها را آزموده است؛ امروز هم بايد بدانيم، همه‌ى ما بايد بدانيم.
 اميرالمؤمنين در آن لحظه‌ى فريب و فتنه، به دوستان خود نهيب ميزند: «امضوا على حقّكم و صدقكم»؛ اين راه حقى كه در پيش گرفتيد، اين حركت صادقانه‌اى كه داريد انجام ميدهيد، اين را از دست ندهيد و رها نكنيد؛ با حرفهاى فتنه‌گران و فتنه‌انگيزان، در دل شما تزلزل به وجود نيايد؛ «امضوا على حقّكم و صدقكم»؛ راهتان راه درستى است. خاصيت دوران فتنه - همان طور كه بارها عرض كرده‌ايم - غبارآلودگى است، مه‌آلودگى است. نخبگان گاهى دچار خطا و اشتباه ميشوند. اينجا شاخص لازم است. شاخص، همان حق و صدق و بيّنه‌اى است كه در اختيار مردم قرار دارد. اميرالمؤمنين مردم را به آن ارجاع ميداد. امروز ما هم محتاج همان هستيم.
 اسلام به ما ميگويد بايد جامعه‌ى اسلامى با دستور اسلام اداره و هدايت شود و زندگى كند. اسلام ميگويد با دشمنان متعرض بايستى با قدرت برخورد كرد؛ بايد مرزبندى روشن و شفاف با آنها به وجود آورد. اسلام ميگويد فريب دشمنها را نبايد خورد. اين، خط روشن اميرالمؤمنين است؛ امروز هم ما همين خط روشن را احتياج داريم.
 البته ملت ايران به بركت انقلاب، ملت هشيارى هستند. بسيارى از معضلات اين كشور، با بصيرت مردم حل شده است. خيلى اوقات انسان مشاهده ميكند كه توده‌ى مردم حقايق را از بعضى از خواص و نخبگان بهتر مى‌بينند و بهتر ميفهمند؛ چون تعلقاتشان كمتر است. اين از نعمتهاى بزرگ است. برادران و خواهران عزيز من! شما بدانيد، همه‌ى ملت ايران هم بدانند؛ ملت ايران در راه حركت به سمت آرمانهاى والاى اسلامى، ثبات قدم خود را نشان داده است و اين ثبات قدم را به توفيق الهى و به فضل الهى حفظ خواهد كرد.
 ملت ايران ميخواهند در زير سايه‌ى اسلام، يك ملت سعادتمند، مرفه، باكمال، بااخلاق و داراى عزت و اقتدار باشند. ملت ايران در اين راه حركت كرده‌اند، پيشرفت كرده‌اند و كارهاى بزرگى انجام داده‌اند. آنچه كه امروز در وضع كنونى ما مشاهده ميكنيد - اين پيشرفتها، اين توانائى‌ها، اين امكانات فراوان، اين مسجل شدن و حتمى شدن شعارهاى اصلى انقلاب - اينها آسان به دست نيامده است؛ ملت ايران اينها را با توانائى‌هاى خودشان، با بصيرت خودشان به دست آوردند و به توفيق الهى اين راه را ملت ايران ادامه خواهند داد. آينده متعلق به ملت ايران است. كيد دشمنان و مكر بدخواهان نخواهد توانست اين ملت را از اين راهى كه در آن حركت ميكند، منصرف و منحرف كند. جوانهاى ما امروز بصيرتشان بحمداللَّه بصيرت بسيار خوبى است. در عرصه‌هاى مختلف، جوانهاى ما كارهاى بزرگى را دارند انجام ميدهند؛ اين را بايستى روزبه‌روز بيشتر كرد. اين ثبات قدم را، اين ايستادگى را، اين التئام و همبستگى ملى را بايستى روزبه‌روز بيشتر كرد. تمسك به شعارهاى اسلام و تمسك به قرآن و تمسك به سيره‌ى اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) و به كلمات اميرالمؤمنين روزبه‌روز بايد بيشتر شود.
 ان‌شاءاللَّه جوانهاى ما آن روزى را خواهند ديد كه دشمنان گردن‌كلفتِ زورگوى بين‌المللى و جهانى احساس كنند كه ديگر به ملت ايران نميتوان زور گفت. خداوند به ملت عزيزمان و مسئولين دلسوز و خدمتگزارمان كمك كند تا با تلاش مخلصانه‌ى خود، اين هدف را هرچه نزديكتر كنند و با اعمال خود ان‌شاءاللَّه زمان آن را هرچه زودتر فراهم بياورند.
 اميدواريم خداوند متعال شما را حفظ كند، تأييد كند و اين زحمتى كه كشيديد و اين راه طولانى را طى كرديد، ان‌شاءاللَّه مأجور باشيد. به همه‌ى مردم عزيز استان بوشهر هم من به وسيله‌ى شما سلام و اظهار ارادت خود را اعلام ميكنم. ان‌شاءاللَّه خداوند از شما راضى باشد، روح مطهر امام بزرگوارمان از شما شاد باشد و اميدواريم خداوند شهداى عزيز ما را و شهداى عزيز و گرانقدر مردم بوشهر را با اوليائشان محشور كند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) حجةالاسلام والمسلمين صفائى بوشهرى
* بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم بوشهر در روز میلاد امام علی (ع)-۵/۴/۱۳۸۹

+ نوشته شده در  89/04/07ساعت 12:17  توسط زينب  | 

مراحل رشدعلفهای هرز آبزی

آب خالص وبدون املاح نمی تواند برای مدت طولانی جایگاه مناسبی برای ادامه زندگی موجودات آبزی باشد ولی آبهای طبیعی به دلیل داشتن املاح گوناگون این نیاز موجودات راتامین می کنند .به علاوه این نوع آب ها گازهایی دارند که درآب حل شده اند اکسیژن وکربن دیوکسید (گاز کربنیک )ازمهم ترین گازهای موجود درآب های طبیعی هستند این گازهادریک سطح صاف یعنی همان جا که هوا باسطح آب درتماس است درآب حل می شوندازموادشیمیایی مهم درآب نیتراتها.سولفاتها .کلریدها .فسفاتهای فلزات مختلف ازقبیل سدیم.منیزیم .کلسیم وآهن وهمچنین ترکیبات قابل حل سیلیسی هستند.این موادشیمیایی مختلف درنتیجه ی واکنش های شیمیایی وحل شدن از داخل خاک یاازلجن موجوددرآب به وجودآمده اند.این گونه موادممکن است ازتجزیه ی بقایای گیاهی وحیوانی موجوددرآب به وجودآمده اند.این گونه موادممکن است ازتجزیه ی بقایای حیوانی یاگیاهی موجددراب بوجود امده باشندیابراثرشسته شدن وفرسایش خاک به داخل آب انتقال یافته باشند.

بودن یا نبودن بعضی ازاین مواددرآب تعیین کننده انواع گوناگون یا مجموعه ای از گیا هان وحیوناتی است که در آب و در نقطه خاصی از آن زندگی می کنند مثلا اگر در یک استخرنمک های کلثیم نقصان یابد جانورانی مانند حلزون که برای ساختن لاک مارپیچ خود به این ماده احتیاج دارندنم توانند در آن به زندگی خود ادامه بدهند.این موضوع برای آن دسته از گیاهان آبزیکه به طور معمول به کلسیم بیشتری نیاز دارند مصداق دارد .شرایط زندگی آنهانیز مانند گیاهانی است که در زمین های گچی رشد و نمو می کنند.

در یاچه ها اندازه های مختلف دارند بعضی کم عمق ترند سطح بعضی از آنها کوچک و برخی بزرگتر است.در هر حال آب راکد دریاچه هامحیط خوبی برای رشداکثر گیاهان آبزی است حتی در عمیق ترین قسمت آنها گیاهانی می رویند.

طبقه بندی گیاهان آبزی

گیاهانی که در آب زندگی می کنندبه چند شاخه مختلف تقسیم می شوند.

1-شاخه ی گیا هان ابتدایی

این گیاهان ساختمانی بی نهایت ساده دارند که فقط از یک یاخته تشکیل شده اند.مهمترین آنها باکتری ها هستند این موجودات گیا هان بسیار کوچکی می باشند چون کلروفیل ندارند ساختن مواد غذایی برای آنها غیر ممکن است وبه ناچار به حالت انگل یا گنده خوارروی مواد آلی زندگی می کنند.تولید مثل آنها با تقسیم شدن یاخته است .این نوع تکثیر با سرعت انجام می شود .بطوری که 50باکتری در یک روز 38هزار ودر 3روز 590هزار باکتری می شود .

 2-شاخه ریسه داران

این گیاهان از توده هایی به نام ریسه ساخته شده اندبه همین جهت آنها راریسه داران می نامند و بعضی از آنها کلروفیل دارندو بعضی ندارند.ریسه داران فاقد ریشه ساقه و برگ هستند .

رده هایی از این شاخه که درآب زندگی می کننددر زیر شرح داده می شوند.

الف.جلبک ها گروه عمده ای از گیا هان هستند که معمولا در آب با نقاطمرطوب می رویندودارای کلروفیل اند همان گونه که گیا هن سبز اساس و پایه ی حیات را روی زمین تشکیل می دهند جلبک ها یا الگ هانیز پایه حیات و تولید در آب های شیرین وشور هستند .جلبک ها شامل جلبک های دریایی وبسیاری از انواع دیگری استکه در آب های شیرین به سر می برند.بعضی از آنه یک یاخته دارند که طول
آنها ممکن است به چند سانتیمتر وگاهی تا یک متر برسد ولی اغلب جلبک ها چند یاخته ای اند که ممکن است یاخته ها پشت سر هم قرار گرفته یا دارای انشعاباتی باشند .بعضی از آنها به شکل ورقه های صاف یا دندانه دار هستند برخی جدار سلولی هایشان از سیلیس پوشیده وضغیم شده است.تولیدمثل جلبک هابه دو طریق صورت می گیرد یکی با هاگ ودیگری با تخم.جلبک های میکروسکوپی را همه جا می توان یافت .دربرف هاویخچال های دائمی تابیابان ها اقیانوس هادریاچه ارودخلنه ها صخره هاوخاک هاجلبک هاپایه ی حیات درآب بوده درواقع تاثیربه اندازه خشکی هاروی آب قادربه تولیدموادآلی واکسیژن هستند.

جلبک هارابرحسب وجودماده رنگی وکلروفیل به چندراسته  تقسیم می شوند:

جلبک های سبزکه به دلیل داشتن کلروفیل سبزرنگندواغلب درآب های شیرین زندگی می کنندولی برخی ازآنهانیزدریایی هستند .

جلبک قهوه ای که دارای  کلروفیل وماده زردرنگ مایل به قهوه ای به نام فیکوفئین هستندهی این جلبک هاتقریباقهوه ای هستند همه ی این جلبکها تقریبا دریایی اند .

جلبکهای قرمز که دارای کلروفیل وماده قرمز رنگی به نام فیکواریترین  هستند جلبکهای قرمز را فلوریده نیز مینامند .اغلب انها دریایی هستند ولی بعضی ازانها درآب شیرین زندگی می کنند.

جلبک ها را به علت زندگی در آب تالوفیت اکواتیک نیزمی گویندانهایی که دردریازندگی به نسبت رنگ واحتیاجی که به نورافتاب دارنددراعماق مختلف دریاقرارمی گیردمثلاجلبکهای سبزدرسطح دریابعدازان جلبکهای قهوه ای وبعدجلبکهای قرمزوپاییترازان نوری نمی رسدجلبک نیزوجودنداردیعنی یافت نمی  شود

 ب.قارچهااین گروشامل قارچهای سمی کبکهاوبرخی ذرات ریزگیاهی هستندکه دراب زندگی میکنند تالهای قارچازرشتهای ساده ای به نام میسلیوم تشکیل شده که چون فاقدکلروفیل اندونمی توانندموادغذایی موردنیازخودبسازدبه صورت انگل گنده خواروغیره به سرمی برند .

3-شاخه خزه ایها

گیاهان این شاخه ساقه وبرگ دارند ولی ریشه ندارنداما ریشه یا موهای کوچکی دارند که آنها ریزوئید می نامندکه در حقیقت عمل ریشه را انجام می دهندوبنابرین نسبت به ریسه داران کاملترند.این گیاهان نیز فاقد گل ومیوه هستند.در این شاخه خزه ها وبرخی ذرات ریزگیاهی وجود دارند که در آب های شیرین زندگی می کنند.خزه ها ساقه کوچکی دارند که سادهیا منشعب بوده حامل برگهای ریزی است که بسیار نزدیک به هم قرار گرفته اند.در انتهای زیرین ساقه رشته ای باریک ریزوئیدقرار دارد .تولید مثل آنها با اسپور انجام می شود که از تلاقی دو عضو ماده ونر به نام ارکگن وآنتریدی به وجود می آیند.

4-شاخه سرخس ها

این شاخه که نهانزادان آوندی نیز نامیده می شودگیاهانی هستندکه ریشه ساقه برگ دارند ولی فاقد گل و دانه اند.در واقع حد فاصل بین ریسه داران وبازدانگان هستند سرخس ها دم اسبیان پنچه گرگیان وتعدادی ذرات ریز گیاهی آبزی جزء این شاخه هستند.تولید مثل آنها با اسپور صورت می گیرد.

5-شاخه گیاهان دانه دار

گیاهان گلدارویا دانه دار و نیز بسیاری اززرات ریز آبزی از این شاخه هستند .همه ی گیاهان گلدار بدون استثنا تخمچه دارند که بعد از بارور شدن دانه را بوجود می آورند.بیشتر علف های هرز مزاحم این شاخه اند.

6-گیاهان گلدار آبزی

گیاهان عالی آبزی به یک گروه تنها تعلق ندارند در محدوده آب شیرین بسیاری از گیاهان با خصوصیات خانوادگی گوناگون یافت می شود که به نظرمیرسد بر حسب محل رویش یا رستنگاه به صورت آبزی تغییر حالت داده یا در شرایط خاصی خود را با محیط اطراف وفق داده باشند.

اگر حاشیه ی یک آبگیر بزرگ ونهر آب یا رودخانه آرام به دقت مورد مطالعه قرار گیرد آشکار خواهد شد که گیاهان به طور اتفاقی وتصادفی رشد نمی کنند بلکه در مناطق معلوم یا اعماق مشخص آبدر اجتماعاتی با خصوصیات وصفات مشخص شکل یافته اند.مثلا گیا هان مردابی در مناطق نسبتا خشک تر که فاصله نسبی با آب دارند رشد می کنند و طبیعتا با سیل وطوفان سازگارشده اند گیا هان باتلاقی در آب وحاشیه ی باتلاق ها زندگی می کنند ذرات ریز گیاهی در آب های کم عمق شروع به رشد می کنند که بصورت شناور در می آیند وبالاخره گیاهان غوطه ور در آب تا آنجا که نور در اعماق آب نفوذ کند رشد می کنند وبه نسبت شفافیت آب در عمق30سانتیمتری زیر سطح آب تا 6متری یافت می شود.گیاهان شناور آزاد درست زیر سطح آب زندگی می کنند.گیاهان مردابی ریشه در رسوبات داشته ولی بالای سطح آب رشد می کنندودر رسوبات عمق های کمتر از60تا90سانتیمتری ریشه می دوانند.در زیر در مورد هر یک از گیا هان توضیحاتی داده می شود.

1-گیا هان غوطه ور در آب

این گروه از گیاهان آبزی به نظر می رسدکه بیشترین انطباق را با محیط نشان می دهنداین گیا هان آبزی واقعی هستندوبه آنهاهیدروفیت نیز می گوینداین دسته از گیاهان ساقه های نرم ضیف وشفاف دارند.

گیاهان غوطه وردر آب قادر به محافظت کامل از خود نیستند.اگر ساختمان آنهارا با میکروسکوپ مورد بررسی قرار دهیم در می یابیم که مانند گیاهان خشکی زی بافت ورشته های چوبی دارند.

برگ گیاهان معتبر درآب روزنه نداردولی درگونه هایی مثل نیلوفرآبی که برگ های شناوردارداین گونه منافذ تنها درسطح بالایی برگ هادیده می شود برای اینکه منافذوروزنه هادراین گونه برگ هابهترعمل کنند نباید همه ی قسمت های برگ باآب پوشیده شود زیرا باعث خفه شدن گیاه می شود.درچنین گیاهانی سطح بالایی برگ ممکن است به حدی مومی وچرب باشد که آب روی آن قرارنگیرد.

بیشتر گیاهان آبزی واقعی دائمی هستند زمستان گزرانی وبقا آن هادرسراسر زمستان ازراه های مختلفی حل می شود .برخی ازگیاهان مانند ستاره آبی معمولا درفاضلاب آب های گرم ودرحاشیه ی  آبگیرها وته استخرهاتافصل بهارباقی می مانند.تعدادی مانند فورگبیت ومیریوفیلوم وسیلن درفصل پاییزشکوفه کرده گل های مخصوصی می دهند که وقتی گیاه پوسیده شدوازبین رفت ودرلجن زارفرورفت برخی موادغذایی آنهادربهارباعث شکوفایی ورشدگیاهان جدیدمی گردد.نیلوفرآبی وگونه های اوواش نیز بااستفاده ازموادغذایی ذخیره شده درساقه یاریشه هایشان

که دراجن فرو رفته اند دربهارجوانه های جدیدبوجودمی آورند.

2-گیاهان شناور در آب

هیدروفیتهای حقیقی که برگ های درهم فرو رفته ای دارند در آب شناورند و سطح بالایی آنها که با هوا در ارتباط است می تواند مبادلات گازی را انجام دهند.برگ های این نوع گیاهان معمولا سفت ودر مقابل باد وباران مقاومت بیشتری دارند و به علت چرب بودن آب را ازخود دور می کنند.اکثر گونه های اوواش برگ های بزرگی دارند که در آب شناورندوگاهی مانند پتو سطح بعضی از برگ ها را می پوشانند .این گیاهان گروه بسیار بزرگی هستند که تشخیص اعضای آنها از یکدیگر بسیار مشکل است که بخصوص که بعضی از آنها هیبرید یکدیگرنیز هستند.

گیاه کاشم یکی ازگیاهانی است که در محیط های آبی قابلیت انطباق زیادی دارد گلهای نر وماده آن از یکدیگر جدا هستند  گرده این گیاه در زیر بعمل لقاح انجام می دهد .از نمونه های دیگر گیاهان شناوردر آب دوتریکولاریا است که قسمت دهاند شسبز آنها با ریشه فاصله زیادی دارد .ساقه های درازشان به طور افقی روی آب شناورند برگ هایشان به قسمتهای باریک شبیه مو تقسیم شده که مانند دسته های موی بافته شده در آب شناورند .

لمنامینور یاعدسک آبی یکی از معمولی ترین گیاهانی است که بطور گسترده در همه ی آبهای راکد مشاهده می شود.طول برگ های آن بین 1.5تا4میلیمتر ودارای یک ریشه است .این گیاه درسطح آب شناور است ریشه های آن در آب آویزان است به نظر می رسد که بهترین رشد ونمورا در آب داشته باشند.

لمناپولی ریزا گونه دیگری از عدسک آبی است که در حاشیه نهرهاوبرکه ها مشاهده می شود .طول برگ های آن به 5تا10میلیمتر می رسدومعمولا به رنگ سبزوارغوانی بوده هر یک دارای چند ریشه است.

لمنا تریسو لک گونه دیگری از عدسک های آبی است که معمولا در حاشیه نهر ها و آبگیر ها رشد می کند.هیدرو کاریس موروس –رانه اینگیاه بهطور عمده در آبگیر ها دیده می شود .

استراتیوتس آلوئیدس گیاهی است که آب های آهکی را ترجیح می دهد گل های آن در اوایل تابستان باز می شوند در سایر مواقع سال در زیر آب شناور است.

نیمفا آلبانیلوفرآبی سفیدرنگ که دراکثرآبگیرها ودریاچه هابه صورتزیبا وگسترده ای مشاهده می شود.

نوفارلوتئا نیلوفرآبی زردرنگ کهدربیشترنقاطآبگیرها دریاچه ها وآب های گرم مرداب هامشاهده می شود.

3-گیاهان باتلاقی

گیاهان باتلاقی به طورمعمول برگ های باریک وکشیده ای دارندودراوایل بهار قبل ازگیاهان دیگر شروع به رشدونمو می کنند.باتغییر سطح آب فتوسنتز وتنفس آنهادچاراشکال می شود.این گیاهان درمقابل بادمقاوئمت زیادتری دارند.ازریزوم اکثر آنها گیاهان جدیدی بوجودمی آید.

ک4-گیاهان مردابی

کمی دورترازحاشیه اب معمولامرداب قرارداردوجای گیاهان مردابزی است گیاهان مردابی شاداب اندواغلب برگهای بزرگ دارندزیراازدست دادن رطوبت ارطریق تعرق وتبخیردراین گونه گیاهان مشکلی ایجادنمی کند.این گیاهان ساختمانی اسفنجی دارندتابتوانندبرای ایام خیلی مرطوب وزمانی که خاک رطوب زیاد دارند هوا ذخیره کنند ارتفاع بعضی ازاین گیاهان ممکن است تقریبابه دومتروطول برگ های به یک متر برسد گیاهان مرداب زی عبارتند از:

 

اپیلوبیوم هیرسوتوم که معمولادرمناطق مردابی رشدونمو می کنند ارتفاع آن به130تا170سانتی متر میرسد ودراوایل تابستان گل های آن ظاهر می شود .

فیلیپنودولااولماریانوعی اسپیره است به ارتفاع تقریبا 60سانتی متر که گل هایش در تابستان ظاهر می شود.

کالتا پالو ستریس تقریبا 50سانتی متر ارتفاع دار د وگل های آن که دربهار ظاهر می شوند گل کاسبرگ ندارد گلبرگ های آن زرد رنگ تاطلایی زیبایی دارند .

بیدنس سرنوس نوعی دو دندان که گل های دراوایل تابستان  ظاهر می شود .

کارکس ریپاریا نوعی جگن است که ارتفاع آن به2متر می رسد گل این گیاه دراواخر بهار دیده می شود.

یونکوس افوسوس گونه ای سازوست ارتفاع آن60تا180سانتی متر وموقع ظهور گل هااوایل تابستان است.

لیتروم سالیکاریاتقریبا 60سانتی متر ارتفاع دارد ودرتابستان گل می دهد .

رودخانه ها وگیا هان

معمولا عمر گیاهان درآب های جاری برحسب نوع رودخانه ومیزان جریان آب درهرقسمت آن متغیر است بستر رودخانه هایی که جریان آب درآن ها سریع می باشد اغلب سنگی است زیرا آب ذرات ریز شن وماسه راباخودحرکت می دهد وریشه گیاه نمی تواند خودرادرآن مستقرکند .دررودخانه های ارامتر که شن وماسه باقی می مانندگیاهان رشدمی کنندوبرحسب شدت جریان بریدن علف هاضروری می گردد تاجلوی جریان آب رانگیرد .کلسیم موجود درآب وذرات موادمعدنی موجود دراین قبیل رودخانه هاباعث رشدونمو گیاهان می شودمقدارخیلی زیادموادمعدنی بافضولات صنعتی که دررودخانه ریخته می شود ممکن است برای بعضی ازگیاهان یاجانوران زیان آورباشد.

نورعامل مهمی دررشد ونموگیاهان آبزی دررودخانه هاست درمناطقی که عمق آب زیاد است ممکن است گیاه قادربه ادامه زندگی نباشد.دررودخانه های آرام وکم عمق که شن وماسه هاازجا کنده نمی شوند گیاهان قوی باساقه های محکم وریشه های عمیق می توانندرشد ونمو کنند مثل گونه های آلاله ی آبی استفاده از آب این گونه برای ابیاری مزارع به علت انتقال تخم علف های هرز به مزرع خود عامل بسیار مهمی درگسترش علف های هرز ودرنتیجه بالا بردن هزینه تولید می باشد معمولا مزارعی که با آب رودخانه آبیاری می شوند علف های هرز بیشتری دارند

اکولوژی گیاهان هرزآبزی

درمناطقی که میزان بارندگی زیاد است گیاهان آبزی مزاحمت زیادی بوجود می اورند درکشور ما مزاحمت این گونه گیاهان بیشتر درمزارع برنج یا شالیزار هاجلب توجه می کند .تراکم وتنوع علف های هرز آبزی تحت تاثیربسزییاری ازعوامل اکولوژیکی وآگروتکنیکی قرار داردمانندروش کاشت ومقدار آب وتناوب ودمای هوا وخاک وچگونگی آماده کردن زمین ونوع میزان کود مصرفی و......

روش کاشت برنج متفاوت است درروش غیر مستقیم بوته هایی راکه قبلا درخزانه پرورش داده اند درزمین اصلی نشا می کنند ودرکشت مستقیم بذر برنج رامستقینا درمزرعه می پاشند دراین حالت ممکن بذر خشک برنج را درزمین خشک کشت کنندیادرحالی که مزرعه غرقاب است بذر درداخل آب پاشیده شود یاممکن است بذرراخیسوجوانه دارکرده وسپس بکارند .

پس از نشا کردن ویا کشت بذر درزمین اصلی مزرعه برنج از لحاظ مقدار آب ممکن است شرایط متفاوتی داشته باشد آبیاری می تواند دائمی یا به طور متنائب انجام گیرد کشت درآب های عمیق وکشت به صورت شناور ویا حتی کشت برنج به صورت دیم هریک تاثیری خاص بر جامعه ی علف های هرزدرمزرعه خواهد داشت.

کشت مستقیم برنج درمزرعه ای که غرقاب باشد علف های هرز باریک برگ راکم می کند ولی تراکم علف های هرز آبزی را افزایش می دهد پاشیدن بذری که قبلا خیس وجوانه دار شده باشد درمزرع ای که عمق آب آن از10سانتی متر بیشتر باشد علف هرز سوروف راتاحد زیادی کاهش می دهد ولی باعث افزایش آلک ها وگونه های دیگری از علف های هرز مانند آمانیا وهترانترا می شود علقف های هرز برنج کاشته شده درآب عمیق یا به صورت شناور مشکل آفرینند وباعلف های هرز مزرعه ی برنجی که به صورت غیر مستقم کشت شده اند کاملا متفاوت هستند علف های هرز در کشت دیم برنج که بیشتر در جنوب شرقی آسیا معمول است نیز مساله ساز بوده  باسایر روش های کشت آبی متفاوت انددر ایگون مزارع علف هایی مانند اویارسلام وخلفه غالب هستند

 ازلحاظ دمای آب وخاک نیز  باید گفت که گونه های مختلف علف های هرز برای جوانه زدن به دماهای متفاوتی نیاز دارند درمزارع برنج ژاپن علف های هرز یکساله راازلحاظ مینیمم دمای آب وهواکه برای رشدونمو به عهده دارند به 5گروه تقسیم شده اند :

گونه هایی از جنس های آلیسماوآنیلما زمانی جوانه می زنند که پایین ترین دمای هوا 8و پایین ترین دمای آب13درجه سانتیگراد باشد.

گونه هایی از جنس های روتالا و اکی نوکلوا زمانی جوانه می زنندکه دمای هوا 9تا10ودمایآب14تا15درجه سانتیگرادباشد.

گونه هایی از جنس لیندورنیا و ساگیتاریا موقعی که دمای  هوا 11تا12ودمای آب  16تا17درجه  ی سانتیگراد باشدجوانه خواهد زد.

گونه هایی مانندسیپروس دیفورمیس وقتی دمای هوا13تا14ودمای آب18درجه سانتگراد است جوانه می زنند.

وبالاخره گونه هایی مانندمونوکوریاواگینالیسس زمانی جوانه خواهند زد که دمای هوا15تا16ودمای آب19درجه سانتیگراد باشد.

نحوه تهیه زمین برای نشا کاری یا برای کشت مستقیم بذر برجامعه یعلف های هرز تاثیر مستقیم دارد.آزمایش های انجام شده در فیلیپین نشان می دهد که شخم زمین غرقاب شده در مقایسه باشخم زمین خشک96درصد وزن علف های هرزپهن برگ راکاهش داده است.

از لحاظ حاصلخیز کردنیا تقویت خاک باید گفت که کود دادنبه زمین موجب رشد علف های هرز هم خواهد شد.آزمایش هایی که که در تایوان صورت گرفته نشا ن می دهددرمزارعی که کود نیتروژن دارزیادی مصرف می شود علف های هرز سوروف واوبیارسلام بیشتر از پهن برگ ها خسارت وارد می سازنددر حالی که در اراضی کم نیتروژن خسارت پهن برگ ها بیشتر است.دادن کود فسفر دارقبل از کشت باعث افزایش رشدبسیاری از علف های هرزمانند سوروف و علف های هرز آبزی می شود.
نمونه هایی از مزاحمت گیا هان آبزی

مشکلاتی که علف های هرزآ بزی در مناطق کشاورزی یا مناطق تفریحی وغیر کشاورزی ایجاد می کنندعبارتند از:

1-تراکمزیاد علف های زیاد هرز آبزی سبب بسته شدن سیستم های زه کشی وآبیاری و متوقف شدن جریان آب در کانال هامی شود .این گونه علف ها با انسداد صافی هاو دریچه های کنترل خطوط توزیع آبو لوله های ناقل آب  آب پخش کن های سیستم های آبیاری بارانی وازحرکت اب جلوگیری کرده وباعث پس زدن آب وزه کشی ودر نتیجه انباشته  شدن آبدر مزارع وآبگذر ها می شوند.

2-به علت اینکه علف ای هرز آبزی مواد زائد و معلق در آب را می گیرندسبب پر شدن آبراهه هانیز می شوند.تجمع موادگیاهی ورسوبات در نهرهای طبیعی کانال هاودریاچه ها آن هارابه مردا ب وباطلاق تبدیل می کند.

3-درمقایسه بامیزان تبخیر ازسطح آزادآب بسیاری ازگیاهان هرز آبزی آب راچند برابربیشترتبخیر می کنند وموجب هدر رفتن آب بیشتری می شود.

4-تراکم علف های هرز آبزی از تلاطم آب وموجدار شدن آن جلوگیری می کند ودرمحیط آرام ومحیط مناسبی برای تکثیر حشرات مضر مثل حشرات وموجوداتی مانند زالوهاوحلزون ها ومیزبانان موجودات زیان آور میکروسکوپی فراهم می سازد .

5-آب محتوی مجموعه ای از جلبک های میکروسکوپی سبز-آبی اغلب باعث مصمومیت دام ها وحیواناتی می شود که آن رامی نوشند .

6-بسیاری ازگیاهان آبزی برای قایقرانی دررودخانه ها ایجاد مشکل می کنند این گونه گیاهان باگره خوردن گیاهان درپروانه هاوخراب کردن سیستم های سرد کننده موتور قایق ها می توانند خسارت زیادی به با رآورند .

7-گیاهان آبزی موجب افزایش جمعیت ماهی ها می شوند پوسیده شدن وتجزیه آن ها نیز می تواند مرگ ماهی ها رابه دنبال داشته باشد.

8-گیاهان آبزی فعالیت های تفریحی مانند ماهیگیری شنا قایق سواری واسکی روی آب را محدود واغلب متوقف می کند.وبرای شناگران واسکی بازان خطرهایی ایجاد خواهند کرد دراستخرهای شنا جلبک هابالغزند کردن نردبان ها وپله ها ایجاد مشکل می کنند .

9-بدمزه شدن وتغییررنگ دادن آب های آشامیدنی ذخیره شده در مخازن وآب انبارها وبوجودآمدن بوی  نامطبوع نیز از دیگر زیان های گیاهان آبزی است گاهی بوی گوشت ماهی ها پرورش یافته در این گونه آب ها نامطبوع می شود .

+ نوشته شده در  89/04/01ساعت 10:51  توسط زينب  | 

خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره)

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌www.leader.ir
و الحمد للَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نتوب اليه‌ و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته‌ بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين‌ سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‌ و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و دعات الى اللَّه‌
اوصيكم عباد اللَّه و نفسى بتقوى اللَّه‌
 همه‌ى برادران و خواهران عزيز نمازگزار را توصيه ميكنم به رعايت تقوا؛ كه خداى متعال ميفرمايد: «يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا. يصلح لكم اعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم و من يطع اللَّه و رسوله فقد فاز فوزا عظيما». تقواى الهى را در رفتار، در گفتار، حتّى در پندار خود بايد رعايت كنيم؛ يعنى مراقب باشيم در رفتار خود، در كردار خود، در گفتار خود، ذره‌اى از رضاى الهى و حق، تعدى و تجاوز نكنيم. اميدوارم خداوند متعال به اين بنده‌ى حقير توفيق بدهد كه امروز بتوانيم با تمسك به اين اصل اساسى قرآنى - يعنى سخن گفتن بر اساس تقوا - عرايض خود را عرض كنيم.
 اين روزها ايام عيد ولادت صديقه‌ى كبرى‌ و فاطمه‌ى زهرا، بانوى دو عالم، سيده‌ى نساء عالمين (سلام اللَّه عليها) است. از روح ملكوتى اين بنده‌ى خالص الهى مدد بگيريم و ان‌شاءاللَّه اين نماز جمعه را كه به مناسبت بيست و يكمين سالگرد رحلت امام راحل (رضوان اللَّه تعالى عليه) است، با احترام و تكريم به مقام اين آيت عظماى پروردگار برگزار كنيم و ياد و نام مبارك و ماندگار امام بزرگوارمان را همچنان كه در اين بيست و يك سال، ملت ما به بهترين وجهى در دل و جان خود، در زبان خود، در فضاى زندگى خود حفظ كرده‌اند، باز هم حفظ كنيم و به پيش ببريم.
 امروز درباره‌ى امام بزرگوار در خطبه‌ى اول عرايضى را عرض ميكنم؛ نگاه به امام از منظر يك شاخص. اين نگاه از اين جهت اهميت پيدا ميكند كه چالش اصلى همه‌ى تحولات بزرگ اجتماعى - از جمله انقلابها - صيانت از جهتگيرى‌هاى اصلى اين انقلاب يا اين تحول است. اين مهمترين چالش هر تحول عظيم اجتماعى است كه هدفهائى دارد و به سمت آن هدفها حركت و دعوت ميكند. اين جهتگيرى بايد حفظ شود. اگر جهتگيرى به سمت هدفها در يك انقلاب، در يك حركت اجتماعى صيانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبديل خواهد شد؛ در جهت عكس اهداف خود عمل خواهد كرد. لذا شما در قرآن ملاحظه ميكنيد كه در سوره‌ى مباركه‌ى هود، خداى متعال به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انّه بما تعملون بصير».پيغمبر را امر ميفرمايد به استقامت. استقامت، يعنى پايدارى؛ راه را مستقيم ادامه دادن؛ در جهت درست حركت كردن. نقطه‌ى مقابل اين حركت مستقيم در اين آيه‌ى شريفه، طغيان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغيان، يعنى سركشى؛ منحرف شدن. به پيغمبر ميفرمايد: هم تو - شخصاً - هم كسانى كه همراه تو و با تو هستند، اين راه را درست ادامه بدهيد و منحرف نشويد؛ «انّه بما تعملون بصير». مرحوم علامه‌ى طباطبائى بزرگوار در تفسير الميزان ميفرمايد: لحن اين آيه، لحن تشدد است؛ هيچ نشانه‌ى رحمت در اين آيه نيست. خطاب به خود پيغمبر است؛ «من افراد النّبىّ بالذّكر». در درجه‌ى اول، خود پيغمبر را مخاطب قرار ميدهد: «فاستقم». لذا اين آيه به نحوى است كه پيغمبر اكرم درباره‌ى سوره‌ى هود فرمودند: «شيّبتنى سورة هود»؛ سوره‌ى هود مرا پير كرد. اين به خاطر همين آيه است. در روايت است كه آن بخشى از سوره‌ى هود كه پيغمبر ميفرمايد «من را پير كرد»، همين آيه‌ى مباركه است؛ به خاطر تشديدى كه در اين آيه هست. در حالى كه در يك جاى ديگر قرآن هم دارد: «فلذلك فادع و استقم كما امرت»، اما عنوان «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا» - منحرف نشويد، از راه برنگرديد - خطاب سختى است كه به خود پيغمبر است. اين خطاب، دل پيغمبر را ميلرزاند. اين به خاطر همين است كه تغيير جهتگيرى‌ها و منحرف شدن از راه اصلى - كه هويت اصلى هر انقلابى به آن جهتگيرى‌هاست و در واقع، سيرت انقلابها همين جهتگيرى‌هاى اصلى است - بكلى راه را عوض ميكند و اين انقلاب به هدفهاى خود نميرسد. اهميت اين قضيه از اين باب است كه تغيير جهتگيرى‌ها تدريجى است، نامحسوس است؛ اينجور نيست كه از اول كار، اين تغيير جهتگيرى با 180 درجه اتفاق بيفتد؛ اول با زاويه‌هاى خيلى كوچكتر، اين تغيير شروع ميشود؛ هرچه ادامه پيدا ميكند، فاصله‌ى راه اصلى - كه صراط مستقيم است - با اين انحراف، روزبه‌روز بيشتر ميشود. اين يك جهت است.
 جهت ديگر اين است كه آن كسانى كه در پى تغيير هويت انقلاب بر مى‌آيند، معمولاً با پرچم رسمى و با تابلو جلو نمى‌آيند؛ آنچنانى حركت نميكنند كه معلوم بشود اينها دارند با اين حركت مخالفت ميكنند؛ حتّى گاهى به عنوان طرفدارى از حركت انقلاب، يك اقدامى ميكنند، يك اظهارى ميكنند، كارى ميكنند، زاويه ايجاد ميكنند؛ انقلاب از جهتگيرى خود بكلى دور مى‌افتد، بركنار ميشود.
 براى اينكه اين جهتگيرى غلط و اين انحراف اتفاق نيفتد، احتياج به شاخصهاى معينى هست. بايد سر راه، شاخصهائى وجود داشته باشد. اگر اين شاخصها بود، روشن بود، واضح بود، در معرض ديد مردم بود، انحراف اتفاق نمى‌افتد؛ اگر كسى هم در جهت انحراف كار كند، از نظر توده‌ى مردم شناخته ميشود؛ اما اگر شاخصى وجود نداشت، آن وقت خطر جدى خواهد شد.
 خوب، شاخص در انقلاب ما چيست؟ اين خيلى مهم است. سى سال است كه ما در جهت اين انقلاب حركت ميكنيم. ملت ما بصيرت به خرج دادند، شجاعت به خرج دادند، حقاً و انصافاً لياقت به خرج دادند. اين انقلاب را سى سال است شما داريد جلو ميبريد؛ اما خطر وجود دارد. دشمن انقلاب، دشمن امام بيكار نمى‌نشيند؛ سعى ميكند اين انقلاب را از پا در بياورد. چه جور؟ با منحرف كردن راه انقلاب. بنابراين لازم است ما شاخص داشته باشيم.
 من عرض ميكنم بهترين شاخصها، خود امام و خط امام است. امام بهترين شاخص براى ماست. اگر اين تشبيه با همه‌ى فاصله‌اى كه وجود دارد، به نظر برسد، عيبى ندارد كه تشبيه كنيم به وجود مقدس پيغمبر كه قرآن ميفرمايد: «لقد كان لكم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة لمن كان يرجوا اللَّه و اليوم الاخر». خود پيغمبر اسوه است؛ رفتار او، كردار او، اخلاق او. يا در يك آيه‌ى شريفه‌ى ديگر ميفرمايد: «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم و الّذين معه»؛ ابراهيم و ياران ابراهيم اسوه‌اند. در اينجا ياران ابراهيمِ پيغمبر هم ذكر شده‌اند تا كسى نگويد كه پيغمبر معصوم بود يا ابراهيم معصوم بود، ما نميتوانيم از آنها تبعيت كنيم؛ نه، «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهيم و الّذين معه اذ قالوا لقومهم انّا براء منكم و ممّا تعبدون من دون اللَّه كفرنا بكم» تا آخر آيه‌ى شريفه.
 در مورد امام بزرگوار كه شاگرد اين مكتب و دنباله‌روِ راه اين انبياى عظام است، همين معنا صدق ميكند. خود امام برجسته‌ترين شاخصهاست؛ رفتار امام، گفتار امام. خوشبختانه بيانات امام در دسترس است، تدوين شده است. وصيتنامه‌ى امام آشكارا همه‌ى مافى‌الضمير امام را براى آينده‌ى انقلاب تبيين ميكند. نبايد اجازه داد اين شاخصها غلط تبيين شوند، يا پنهان بمانند، يا فراموش بشوند. اگر اين شاخصها را ما بد تبيين كرديم، غلط ارائه داديم، مثل اين است كه يك قطب‌نما را در يك راه از دست بدهيم، يا قطب‌نما از كار بيفتد. فرض كنيد در يك مسير دريائى يا در يك بيابان كه جاده‌اى هم وجود ندارد، قطب‌نماى انسان آسيب ببيند و از كار بيفتد؛ انسان متحير ميماند. اگر نظرات امام، بد بيان شد، بد تبيين شد، مثل اين است كه قطب‌نما از كار بيفتد، راه گم ميشود؛ هر كسى به سليقه‌ى خود، به ميل خود حرفى ميزند. بدخواهان هم در اين ميان از فرصت استفاده ميكنند، راه را جورى تبيين ميكنند كه ملت به اشتباه بيفتد.
 مواضع امام بايستى به طور روشن و واضح - همان طور كه خود او گفت، همان طور كه خود او نوشت - تبيين شود؛ اين ملاك راه امام و خط امام و صراط مستقيم انقلاب است. يك نفر صريح ميگويد من امام را قبول ندارم - اين بحث ديگرى است - خيلى خوب، پيروان امام و طرفداران امام با كسى كه صريح بگويد من امام را قبول ندارم، راه او را غلط ميدانم، حسابشان روشن است؛ اما اگر قرار است در خط امام، با اشاره‌ى انگشت امام، اين انقلاب پيش برود، بايد معلوم باشد، روشن باشد و مواضع امام بزرگوارمان بدرستى تبيين شود.
 نبايد براى خوشامد اين و آن، برخى از مواضع حقيقى امام را يا انكار كرد، يا مخفى نگه داشت. بعضى اينجور فكر ميكنند - و اين فكر غلطى است - كه براى اينكه امام پيروان بيشترى پيدا كند، كسانى كه مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقه‌مند شوند، بايستى ما بعضى از مواضع صريح امام را يا پنهان كنيم يا نگوئيم يا كمرنگ كنيم؛ نه، امام هويتش، شخصيتش به همين مواضعى است كه خود او با صريح‌ترين بيانها، روشن‌ترين الفاظ و كلمات، آنها را بيان كرد. همين‌ها بود كه دنيا را تكان داد. همين مواضع صريح بود كه توده‌هاى عظيم را مشتاق ملت ايران و بسيارى را پيرو ملت ايران كرد. اين نهضت عظيم جهانى كه شما امروز در گوشه و كنار دنياى اسلام نشانه‌هاى آن را مى‌بينيد، از اين طريق به راه افتاد.
 امام را صريح بايد آورد وسط ميدان. مواضعش بر عليه استكبار، مواضعش بر عليه ارتجاع، مواضعش بر عليه ليبرال دموكراسى غرب، مواضعش بر عليه منافقان و دورويان را بايد صريح گذاشت. كسانى كه تحت تأثير آن شخصيت عظيم قرار گرفتند، اين مواضع را ديدند و تسليم شدند. نميشود به خاطر اينكه زيد و عمرو از امام خوششان بيايد، ما مواضع امام را پنهان كنيم يا پوشيده كنيم يا آن چيزهائى كه به نظرمان تند مى‌آيد، كمرنگ كنيم. عده‌اى در يك دورانى - كه ما آن دوران را به ياد داريم؛ دوران جوانى‌هاى ما - براى اينكه اسلام علاقه‌مندان و طرفدارانى پيدا كند، بعضى از احكام اسلام را كمرنگ ميكردند، نديده ميگرفتند؛ حكم قصاص را، حكم جهاد را، حكم حجاب را انكار و پنهان ميكردند، ميگفتند اينها از اسلام نيست، قصاص از اسلام نيست، جهاد از اسلام نيست، براى اينكه فلان مستشرق يا فلان دشمن مبانى اسلامى از اسلام خوشش بيايد! اين غلط است. اسلام را با كليتش بايستى بيان كرد.
 امام منهاى خط امام، آن امامى نيست كه ملت ايران به نفس او، به هدايت او جانشان را كف دست گرفتند، فرزندانشان را به كام مرگ فرستادند، از جان و مالشان دريغ نكردند و بزرگترين حركت قرن معاصر را در اين نقطه‌ى عالم به وجود آوردند. امام منهاى خط امام، امام بى‌هويت است. سلب هويت از امام، خدمت به امام نيست. مبانى امام، مبانى روشنى بود. اين مبانى - اگر كسى نخواهد مجامله كند، تعارف كند - در كلمات امام، در بيانات امام، در نامه‌هاى امام، و بخصوص در وصيتنامه‌ى امام - كه كوتاه شده‌ى همه‌ى آن مواضع است - منعكس است. اين مبانى فكرى همان چيزى است كه آن موج عظيم و سهمگين را عليه غارتگرى‌هاى غرب و يكه‌تازى‌هاى آمريكا در دنيا به وجود آورد. شما خيال ميكنيد اينكه رئيس جمهورهاى گوناگون آمريكا به هر كشورى از اين كشورهاى آسيا و خاورميانه  سفر كردند، حتّى در بعضى از كشورهاى اروپائى مردم جمع شدند و عليه آنها شعار دادند، هميشه اينجور بود؟ نه، اين حركت امام بود، افشاگرى امام بود، موضعگيرى امام بود كه استكبار را رسوا كرد، صهيونيسم را رسوا كرد، و روح مقاومت را در ملتها و بخصوص در جوامع اسلامى زنده كرد.
 اين كج‌انديشى است كه ما مواضع امام را انكار كنيم. اين كج‌انديشى را هم متأسفانه بعضاً كسانى انجام ميدهند كه يك وقتى خودشان جزو مروجان افكار امام بودند يا جزو پيروان امام بودند. حالا به هر دليلى راه‌ها كج ميشود، هدفها گم ميشود، يك عده‌اى برميگردند؛ بعد از آنكه سالهاى متمادى براى امام و براى اين هدفها حرف زدند و حركت كردند، در مقابل اين اهداف و اين مبانى مى‌ايستند و آن حرفها را ميزنند!
 خوب، خط امام اجزائى دارد. مهمترينِ آنچه كه در مورد خط امام و راه امام ميشود گفت، چند نكته است كه من عرض ميكنم. و بخصوص به جوانها عرض ميكنم: برويد وصيتنامه‌ى امام را بخوانيد. امامى كه دنيا را تكان داد، امامى است كه در اين وصيتنامه منعكس است، در اين آثار و گفتار منعكس است.
 اولين و اصلى‌ترين نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‌ى اسلام ناب محمدى است؛ يعنى اسلام ظلم‌ستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجديدگان و مستضعفان. در مقابل اين اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمريكائى» را در فرهنگ سياسى ما وارد كرد. اسلام آمريكائى يعنى اسلام تشريفاتى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زياده‌خواهى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل دست‌اندازى به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامى كه با همه‌ى اينها ميسازد. اين اسلام را امام نامگذارى كرد: اسلام آمريكائى.
 فكر اسلام ناب، فكر هميشگى امام بزرگوار ما بود؛ مخصوص دوران جمهورى اسلامى نبود؛ منتها تحقق اسلام ناب، جز با حاكميت اسلام و تشكيل نظام اسلامى امكانپذير نبود. اگر نظام سياسى كشور بر پايه‌ى شريعت اسلامى و تفكر اسلامى نباشد، امكان ندارد كه اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگويان عالم، با زورگويان يك جامعه، مبارزه‌ى واقعى و حقيقى بكند. لذا امام حراست و صيانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات ميدانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجب‌ترين واجبها، صيانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صيانت اسلام - به معناى حقيقى كلمه - وابسته‌ى به صيانت از نظام سياسى اسلامى است. بدون نظام سياسى، امكان ندارد.
 امام جمهورى اسلامى را مظهر حاكميت اسلام ميدانست. براى همين، امام جمهورى اسلامى را دنبال كرد، در راهش آن همه تلاش كرد و با آن شدت و حدت و اقتدار پاى جمهورى اسلامى ايستاد. امام كه دنبال قدرت شخصى نبود؛ امام دنبال اين نبود كه خودش بتواند قدرتى پيدا كند. مسئله‌ى امام، مسئله‌ى اسلام بود؛ لذا پاى جمهورى اسلامى ايستاد. اين مدل نو را امام به دنيا عرضه كرد؛ يعنى مدل جمهورى اسلامى.
 اساسى‌ترين مسئله در جمهورى اسلامى، مبارزه با حاكميتهاى زورگويانه و اقتدارطلب دنياست كه در شكلهاى مختلف خودش را نشان ميدهد. حكومت ديكتاتورى و اقتدارطلب، فقط حكومت پادشاهان نيست؛ اين يكى از انواع حكومت ديكتاتورى است. آن زمان ديكتاتورى‌هاى چپ وجود داشت، كه ديكتاتورى يك‌حزبى در كشورها بود؛  هر كار ميخواستند، با آحاد ملت ميكردند؛ كسى هم به ملت پاسخگو نبود. در واقع ملت دست يك اقليت محدودى زندانى بود. اين هم يك نوع ديكتاتورى بود. يك نوع ديكتاتورى هم ديكتاتورى سرمايه‌داران است كه در نظامهاى بظاهر مردم‌سالار - نظامهاى ليبرال دموكراسى - تجلى پيدا ميكند. اين هم نوعى ديكتاتورى است، منتها ديكتاتورى بسيار هوشمندانه و غير مستقيم؛ در واقع ديكتاتورى سرمايه‌دارها و صاحبان ثروتهاى بزرگ است.
 امام جمهورى اسلامى را در مقابل اين طاغوتهاى بشرى به وجود آورد؛ اسلام را - كه در دل اسلاميت، تكيه‌ى به مردم و رأى مردم و خواست مردم وجود دارد - معيار اصلى اين نظام قرار داد. بنابراين جمهورى اسلامى، هم جمهورى است، يعنى متكى به آراء مردم است؛ هم اسلامى است، يعنى متكى به شريعت الهى است. اين يك مدل نو است؛ اين يكى از شاخصهاى عمده‌ى در خط امام است. هر كسى درباره‌ى حاكميت نظام جمهورى اسلامى برخلاف اين فكر كند، برخلاف فكر امام است؛ مدعى نشود كه او دنباله‌روِ امام است، در عين حال اين فكر را دارد؛ نه، فكر امام اين است. اين واضح‌ترين خط از خطوط انديشه‌ى امام است.
 يك شاخص ديگر در برنامه‌ى امام و خط امام و راه مستقيم امام، مسئله‌ى جاذبه و دافعه‌ى امام بود. انسانهاى بزرگ، جاذبه و دافعه‌شان هم ميدان وسيع و گسترده‌اى دارد. همه جاذبه و دافعه دارند. شما با رفتار خودتان، يكى را به خودتان علاقه‌مند و متمايل ميكنيد، يكى هم از شما ميرنجد؛ اين جاذبه و دافعه است. اما انسانهاى بزرگ، جاذبه‌شان يك طيف وسيعى را به وجود مى‌آورد؛ دافعه‌ى آنها هم همين طور، يك طيف عظيمى را به وجود مى‌آورد. جاذبه و دافعه‌ى امام تماشائى است.
 آنچه كه مبنا و معيار جاذبه‌ى امام و دافعه‌ى امام بود، باز مكتب بود، اسلام بود؛ درست همان طورى كه امام سجاد (سلام اللَّه عليه) در دعاى صحيفه‌ى سجاديه - دعاى ورود در ماه رمضان - به خداوند متعال عرض ميكند. مكرر عرض كرده‌ايم كه دعاهاى امام سجاد واقعاً جزو برترين گنجينه‌هاى معارف اسلامى است. در اين دعاها معارفى وجود دارد كه انسان اينها را از روايات و آثار روائى نميتواند به دست بياورد؛ در دعاها صريح اينها بيان شده است. در دعاى چهل و چهارم صحيفه‌ى سجاديه - كه دعاى ورود در ماه رمضان است و امام سجاد آن را ميخواندند - حضرت چيزهائى را از خداى متعال براى ماه رمضان درخواست ميكنند؛ از جمله‌ى چيزهائى كه درخواست ميكنند، اين است: «و ان نسالم من عادانا»؛ پروردگارا! از تو ميخواهيم كه با همه‌ى دشمنانِ خودمان صلح كنيم، سلم و مدارا پيشه كنيم. بعد بلافاصله ميفرمايند: «حاشى من عودى فيك و لك فأنه العدوّ الّذى لانواليه و الحرب الّذى لانصافيه»؛ مگر آن دشمنى كه من به خاطر تو با او دشمنى كردم، در راه تو با او دشمنى كردم. اين دشمنى است كه ما هرگز با او دم از آشتى نخواهيم زد و دل ما با او صاف نخواهد شد.
 امام اينجورى بود؛ دشمنىِ شخصى با كسى نداشت. اگر كدورتهاى شخصى‌اى هم بود، امام زير پا ميگذاشت؛ اما دشمنى به خاطر مكتب، براى امام بسيار جدى بود. همان امامى كه از اول شروع نهضت در سال 1341 روى توده‌ى مردم، انواع و اقسام افكار گوناگون در ميان مردم، اينجور آغوش باز كرده بود، مردم را از اهل هر قومى، از اهل هر گروه و مذهبى، با آغوش باز ميپذيرفت، همين امام در اول انقلاب يك مجموعه‌هائى را از خود طرد كرد. كمونيستها را صريح طرد كرد. آن روز براى خيلى از ماها كه در اول انقلاب دست‌اندركار مبارزه بوديم، اين كار امام عجيب بود. در همان اوائل انقلاب، امام صريح در مقابل كمونيستها موضعگيرى كرد و اينها را از خودش جدا كرد. در مقابل ليبرال‌مسلكها و دلباختگان به نظامهاى غربى و فرهنگ غربى، امام قاطعيت نشان داد؛ اينها را از خود دور كرد، از خود جدا كرد؛ هيچ رودربايستى و ملاحظه‌اى نكرد. مرتجعين را - كسانى كه حاضر نبودند حقائق الهى و روح قرآنى احكام اسلامى را قبول كنند و تحول عظيم را بپذيرند - از خودش طرد كرد. امام بارها مرتجعين را با تعبيرات سخت و تلخ محكوم كرد، از خود دور كرد. در تبرّى از افرادى كه در دائره‌ى فكرى و مبانى اسلامى او قرار نميگرفتند، امام تأمل نكرد؛ در حالى كه با آنها هم دشمنى شخصى نداشت.
 شما ملاحظه كنيد به وصيتنامه‌ى امام؛ امام در همين وصيتنامه خطاب ميكند به كمونيستهائى كه در داخل جنايت كرده بودند و به خارج كشور گريخته بودند. لحن امام را ملاحظه كنيد. به اينها ميگويد: شما داخل كشور بيائيد و مجازاتى را كه قانون و عدالت براى شما ميگذارد، تحمل كنيد و مجازات شويد. يعنى بيائيد اعدام را يا حبس را يا ساير مجازاتها را تحمل كنيد، براى اينكه خودتان را از عذاب الهى و نقمت الهى نجات دهيد. با اينها دلسوزانه حرف ميزند. ميفرمايد: اگر شهامت اين را هم نداريد كه بيائيد مجازات خودتان را قبول كنيد، لااقل آنجا كه هستيد، راهتان را عوض كنيد، توبه كنيد؛ با ملت ايران، با نظام اسلامى، با حركت اسلامى مقابله نكنيد؛ براى قدرتمندان و زورگويان، پياده‌نظام نباشيد.
 امام دعواى شخصى ندارد؛ اما در دائره‌ى مكتب، با قاطعيت كامل، جاذبه و دافعه‌ى خود را اعمال ميكند. اين يك شاخص عمده از زندگى امام و مكتب امام است. تولّى و تبرّى در عرصه‌ى سياست هم بايد تابع تفكر و فكر و مبانى اسلامى و مذهبى باشد؛ اينجا هم بايد انسان ملاك و معيار را اين قرار بدهد؛ ببيند خداى متعال از او چه ميخواهد.
 با اين روشى كه امام در پيش گرفته بود و در گفتار و كردار او منعكس بود، نميشود انسان خود را در خط امام بداند، دنباله‌روِ امام بداند، اما با كسانى كه صريحاً پرچم معارضه‌ى با امام و اسلام را بلند ميكنند، خودش را در يك جبهه تعريف كند. نميشود قبول كرد كه آمريكا و انگليس و سيا و موساد و سلطنت‌طلب و منافق بر روى يك محورى توافق كنند، حول يك محورى جمع بشوند، بعد آن محور باز ادعا كند كه من خط امامم! اين نميشود، اين قابل قبول نيست.
 نميشود با هر كس و ناكسى ائتلاف كرد. بايد ببينيم دشمنان ديروز امام در برابر ما چه موضعى ميگيرند. اگر ديديم مواضع ما جورى است كه آمريكاى مستكبر، صهيونيست غاصب، مزدوران قدرتهاى گوناگون، مخالفين و معاندين امام و اسلام و انقلاب از ما تجليل ميكنند، احترام ميكنند، بايستى در مواضعمان شك كنيم؛ بايد بدانيم كه راه درست و مستقيم را نميرويم. اين معيار است، اين يك ملاك است. امام هم بارها بر همين تكيه ميكرد. امام ميفرمود - در نوشته‌جات امام وجود دارد، در اسناد قطعى فرمايشات امام اين هست - كه اگر از ما تعريف كردند، بدانيم كه خيانتكاريم. اين خيلى مهم است.
 كسانى بيايند درست در خط مقابل امام حركت كنند، درباره‌ى مسئله‌ى قدس در روز قدس آنجور موضعگيرى كنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بياورند، بعد ما با كسانى كه با اساس مبناى امام و حركت امام صريحاً مخالفند، اظهار همراهى كنيم، خودمان را در كنار اينها قرار بدهيم و تعريف كنيم، يا در مقابل اينها سكوت كنيم؛ در عين حال بگوئيم ما دنباله‌روِ اماميم! اين امكان ندارد، اين قابل قبول نيست. ملت هم اين را خوب فهميدند. ملت اين را مى‌بيند، ميداند، ميشناسد، ميفهمد.
 يك شاخص ديگر در مشى امام و خط امام كه خيلى مهم است، مسئله‌ى محاسبات معنوى و الهى است. امام در تصميم‌گيرى‌هاى خود، در تدابير خود، محاسبات معنوى را در درجه‌ى اول قرار ميداد. يعنى چه؟ يعنى انسان براى هر كارى كه ميخواهد بكند، در درجه‌ى اول هدفش كسب رضاى الهى باشد؛ كسب پيروزى نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، كسب وجاهت پيش زيد و عمرو نباشد. هدف اول، رضاى الهى باشد. اين يك. بعد هم به وعده‌ى الهى اطمينان و اعتماد داشته باشد. وقتى انسان هدفش رضاى خدا بود، به وعده‌ى الهى هم اعتماد و اطمينان داشت، آن وقت ديگر يأس معنا ندارد، ترس معنا ندارد، غفلت معنا ندارد، غرور معنا ندارد.
 امام آن وقتى كه تنها بود، مبتلاى به ترس نشد، مبتلاى به يأس نشد؛ آن وقتى هم كه همه‌ى ملت ايران يكصدا نام او را فرياد زدند، بلكه ملتهاى ديگر هم به او عشق ورزيدند و اين را ابراز كردند، دچار غرور نشد. آن وقتى كه خرمشهر به وسيله‌ى متجاوزين عراقى از دست رفت، امام مأيوس نشد؛ آن وقتى هم كه خرمشهر را رزمندگان ما با دلاورى و فداكارى خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد كرد»؛ يعنى ما هيچكاره‌ايم. در همه‌ى حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همين‌جور بود. آن وقتى كه تنها بود، وحشت نكرد؛ آن وقتى كه غلبه و قدرت با او بود، مغرور نشد؛ غفلت هم نكرد. اين اعتماد به خداست. وقتى رضاى خدا بود، قضيه اين است.
 به وعده‌ى الهى بايد اعتماد كرد. خداى متعال در سوره‌ى «انّا فتحنا» ميفرمايد: «و يعذّب المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء»؛خصوصيت منافق و مشرك از جمله اين است كه به خدا سوءظن دارند، وعده‌ى الهى را قبول ندارند، باور ندارند. اينكه خدا ميگويد: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره»، اين را آدم مؤمن با همه‌ى وجود قبول دارد؛ منافق اين را قبول ندارد. خداوند ميفرمايد: «عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و ساءت مصيرا». كسانى كه به خدا سوءظن دارند، وضعيتشان اينجور است.
 امام به وعده‌ى الهى اطمينان داشت. ما براى خدا مجاهدت ميكنيم، قدم براى خدا برميداريم، همه‌ى تلاش خودمان را به ميدان مى‌آوريم؛ نتيجه را خداى متعال - آنچنان كه وعده فرموده است - تحقق خواهد داد. ما براى تكليف كار ميكنيم؛ اما خداى متعال بر همين عمل براى تكليف، بهترين نتيجه را به ما خواهد داد. اين يكى از خصوصيات مشى امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقيم انقلاب اين است.
 يكى از چيزهائى كه در همين زمينه وجود داشت، رعايت تقواى عجيب امام در همه‌ى امور بود. تقوا در مسائل شخصى يك حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعى و مسائل سياسى و عمومى خيلى مشكلتر است، خيلى مهمتر است، خيلى اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه ميگوئيم؟ اينجا تقوا اثر ميگذارد. ممكن است ما با يكى مخالف باشيم، دشمن باشيم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت ميكنيد؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن كسى كه با او مخالفيد و با او دشمنيد، غير از آن چيزى باشد كه در واقع وجود دارد، اين تعدى از جاده‌ى تقواست. آيه‌ى شريفه‌اى كه اول عرض كردم، تكرار ميكنم: «يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا». قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.
 من يك خاطره از امام نقل كنم. ما يك شب در خدمت امام بوديم. من از ايشان پرسيدم نظر شما نسبت به فلان كس چيست - نميخواهم اسم بياورم؛ يكى از چهره‌هاى معروف دنياى اسلام در دوران نزديك به ما، كه همه نام او را شنيدند، همه ميشناسند - امام يك تأملى كردند، گفتند: نميشناسم. بعد هم يك جمله‌ى مذمت‌آميزى راجع به آن شخص گفتند. اين تمام شد. من فرداى آن روز يا پس‌فردا - درست يادم نيست - صبح با امام كارى داشتم، رفتم خدمت ايشان. بمجردى كه وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اينكه من كارى را كه داشتم، مطرح كنم، ايشان گفتند كه راجع به آن كسى كه شما ديشب يا پريشب سؤال كرديد، «همين، نميشناسم». يعنى آن جمله‌ى مذمت‌آميزى را كه بعد از «نميشناسم» گفته بودند، پاك كردند. ببينيد، اين خيلى مهم است. آن جمله‌ى مذمت‌آميز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم بكلى از يادم رفته كه آن جمله چه بود؛ يعنى يا تصرف معنوى ايشان بود، يا كم‌حافظگى من بود؛ نميدانم چه بود، اما اينقدر يادم هست كه يك جمله‌ى مذمت‌آميزى بود. همين را ايشان آن شب گفتند، دو روز بعدش يا يك روز بعدش آن را پاك كردند؛ گفتند: نه، همان نميشناسم. ببينيد، اينها اسوه است؛ «لقد كان لكم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة».
 درباره‌ى زيدى كه شما او را قبول نداريد، دو جور ميشود حرف زد: يك جور آنچنانى كه درست منطبق با حق است، يك جور هم آنچنانى كه در آن آميزه‌اى از ظلم وجود دارد. اين دومى بد است، بايد از آن پرهيز كرد. درست همانى كه حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى ميتوانيد راجع به آن توضيح دهيد، بگوئيد، نه بيشتر. اين يكى از خطوط اصلى حركت امام و خط امام است كه ماها بايد به ياد داشته باشيم.
 يكى ديگر از خطوط اصلى خط امام، نقش مردم است؛ هم در انتخابات كه امام در اين كار واقعاً يك حركت عظيمى انجام داد، هم در غير انتخابات، در مسائل گوناگون اجتماعى. در هيچ انقلابى در دوران انقلابها - كه نيمه‌ى اول قرن بيستم، دوران انقلابهاى گوناگون است؛ در شرق و غرب دنيا انقلابهاى مختلفى با شكلهاى مختلف به وجود آمد - سابقه ندارد كه دو ماه بعد از پيروزى انقلاب، يك رفراندوم عمومى براى انتخاب شيوه‌ى حكومت و نظام حكومتى انجام بگيرد؛ اما به همت امام در ايران اين اتفاق افتاد. هنوز يك سال از انقلاب نگذشته بود كه قانون اساسى تدوين و تصويب شد. در آن ماه‌هاى اول كه تدوين قانون اساسى هنوز انجام نشده بود و تأخير افتاده بود، يادم هست يك روز امام ماها را خواستند، رفتيم قم - آن وقت ايشان هنوز قم بودند - با اوقات تلخى گفتند كه قانون اساسى را زودتر تدوين كنيد. آن وقت انتخابات مجلس خبرگان راه افتاد و مردم خبرگان را براى تدوين قانون اساسى انتخاب كردند؛ بعد هم كه قانون اساسى تدوين شد، آن را به رأى عمومى گذاشتند؛ رفراندوم شد، مردم قانون اساسى را انتخاب كردند. بعد هم انتخابات رياست جمهورى و مجلس برگزار شد. در سخت‌ترين دوران جنگ كه تهران زير بمباران دشمن بود، انتخابات تعطيل نشد؛ حتّى تا امروز يك روز انتخابات در ايران تأخير نيفتاده است. كدام دموكراسى را در دنيا شما سراغ داريد؟ انقلابها كه هيچ؛ در هيچ دموكراسى‌اى، با اين دقت، سر موقع، آراء مردم به صندوقها ريخته نميشود. اين خط امام است.
 در غير مسائل انتخابات هم بارها مردم مورد توجه امام قرار گرفتند و امام به نقش آنها اشاره‌ى روشن كردند، گاهى تصريح كردند؛ در يك جاهائى گفتند: اگر مسئولين فلان كار را كه بايد انجام بدهند، انجام ندهند، مردم خودشان وارد ميشوند و انجام ميدهند.
 يك نقطه‌ى ديگر از نقاط روشن خط امام، جهانى بودن نهضت است. امام نهضت را جهانى ميدانست و اين انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلكه غير مسلمان معرفى ميكرد. امام از اين ابائى نداشت. اين غير از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نميكنيم؛ اين غير از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران ديروز است، كه ما اين كار را نميكنيم، اهلش نيستيم؛ اين معنايش اين است كه بوى خوش اين پديده‌ى رحمانى بايد در دنيا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظيفه‌شان چيست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هويتشان چگونه است و كجاست. يك نمونه‌ى اين نگاه جهانى، موضعگيرى امام در باب فلسطين است. امام صريحاً فرمود: اسرائيل يك غده‌ى سرطانى است. خوب، غده‌ى سرطانى را چه كار ميكنند؟ غير از قطع غده، چه علاجى ميتوان براى آن كرد؟ امام ملاحظه‌ى كسى را نكرد. منطق امام اين بود. اين حرف شعارى نيست؛ اين منطقى است. فلسطين يك كشور تاريخى است. در طول تاريخ، كشورى وجود داشته است به نام فلسطين. يك عده‌اى با پشتيبانى قدرتهاى ستمگر عالم آمده‌اند با عنيف‌ترين و شديدترين وجهى اين ملت را از اين كشور بيرون كرده‌اند؛ كشتند، تبعيد كردند، شكنجه كردند، اهانت كردند، اين ملت را بيرون كردند - كه امروز چند ميليون آواره‌ى فلسطينى در كشورهاى همجوار فلسطين اشغالى و در كشورهاى ديگر زندگى ميكنند؛ اغلب هم توى اردوگاه‌ها - در واقع آمدند كشور را از صحنه‌ى جغرافيا حذف كردند، ملت را بكلى از هستى ساقط كردند، يك واحد جغرافيائى جعلى و جديدى به جاى آن تحميل كردند و اسمش را گذاشتند اسرائيل. ببينيد منطق چه اقتضاء ميكند؟ حرفى كه ما در مورد مسئله‌ى فلسطين داريم، يك حرف شعارى نيست؛ يك حرف صددرصد منطقى است.

 يك عده قدرتمند كه در رأس آنها اول انگليس بود، بعد هم آمريكا ملحق شد، دنباله‌روِ آنها هم كشورهاى غربى، آمده‌اند ميگويند كشور فلسطين و ملت فلسطين بايد حذف بشوند تا به جاى آن، كشورى به نام اسرائيل و ملت جعلى‌اى به نام ملت اسرائيل به وجود بيايد. اين يك حرف؛ يك حرف ديگر هم در مقابلش هست كه حرف امام است؛ ميگويد: نه، اين واحد جعلى و تحميلى بايد حذف شود؛ به جاى آن، ملت اصلى و كشور اصلى و واحد جغرافيائى اصلى سر كار بيايد. از اين دو حرف، كدام منطقى است؟ آن حرفى كه متكى به سرنيزه و سركوب است و ميخواهد يك نظام سياسى را، يك واحد جغرافيائىِ تاريخى را با چند هزار سال سابقه، بكلى از صحنه‌ى جغرافيا حذف كند، اين منطقى است يا آن حرفى كه ميگويد نه، اين واحد اصلى جغرافيائى بايد بماند، آن واحد جعلى و تحميلى بايد از بين برود؟ امام اين را ميگفت. اين منطقى‌ترين حرفى است كه در باب اسرائيل غاصب و در باب مسئله‌ى فلسطين ميشود گفت. امام اين را گفت؛ صريح هم اين را بيان كرد. حالا اگر كسى اين حرف را به اشاره هم بيان كند، يك عده‌اى كه مدعى خط امامند، ميگويند آقا چرا اين حرف گفته شد؟! خوب، اين حرف امام است؛ اين منطق امام است؛ اين منطق صحيح است؛ همه‌ى مسلمانان عالم، همه‌ى آزادگان عالم، ملتهاى بى‌طرف بايد اين حرف را قبول كنند و بپذيرند. اين، درست است. اين، موضع امام است.
 يك نكته‌ى آخر هم عرض بكنم. شما برادران و خواهران عزيز در گرماى هوا تحمل كرديد؛ خداوند ان‌شاءاللَّه شما را مأجور بدارد. يك نكته‌ى اساسى ديگر در مورد خط امام و راه امام اين است كه امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص بايد با معيار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نيست. گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگويد: خوب، قبلاً اينجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته ديگر كارائى ندارد. اين همان قضاوتى بود كه امام اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) با جناب طلحه و جناب زبير كرد. شما بايد بدانيد طلحه و زبير مردمان كوچكى نبودند. جناب زبير سوابقى درخشان دارد كه نظير آن را كمتر كسى از اصحاب اميرالمؤمنين داشت. بعد از به خلافت رسيدن جناب ابى‌بكر، در همان روزهاى اول، پاى منبر ابى‌بكر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت كردند، گفتند: حق با شما نيست؛ حق با على‌بن‌ابى‌طالب است. اسم اين اشخاص در تاريخ ثبت است. اينها چيزهائى نيست كه شيعه نقل كرده باشد؛ نه، اين در همه‌ى كتب تواريخ ذكر شده است. يكى از آن اشخاصى كه پاى منبر جناب ابى‌بكر بلند شد و از حق اميرالمؤمنين دفاع كرد، زبير است. اين سابقه‌ى زبير است. مابين آن روز و روزى كه زبير روى اميرالمؤمنين شمشير كشيد، فاصله بيست و پنج سال است. حالا برادران اهل سنت از طرف طلحه و زبير اعتذار ميكنند، ميگويند آنها اجتهادشان به اينجا منتهى شد؛ خيلى خوب، حالا هر چى. ما راجع به اينكه  آنها در مقابل خداى متعال چه وضعى دارند، الان در مقام آن نيستيم؛ اما اميرالمؤمنين با اينها چه كرد؟ جنگيد. اميرالمؤمنين از مدينه لشكر كشيد، رفت طرف كوفه و بصره، براى جنگ با طلحه و زبير. يعنى آن سوابق محو شد، تمام شد. امام ملاكش اين بود، معيارش اين بود.
 بعضى‌ها با امام از پاريس تو هواپيما بودند و آمدند ايران؛ اما در زمان امام به خاطر خيانت اعدام شدند! بعضى‌ها از دورانى كه امام در نجف بود و بعد كه به پاريس رفت، با ايشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اينها، موضعگيرى‌هاى اينها موجب شد كه امام اينها را طرد كرد، از خودش دور كرد. ميزان، وضعى است كه امروز بنده دارم. اگر خداى نكرده نفس اماره و شيطان، راه را در مقابل من منحرف كردند، قضاوت چيز ديگرى خواهد بود. مبناى نظام اسلامى اين است و امام اينجورى عمل كرد.
 خطوط ديگرى را هم در زمينه‌ى راه امام و خط امام ميشود بيان كرد. آنچه كه عرض شد، مهمترين و مؤثرترينها بود. خوب است برادران، جوانان، اهل فكر و تحقيق، طلاب، دانشجويان، روى اين مبانى فكر كنند، روى اينها كار كنند. فقط متن باقى نمانَد؛ اين متنها درست توضيح داده شود، تبيين شود.
 همه، بخصوص جوانهاى عزيز ما اين را بدانند؛ آنچه كه بعد از رحلت امام تا امروز اتفاق افتاده است، از دشمنى‌ها، كارشكنى‌ها، هر كارى كه كردند، از هر نوعى كه انجام دادند، نتوانسته است در پايه‌هاى اين نظام اندك تزلزل و تكانى ايجاد كند؛ بلكه بعكس، هر ضربه‌اى كه دشمن حواله‌ى جمهورى اسلامى كرده است، در نتيجه به استحكام بيشتر جمهورى اسلامى انجاميده است؛ درست مثل هشت سال جنگ تحميلى. هشت سال همه‌ى قدرتهاى سياسى و نظامى و مالى بزرگ دنيا پشت سر رژيم بعثى عراق ايستادند، با ايران اسلامى جنگيدند، همه‌ى توان خودشان را به ميدان آوردند تا جمهورى اسلامى را شكست بدهند يا تضعيف كنند؛ نتيجه چه شد؟ وقتى كه اين هشت سال تمام شد، دنيا با كمال حيرت، ناظر به پا خاستن جمهورى اسلامى با يك قدرت دفاعى و نظامى بمراتب قوى‌تر و عظيم‌تر از هنگام جنگ شد. قدرت جمهورى اسلامى بعد از جنگ آنچنان در دنيا طلوع كرد كه چشمها را خيره كرد. امروز هم همين جور است. هر اتفاقى كه دشمنان برنامه‌ريزى كنند، افراد ساده‌دل و خام و غافل به هر نحوى با دشمنان همراهى كنند، با ايستادگى ملت ايران، نتيجه‌اش تقويت بيشتر جمهورى اسلامى است.
 شما ديديد فتنه‌اى به وجود آمد، كارهائى شد، تلاشهائى شد، آمريكا از فتنه‌گران دفاع كرد، انگليس دفاع كرد، قدرتهاى غربى دفاع  كردند، منافقين دفاع كردند، سلطنت‌طلبها دفاع كردند؛ نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه در مقابل همه‌ى اين اتحاد و اتفاق ناميمون، مردم عزيز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دى، در روز بيست و دوى بهمن، آنچنان عظمتى از خودشان نشان دادند كه دنيا را خيره كرد. ايران امروز، جوان امروز، تحصيلكرده‌ى امروز، ايرانيان امروز، آنچنان وضعيتى دارند كه هر توطئه‌اى را دشمن عليه نظام جمهورى اسلامى زمينه‌چينى كند، به توفيق الهى توطئه را خنثى ميكنند. منتها توجه داشته باشيد؛ بايد تقوا پيشه كنيم. آنچه ما را قوى ميكند، تقواست؛ آنچه ما را آسيب‌ناپذير ميكند، تقواست؛ آنچه ما را به ادامه‌ى اين راه تا رسيدن به اهداف عاليه اميدوار ميكند، تقواست.
 پروردگارا! به محمد و آل محمد توفيق تقوا به همه‌ى ما، به آحاد اين ملت مرحمت بفرما. پروردگارا! دلها را به هم نزديك كن. پروردگارا! محور خط امام و شخصيت امام و هويت واقعى اين انقلاب را روزبه‌روز در ميان ملت ما برجسته‌تر كن. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود كن؛ ارواح طيبه‌ى شهدا را از ما خشنود كن؛ روح مطهر امام بزرگوار را از ما  خشنود بفرما.

    بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات‌
و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.

 خطبه‌ى دوم‌

    بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
والحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا محمّد و اله الطّاهرين‌ سيّما علىّ اميرالمؤمنين و الصّدّيقة الطّاهرة
و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسين زين‌العابدين و محمّدبن‌علىّ  باقر علم الأوّلين و الأخرين‌
و جعفربن‌محمّد الصّادق و موسى‌بن‌جعفر الكاظم‌ و علىّ‌بن‌موسى الرّضا و محمّدبن‌علىّ الجواد و علىّ‌بن‌محمّد الهادىّ‌ و الحسن‌بن‌علىّ الزّكىّ العسكرىّ و الحجّة القائم المهدىّ صلوات اللَّه عليهم اجمعين‌
و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين‌
وصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه‌
 همه‌ى برادران و خواهران را بار ديگر به رعايت تقواى الهى دعوت و توصيه ميكنم. امروز جهان اسلام، بلكه سرتاسر جهان، شاهد تحولات بزرگى است كه خبر ميدهد از تغيير معادلات جهانى. توجه ملت ايران به اين تحولات، از اين نقطه‌نظر حائز اهميت است.
 يك مسئله، مسئله‌ى فلسطين، مسئله‌ى غزه و - بخصوص در اين آخرى - مسئله‌ى حمله‌ى به اين كاروانى است كه براى امداد و شكستن حصر غزه حركت ميكرد و مورد حمله‌ى صهيونيستهاى غدار و قسى‌القلب قرار گرفت. آنچه كه در قضيه‌ى فلسطين در اين سال اخير يا ماه‌هاى اخير بالخصوص بيشتر مورد توجه است، يكى مسئله‌ى يهودى‌سازى فلسطين است. سياست رژيم صهيونيستى اين است كه بتدريج آثار اسلامى را بكلى از منطقه‌ى فلسطين و ساحل غربى رود اردن - كه خود آنها تصديق دارند كه اين منطقه، منطقه‌ى اشغالى است؛ و دنيا اين را قبول دارد و اين همه قطعنامه‌ى سازمان ملل پشت سرش هست - حذف كند و اين منطقه را يهودى‌سازى كند. شهرك‌سازى‌هاى غير قانونى و ظالمانه، ويران كردن خانه‌هاى مردم، دستكارى در شهر الخليل و در شهر قدس با هدف يهودى‌سازى، براى اين است كه ريشه‌ى اسلام را به خيال خودشان از كشور فلسطين قطع كنند. اين يك نقطه است، كه بسيار مهم است و دنياى اسلام بايد در مقابل اين مسئله با همه‌ى وجود بايستد و مانع اين جنايت بزرگ بشود.
 يكى هم محاصره‌ى ظالمانه‌ى غزه است كه اين محاصره سه سال شد؛ يك حركت بسيار سبعانه، قساوت‌آميز، وحشيانه، و با شگفتى فراوان مورد تأييد و تصديق و حمايت آمريكا و انگليس و قدرتهاى غربى كه داعيه‌ى دفاع از حقوق بشر را هم دائم تكرار ميكنند. سه سال است كه يك و نيم ميليون جمعيت را محاصره كرده‌اند؛ نه ميگذارند دارو برود، نه ميگذارند غذا برود، در آب آشاميدنى‌شان اخلال ميكنند، در نيروى برقشان اخلال ميكنند، در رسيدن سيمان و مصالح ساختمانى براى اينكه ويرانى‌هاى جنگ را از بين ببرند، اخلال ميكنند - اين كاروانى كه ميرفت، بخش عمده‌اى از محموله‌ى آن سيمان بود، براى اينكه مردم بتوانند خانه‌هاى خراب خودشان را تعمير كنند - علاوه‌ى بر اينها به طور متناوب گلوله‌باران هم ميكنند، آدم‌كشى هم ميكنند، كودكان مظلوم و زن و مرد را به قتل هم ميرسانند. اين، حركت رژيم صهيونيستى است.
 سازمانهاى مدعى حقوق بشر ايستاده‌اند تماشا ميكنند. قدرتهاى غربى نه فقط تماشا، بلكه حمايت ميكنند. متأسفانه بسيارى از كشورهائى كه بايد دفاع كنند - يعنى برخى كشورهاى عربى، برخى كشورهاى اسلامى - سكوت محض كرده‌اند؛ اگر نگوئيم حتّى رفتارهاى خائنانه در پشت سر. خيلى وضع عجيبى است.
 اين حركت اخيرى كه صهيونيستها كردند - يعنى مورد تهاجم قرار دادند اين چند كشتى‌اى را كه وسائل ميبرد طرف غزه، براى اينكه بشكند اين محاصره را در درياى آزاد، نه در ساحلهاى خودشان و محيط دريائى متعلق به خودشان - از دو بعد بايد مورد توجه قرار بگيرد:
 يكى خوى توحش صهيونيستهاست كه اين را دنيا ديگر فهميد. دنيا بايد بفهمد. صهيونيستها ادعا ميكنند كه ما براى بازرسى يا براى اينكه بگوئيم به سمت غزه نيائيد، وارد كشتى‌هاى اينها شديم - كه البته مثل سگ دروغ ميگويند! براى حمله رفتند، نقشه‌ى حمله كشيدند، اهدافشان هم مشخص است - اينها ولو براى اندرزگوئى هم رفته باشند، باز برخلاف همه‌ى مقررات بين‌المللى رفتار كردند. يك كشتى دارد در درياى آزاد حركت ميكند؛ شما حداكثر كارى كه ميتوانستيد بكنيد، اين بود كه نگذاريد آنها وارد بنادر شما بشوند. چرا وسط دريا رفتيد، به اينها حمله كرديد، كشتار كرديد، عده‌ى زيادى را كشتيد، عده‌ى بيشترى را مجروح كرديد، عده‌ى بيشترى را اسير كرديد؟ چرا؟ خوى توحش. اين همان چيزى است كه جمهورى اسلامى سى سال است آن را فرياد ميزند و غربى‌هاى دورو و دروغگو و رياكار اين را نديده و نشنيده ميگيرند. امروز همه‌ى دنيا به چشم ديد كه اينها چقدر خوى توحش دارند.
 نكته‌ى دومى كه اين موضوع را بايد در كانون توجه قرار بدهد، اين است كه صهيونيستها در محاسبه‌ى خودشان خطا كردند. آنها اشتباه بزرگى كردند. اين اشتباه در سالهاى اخير دارد مكرراً اتفاق مى‌افتد. حمله‌ى به لبنان كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به غزه كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به اين كشتى‌ها كردند، اشتباه كردند. اين اشتباه‌ها يكى پس از ديگرى نشان‌دهنده‌ى اين است كه رژيم غاصب صهيونيستى به نهايت قطعى خود - يعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در دره‌ى نيستى - دارد قدم به قدم نزديك ميشود.
 يك حادثه‌ى مهم ديگر كه خوب است ملت ما به اهميت آن توجه داشته باشد و اين حادثه معنا دارد، اتفاقى است كه در گردهمائى طولانى مربوط به ان.پى.تى در نيويورك افتاد. اصلاً اين گردهمائى را تشكيل داده بودند تا قدرتهاى زورگو بتوانند به بركت اين گردهمائى، ملتهائى را كه هنوز به انرژى هسته‌اى دسترسى پيدا نكرده‌اند، باز هم محدودتر كنند، موانع سر راه آنها را بيشتر كنند. البته دلشان ميخواست و برنامه‌ريزى كرده بودند كه در اين اجلاس، بالخصوص نسبت به جمهورى اسلامى كينه‌ورزى خودشان را آشكار كنند. درست عكس آنچه كه ميخواستند، اتفاق افتاد. تقريباً يك ماه اين گردهمائى طول كشيد. به جاى اينكه آنها بتوانند مقاصد خودشان را پيش ببرند و كشورهائى مثل جمهورى اسلامى را محدود كنند، نتيجه‌اى كه از اين كنفرانس طولانى به دست آمد، اين بود كه قدرتها به وسيله‌ى 189 كشور موظف شدند كه سلاحهاى هسته‌اى خودشان را نابود كنند؛ از ادامه‌ى توليد اين سلاحها مانع بشوند؛ حق دستيابى به قدرت هسته‌اى صلح‌آميز به وسيله‌ى كشورهاى ديگر شناخته شد و رژيم صهيونيستى - كه دايه‌هاى او در اين كنفرانس بشدت هم به نفع او فعال بودند - محكوم شد به اينكه بايستى به قرارداد ان.پى.تى بپيوندد؛ درست عكس آنچه آنها ميخواستند. اين حادثه‌ى كوچكى نيست؛ اين نشان‌دهنده‌ى اين است كه قدرت زورگو و متكبر و مستكبر آمريكا و ديگر قدرتهاى زورگو و دنباله‌روان اينها در دنيا حرفشان پيشروى ندارد. امروز ديگر آمريكا در موضعى نيست كه بتواند در سياستهاى بين‌المللى دخالت مؤثر بكند. جمهورى اسلامى با ايستادگى سى ساله‌ى خود توانسته است وضعيتى را در افكار عمومى جهان به وجود بياورد كه نه فقط ملتها، حتّى دولتها هم - يعنى 189 دولت - در مقابل آمريكا مى‌ايستند و على‌رغم او تصميم‌گيرى ميكنند و رأى ميدهند. اينها جزو بشارتهاى الهى است به ملت بزرگ ايران.
 مسائل ديگرى هم هست، يادداشت شده بود كه عرض بشود؛ اما وقت گذشته است. اميدواريم كه پروردگار عالم همه‌ى شما برادران و خواهران مؤمن را، و همه‌ى مردم عزيز ايران را مشمول توجهات خود قرار بدهد و روزبه‌روز بر پيروزى‌هاى پى‌درپى اين ملت بيفزايد.
 پروردگارا! با لطف خود و عنايت خود و توجه خود، دلهاى ملتهاى مسلمان را به يكديگر نزديك كن؛ امت اسلامى را متحد و مقتدر بگردان؛ ملت ايران را سربلند بفرما؛ گرفتارى‌ها را از ميان اين ملت برطرف بفرما.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
انّا اعطيناك الكوثر. فصلّ لربّك وانحر. انّ شانئك هو الأبتر.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

* خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره)-۱۴/۳/۱۳۸۹

+ نوشته شده در  89/03/16ساعت 9:51  توسط زينب  | 

آبزیان خزری، رویایی در دل آب

بزرگترین دریاچه جهان با وسعت  371000  کیلومتر مربع دارای صدها گونه از ماهی ها در کنار انواع آبزیان است. اما شناخت ما از وضعیت این گونه ها بسیار محدود بوده و تنها از چند گونه شناخته شده آن بهره برداری صورت می گیرد. بحران های زیست محیطی که اغلب نقاط کره زمین را فرا گرفته بسیار جدی است و نمی توان نسبت به آن بی تفاوت ماند.

همه آنچه که هم زیستی روحی و جسمی با طبیعت است دکتر عبدلی را بر آن داشت تا نسبت به بررسی دقیق تری از اجزای اکوسیستم های طبیعی صورت گیرد.

برای انجام این پژوهش با همراهی دکتر نادری و دیگر همکاران از پژوهشکده اکولوژِی دریای خزر گونه های ماهیان این منطقه منحصر به فرد در ایران شناسایی و نمونه برداری می شود.

جهت شناسایی کامل گونه های ماهیان رودخانه می بایست مسافتی از رودخانه که بین 100 تا 1000 متر و وابسته به عرض رودخانه و تنوع ماهیان آن است را مورد بررسی قرار داد.

نمونه برداری و شناسایی ماهیان رودخانه نیاز به ابزار و امکانات خاص خود دارد که  دستگاه الکتروشوکر یکی از آنها است. این وسیله ماهیان را دچار شوک و بیهوشی کوتاه مدت نموده و تمامی گونه ها با اندازه های مختلف را برای شناسایی و مطالعات دیگر در اختیار پژوهشگران قرار می دهد. این دستگاه تنها با هدف پژوهش به کار گرفته می شود و استفاده از آن برای سایرین ضمن داشتن خطر برق گرفتگی ممنوع و غیر مجاز می باشد.  

حوضه آبریز دریای خزر منحصر به بخش های دریایی این منطقه نیست. رودخانه های منتهی به این دریا دارای تنوع جالب توجهی از گونه های ماهیان است و در اغلب رودخانه های این منطقه 20 تا 30 گونه ماهی را می توان یافت. بسیاری از ماهیان دریایی از جمله ماهیان خاویاری برای تکمیل چرخه زندگی خود نیاز به آب شیرین رودخانه ها دارند که در سالهای اخیر به علت برداشت بیش از حد آب برای کشاورزی و احداث سد ها امکان تکثیر طبیعی آنها وجود ندارد.

برای شناسایی و معرفی گونه های این منطقه، تهیه عکس های رنگی مناسب بسیار ضروری است.

گروه مشغول آماده سازی بستری مناسب برای تصویربرداری از ماهی های رودخانه می شوند و از آنجایی که این آبزیان عموماً کوچک هستند و آب رودخانه به علت آلودگی های موجود تیره و کدر است یافت آنها در حالت عادی در میان رودخانه دشوار و غیر ممکن است.

امروزه برای دیدن ماهیان خاویاری باید به کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان خاویاری رفت. دریای خزر که در سالهای نه چندان دور یکی از بهترین زیستگاههای 5 گونه از این ماهیان بسیار قدیمی و با ارزش اقتصادی بالا بود هم اکنون خالی تر از آن است که بتوان این ماهی زیبا و ارزشمند را که بزرگترین گونه آن در دریای خزر به طول 6 متر و وزن 1000 کیلو گرم می رسد و تا 100 سال عمر می کند را در آن یافت. ماهیان خاویاری با داشتن دهان زیرین و سبیلک هایی در جلوی دهان غذای خود را اغلب از قسمت های بستر دریا که شامل ماهیان و بی مهرگان آبزی     می باشد به دست می آورند. این ماهیان از مناطق ساحلی تا بخش های عمیق دریای خزر مشاهده می شوند.

صید بیش از حد و تخریب زیستگاه ها و از بین رفتن مناطق تخم ریزی این ماهیان در بخش های میانی و فوقانی رودخانه های منطقه، خطر انقراض و نابودی بیش از پیش آن را تهدید می کند. وضعیت نامناسب زیستگاه این گونه ها در کنار فشار صیادی باعث شده است که حتی تلاش کارگاههای تکثیر مصنوعی برای ازدیاد نسل این ماهیان نتیجه لازم را نداشته باشد. ارزش اقتصادی این ماهیان کمتر از ارزش بهره برداری از هکتارها زمین کشاورزی نیست. آیا براستی وقت آن نرسیده است که فکری به حال این گونه های ارزشمند بکنیم؟

آیا ما مجاز هستیم با احداث سد بر روی تمامی رودخانه ها هیچ روزنه ای برای بقای این گونه ها نگذاریم ؟ عوامل تهدید کننده نسل این گونه ها مشخص است، تنها عظمی راسخ برای اصلاح زیستگاههای آنها را می طلبد.

رودخانه شیرود، رودخانه ای کوچک در نزدیکی شهر تنکابن است که علیرغم کوچکی دارای تنوع و تراکم خوبی از ماهیان مهاجر از دریا به رودخانه است. مشاهده بسیاری از گونه های مهاجر در این رودخانه امکان پذیر است. شهرت رودخانه شیرود به دلیل اهمیت آن  برای صید مولدین ماهی سفید که برای تکثیر مصنوعی است، می باشد. همه ساله چندین هزار مولد مهاجر به این رودخانه می آیند و توسط متخصصین شیلات صید شده و برای تکثیر مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرند.لاروها در استخر خاکی پرورش داده شده و بچه ماهیان به رودخانه ها رها سازی می شوند. این فعالیت باعث شده است ماهی سفید از یک گونه در خطر انقراض در ابتدای دهه 60 به یک ماهی فراوان در سالهای اخیر تبدیل شود به طوری که در حال حاضر فراوانترین ماهی است که در جنوب دریای خزر صید می شود! به راستی تکثیر مصنوعی ماهی سفید در این حد برای دریای خزر کار مناسبی است؟ به نظر می رسد توجه به سایر گونه های ماهیان این منطقه برای حفظ این اکوسیستم امری ضروری است در غیر این صورت با کمک انسان دریای خزر تبدیل به استخری برای پرورش ماهی سفید خواهد شد که قطعاً بهره برداری به این صورت دوامی نخواهد داشت و عدم توجه به اصول اولیه اکولوژی مثل رقابت بر سر منابع غذایی، جمعیت سایر گونه های ارزشمند این دریا را محدود خواهد نمود.

هم زمان با تلاش متخصصان شیلات در حفظ بقای ماهی سفید، در آنسوی رودخانه صیادان غیر مجاز مشغول صید آنهایی هستند که موفق به عبور از معبر سخت و سازه های بتونی شده اند.

این به معنای به حداقل رساندن تولید مثل طبیعی گونه های مهاجر اقتصادی از دریا به رودخانه است که تهدیدی جدی برای تنوع زیستی ماهیان این منطقه مهم به شمارمی آید.

مار ماهی دهان گرد دریای خزر تنها گونه دهان گرد است که در دنیا نیز منحصر به دریای خزر می باشد. این گونه در شمال دریای خزر در گذشته مورد بهره برداری قرار می گرفت اما اکنون جمعیت آن رو به انقراض است. باتوجه به اینکه ظاهری مار مانند دارد اما هیچگونه آزاری  به انسان و به هیچ موجود دیگری نمی رساند. مار ماهی خزر با قیف دهانی بادکش مانند خود به سنگ ها می چسبد و با سوراخ های آبششیِ دو طرف سر تنفس می کند. این آبزی که برخی     ویژگی های ماهیان را دارد در دریای خزر و در سن 3 تا 4 سالگی بالغ می شود و برای تخم ریزی به رودخانه ای که در آن متولد شده مهاجرت می کند و بعد از طی مسافتی خود را به قسمت های فوقانی رودخانه می رساند و در مناطقی که بستر سنگلاخی و آب سرد دارد تخم ریزی می کند و پس از آن می میرد. برای رسیدن به مکان های تخم ریزی مجبور است که از پایه های پل که مانعی برای مهاجرت گونه های مختلف است عبور کند که برای این کار مجبور است با قیف دهانی به این پایه های بتنی بچسبد و بعد از تلاش زیاد احتمالاً موفق می شود. متاسفانه برخی از افراد محلی بر اساس باور اشتباه که این ماهی را انگل سایر ماهیان می دانند اقدام به کشتن آن کرده که        می تواند نسل آن را تهدید نماید.

نمونه برداری از ماهیان همواره با سختی زیادی توأم است  وقتی شما طی بازدید از سواحل خزر با تعداد زیادی ویلا و شهرکهای ساحلی برخورد می کنید که حتی راهی برای رسیدن به دریا و نمونه برداری ندارید بی اختیار وقتی روزنه ای پیدا می کنید به سمت ساحل حرکت می کنید و بعد تازه متوجه می شوید که گرفتار ماسه های نرم ساحل شده اید.

صید با تور پره در این نواحی به عنوان یک فعالیت صیادی در طول سواحل دریای خزر در حال انجام است و هزاران نفر را مشغول به کار نموده است. این نوع وسیله صید روش مناسبی برای به دست آوردن گونه های ماهیان ساحلی از قبیل گاو ماهیان، ماهی سفید، کپور و کفال می باشد.

همه این صیادان در زمانی مشخصی از سال در طول 24 ساعت بطور مداوم به برداشت ماهی از دریای خزر اقدام می کنند و زندگی خود را از برکات این دریای خاموش می گذرانند.

اکوسیستم های آبی تا زمانی که مورد نمونه برداری قرار نگیرند نمی توان به تغییرات درونی آن پی برد بنابراین مطالعه مستمر بر روی ماهیان در زیستگاههای اصلی این حوضه در سالهای مختلف امری ضروری است تا تنوع ماهیان خزر حفاظت گردد.

((در ماههای پایانی سال زمانی که مهاجرت گاو ماهیان به عنوان متنوع ترین ماهیان دریای خزر به لحاظ تعداد گونه برای تولید مثل به ساحل نزدیک  می شوند می توان به فراوانی آنها را در تورهای پره مشاهده نمود! این ماهیان زمانی غذای اصلی ماهیان خاویاری بوده اند و حال که جمعیت ماهیان خاویاری شدیداً کاهش پیدا کرده تعداد این گونه به شدت رو به فزونی می رود این نوسانات جمعیت که برخی طبیعی و برخی حاصل دخالت های انسانی است به ما این نکته را یادآوری می کند که بررسی مداوم پویایی اکوسیستم های آبی امری ضروری است.))

زنجیره غذایی گرانبهایی که تعداد زیادی از ساکنین مناطق ساحلی دریای خزر را شامل می شود، اقتصاد نیمی از سال این مناطق را بطور جدی به چرخش در می آورد.

گذشته از تاثیر تنوع زیستی آبزیان و حفظ بقای آنها ، نباید فراموش کرد که دیگر ساکنین ایران بزرگ نیز حق بهره برداری و استفاده از این منبع غذایی ارزشمند را دارند.  

((ماهی آزاد دریای خزر که در اصل همان قزل آلای خال قرمز رودخانه ایست  برای به دست آوردن غذای بیشتر جهت تامین نیازهای زیستی خود به دریای خزر مهاجرت کرده است. بعد از سپری نمودن حدود 4 سال از زندگی در دریای خزر به رودخانه های این منطقه مهاجرت می کند و تلاش می کند که خود را به قسمتهای فوقانی رودخانه ها جایی که آب سرد و پر اکسیژن دارد برساند. شواهد نشان می دهد تعداد کمی از این ماهیان موفق به انجام این کار می شوند چرا که به انواع موانع که شامل تورهای صیادان، پایه های پل های  نصب شده بر روی رودخانه ها، سدهای مخزنی و رودخانه های آلوده برخورد می کنند. نسل این ماهی زیبا و با ارزش اقتصادی که گرانترین ماهی ایران می باشد، در سالهای اخیر رو به انقراض است . اگرچه همانند ماهی سفید تلاشهای زیادی برای تکثیر مصنوعی این ماهی صورت گرفته است اما متاسفانه عدم توجه و درک صحیح از اکولوژی و نیازهای زیستی این گونه در کنار شرایط نا مساعد زیستگاهی باعث شده است که تلاش متخصصین و پرسنل زحمتکش کارگاههای تکثیر مصنوعی خیلی با نتیجه مثبتی همراه نباشد و همچنان این ماهی جزو گونه های در خطر انقراض بوده که صید آن در دریای خزر ممنوع است.))

اغلب گونه های ماهیان مهم و اقتصادیِ این بزرگترین دریاچه جهان، نیاز به آب جاری رودخانه ها دارند. در غیر این صورت دیری نیست که تصاویر تعداد زیادی از ماهیان دریای خزر را تنها در کتابها خواهیم یافت.

نویسنده : پیمان نهان قدرتی

کارشناس : دکتر اصغر عبدلی

+ نوشته شده در  89/03/11ساعت 12:15  توسط زينب  | 

ماهی ها چگونه در آب تنفس می کنند؟

اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!

پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!

بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.

یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.

جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.

پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.

زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.

کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.

برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.

● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب

اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.

این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.

این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.

فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.

این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.

● جریان مستمر از داخل آبشش ها

هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.

این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.

این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.

در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.

در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.

در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.

اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.

ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.

در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.

لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.

دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.

در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.

شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.

برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.

فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.

تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.

● تنفس پوستی در آب

در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.

بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.

بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.

همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 12:10  توسط زينب  | 

دشمنان امروز نظام حاميان ديروز صدام هستند

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشگاه افسري امام حسين (ع)فرمودند: امروز نيز همان كساني در مقابل ملت ايران قرار گرفته اند، كه در آن زمان(دوران دفاع مقدس) پشتيبان و حامي دشمن ملت ايران بودند، و همانند آن زمان توان رويارويي با مجموعه انساني متكي بر ايمان، عزم، همت و فداكاري را ندارند.

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين مراسم با گراميداشت سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر، اين روز را يك روز فراموش نشدني در تاريخ انقلاب و تاريخ كشور خواندند و تأكيد كردند: عامل اصلي آن حادثه بزرگ و درس آموز، «روح اعتماد به خدا و نيروي خود» بود كه وجود اين عامل هميشه مي تواند، همانند فتح خرمشهر شگفتي بيافريند.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به كلام امام خميني(ره) مبني بر اينكه «خرمشهر را خدا آزاد كرد» ، افزودند: اين سخن امام(ره)، دقيق ترين و حكيمانه ترين سخني است كه درباره اين موضوع گفته شده است زيرا در عمليات بيت المقدس و آزادي خرمشهر، قدرت خداوند متعال در دلها، عزم پولادين، و قدرت ابتكار رزمندگان اسلام تجلي يافت.

فرمانده كل قوا با تجليل از ايمان، ايثار، فداكاري، و دلاوري رزمندگان اسلام در عمليات بيت المقدس بويژه سردار شجاع، آزاده و فداكار، حاج احمد متوسليان، خاطر  جوانان را به مطالعه گوشه هايي از اين عمليات افتخار آفرين كه به رشته تحرير درآمده است، توصيه كردند و افزودند: عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر نه تنها يك ضربه عظيم بر پيكر ارتش بعثي بود بلكه ضربه اساسي بر پيكره نظام استكبار جهاني بود كه در پشت سر ماشين جنگي صدام قرار گرفته بودند. حضرت آيت الله العظمي خامنه اي تأكيد كردند: دشمنان ملت ايران، همانگونه كه در سال 61 شكست خوردند امروز هم قطعاً شكست خواهند خورد.

رهبر انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي ايران را بر خلاف ساير نظامهاي سياسي، داراي پيام دانستند و افزودند: پيام نظام اسلامي، همان ارزشها، انسانيت و نجات ملتها از چنگ قدرتهاي سلطه طلب است و ملتهاي جهان اكنون تشنه چنين پيامي هستند. رهبر انقلاب، اين پيام را عامل اصلي رويارويي جهانخواران با ملت ايران در 31 سال گذشته  برشمردند و با تأكيد بر اينكه اكنون رويارويي دشمنان با ملت ايران در كمال نااميدي انجام مي شود، افزودند: امروز هم محاسبات دشمنان، محاسبات غلطي است زيرا ايستادگي و قدرت معنوي ملت ايران به ويژه جوانان مؤمن و با همت كشور، موجب دلگرمي، بيداري و اميد ملتهاي ديگر شده است.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 11:7  توسط زينب  | 

كنفرانس براندازي ايران از طريق جنگ سايبري در واشنگتن

كريستوفر جي. پتريك " روزنامه‌نگار و ناشر آمريكائي طي گزارشي در آخرين شماره هفته‌نامه "امريكن‌فري‌پرس " مي‌نويسد: اسرائيل مي‌گويد كه دولت ايران بايد برانداخته شود. به همين خاطر شركت‌هاي مزدور چند ميليارد دلاري آمريكا از دولت آمريكا خواسته‌اند تا هزينه‌هاي مالي مورد نياز براي انجام يك عمليات با فناوري بالا براي براندازي دولت ايران را تامين كند.

اين گزارش مي‌افزايد: در جريان كنفرانسي كه اخيرا در واشنگتن با حمايت شركت‌هاي بلندپايه "دفاعي " آمريكا برگزار شد، اين سازمان‌ها متخصصان فناوري و نظامي بلندپايه‌اي را با هدف آموزش نيروهاي ارتش و اطلاعات ايالات متحده گردهم آوردند تا به آن‌ها بياموزند كه چگونه از اينترنت و ديگر ابزارها و نرم‌افزارها در جنگ سايبر عليه ايران استفاده كنند.

پتريك با بيان اين مسئله كه رسانه‌هاي غالب آمريكا به ويژه از زمان انتخابات رياست‌جمهوري سال گذشته ايران با اين ادعا كه دولت اين كشور مردم خود را تحت فشار قرار مي‌دهد، بر طبل جنگ مي‌كوبند، مي‌افزايد: اما آيا واقعا مي‌توان سران ايران را به دليل توبيخ غرب و آرام كردن گروه‌هاي معارضي كه قصد سرنگوني ايران را دارند، سرزنش كرد؟

وي افزود: در كنفرانس اخير كه از سوي شركت مزدور "بنياد عمليات‌هاي اطلاعاتي " و با حمايت مالي "نورتروپ گرومن "، "جنرال دايناميكز "، "سايك " (SAIC ) و برخي ديگر از شركت‌ها برگزار شد، چگونگي فعاليت نيروها براي مداخله در امور ايران، به دقت مورد بررسي قرار گرفت.

نويسنده اين گزارش با اشاره به آن كه خود نيز در كنفرانس مذكور حاضر شده بود مي‌نويسد: در اين كنفرانس صدها مزدور، سرباز و روزنامه‌نگار، 150 افسر نظامي ارتش آمريكا و تعداد بسيار زيادي از تجار آمريكايي حضور داشتند. سخنرانان نيز بطور دقيق چگونگي استفاده از نرم‌افزارها و سايت‌هاي اينترنتي را براي كمك به گروه‌هاي موسوم به "اپوزيسيون ايران " كه خواستار براندازي دولت ايران هستند، آموزش دادند.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 11:2  توسط زينب  | 

زمينه هاي اثرگذاري تهاجم فرهنگي در کشور

زمينه هاي اثرگذاري تهاجم فرهنگي در کشور

خانم دکترسمائي

*با برخي افراد که تعمدا يا از روي بي توجهي چهره ي جامعه را از لحاظ ديني، نجابت و عفاف خارج مي کنند بايد برخوردي قوي و صحيح انجام شود.(مقام معظم رهبري)

در ادبيات بارها از فردوسي و شاهنامه ي او خوانده ايم که در ايام بدبختي و استيصال مردم ايران و وانفساي هجوم مغول سي سال رنج کشيد تا شاهنامه را پديد آورد و بدين وسيله فرهنگ، زبان،آداب و رسوم و حتي داستانهاي ايراني را زنده نگهدارد و تکيه گاه فرهنگي قويي براي مردمي فراهم آورد که بر خاکستر بي فرهنگي و ددمنشي مغول با کهنه لباس خويش نشسته و به ويرانه هاي اين هجوم وحشيانه مي نگريستند.

 تلاش او تا بدانجا ارزشمند و ستودني بود که بعد از مدتي مهاجمان و غاصباني که تا ديروز پير و جوان و زن و مرد اين ملت را به آتش مي کشيدند ، بعد از مدتي چونان ايرانيان مي خوردند و  مي پوشيدند و معاشرت مي کردند، و نه تنها آداب و رسوم که کيش و آيين ايرانيان را نيز پذيرفته و بدان عمل مي کردند.

حال تصور کنيد چه اتفاقي رخ مي داد اگر تلاش فردوسي و معاصران او برابر اين فرهنگ سازي نمي بود؟ طبيعي است بعد از مدتي تحقير هاي نظامي مهاجمان نه تنها مردم را به انزواي اجتماعي مي کشاند و زبان و نمودهاي آداب و سنن آنها را دچار استحاله مي ساخت، چه بسا منجر به دگرگوني زبان، رسوم و حتي دين آنان نيز مي گشت و بعد از مدتي کوتاه نه آييني وجود       مي داشت نه مليتي و نه حتي بارقه هايي از زبان پيشين.

اما براي مردم اين سرزمين ، آنچه ازآب و خاک  ارزشمند تر و حفظش گرانقدرتر است عرصه مرزهاي فرهنگي است که آنها را تا سرحد عاشقانه فدا شدن پيش مي برد و اين باور همان مانع بزرگيست که خواب خوش جهاني سازي را بر هم مي زند.

فوکوياما براي تحقق جهاني سازي ، يعني يکسان شدن همه ي مردم جهان از تمدن کنفوسيوسي تا ارتدوکسي و اسلامي ، همسان سازي فرهنگي را بعنوان راه چاره تجويز مي کند زيرا او معتقد است براي تسلط بر ساير ملل فقط داشتن تکنولوژي، صنعت و قدرت نظامي برتر نياز نيست بلکه شرط نهايي و البته بسيار مهم آن يکسان شدن فرهنگ هاست زيرا فرهنگ که متشکل از بايدها و نبايد هاي مرسوم هر جامعه اي است که گاه منبعث از دين و آيين و گاه متاثر از سنت ديرپاي جامعه مي باشد و چونان مانعي بزرگ در برابر جهاني شدن ايستادگي مي كند.

اما همين تئوريسين ها  براي چپاول هرچه تمام تر ملل چه راه حلي را پيشنهاد مي کنند؟

کالين پاول براي حل اين معضل در کنگره ي آمريکا طرح مشارکت خاورميانه اي- آمريکايي را پيشنهاد  کرد که مهم ترين محور آن برداشتن مرزهاي اخلاقي در روابط زن و مرد و ترويج حضور بي قيد و شرط زنان در جامعه است تا بر اساس مولفه هاي ليبراليستي فرزندان در برابر والدين و زنان در برابر مردان قرار گيرند و با آلوده کردن و عفت زدايي از فضاي ظاهري جامعه، به اهداف امپرياليستي خود نائل آيند. اين پروژه که ما به استناد امام خامنه اي از آن به تهاجم فرهنگي ياد مي کنيم در ايران هم زمان با ساير ملل و البته با سرعتي چندين برابر در اواخر دفاع مقدس آغاز شد. براي آسيب شناسي اين اتفاق در درون کشور شايد نياز باشد آن را قدري تشريح کرد.

تشريح ابعاد تهاجم فرهنگي

شايد براي شما نيز ديدن صحنه هاي حضور دختران و پسران که دل در گروي نفس داده اند و در سطح شهر، به ويژه فضاهاي تفريحي با ظاهري مبتذل جولان مي دهند مکدر کننده باشد، صحنه هايي که نه نشان از فرهنگ بومي دارد نه ديني .

نمود بيروني اين جماعت حکايت از پشتوانه ي کثيفي دارد که از فساد رايانه اي و سقوط اخلاقي در فضاهاي مجازي آغاز مي شود و با پر شدن روز و شب جوانان با شبکه هاي اينترنتي و   ماهواره اي و اسيرشدن در دام مدل هاي سراپا شهواني ِ لباس و آرايش و حتي طرز راه رفتن، علني مي شود. سئوال اساسي اينجاست که چه زمينه هايي سبب آميختگي رفتار و گفتار اين عده با مدل غربي و ليبرالي شده است؟

سي سال پييش ضربه ي بسيار سختي به مدعيان جهاني سازي وارد شد و با انقلابي   "فرهنگي "  در بهمن پنجاه و هفت، غرب  با تمام هيمنه اش در برابر اين حرکت شيعي به مبارزه طلبيده شد.از آن پس برنامه ريزي هاي جهاني تغيير کرد؛  تا ديروز دعوا در استعمار دول بر سر منابع زيرزميني و خاک و آب بود ، از بهمن 57 و به ويژه بعد از شکست هاي پي در پي و مفتضحانه ي غرب و در رأس آن آمريکا در پروژه هاي براندازي سخت و نيمه سخت از حمله هاي نظامي و کودتا گرفته تا ترور اشخاص و مسئولين، آنچه روي ميز طراحان جهاني سازي قرار گرفت، تهاجم فرهنگي و مسخ کيش و آيين و فرهنگ  جوانان اسلامي به ويژه  جوانان شيعي ايران بود. از آنجا که حرکت انقلاب مبتني بر گزاره هاي مقدسي بود که با جهشي فرهنگي ، مولفه هاي فرهنگ غالب جهان، که همانا اصالت بي چون و چراي عقل نفس مدار يعني اومانيسم را، به چالش کشانيده بود بنابراين غرب در مبارزه يي فرهنگي،  ذات حضور مردم در اجتماع از عرصه هاي علمي و سياسي گرفته تا محيط هاي تفريحي را در تيرس تهاجم فرهنگي قرار داد و براي اينکه بتواند مفاهيم بغرنج و فلسفي غرب براي فروپاشي آخرين تمدن قدرتمند جهان يعني اسلام که چون مانعي بزرگ در برابر جهاني سازي با ادبيات صهيونيستي ايستاده بود را به رويه ي عام جامعه بدل کند، همزمان با حمله به باور هاي عميق ديني، به ترويج عقايد و افکار تشکل هاي اجتماعي منحرف غربي نظير هيپي ها، پانکي ها، گروههاي طرفدار موسيقي اعتراضيRAP  و شيطان پرستان اقدام کرد.

 اوائل نشانه هاي اين جنبش منحط، به آرايش کبود و تيره دختران و صليب هاي برعکس به گردن پسران کفِ خيابان خلاصه مي شد اما چندي طول نکشيد که برگزاري کنسرت ها و همايش ها و غيره حتي در مهمترين دانشگاههاي تهران نيز انجام شد.

در کنار اين رويکرد غرب به مقابله با ايران،  مشکلات اقتصادي و تحريم هاي بين المللي  شرايط اجتماعي را سخت کرده بود و مسئولان اجرايي کشور با ناديده گرفتن هشدارهاي مقام معظم رهبري در اهميت دادن به فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگي، رسيدن به سوداي توسعه و پيشرفت آن هم با تقليد از الگوهاي ليبرالي را بر هشدارها ترجيح دادند. باگشوده شدن دروازه هاي کشور به روي مدل هاي غربي زيست و توسعه اقتصادي، ذايقه ي بخشي از جامعه از  خورد و خوراک گرفته تا پوشاک، پابه پاي شيوه زندگي غربي توسعه يافت  و قشري از اجتماع را بيگانه با الگوي زيست اسلامي ساخت. اين قشر کوچک که عمدتا از طبقه بالاي جامعه بود، تنها مقلد الگوهاي ليبرالي نبود بلکه مروج و عنصر فعال تبليغاتي به سود نهادينه سازي رفتار ليبرالي در کشور هم محسوب مي شد. در اين دوران بود که وقتي مقام معظم رهبري خواهان مبارزه جدي با تهاجم فرهنگي شد، سيد محمد خاتمي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت به اين بهانه که به تفاوت فرهنگي قائل است نه تهاجم فرهنگي، استعفا داد؛ اما در دهه يي ديگر که به رياست جمهوري رسيد، وزير ارشاد دولتش همان راهي را که او مي رفت با شدت بيشتري دنبال کرد.

زمينه هاي رشد تهاجم فرهنگي

1- اشتباهات دولت ها در بعد تربيتي: از بعد تربيتي اگر بخواهيم به اين مسئله بنگريم بايد بگوييم که در همان سالهاي نخست بعد از جنگ بود که  زعماي قوم نشستند و فكر كردند كه علت دردها و آسيب هاي اجتماعي ، از اعتياد خانمان سوز كه ديگر آشناي هر خانه اي شده بود،تا بي قيدي هاي اداري و مفاسد اقتصادي و چه و چه، در صد پايين كتابخواني و خلاء روحيه مطالعه در جامعه بويژه قشر جوان چيست؟ همگان  دست در دست هم نهادند تا اين روحيه را احياء و ارتقا دهند ،غافل از اينكه كتاب يعني غذاي روح نيز چون غذاي جسم خوب و بد دارد، و در و ديوار پر شد از روايت جذاب تري از " يار مهرباني " كه قريب بود و غريب مانده بود .

حال آنكه درد جامعه ي ما ،فقدان روحيه ي كتابخواني نبود، بلكه ابتذال كتابخواني بود !!

در طي آن سالها با روي آوردن به ترجمه هاي ناقص و ضد ارزشي  و عمدتا غير علمي، نسخه اي براي دردهاي جامعه پيچيده شد كه برخاسته از انگاره ها و مولفه هاي حاصل از " حذف خدا " از معادلات اجتماعي و مناسبات انساني بود.

و همان ايام بود كه در دانشگاهها روحيه ي پوچ گرايانه ي نيهيليستي " بوف كور "ويا رمان هاي زرد عاشقانه و مستهجن نويسندگان داخلي و خارجي به نازل ترين قيمت به فروش مي رسيد، در حاليکه متوليان فرهنگي متوجه ي عواقب شوم آن نبودند، عده يي هم عامدانه براي پر کردن اوقات فراغت جوانان دارويي تجويز كردند كه نه منشاء علمي داشت و نه ديني که نه دردشان چونان درد جامعه ي ماست و نه راه حل شان در چهارچوب هاي متداول زندگي امروز ما        مي گنجد.

2- عدم اهتمام  قشر ارزشي به حضور موثر و سازنده در فضاهاي عمومي: در بعد اجتماعي و يا جامعه شناختي نيز بايد اعتراف کرد که  عدم اهتمام  قشر ارزشي به حضور موثر و سازنده در فضاهاي عمومي و حتي پرهيز از تفريح و ورزش و کوهپيمايي باعث شد که عملا عرصه به رقيب واگذار شده و جريان مبتذل و غربزده يکه تاز بلامعاند نشان داده شود. با نگاهي اجمالي به فضاهاي تفريحي بدين نتيجه خواهيد رسيد که عدم حضور قشر فرهيخته که در ابتدا به علت مشغله زياد و سپس به علت فضاي آلوده ي اين اماکن است موجب شده است تا سوداگراني که فقط به سود و زيان مي انديشند و لا غير، علاقه و سليقه ي اين مخاطبان که همانا سليقه جامعه جهاني!! است را در اولويت قرار دهند و اماکن فرهنگي روز به روز ضد ارزشي شوند و سايرين نيز به قيمت حفظ سلامت جسم و روان خود از دود و دم اين تفريحات لوده دوري گزينند. حال آنکه بايد با حرکت هايي نمادين و دسته جمعي و به ويژه خانوادگي در برابر بي اخلاقي هاي تفريحي ايستاد.

يکي ديگر از علت هاي اجتماعي چنين ابتذالي در سطح تفريحات جوانان، بي توجهي فرهنگ سازان جامعه براي توليد و نهادينه کردن مدلهاي بومي و سالم تفريح با محوريت خانواده است. متاسفانه خلاء ناشي از اين غفلت  به جايگزيني و ريشه دوانيدن مدلهاي غربي تفريح و لذت در جامعه انجاميده است.

3- نقس سينما و رسانه ملي در توليد قهرمانان بي محتوا: در اين بين نمي توان نقش رسانه ي ملي و البته سينما را در توليد قهرمانان بي محتوا و ظاهري که مثلا آدم هاي موجهي هستند اما تن به هر نوع فسق و فجوري مي دادند شد. فيلم نامه هايي سطحي، آميخته با ماجراجويي هايي اکشن و گفتگوهايي عجولانه با سرانجامي هندي، اين قهرمانان را به الگوهايي بي چون و چرا براي دختران و پسران مبدل مي سازد.  متاسفانه بي توجهي جريان خودي ازتوليد فيلم نامه هاي پر محتوا با درونمايه هاي ارزشي ميدان را بيش از پيش به جريان اپوزيسيون واگذار کرده است.

در اين سالها ما نه فيلم نامه يي ارزشي ساختيم و نه حتي فيلم نامه هاي موجود را نقدي اصولي کرديم؛ حتي فيلم هاي مثلا ارزشي ما كه در حوزه ي دفاع مقدس ساخته مي شود پر است از مهملات، تناقضات و صحنه هاي عشقيِ بي محتوا!

اينجاست كه سينماي طنز هم باقيمانده هاي همان مسائل ارزشي در سينما را آلوده مي كنند! آيا کسي مي تواند منکر تلاش آرام و مداوم براي عرفي کردن گزاره هاي ديني از حجاب و عفاف و حيا و حرمت بسياري از افعال در چنين سينمايي شود؟

حکايت رسانه ي ملي نيز مصيبتي است ناگفتني، مظاهر غربزدگي از دكوراسيون تا روابط زناشويي و الگوسازي هاي منحط آن، آيا بايد انتظاري غير از وضع جامعه ي كنوني داشت؟! 

4- نبود برنامه در ارائه الگوي پوشش: در عرصه ي پوشش و مد هر زمان که خواستيم کار اسلامي انجام دهيم الگوهايي که تنها تفاوت شان با مدل غربي يک روسري 50 سانتي بود را طراحي کرديم  و آخرين تيشه ها را نيز به پيکر حجاب وارد نموديم. غافل اينکه آنچه در دين موضوعيت دارد ابتدا به ساکن  حيا است و حجاب بدون حيا فقط نوعي عذاب بيهوده است.

بايد اعتراف کرد که ما از تصدي فضاهاي غير رسمي موثر بر عرصه ي فرهنگ سازي، از ادبيات و فيلم گرفته تا توليد پوشش و لباس و مد کوتاهي کرديم و اگر بيش از اين بخواهيم با عناد بر راه هاي رفته گذشته اصرار ورزيم و طرحي نو براي مبارزه با خام انديشي جريان رقيب به راه نياندازيم به ناگزير در جزم انديشي خود محکوم به فنا خواهيم شد.

راه حل اين مشكل حضور مؤثر نخبگان متعهد فکري و فرهنگي در عرصه هاي فرهنگي جامعه در گام نخست و برنامه ريزي و توجه وي‍ژه بر فضاهاي غير رسمي فرهنگ ساز از بازي هاي كامپيوتري گرفته تا ادبيات و شعر و هنر و موسيقي در گام بعدي است تا در هر حوزه يي بتوان مظاهر و انواع اسلامي آن را توليد و بدين وسيله باورهاي عميق اسلامي را در قلب و جان جوان ايراني نهادينه كرد.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 10:58  توسط زينب  | 

تخريب جايگاه رهبري، رويکرد جديد جريان فتنه

تخريب جايگاه رهبري، رويکرد جديد جريان فتنه


محمد نوري زاد در نامه توهين آميزي به مقام معظم رهبري نكاتي را ادعاكرده است كه در عين توهين آميز بودن، حكايت از آغاز فاز جديدي از تلاش هاي جريان فتنه براي هجمه به جايگاه رهبري و شخص مقام معظم رهبري دارد.

نوري زاد در نامه جديد خود كه در سايت كلمه منتشر شد، تمام اهتمام خود را براي اشتباه بودن تدابير مديريتي و تصميمات رهبري در تحولات پس از انتخابات 22 خرداد 88  بكار گرفته و مقام ولايت را متهم به مشاوره گرفتن از افراد جاهل كرده است.

در بخشي از اين نامه آمده است: من سابق در نامه اي به آقاي حسين محمدي – از اعضاي دفتر شما- نوشتم كه من از خود خامنه اي به خداي خامنه اي پناه مي برم! و ديگر سراغي از شما نگرفتم. چرا که دانستم شما به دليل محاصره آدم هاي جاهل از تماشاي افق آرزوهاي مردم باز مانده ايد... اكنون اما چرا از زندان براي شما نامه  مي نويسم؟ براي اين كه هنوز ناباورانه به شما، آري به شخص شما اميد بسته ام. باورم بر اين است كه شما مگر براي اين انشقاق بزرگ مردمان چاره اي بينديشيد. شما امروز رهبر كدام مردميد؟ من مردم فراواني براي شما نمي بينم . رهبري،آن هم بر حداقل مردم كه غرور آفرين نيست.

 وي در ادامه حضور مردم در استقبال از رهبري در نقاط مختلف كشور را تلويحاً زير سوال برده و مدعي شده است كه اجتماع فراوان اين مردم هيچ گاه قابل استناد نيست؛ امروز بر كشوري رهبري مي‌كنيد كه مردمش از دست رفته است؛ كشوري كه در گردونه چه كنم، گرفتار آمده است؛كشوري كه در آن اتحاد و يكپارچگي‌اش، بدست خود شما و اطرافيان شما به حاشيه رفته است.

نوري زاد در اين نامه كه به نظر مي رسد متني ديكته شده از بيرون زندان است، با زير سوال بردن تدبير رهبري در ناميدن سال 89 به عنوان سال همت و تلاش مضاعف نوشته است: بهتر بود امسال را سال آشتي ملي مي‌ناميديد.

وي در بخشي ديگر از نامه خود با تكرار ادعاهاي سران فتنه در خصوص بحراني بودن وضعيت كشور مدعي شده است: جامعه ما در جوار يك انفجار بزرگ است!‌ ديگ جوشاني است كه ما به خاطر آزار از خروج پر سر و صداي بخار آن چوب كبريتي در سوپاپ آن فرو كرده‌ايم.. ما به روزهاي پاياني فرصت آزمون خويش رسيده ايم...

نويسنده نامه در فضاي توهم ذهني خويش با متهم كردن نظام به خشونت و متكي به اسلحه و زور، مدعي شده است: اگر باور نداريد به يك آزمون خيالي تن دهيد، ...مردم فقط يك روز پليس و بسيج و اسلحه را بر سر نداشته باشند، آنك خواهيد ديد كشور، و شما چگونه خواهد بود؟!

R ملاحظه: براي فهم رويكرد نهفته در نامه نوري‌زاد و اينكه اين نامه بخشي از يك سناريو براي تخريب وجاهت حقيقي و حقوقي رهبري، ناكارآمد جلوه دادن ايشان و عدم استقلال راي و نظر معظم له مي‌باشد، به قسمتهايي از اظهارات موسوي، در جمع تعدادي از اصلاح طلبان اشاره مي‌كنيم. موسوي در اين نشست مدعي مي‌شود ما متاسفانه با گذشت زمان ارتباط خودمان را بااين مردم (ايثارگران و انقلابيون) از دست داديم و فكر كرديم كه بيشتر از آنها مي‌دانيم و مي‌توانيم به آنها هر چه خواستيم بگوييم و مردم هم بايد اطاعت كنند. از عقل جمعي استفاده نكرديم، موقعيت‌ها و مقامها ‌و ساخت قدرتي كه بر پايه منافع و فساد در بعضي‌ها شكل گرفت موجب شد رجوعمان به توده و اكثريت مردم كاهش پيدا كند و كم كم آن را از دست داديم. در اين زمينه متاسفانه ضعيف شديم، و فقط پوسته اسلامي را نگه داشتيم. وي نيز در ادبيات مشابهي با متهم كردن نظام به ناكارآمدي و تكيه به سياست خشونت، با حمله به بيانات مقام معظم رهبري در خصوص خروج سران فتنه از كشتي انقلاب، آورده است: «مي‌گويند شما از كشتي (نظام) پياده شده‌ايد، از كشتي مسلماني كه پياده نشده‌ايم»

موسوي در ادامه ضمن تلاش براي متفاوت معرفي كردن نظام با اسلام، مدعي شده است: اسلام كسي را نمي‌زند، كسي را نمي‌گيرد، تهمت نمي‌زند، كسي را در زندان نگه نمي‌دارد؟!

R نقد ونظر: رويكرد جديد جريان فتنه براي تخريب رهبري را مي توان حتي در تحركات سر شاخه‌هاي اين جريان در دانشگاهها و ساير استانها نيز مشاهد كرد،از جمله در شبنامه‌اي توهين آميز كه عليه رهبري در دانشگاه ياسوج توزيع شده است، ادعاها و جسارتهاي نوري زاد و موسوي با ادبيات و لحني متفاوت تكرار شده است. مثلاً‌ در بخشي از اين شبنامه آمده است: ‌بقول روحاني شريف و محترم آيت ا... منتظري زمان شاه اگر كسي بي خوابي مي‌گرفت همه آن را گردن شاه مي‌انداختند اما الان همه زير نظر يك فرد است از شوراي نگهبان و قوه قضاييه گرفته تا صدا و سيما و هر مرغداري هم حتما بايد يك نماينده ولي فقيه در آن حضور داشته باشد در حاليكه از هيچ چيز مطلع نيست، نمي‌داند چه بر سر مردم مي آيد نه اين ولايت  بر شما حرام است و ديگر تمام شده است!؟

 در همين راستا اظهارات عبدالحسين مختابادي، در خصوص رد اظهارات رهبري درباره مردود شدن برخي خواص و حمايت صريح از موسوي قابل تامل است. سران جريان فتنه و حاميان خارج نشين آنها با علم به درايت و تدابير مقام معظم رهبري در مديريت بحران پس از انتخابات خرداد 88 و خنثي سازي سناريوهاي پيچيده و تو در توي آنها به اين نتيجه رسيده‌اند كه عقيم ماندن برنامه هاي آنها ريشه در تدبير،هوشمندي و استواري رهبري در برخورد با جريان فتنه داشته و نفوذ و اقتدار ايشان مانعي بس بزرگ براي هر گونه تحرك و تلاش آنها در آينده مي‌باشد بنابراين پس از آسيب شناسي ابعاد، علل و دلايل ناكامي‌هاي برنامه‌هاي خود و عدم اقبال مردم به آنها در تحولات پس از انتخابات و ريزش سريع طرفدارهاي آنها به اين نتيجه رسيده‌اند كه در سناريو جديد در اولويت‌بنديهاي خود ابتدا تلاش خود را روي تخريب وجاهت، كارآمدي، استقلال و تحديد نفوذ رهبري متمركز كنند.

از اين رو جريان فتنه ادعاي فقدان پشتوانه مردمي نظام و رهبري را از بيان افرادي مثل نوري زاد که به ظاهر سابقه اي در حمايت از  رهبري در گذشته دارد، مطرح مي‌نمايد. اين در حالي است که به فرموده امام(ره)، مردم ايران مي دانند که ميزان حال فعلي افراد است و از اين رو بدون توجه به وسوسه خناسان با حضور    بي سابقه خود در تاريخ‌هاي 9 دي88  و 22 بهمن 88 در دفاع از رهبري و نظام اسلامي وارد عرصه مي شوند.

+ نوشته شده در  89/03/05ساعت 10:51  توسط زينب  | 

احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل اعلام كرد: پيشنهادهاي مهم ايران براي اصلاح ان . پي .تي

احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل اعلام كرد:
پيشنهادهاي مهم ايران براي اصلاح ان . پي .تي


به رغم جوسازيهاي محافل سياسي غرب عليه جمهوري اسلامي ايرا ن و تلاش براي فضاسازي عليه رئيس جمهور كشورمان در آستانه سفروي به اجلاس بازنگري در پيمان NPt ، دكتر احمدي نژاد در اين نشست حاضر شد و با ارائه پيشنهادهاي اصلاحي كشورمان به اين اجلاس مدل جديدي از ساختار و دستور كار را براي كشورهاي عضو به جهان ارئه كرد.

دكتر احمدي نژاد در نشست نيويورك يازده پيشنهاد اصلاحي را مطرح كرد كه به رغم تحركات غربي ها و حتي ترك جلسه از سوي نمايندگان آمريكا ،‌فرانسه و انگليس با اقبال اكثريت 150 كشور شركت كننده گان در اين نشست مواجه شد. اين پيشنهادها كه فضاي جديد و افق نويني را از نظر سياسي و حقوقي در مقابل كشورهاي فاقد سلاحهاي هسته اي و راغب به برخورداري از انرژي صلح آميزگشود؛ به شرح زير است:

1- عنوان NPt   بايد به  T.P.D.N (پيمان خلع سلاح و عدم اشاعه سلاحهاي هسته اي) تغيير يابد و خلع سلاح در محور مأموريتهاي آن با سازو كار روشن الزام آور مؤثر و با ضمانت مؤثر بين المللي تعبيه شود.

2- يك گروه مستقل بين المللي با اختياركامل براي تهيه دستورالعمل اجرايي ماده 6 ( خلع سلاح) معاهدهNPt  و برنامه ريزي و نظارت كامل بر خلع سلاح اتمي و جلوگيري از اشاعه تشكيل شود.

3- تضمين هاي جامع امنيتي و الزام آور حقوقي بدون تبعيض و بدون شرط تا حصول خلع سلاح كامل از ناحيه دارندگان سلاح هسته اي

4- همه تحقيقات توسعه و نوسازي سلاح هاي هسته اي و تأسيسات مربوط به آن متوقف شود و تحت نظارت گروه مستقل بين المللي آزمايش شود.

5- يك دستورالعمل كامل ، الزام آور و حقوقي براي ممنوعيت كامل توليد ، انباشت ، ارتقاء ، اشاعه حفظ و نگهداري و استفاده از سلاح هاي هسته اي تدوين شود.

6- عضويت كشورها كه از سلاحهاي هسته اي استفاده كرده اند و با تهديد به استفاده از سلاح اتمي مي كنند در شوراي حكام لغو شود، بويژه آمريكا كه در ژاپن از بمب اتم در عراق از اورانيوم ضعيف شده استفاده كرده است و تهديد به استفاده مجدد مي كند.

7- تمامي همكاري ها با كشوها غير عضو ان .پي .تي  قطع شود و اقدامات تنبيهي عليه آنها اعمال شود.

8- تهديد به حمله يا هر گونه استفاده از سلاح هسته اي يا حمله به تأسيسات هسته اي نقض صلح و امنيت بين المللي محسوب و ضمن واكنش سريع سازمان ملل در اين خصوص، همكاري يا كشور تهديد كننده يا استفاده كننده ازسوي كشورهاي عضو NPt   قطع شود.

9- قطعنامه كنفرانس 1995 در باره منطقه عاري ازسلاح هسته اي خاورميانه بدون قيد و شرط اجرايي شود.

10- سلاح هاي هسته اي در پايگاه هاي نظامي آمريكا و متحدانش مستقر در ساير كشورها از جمله آلمان، ايتاليا، ژاپن و هلند برچيده شود.

11- ساختار فعلي شوراي امنيت ساختاري ناعادلانه و ناكارآمداست و شوراي امنيت فعلي عامل اصلي حمايت از دارندگان سلاح اتمي است. لذا ساختار فعلي بايد اصلاح شود. چرا كه اصلاح و تكميل  NPt   و اصلاح ساختار شوراي امنيت لازم و ملزوم يكديگرند.

اظهارات دكتر احمدي نژاد ازسوي شمار زيادي از شبكه هاي خبري جهان به طور مستقيم از جمله شبكه هاي الجزيره، العربيه، بي بي سي عربي الجزيره‌، انگليسي، فرانس 24، يورونيوز، اي . پي . تي . ان، را شاتودي و رويترز به طور مستقيم منعكس شد. روزنامه فرانسوي لوموند با انعكاس پيشنهادي دكتر احمدي نژاد ، ‌كنفرانس بازنگري NPt   را صحنه زور آزمايي ايران وآمريكا توصيف كرد.

+ نوشته شده در  89/02/14ساعت 23:56  توسط زينب  | 

سران فتنه رو در روي كارگران

سران فتنه رو در روي كارگران


سران فتنه تلاش براي جلب همكاري نهادهاي كارگري با خواسته هاي خود با عكس‌العمل‌هاي تندي از سوي آنها مواجه شده اند.

 علاوه بر آن كه كروبي و موسوي نتوانسته اند حتي جمع كوچكي از كارگران را براي ديدار با خود فراهم آورند، برخي از كارگران انجام چنين ديداري را منوط به «ادب كردن سران فتنه» دانسته اند . تعدادي از تشكل هاي كارگري نيز در روزهاي اخير متقاضي دريافت مجوز براي ترتيب دادن اجتماع هاي اعتراض به سران فتنه در مقابل منازل آنها شده اند و البته اين اجازه از سوي مراجع مسئول داده نشده است. حتي برخي از تشكل‌هاي ناشناخته كارگري مرتبط با ضد انقلاب نيز حاضر به همراهي با فتنه سبز در روز كارگرنشده اند!

وضعيت به گونه اي است كه رسانه هاي خارجي مثل خبرگزاري فرانسه و شبكه‌هاي تلويزيوني العربيه و الجزيره بر انعكاس پيام هاي سران فتنه براي به خيابان ريختن هواداران در سالروز انتخابات 22 خرداد تمركز كرده اند . دو شبكه عربي مذكور به همين منظور در اقدامي هماهنگ كليپي از ديدار اخير موسوي و كروبي را پخش مي كنند. ضد انقلاب نيز كماكان در دو فاز حمايت از سران داخلي فتنه و طرح مطالبه اتخاذ مواضع تندتر از آنها، موضعگيري مي كند. پس از گروهك تروريستي ماركسيستي فداييان خلق گروهك سلطنت طلب اتحاد جمهوريخواهان نيز در بيانيه اي با دفاع از دو گروه مشاركت و مجاهدين توقيف پروانه اين دو گروه عضو جريان فتنه گر را مقدمه برخورد با همه تشكل هاي اصلاح طلب قلمداد كرده است.

در همين حال سايت صهيونيستي «بالاترين» در مطلبي با عنوان «اتحاد سبز» با بيان اين كه «اميدواريم روزي برسد كه شاهد ديدار و دور هم نشيني سياسيون سبز ازآقاي صانعي گرفته تا خاتمي كروبي ، محسن كديور ، سازگارا ، مهاجراني، ابراهيم يزدي، محمد ملكي، سحابي و تافرخ نگهدار و اكبر گنجي باشيم» نوشت:« فرزند احمد (‌كروبي ) و ميرحسين موسوي جرقه‌اش را زده اند و حالا بايد صبر كنيم تا شاهد اتحاد سبز باشيم.»

همين سايت در مطلب مشابهي خطاب به ميرحسين موسوي به قلم فردي كه بر لائيك بودن خويش تأكيد مي كند، با اشاره به سرشوق آمدن خود از تغييرات كلامي موسوي آورده است:‌ «اميدواريم در نطق بعدي شوق من را به همراهي عملي و نيمه خيزم را به گام برداشتن در كنار خودآن بدل كنيد . من فكر نمي‌كنم‌پذيرش‌كسي كه دين را داراي تقدس نمي داند برايتان دشوار باشد.»

ماهنامه آلماني اشپيگل هم در مقاله اي با شجاع توصيف كردن كروبي به بازگويي ادعاهاي دروغ و ساده لوحانه سال گذشته او پرداخته است . سخنگوي وزارت خارجه فرانسه هم خواستار آزادي عمادالدين باقي ( نويسنده هتاك و عضو ستاد انتخاباتي كروبي ) شده است. اما هستند افراطيوني كه پس از كشاندن كروبي به مواضع تباه كننده سال گذشته اكنون پشت او را خالي كرده اند. عباس عبدي يكي از آنهاست. عبدي در گفت و گو با سايت ضد انقلابي روزنت گفته است:« جنبش سبز در چارچوب و روز گذشته نمي‌تواند رهبري‌ مورد نظررا به ‌واسطه كروبي و موسوي به دست آورد.»

«‌دالتون » سفير سابق انگليس در تهران نيز كه هم اكنون تحليلگر موسسه چتم هاوس است ، اوضاع را به ضرر جنبش ( فتنه سبز) توصيف كرده و گفته است تنشهاي سياسي در ايران رو به خاموشي گذاشته است و شرايط فعلي براي شورش فراهم نيست. وي «طرح كاهش اختيارات شوراي نگهبان را يك پروژه خوانده و تأكيد كرده است : «مخالفت آيت الله خامنه اي با اين اقدام ، آب سردي روي پروژه مذكور بود.

در حال حاضر حاضر طبق خبرهايي كه از اردوگاه جريان فتنه گر مي رسد، موضوعاتي مثل ايجاد شبهه در اختيارات ولايت فقيه پس از ناكامي شورش آشكار عليه آن و طرح شعارهايي مثل اجراي كامل قانون اساسي از طريق تشكيلات پنهان عناصر افراطي در برخي استان ها از جمله راه كارهاي مورد نظر جريان فتنه گر است. يكي از هدايت كنندگان جريان فتنه گزار نويسندگان همسو با اين جريان خواسته است ، به خاطر ترميم وجهه فتنه‌گران در افكار عمومي با دورشدن از همكاري با رسانه هاي خارجي مثل بي بي سي و .... به نوشتن مطلب روزنامه هاي داخلي دوم خردادي روي بياورند.

+ نوشته شده در  89/02/12ساعت 12:19  توسط زينب  | 

دیدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

ايام هفته‌ى كارگر صرفاً متعلق به كارگران عزيز ما نيست؛ متعلق به همه‌ى ايرانيان است؛ چون قشر كارگر در حقيقت يكى از صفوف مقدم تلاش عمومى كشور و ملت براى ساختن فرداست. آنچه كه اسلام در مورد كارگر - به معناى عام كلمه - بيان ميكند، تعارف نيست؛ براى دلخوش كردن نيست. وقتى پيغمبر عظيم‌الشأن اسلام خم ميشود و دست يك كارگر را ميبوسد، اين را ديگر نميشود حمل كرد بر يك عمل تعارف‌آميز؛ اين فرهنگ‌سازى است، درس است؛ اين براى اين است كه در امت اسلامى و در طول زمان و تاريخ، سرپنجه‌ى ماهر كارگر و بازوان فعال كارگر قدرشناسى شود. ما با اين چشم به طبقه‌ى كارگر نگاه ميكنيم. كارگر ساده، كارگر ماهر، مهندس، طراح و همه‌ى كسانى كه در سلسله‌ى توليد كار و توليد محصول تلاش ميكنند، مشمول اين تكريم و تجليل اسلام قرار دارند.

 مطالبات كارگرى - كه مطالبات مادى است - به جاى خود محفوظ؛ و همه موظفند اين مطالبات مادى را كه حق هم هست، رسيدگى و برآورده كنند؛ ليكن يك مطالبه‌ى معنوى هم وجود دارد و آن، شأن كارگر است؛ اهميت به تلاش و فعاليت كارگر است؛ فهميده بشود كه اين يك جهاد است؛ اين مهم است. كارگر در پشت دستگاه، يا در حين طراحى و نقشه‌پردازى، يا در كارِ در مزرعه، يا در هر نقطه‌اى كه كار دارد توليد ميشود و محصولى دارد به وجود مى‌آيد، بايد احساس كند و بداند كه يك عمل بزرگ را، يك عمل مهم را، يك ارزش را دارد به وجود مى‌آورد؛ اسلام اين را ميخواهد بيان كند. اين، اعتقاد قلبى ماست. خيلى فاصله است بين اين نگاه و نگاه دنياى مادى، اعم از دنياى سرمايه‌دارى يا دنياى سوسياليستى كه به كارگر به عنوان يك ابزار نگاه ميكند. امروز در دنياى سرمايه‌دارى، گاهى بعضى از كارگرها از لحاظ برخوردارى مادى وضعشان هم خوب است - البته عموميت ندارد، بعضاً اينجور است كه وضعشان خوب است - ليكن همان هم از چشم كارفرما، از چشم سياستگذاران كار و توليد، يك ابزار است؛ مثل يك پيچ و مهره؛ تا وقتى ارزش دارد كه بتواند به آنها ارزش مادى تحويل بدهد، پول تحويل بدهد. خيلى فاصله است بين اين نگاه به كارگر، و اين نگاه كه كارگر را يك مجاهد فى‌سبيل‌اللَّه ميداند؛ براى كارى كه او انجام ميدهد، فراتر از همه‌ى اجرهاى مادى، يك اجر الهى، يك ارزش الهى، يك پاداش الهى در نظر ميگيرد؛ اينها خيلى با هم فاصله دارد؛ اين لازم است، اين آن نياز حقيقى است.

 در نظام اسلامى، در جمهورى اسلامىِ عزيز كشورمان، قشر كارگر از اول انقلاب تا امروز، يك امتحان بسيار خوبى پس داده است. در دوران جنگ تحميلى، همه‌ى كسانى كه بودند، شاهد بودند و ديدند حضور قشر عظيم كارگر را، كارگر شهرى و روستائى را، كارگر صنعتى و كشاورزى را، كارگرهاى خدماتى و غيره را؛ حضور اينها را در عرصه‌هاى نظامى يا در عرصه‌هاى پشتيبانىِ نظامى، همه مشاهده كردند و ديدند كه كارگران ما در آن هشت سال نقش‌آفرينى كردند. غير از آن، از اول انقلاب تا امروز، كارگران در نظام جمهورى اسلامى، يكى از بهترين امتحانها را پس دادند.

 ميدانيد قشر كارگر و شعارهاى سياسى‌اى كه در دنيا براى قشر كارگر فراهم ميشود، هميشه يكى از اهرمهاى فشار بر ضد حكومتهاست. در نظام جمهورى اسلامى، از روز اول دشمنانى سعى كردند از اين اهرم فشار عليه جمهورى اسلامى استفاده كنند. بنده خودم در روزهاى نوزدهم و بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم بهمن سال 57 چند روز متوالى به خاطر يك حادثه‌اى، يك علتى، خبرى كه به ما دادند، رفتم به يكى از كارخانجات جاده‌ى كرج. خود كارگرها به ما خبر دادند، از خود كارخانه به ما خبر رسيد كه يك عده‌اى از وابستگان به گروهكهاى ماركسيستى و چپ رفتند آنجا، تصميم دارند آنجا را پايگاهى قرار بدهند - آنجا هم كه خوب، ولوله‌ى كارگر است؛ اين همه كارخانه در جاده‌ى قديم كرج به صورت متراكم حضور دارند - كارگرها را از آنجا جمع كنند، راه بيفتند به طرف بيت امام و به طرف مدرسه‌ى علوى كه امام در آنجا ساكن بودند، و به خيال خودشان اوضاع را قبضه كنند و در دست بگيرند. بنده رفتم آنجا. آن كارخانه حدود سيصد چهارصد نفر كارگر داشت. عده‌اى كه در آن سالن اجتماع كرده بودند، هفتصد هشتصد نفر بودند؛ يعنى غير كارگرها هم آمده بودند. چند روز من در آن كارخانه صبح رفتم، عصر برگشتم؛ صبح رفتم، شب برگشتم؛ يك روز نزديك به هفت ساعت بنده پشت تريبون ايستادم، صحبت كردم، حرف زدم؛ كسى از آنها آمد، شعار داد، استدلال كرد، جواب دادم، توجيه كردم. بالاخره كارگرها خودشان آن گروه مخرب را از كارخانه اخراج كردند، بيرونشان كردند. از آن روز تا امروز، ايجاد شعار سياسى، به دست گرفتن اهرم سياسى به وسيله‌ى كارگر عليه اسلام و عليه نظام اسلامى، در برنامه‌ى دشمنان اسلام و دشمنان جمهورى اسلامى بوده است. سى سال است كه آنها تلاش ميكنند از اين اهرم عليه نظام جمهورى اسلامى استفاده كنند، و سى سال است كه كارگران كشور ما توى دهن آنها ميزنند. اين، شناخت ما از قشر كارگر است. اين، صميميت بين قشر كارگر و نظام اسلامى است، كه تكيه دارد بر ايمان؛ تكيه دارد بر آن پايه‌ى مستحكمى كه نظام اسلامى بر اساس آن به وجود آمده است. لذاست كه حركت مجموعه‌ى كشور، در جهت توليد، با محوريت كارگر و توليدكنندگان كار - اعم از كارگر و كارفرما - پيش خواهد رفت و نميتوانند اخلالى به وجود بياورند.

 خوب، حالا به ماهيت قضيه نگاه كنيم. پيشرفت مادى كشور در درجه‌ى اول، متوقف بر دو عنصر است: يك عنصر، عنصر علم است؛ يك عنصر، عنصر توليد است. اگر علم نباشد، توليد هم صدمه مى‌بيند؛ كشور با علم پيش ميرود. اگر علم باشد، اما بر اساس اين علم و بر بنياد دانش، توليد تحول و تكامل و افزايش پيدا نكند، باز كشور درجا ميزند. عيب كار ما در دوران حكومت طواغيت اين بود كه نه علم داشتيم، و چون علم نبود، نه توليد متكى بر پايه‌ى علم و پيشرونده و رشديابنده داشتيم. لذا دنيا وقتى وارد ميدان صنعت شد، پيش رفت؛ قاره‌ى آسيا كه ديرتر از اروپا وارد ميدان صنعت شده بود، پيش رفت؛ ولى ما بر اثر حكومت اين طواغيت و شرائط گوناگون، عقب مانديم. اگر ميخواهيم جبران كنيم - كه ميخواهيم، و ملتمان حركت هم كرده است و به ميزان زيادى پيش هم رفته است - بايد به علم و توليد اهميت بدهيم؛ بايد در مراكز علم، در مراكز تحقيق، با شكلهاى نو و مدرن پيگيرى شود. چند سال است كه من روى مسئله‌ى علم تكيه ميكنم و الحمدللَّه چرخهاى پيشرفت علمى و توليد علم در كشور به حركت درآمده است؛ البته بايد باز هم سرعت بگيرد، هنوز اول راهيم.

 و دوم، توليد است. توليد، چه در عرصه‌ى صنعت، چه در عرصه‌ى كشاورزى، از اهميت درجه‌ى اول برخوردار است. كشورى كه توليد نداشته باشد، خواهى نخواهى وابسته است. اگر همه‌ى نفت و گاز دنيا هم زير زمينهاى ما و در چاه‌هاى ما ذخيره شده باشد، به دردمان نميخورد؛ كمااينكه مى‌بينيد كشورهائى وجود دارند كه از لحاظ ذخائر معدنى و طبيعى - چه ذخائر انرژى، چه ذخائر فلزهاى بسيار ذى‌قيمت و كمياب - در كمال ثروتمندى هستند؛ اما خودشان بر روى اين زمينى كه زيرش اين همه گنج خفته است، زندگى نكبت‌بار و فلاكت‌بارى دارند. بايد توليد در كشور - بخصوص توليد دانش‌بنيان، متكى به دانش و مهارتهاى علمى و تجربى - پيش برود؛ اين به دست كارگر و كارفرماست. مديريت آن هم با دولت است؛ بايستى سازماندهى كنند، كار كنند. اين سياستهاى اصل 44 كه ما چند سال پيش به دستگاه‌هاى دولتى و قانونگذارى ابلاغ كرديم، ميتواند نقش ايفاء كند؛ منتها بايستى همه‌ى دقت لازم را در اينجا بكنند.

 بشر موجود عجيبى است عزيزان من! گاهى عبادت و نماز شب هم ميشود وسيله‌ى نفوذ شيطان، وسيله‌ى فريب نفسِ خود انسانى كه دارد نماز شب ميخواند! همه‌ى ايده‌هاى خوب، همه‌ى فكرهاى خوب و شريف ميتواند منفذى بشود براى شيطان. سياستهاى اصل 44 خيلى خوب است، خيلى لازم است و حتماً بايد با گسترشِ تمام اجرا شود؛ اما مراقب باشند مثل آن نماز شبِ دام شيطان نشود. از اينجا هم ممكن است شيطانها نفوذ كنند. بارها گفته‌ام؛ آدمهاى سوءاستفاده‌چى، قانوندانهاى قانون‌شكن، كسانى كه بلدند چه جورى سر مأمور و مسئول و رئيس و مرئوس و آدم كوچه و بازار را بپيچانند، براى اينكه به يك طعمه‌اى دست پيدا كنند؛ اينها كارخانه را بخرند، بعد به بهانه‌هاى گوناگون كارخانه را زمينگير كنند، كارگرها را بيكار كنند؛ بعد از ماشين‌آلات فرسوده‌ى همان كارخانه، پول فروشش را در بياورند، از زمين آن كارخانه هم به ميلياردها و آلاف و الوف برسند؛ از اين كارها شده است، ميشود؛ بايد همه حواسشان جمع باشد.

 مسئله‌ى ديگر در زمينه‌ى كار، رابطه‌ى كارگر و كارفرماست. هر دو روشى كه در دنياى متعارفِ زمان ما معمول بود - روش سوسياليستى و روش سرمايه‌دارى - غلط است. در منطق تفكر سوسياليستى، كارگر و كارفرما دو تا دشمن بودند در مقابل هم؛ دو تا دشمن، به خون هم تشنه؛ اين تحليلشان بود. راه‌حلى هم كه نشان دادند، راه‌حل ضايعِ باطلِ غلطى بود: مالكيت دولت بر همه‌ى منابع توليد و ابزارهاى توليد؛ كه بعد از گذشت چند دهه، به آن فضاحت انجاميد. آن يك نگاه بود، كه نگاه دشمنى و ستيزه‌گرى بين كارگر و كارفرما بود. نگاه ديگر، نگاه منطق غربى است كه كارفرما سلطان كارگر است، صاحب‌اختيار كارگر است، كارگر ابزارى است در دست او و در اختيار او. اين هم تحقير شخصيت انسان است؛ غلط اندر غلط. هر دو نگاه، غلط است.

 نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مى‌آيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحه‌ى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همه‌ى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريه‌ى اسلام در مقابل نظريه‌ى تضاد ماركسيستى، نظريه‌ى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئله‌ى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطه‌ى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مى‌آيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحب‌اختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شده‌ى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايه‌ى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياست‌سازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحله‌ى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.

 ما عقبيم عزيزان! البته اگر با دوران طاغوت مقايسه كنيم، خيلى جلوئيم. در دوران طاغوت، براى كوچكترين بخش و عنصر از مجموعه‌ى توليد و ماشين و كارخانه و صنعت، ما محتاج بيگانه بوديم. كارخانه‌هائى هم كه توليد ميشد، كارخانه‌هاى مونتاژ و صددرصد وابسته‌ى به بيگانه‌ها بود. نه طراحى بلد بوديم، نه ساخت بلد بوديم، نه شناخت عناصر لازم بلد بوديم. همه چيز را بايد از ديگران ميگرفتيم، ميخواستيم، التماس ميكرديم، نفت ميداديم، پول ميداديم، آبرو ميداديم، قدرت سياسى ميداديم، زير بار سلطه‌ى آنها ميرفتيم تا به دست بياوريم. امروز ملت ايران خدمات فنى را صادر ميكند. امروز كشور شما يكى از برجسته‌ترين و در طراز بالاى سدسازى و نيروگاه‌سازى در همه‌ى دنياست. اين كجا، آن كجا؟ امروز كارهائى را كه شما داريد انجام ميدهيد - كارهاى صنعتى، خدمات صنعتى، خدمات فنى - در بسيارى از كشورها مشترى دارد. در خيلى از كشورهاى دنيا خطوط توليد داريد راه مى‌اندازيد. اصلاً اين حرفها در دوران طاغوت معنى نداشت. ما برويم براى يك كشورى، يك كشور پرجمعيت، احياناً داراى نفت، داراى ثروت، خطوط توليد راه بيندازيم؟! توليد صنعتى؟! اين حرفها اصلاً معنى نداشت؛ اما امروز تحقق پيدا كرده است. بنابراين نسبت به گذشته، ما خيلى جلوئيم؛ اما نسبت به آنچه كه شأن ملت ايران است، نسبت به آنچه كه لازمه‌ى ميراث تاريخى ماست، نسبت به آنچه كه بايد ايران در مجموعه‌ى كشورهاى دنيا باشد، ما عقبيم؛ بايد جلو برويم. خيلى كار لازم داريم. من كه عرض ميكنم «همت مضاعف»، براى اين است. همتمان فقط اين نباشد كه حالا اين سنگ را از جلوى پايمان برداريم - اين كه چيزى نيست - همتمان بايد رسيدن به سر قله باشد. همت مضاعف يعنى اين. خوب، اين مفت به دست نمى‌آيد؛ اين با حرف زدن و گفتن و به‌به و چه‌چه كردن به دست نمى‌آيد؛ اين با ورود - به معناى حقيقى كلمه - توى ميدان كار و ابتكار به دست مى‌آيد.

 همت كارگر، همت مهندس، همت طراح، همت پژوهشگرِ مركز پژوهشى و تحقيقى - كه دارد از اين كار پشتيبانى علمى ميكند - همت كارفرما و پشتيبانى كننده‌ى مالى، همت مسئول دولتى، همه‌ى اينها بايد مضاعف بشود، چند برابر بشود، و ميشود و ميتواند بشود. ظرفيت من و شما خيلى بيش از اينهاست عزيزان من! يك وقت هست انسان يك كارى كه برخلاف ظرفيت كسى است، به او پيشنهاد ميكند؛ خوب، اين عقلائى نيست؛ اما شما يك وقت به يك جوانى كه وقتى به اندام او نگاه ميكنيد، وقتى به عضلات او نگاه ميكنيد، مى‌بيند او ميتواند يك كشتى‌گير درجه‌ى يك باشد، ميتواند يك ژيمناست درجه‌ى يك باشد، ميتواند در فلان رشته‌ى ورزشى بشود درجه‌ى يك، ميتواند ستاره‌ى اين كار بشود؛ ميگوئيد: آقا برو تلاش كن. اين فرق ميكند با آن آدم ضعيفى كه بيست سال هم ورزش بكند، نميتواند يك كشتى‌گير خوب بشود. ملت ايران مثل همان جوانِ بااستعدادِ خوش‌اندامِ داراى ظرفيتى است كه اگر چنانچه تلاش لازم را بكند، ميرسد به آن قله، ميشود ستاره. ملت ايران اينجورى است؛ اين را نشان هم داده. اينها ادعا نيست، شعار نيست؛ اينها واقعيتهائى است كه از لحاظ مطالعات براى ما روشن بود، تجربه‌ى اين سى سال هم براى ما آن را مثل روز واضح كرد.

 ملتى كه هيچ كس به او كمك نميكند، درهاى محصولات صنعتى و پيشرفتهاى فناورى را به روى او ميبندند، بعد نسل دوم و سوم و چهارم سانتريفيوژ را خودش توليد ميكند! همه‌ى دارندگان قواى هسته‌اى و صنعت هسته‌اى در دنيا مبهوت ميمانند. خوب، اينها از كى ياد گرفتند؟ ملتى كه از لحاظ علوم زيستى هيچ كس به او كمك نكرده، ناگهان نگاه ميكنند مى‌بينند از سلولهاى بنيادى، حيوان توليدى به وجود مى‌آورد. در دنيا چند تا كشور اين را دارند؟ هفت تا، هشت تا، نُه تا كشور. در بين اين همه كشورها، اين همه مدعيان، ناگهان از رديف دويستم - مثلاً فرض كنيد - مى‌آيد به رديف هشتم قرار ميگيرد. اين حاكى از چيست؟ حاكى از استعداد فوق‌العاده نيست؟ در اول جنگ، ما نميدانستيم آر.پى.جى چيست - آر.پى.جى يك موشك كوچك است؛ آنهائى كه توى جنگ بودند، آن را ديدند و بارها تجربه كردند -  نه داشتيم، نه بلد بوديم، نه جزو سلاحهاى سازمانى ما بود؛ حالا بعد از گذشت چند سال، با تحريم، كشور ما موشك سجيل ميسازد، موشك ماهواره‌بر ميسازد؛ دنيا هم همين طور وا مى‌ايستد، با تعجب نگاه ميكند. اول هم انكار كردند؛ گفتند بيخود ميگويند، دروغ ميگويند، نميتوانند؛ بعد ديدند نخير، هست. در همه‌ى بخشها همين جور است. خوب، اينها معنايش چيست؟ معنايش اين است كه اين جوان خيلى بااستعداد است؛ اين ملت خيلى پرظرفيت است؛ اين نيروى انسانى خيلى باارزش و نازنين است. از اين بايد استفاده كرد. پس ما ميتوانيم. همت مضاعف معنايش اين است كه اين ظرفيت را به فعليت برسانيم.

 دنيائى هم كه در مقابل ايران صف‌آرائى ميكند و دندان نشان ميدهد و پنجه‌ى خونين حواله ميكند و بداخلاقى ميكند و در همه‌ى جاهائى كه دستش برسد، ميخواهد يك اشكالى ايجاد كند، دنياى استكبارى است؛ دنياى تحت‌تأثير و در مشت نظام سرمايه‌دارىِ ظالم و ستمگر است. اين را نميتواند تحمل كند، چون اين از قاعده‌ى آنها خارج است؛ لذا با او دشمنى ميكند، كه مى‌بينيد دشمنى‌ها را در اين سى سال. آنچه كه كم نبوده و همه ديده‌اند و چشمشان پر است، دشمنى‌ها و عنادها و خباثتهاى دشمنان ماست. آنها نتوانستند كارى بكنند، بعد از اين هم مطمئن باشيد هيچ كارى نميتوانند بكنند.

 پشتگرمى ما به الطاف الهى است، به توفيقات الهى است. پشتگرمى ما به همان ايمانى است كه اول اشاره كردم كه در دلهاى شما و دلهاى يكايك ملت ايران رسوخ پيدا كرده است و ريشه‌دار است. وقتى اين پشتگرمى وجود دارد و انسان تلاش خود و نيروى خود را هم به عرصه‌ى عمل مى‌آورد، ميشود «انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات»؛ آن ايمانتان، اين هم عمل صالح. اينكه در قرآن به مؤمنِ داراى عمل صالح، اين همه وعده‌ى نيك داده شده است - پيروزى در دنيا، فلاح و نجاح در عالم معنويت و عالم آخرت، تقرب به خداى متعال، سربلندى و عزت و فيروزمندى در دنيا و آخرت - اينها ديگر نتائج همان ايمان و عمل صالح است. بايد در همين راه پيش برويم.

 رحمت خدا و سلام خداوند بر امام بزرگوار ما كه اين راه را او به ما نشان داد؛ او ما را توى اين راه انداخت؛ او دست ما را گرفت؛ او با آن جوهر الهىِ خود ما را بيدار كرد و به اين وادى كشاند. هرچه اين ملت پيشرفت كند، خداى متعال بر حسنات آن بزرگوار خواهد افزود. و سلام و رحمت خدا بر شهداى ما، بر مجاهدان ما و كسانى كه در اين راه فداكارى كردند، جان خودشان را كف دست گرفتند، آمدند وسط ميدان؛ چه خود آنها، چه خانواده‌هاى آنها، چه آنهائى كه به شهادت رسيدند، چه آنهائى كه آسيب جسمى ديدند، جانباز شدند، و چه آنهائى كه بحمداللَّه براى ملت ما باقى ماندند. خداوند همه‌ى آنها را مأجور بدارد. اميدواريم همه‌ى شما مشمول توفيقات الهى و مشمول ادعيه‌ى زاكيه‌ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

* بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگران سراسر کشور-۸/۲/۱۳۸۹

+ نوشته شده در  89/02/12ساعت 12:14  توسط زينب  | 

غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو

غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو

بعد از ماهیان باله دار(Finfish)، سخت پوستانی مانند میگوی دریایی، میگوی آب شیرین، خرچنگ ، لابستر و ... از اهمیت بالایی در آبزی پروری برخوردارند. سیستم هورمونی – عصبی و ساز و کار کنترل هورمونی سخت پوستان تا حدودی با ماهیان استخوانی اختلاف دارد. دسته نورون های عصبی موجود در مغز، عقده های عصبی سینه ای، رابط اعصاب کناری و ... جزء نورون های ترشحی – عصبی سخت پوستان می باشد. علاوه بر این ، یک اندام تخصصی ترشحی – عصبی به نام اندام ایکس(X-organ) در بخش پایه ی چشمی قرار دارد. پایه ی چشمی واقع در ساقه ی چشمی (eyestalk) شامل سه عقده عصبی به نام های مدولای بیرونی،‌داخلی و انتهایی می باشد
نورون های عصبی – ترشحی در مدولای انتهایی قرار دارند. آکسون های این نورون های عصبی – ترشحی به اندام عصبی – خونی به نام غده ی سینوسی وارد می گردد. این غده به عنوان مرکز نگهداری و آزادسازی هورمون مطرح می باشد. غده ی سینوسی در قسمت کناری بین مدولای بیرونی و داخلی قرار می گیرد. از آنجایی که غده ی سینوسی برای ذخیره و آزاد سازی هورمون های عصبی که توسط نورون های اندام ایکس ترشح می شود، بکار می رود؛ این اندام را "مجموعه ی اندام ایکس – غده ی سینوسی "(complex sinus gland – x-organ) می نامند.
اندام ایکس چند هورمون ترشح می کند که عبارتند از:
۱) هورمون تغییر دهنده ی رنگ چشم (بوسیله ی تحریک رنگدانه ی رتین )
۲) هورمون موثر در تغییر رنگ بدن
۳) هورمون تنظیم کننده ی قند خون (CHH=crustacean hypergliycemic hormon )
۴) هورمون موثر بر جلوگیری از رشد غدد جنسی یا تخمدان GIH/OIH=Gonad or ovary inhibiting hormone
۵) هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازیMIH=Molt inhibiting hormone
از دیگر نوروپیتیدها ،هورمون محرک غدد جنسی (GSH )است که از عقده ی عصبی واقع در قسمت سینه ای ترشح می گردد .نورون های عصبی ترشحی واقع در گره ی عصبی فوق مری ،عامل آزاد کننده ی هورمون محرک غدد جنسی (GSHRF )را که باعث تحریک ترشح هورمون محرک غدد جنسی( GSH ) می شود، را ترشح می کند.
علاوه بر سیستم های عصبی –ترشحی بیان شده ،چهار غده ی درون ریز زیر در بدن سخت پوستان وجود دارد :
۱) تخمدان؛
۲) غده ی آندروژنیک؛
۳) اندام دهانی ؛
۴) اندام Y
اندام Y (Y-organ )دربخش دهانی بدن قرار دارد .این اندام هورمون پوست اندازی (ecdysone )
که یک هورمون استروئیدی است ،ترشح می نماید. فعالیت ترشحی این اندام بوسیله ی اندام ایکس (باترشح MIH =هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازی )و اندام دهانی کنترل می گردد.MIH از ترشح هورمون اندام Y جلوگیری می کند و اندام دهانی باعث تحریک این اندام می شود.
اندام دهانی (mandibular )با ترشح MF (methyl farnesoate )دررشد تخمدان و ویتلوژنزیس (زرده سازی )نقش دارد.فعالیت اندام دهانی تحت کنترل هورمون پایه ی چشمی می باشد(در بسیاری از سخت پوستان )؛چون با ازبین بردن پایه ی چشمی هورمون MF افزایش می یابد. همانطوریکه گفته شد ، MF نقش تحریک اندام Y را برای ترشح هورمون اکدیزون (هورمون پوست اندازی) برعهده دارد .
پوست اندازی پدیده ای منظم در سخت پوستانی از قبیل میگوی آب شیرین ،خرچنگ ، لابسترو .... می باشد که همراه با رشد آنها اتفاق می افتد.چرخه ی پوست اندازی شامل چهار مرحله ی زیر می باشد:
۱) پیش از پوست اندازی premolt ؛
۲) پوست اندازی molt ؛
۳) بین پوست اندازی intermolt ؛
۴) پس از پوست اندازی postmolt
در طول مرحله ی پیش از پوست اندازی مواد معدنی اسکلت قبلی (قدیمی )جذب و در گاسترولیت (قسمت سخت دیواره ی معده )یا هپاتو پانکراس ذخیره می گردد.در ادامه گلیکوژن در زیر پوست ذخیره شده و مصرف اکسیژن به خاطر افزایش فعالیت های متابولیکی زیاد می شود.در مرحله ی پوست اندازی ،کوتیکول قدیمی به خاطر افزایش اندازه بدن در اثر جذب آب ،از بدن جدا می گردد .در مرحله ی پس از پوست اندازی اسکلت خارجی جدید از طریق ته نشینی دوباره ی کتین و نمک های معدنی تشکیل می گردد.مرحله ی بین پوست اندازی ،مرحله ی سکون می باشد.
هورمون پوست اندازی بوسیله ی اندام Y در مرحله ی پیش از پوست اندازی و بین پوست اندازی ترشح می گردد. در مرحله ی پس از پوست اندازی در اثر ترشح هورمون MIH از اندام ایکس ، ترشح هورمون پوست اندازی متوقف می گردد.
غده ی آندروژنیک در جنس نر وجود دارد.بیضه ها به عنوان غدد درون ریز مطرح نبوده ولی غده ی آندروژنیک بصورت غده ی درون ریز عمل می کند. هورمون آندروژنیکی که توسط این غده ترشح می گردد،در ایجاد صفات ثانویه و مراحل اسپرم سازی( اسپرماتوژنزیس) در جنس نر نقش دارد.
اگر غده ی آندروژنیک از جنس نر برداشته شود، ممکن است به جنس ماده تغییر جنسیت دهد و تخمدان درآن شکل پیدا کند.
GIH/OIH که از مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس ترشح می گردد، رشد تخمدان را کنترل می کند. اگر از ترشح این هورمون جلوگیری به عمل آید، تخمدان به سرعت رشد کرده و زرده سازی(ویتلوژنزیس) و رسیدگی جنسی سریعا انجام می گیرد. به خاطر نقش ویژه ی این هورمون در زرده سازی ، آنرا VIH (هورمون بازدارنده ی زرده سازی) نیز می نامند. از این رو ، برای القاء رسیدگی تخمدان در میگو و خرچنگ در سالن تکثیر از تکنیک قطع ساقه ی چشمی استفاده می شود. در هنگام قطع ساقه ی چشمی مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس به همراه ساقه ی چشمی برداشته می شود، در نتیجه تخمدان از اثر بازدارندگی GIH/OIH و MIH رها می گردد.
منبع:

۱- مجیدی نسب، احمد؛ بیماریهای میگوهای پرورشی،انتشارات نوربخش، ۱۳۷۷
۲- Diwan, A.D., Current progress in shrimp endocrinology—A review, Indian Journal of Experimental BiologyVol. ۴۳, March ۲۰۰۵, pp. ۲۰۹-۲۲۳
۳- O&#۰۳۹;Hallora M.J., Color Control in Shrimp, ۱۹۹۰, Association for Biology Laboratory Education (ABLE) ,http://www.zoo.utoronto.ca/able
۴- Thomas P.C., Rath S.C., Mohapatra D.K., Breeding and seed production of Fin fish and Sellfish. Daya puplishing house.۲۰۰۳
http://www.ardalan.id.ir/forum/about2115.html

+ نوشته شده در  89/02/10ساعت 11:38  توسط زينب  | 

دستاوردهاي هسته اي ايران و ناكامي دشمنان

دستاوردهاي هسته اي ايران و ناكامي دشمنان ­

­فتح الله پريشان

در چهارمين جشن سالانه روز ملي فناوري هسته اي، رئيس جمهوري اسلامي ايران ضمن رونمايي از دستاوردهاي جديد هسته اي كشورمان به تهديدات آمريكا نيز پاسخ داد.

اين گزارش تحليلي در صدد است ضمن بيان اجمالي از آخرين تحولات هسته اي مرتبط با ايران به تحليل و بررسي تأثيرات جهاني اين دستاوردها در كاهش تهديدات و نيز چرايي شكست آخرين تلاش هاي رسانه اي و ديپلماتيك هسته اي آمريكا به ويژه نشست گروه 1+5 در نمايندگي انگليس در نيويورك را مورد ارزيابي اجمالي قرار دهد.

نگاهي به آخرين تحولات هسته ای ايران 

پس از برگزاري نشست فصلي نسبتاً ناموفق اعضاي شوراي حكام در اسفند ماه سال گذشته و صدور قطعنامه اي ضعيف در حد بيانيه و همچنين گزارش رئيس جديد و غرب گراي آژانس بين المللي اتمي، يوكيا آمانو، كه ايران را به داشتن برنامه هسته اي -كه صلح آميز بودن آن به زعم وي مشكوك بود- متهم کرد، ركود خبري بر تحولات هسته اي ايران در جهان رسانه اي حاكم شد. اما هنگاميکه در روز 20 فروردين امسال -كه از چهار سال پيش به يُمن دستاوردهاي بومي و ملي دانشمندان جوان كشورمان به روز ملي فناوري هسته اي نامگذاري شده و هر ساله ضمن گراميداشت اين روز، خبرهاي جديد و خوش هسته اي از سوي رئيس جمهور اعلام مي شود- رئيس جمهور از دو دستاورد علمي و جديد رونمايي كرد؛ باعث شد تا بخش خبر هسته اي سايت ها و خبرگزاري هاي جهاني به ويژه كشورهايي كه به نوعي از بازيگران پرونده هسته اي ايران به حساب مي آيند، فعال شود.  

1) دستاوردهاي جديد هسته اي 

دستاوردهاي جديد هسته اي ايران شامل طيفي از دستاوردهاي علمي، فني، اكتشاف معدن جديد اورانيوم تا پيروزي سياسي در عرصه مبارزه بين المللي با دشمنان و مخالفان هسته اي شدن ايران مي شود.

1/1- رونمايي از اولين نمونه سوخت مجازي راكتور تحقيقاتي تهران: كارشكني آمريكا و غرب در تحويل سوخت 20 درصد براي مصارف علمي، تحقيقاتي و پزشكي راكتور تهران كه طبق يادمان ها و معاهدات هسته اي بين المللي، ايران از 6 ماه قبل روند اتمام آن را به آژانس اعلام كرده بود، باعث شد ايران به فكر توليد بومي اين سوخت بيفتد و با تلاش شبانه روزي دانشمندان خود فناوري توليد آن را کسب کند. البته ايران به دليل رعايت مراتب ايمني هسته اي قصد دارد فناوري توليد اين سوخت را در سه مرحله و به صورت فرآيندي انجام دهد.

مرحله اول كه از آن رونمايي شد، مرحله توليد سوخت مجازي و استفاده از ذرات مس در آلياژ مخصوص از آلومينيوم بود كه در مرحله دوم طبق اعلام دكتر صالحي قرار است به جاي مس از ذرات اورانيوم استفاده شود و در مرحله پاياني سوخت واقعي توليد و آزمايش شود.

2/1- رونمايي از نمونه اول نسل سوم سانتريفيوژها: در ارتباط با فعاليت هاي غني سازي استفاده از ماشين ها و ابزار خاص كه تحمل گردش هاي چند هزار رتبه در ثانيه را داشته باشند از نيازهاي اوليه صنايع هسته اي است. از اين ماشين ها كه اصطلاحاً به آنها سانتريفيوژ مي‌گويند تاكنون چند نمونه توليد و در صنايع هسته اي جهان بهره برداري شده است. نسل اول و دوم اين ماشين ها كه براي توليد اورانيوم غني شده با غناي كمتر از 5 درصد به كار گرفته مي‌شود، از توان جدا سازي اورانيوم به ترتيب در حدود 8/1 و 5 برخوردارند. ماشين طراحي شده جديد اين توان را با شش برابر افزايش به 10 مي رساند. نكته حائز اهميت در اين نسل از ماشين هاي سانتريفيوژ، دستيابي علمي به قطر 200 ميليمتر است كه نتيجه اين دستاورد اينكه علاوه بر افزايش توان جداسازي، مقدار توليد در واحد زمان را نيز در اين ماشين ها افزايش خواهد داد. اين دو امر فاكتورهاي بسيار مهمي در فناوري هسته اي و غني سازي اورانيوم مي باشند.

3/1- روند تكميلي سايت فردو: در راستاي انجام اقدامات پيشگيرانه در مقابل تهديدات و جنگ رواني برخي كشورها عليه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي كشورمان و جلوگيري از هر گونه اختلال و وقفه احتمالي در آينده براي تأمين سوخت راكتور هسته اي، ساخت تأسيسات مربوط به فعاليت غني سازي در سايت فردو كه به لحاظ امنيتي از پوشش تأميني مناسبي برخوردار است، در دستور كار سازمان انرژي اتمي كشورمان قرار گرفت. به رغم جنگ رواني وسياه نمايي رسانه اي جهاني در اين خصوص هم اكنون اين سايت روند تكميلي خود را با موفقيت سپري مي كند. البته مطابق دستور رئيس جمهوري و پيش بيني آن در برنامه توسعه كشور مقرر شده است كه نظير چنين سايت هايي درنقاط مختلف كشور تأسيس شود. اين مورد مهم نيز در حال   طراحي هاي اوليه براي مكان يابي مناسب كه از پدافند طبيعي برخوردار باشد، است و به جد در ليست كارهاي سازمان انرژي اتمي قرار دارد.

4/1- بهره برداري از نيروگاه بوشهر تا شش ماه ديگر: با پايان يافتن مراحل تست خطيري همچون تست هاي فشار 250 آتمسفر مدار اول، تست فشار 110 آتسمفر مدار دوم و تست استحكام و مقاومت سنجي كره فلزي نيروگاه، جدي ترين تست نيروگاه كه تزريق آب گرم است در حال پيگيري و انجام مي باشد كه با پشت سر گذاشتن اين مرحله و موفقيت در بارگذاري سوخت، در تابستان سال جاري شاهد فعاليت توليد برق هسته اي در ايران براي نخستين بار خواهيم بود.

5/1- پيگيري و اجراي جدي ديگر مأموريت‌هاي هسته‌اي: در حوزه استخراج سنگ معدن اورانيوم به عنوان ماده اوليه و پايه براي تغذيه صنايع هسته اي، ضمن اينكه عمليات آماده سازي و تجهيز اورانيوم ساقند يزد با شتاب بالايي در حال اجراست، برنامه جامع اكتشاف اورانيوم در حوزه هاي زمين شناسي كشور نيز در دستور كار سازمان قرار گرفته است. در راستاي اجراي اين برنامه در اواخر سال گذشته در منطقه ناريگان يزد ذخاير اورانيوم قابل توجهي شناسايي و كشف شد. اين امر در ساير حوزه هاي رسوبي مستعد در مناطق مختلف كشور در حال پيگيري و انجام است .

انجام اين پروژه در خنثي سازي فاز تبليغات رواني غرب مبني بر پايان ذخاير اورانيوم ايران شايان توجه است. از جمله آلودگي‌هاي صنعت هسته‌اي كه در صورت برخورد غير كارشناسي پيامدهاي خطرناك زيست محيطي و انساني دارد، صنعت پسمانداري هسته‌اي است در اين راستا در سال 88 عمليات طراحي و آغاز مراحل اجرايي احداث تاسيسات دفن پسمانده‌هاي پرتوزا سرعت قابل توجهي گرفته است. در صنايع پزشكي هسته‌اي، صنعت و كشاورزي نيز پيشرفت‌هاي خوبي حاصل شده است. اجراي طرح ملي توليد راديو داروها براي كاهش وابستگي به خارج در صنايع پيشرفته پزشكي باعث شد ايران در پروژه‌هاي تحقيق، توسعه و توليد راديوداروهاي تشخيص و درماني، كيت‌هاي بيومولكولي و چشمه‌هاي راديوايزوتوپ پزشكي نظير ژنراتور موليبدن 99 و يد 131 و ديگر راديو داروهاي درماني و تشخيص به خودكفايي برسد و از واردات آنها بي نياز گردد.

2) شكست 1+5 بر سر اجماع عليه ايران

در حالي كه ملت ايران دستاوردهاي جديد هسته‌اي خود را جشن گرفته بود، جديدترين نشست كشورهاي عضو گروه 1+5 در نمايندگي انگليس در نيويورك به مدت 3 ساعت پشت درهاي بسته برگزار شد؛ اما بدون كسب نتيجه و اجماع بر سر راهکاري در مورد ايران به پايان رسيد. سوزان رايس نماينده دائمي آمريكا در سازمان ملل ابراز اميدواري كرد اين گفتگوها در روزهاي آينده در پايتخت‌ ديگر كشورهاي عضو ادامه يابد.

از جمله موضوعات محوري اين نشست، بررسي پيش نويس قطعنامه تحريم‌هاي جديد عليه ايران بود. در سالهاي اخير آمريكا تلاش محوري زيادي به خرج داده تا ايران را وادار به دست شستن از فناوري صلح آميز هسته‌اي به بهانه امكان انحراف اين کشور به سمت تسليحات نظامي نمايد؛ ولي از آنجا كه قرائت و دريافت ديگر اعضاي 1+5 و بويژه كشورهاي عضو گروه نم از رويكرد هسته‌اي ايران غير از گفتمان آمريكايي است، با مخالفت روسيه و چين مواجه مي‌شود اين بار نمايندگان اين دو كشور دليل اصلي شكست نشست اخير را عدم اجماع اعضاء بر سر چگونگي برخورد با ايران مي دانند. در واقع دو ديدگاه جدي در برخورد با ايران در بين اعضاي گروه 1+5 وجود دارد:كشورهاي غربي اين گروه خواستار برخورد تنبيهي و تحريمي با ايران هستند و در نيت خواني از رويكرد هسته‌اي ايران تلقي باطل تلاش براي ساخت تسليحات هسته‌اي توسط ايران را دارند؛ اما گروه كشورهاي غير غربي بويژه چين و روسيه راه حل مسالمت آميز و مذاكره سياسي را براي برون رفت از آنچه آن را بحران هسته‌اي ايران مي‌خوانند، دنبال مي کنند. از جمله استنادات اين كشورها گزارشات آژانس بين المللي انرژي اتمي مبني بر عدم انحراف برنامه هسته‌اي ايران به سمت سلاح اتمي است.

تلاش‌هاي اخير کاخ سفيد در فشار به مسئولان جديد آژانس و گزارش ترديد آميز رئيس جديد ژاپني اين آژانس در راستاي همان رويکرد آمريکايي است.

3) نااميدي اوباما از كارآيي تحريم ها عليه ايران

از جمله دستاوردهاي جشن‌ روز ملي فناوري هسته‌اي كه به ويتريني براي اعلام آخرين دستاوردهاي هسته‌اي کشور تبديل شده اين است كه دشمنان ايران را با هراس و رعب از اين پيشرفت‌ها مواجه مي‌سازد.

«باراك اوباما» در مصاحبه با شبكه خبري «اي بي سي» كه روز جمعه منتشر شد گفت: هيچ ضمانتي وجود ندارد كه تحريم‌ها رفتار ايران را تغيير دهد. اما وي معتقد است كه فشار بين‌المللي پايدار مي‌تواند برآوردهاي هسته‌اي تهران را در طول زمان دگرگون سازد.

اوباما كه در برنامه «صبح بخير آمريكاي» شبكه خبري اي بي سي صحبت مي‌كرد گفت: اگر سؤال اين است كه آيا ما ضمانتي داريم كه تحريم‌ها در اين مرحله قادر خواهد بود كه به صورت خودكار رفتار دولت ايران را تغيير دهد، پاسخ البته منفي است.

وي ادامه داد: اگر ما فشار استوار و ثابت بين المللي را به كار ببريم، در طول زمان ايران كه يك رژيم احمقي نيست، كه بسيار مواظب است و اتفاقاتي كه در جامعه بين المللي روي مي‌دهد را زير نظر دارد برآوردهايي متفاوتي درباره ادامه و يا قطع پيگيري برنامه سلاح‌هاي هسته‌اي را آغاز خواهد كرد.

بازتابهاي پيشرفت هسته اي ايران در رسانه‌هاي جهان

رونمايي از دستاوردهاي جديد هسته‌اي با واكنش ها و بازتابهاي وسيعي در جرايد و رسانه‌هاي جهاني بويژه بازيگران اصلي پرونده هسته اي كشورمان مواجه شد. تحليل محتواي اين بازتابها طيفي از ابراز نظرهاي مخالف تا موافق را نشان مي‌دهد. عموماً بازيگران مانع ساز بر سر راه پيشرفت هسته اي ايران كه با رويكردي خصومت ورزانه هر گونه تلاشي براي به شكست كشاندن فعاليت‌هاي ايران در عرصه‌هاي مختلف سياسي، تكنولوژيكي و حقوقي را انجام مي دهند، عبارتند از ايالات متحده آمريكا، رژيم صهيونيستي، فرانسه، آلمان و انگليس از اين رو ملاحظه مي‌شود بازتاب دستاوردهاي جديد هسته‌اي در رسانه‌هاي منسوب به اين كشورها به  گونه اي تهديد آميز است. آمريكا در اين طيف علاوه بر نقش محوري، ميداندار هماهنگي ها براي اجماع گروه 1+5 در راستاي اعمال قطعنامه تحريمي شديدتري عليه ايران است كه علاوه بر موارد سه قطعنامه گذشته بيشتر صنعت بيمه، بانكداري و كشتيراني و بويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را نشانه خواهد رفت. اما طيف ميانه تر بازيگران هسته‌اي ايران از قبيل روسيه و چين كه در نشست اخير نيويورك هم با پيش نويس قطعنامه تحريمي جديد طيف غربي گروه 1+5 مخالفت کردند و به راه حل سياسي و مذاكره تمايلي نشان دادند، به بازتاب خبرهاي پيشرفت‌هاي هسته اي اخير ايران در ابعاد فني و با تاكيد بر پيگيري اين پرونده با رويكرد مسالمت آميز پرداختند.

طيف سوم بازتابها با وجود برخي شيطنت‌هاي رسانه‌هاي عربي منطقه از سوي رسانه‌هاي جهان اسلام و برخي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد بود كه به دليل خط شكني ايران در مبارزه با   بي عدالتي‌هاي بين‌المللي، به پيگيري و بازتاب اخبار هسته‌اي ايران به ويژه تأثيرات سياسي دستاوردهاي جديد تمايل نشان دادند. برخي از اين بازتابها را مرور مي کنيم.

اوباما رئيس جمهور تازه كار آمريكا پنج شنبه هفته گذشته در پراگ پايتخت جمهوري چك، ضمن نمايش دروغين امضاي معاهده جديد كاهش تسليحات هسته‌اي با نااميدي مفرط از اثر بخشي تحريم‌هاي گذشته بر ايران در مصاحبه با شبكه خبري «اي بي سي»‌گفت: هيچ ضمانتي وجود ندارد كه تحريم‌ها رفتار ايران را تغيير دهد اما فشار بين‌المللي پايدار مي‌تواند برآوردهاي هسته‌اي تهران را در طول زمان دگرگون سازد.

از سوي ديگر اوباما در گفتگوي اخيرش با نشريه نيويورك تايمز ضمن اعلام راهبرد جديد هسته‌اي كشورش، به جايگاه ايران و كره شمالي در اين راهبرد اشاره نمود و با  صراحت ايران را تهديد هسته‌اي كرد: «آمريكا در آينده متعهد خواهد شد كه گزينه‌هاي احتمالي اش براي استفاده از سلاح هسته‌اي را كاهش دهد. ما تصميم داريم ديگران را مطمئن كنيم كه قادريم به سمت اتكاي كمتر بر سلاح‌هاي هسته‌اي حركت كنيم و توانايي سلاح‌هاي متعارف ما براي بازدارندگي مؤثر است، به جز برخي شرايط بسيار بغرنج.» اوباما پس از اين سخنان بلافاصله تصريح كرد كه ايران و كره شمالي موضوع راهبرد جديد نخواهند بود.

پيشرفت و موفقيت روز افزون ايران در عرصه فني، علمي و به ويژه بين المللي در برهم زدن بازي اجماع آمريكا در كنار شكست‌هاي متعدد و عدم موفقيت‌هاي اوباما پس از يك سال، دليل تكرار رفتار رئيس جمهور گذشته آمريکا در مواضع اوباماست. از اين رو نوعا رسانه‌هاي آمريكايي به گونه‌اي به گزارش و تحليل اين اخبار پرداخته اند كه در پايان نتيجه گيري نمايندكه تحريم و مقابله با ايران ضروري است و بايد مواضع چين را نيز مانند روسيه براي تمهيد تحريم ديگري عليه ايران فراهم كرد

اما خبر دستاوردهاي جديد هسته‌اي به خبر نخست رسانه‌هاي رژيم صهيونيستي تبديل شد؛ به گونه ای كه روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارونوت» پيشروي اين رسانه‌ها بود و تقريبا همزمان با اعلام دستاوردهاي هسته‌اي جديد، خبر اين دستاوردها را به تيتر يك پايگاه اينترنتي خود تبديل كرد.

«جروزالم پست» و «هاآرتص» نيز ابعاد فني اين دستاوردها را با چينش خاص تحريك آميز در بخش اخبار فوري خود گنجاندند.

گزارشگر شبكه تلويزيوني الجزيره بي تأثير بودن تحريم هاي غربي را عامل پيشرفت بيشتر هسته‌اي ايران در سايه چهار عامل مهم ديگر دانست. اين چهار عامل مهم به زعم وي عبارتند از: پيشنهادات، مذاكرات، تحريم‌ها و سپس غافلگيري.

روزنامه فرانسوي ليبراسيون هم در گزارشي اشاره كرد: با وجود هشدارهاي غرب، ايران بار ديگر اعلام كرد كه در تداوم بخشيدن به برنامه هسته‌اي خود مصمم است و در همين راستا از سانتريفيوژ جديد با قدرت غني سازي شش برابر نسل قبلي پرده برداري كرد.

رسانه‌هاي غربي، چيني، تركي و آلماني نيز به انعكاس اخبار هسته‌اي ايران پرداختند. اين موارد تنها چند نمونه از بازتاب هاي گسترده دستاوردهاي هسته اي ايران بود.

اما سؤال جدي تر اين است كه چرا پرونده هسته اي ايران براي بازيگراني از نوع آمريكا مهم است و دلايل اصرار آنها بر تحريم بيشتر ايران را در چه عواملي بايد جستجو كرد؟

چرايي اصرار آمريكا به تحريم ايران

1- ايران هسته‌اي روز به روز بلكه لحظه به لحظه در اين امر ترقي و به لحاظ فناوري توسعه پيدا مي‌كند. از همين تغيير رويكرد ظاهري دستگاه سياست پنهاني آمريكا در مواضع اوباما هم مؤثر واقع شد و خيلي زود شعارهاي ظاهر فريب اوباما در خصوص گزينش      راه حل سياسي در پرونده ايران رنگ باخت.

 2- تزريق روحيه به سران شكست خورده جريان فتنه سبز دليل ديگري در رفتار سياسي اخير آمريكايي ها مي‌تواند باشد. آمريكايي‌ها به رغم مشاهده ناكامي‌هاي پي در پي جريان نفاق و فتنه سبز هنوز به اقدامات نيم بند آنها دل بسته‌اند و به نوعي اين فشارهاي بيروني در راستاي مطالبات داخلي افراد معتقد به نظريه «فشار از بيرون، چانه زني در داخل» انجام مي‌گيرد. اين در حالي است كه ايران اسلامي در طول اين سه دهه هيچ گاه از اقتدار داخلي و خارجي كه امروز دارد برخوردار نبوده است. همبستگي و انسجام ملت و مسئولان در داخل كه پرده‌اي از آن در تظاهرات دشمن شكن 9 دي و 22 بهمن 88 به رخ رسانه‌هاي جهاني كشيده شد، نمونه‌اي از اين امر است.

3- دست و پا زدن براي دستيابي به اجماع عليه ايران موضوع ديگري است كه باعث بروز اين رفتارها از سوي آمريكا و غرب است. آمريكا و رژيم صهيونيستي به تنهايي خود را در موقعيتي نمي‌بينند كه با ايران درگير شوند؛ از اين رو تلاش مي‌كنند هزينه برخورد با ايران را بين شركاي خود تقسيم نمايند. البته اين برداشت قرون وسطايي از شعور ديپلماسي ديگر بازيگران عرصه جهاني از اوج كوته بيني و بي شعوري سياسي آمريكايي هاست؛ زيرا كشورهايي امثال چين و روسيه و حتي برخي همپيمانان اروپايي آنها كه از بازار مناسب تجاري و اقتصادي در ايران برخوردارند، هيچگاه حاضر نيستند منافع خود را به خطر بيندازند. ضمن اينكه آمريكا بر سر تمهيد اجماع با مشكلات عديده ي ديگري از قبيل چگونگي روند مذاكرات براي رسيدن به اجماع، دوره زماني تحريم‌هاي آتي، واكنش كشورها و شركت هاي خارجي و از همه مهمتر غير قابل پيش‌بيني بودن توانايي‌ها و رفتار ايران در خنثي سازي اين تحريم‌ها و اقدامات مواجه است.

+ نوشته شده در  89/02/10ساعت 11:25  توسط زينب  |